آیت الله مقتدایی/ ولایت فقیه
کد خبر : 8110
پنجشنبه 23 فروردين 1397 - 16:57

آیت الله مقتدایی/ 106

ولایت فقیه| مذمت فرمانروایی زنان در روایت نبوی

وسائل- آیت الله مقتدایی با اشاره به روایت نبوی درباره نشانه های قیامت گفت: از اینکه حضرت در نشانه های قیامت یکی از منکرات را فرمانروایی زنان برشمرده است، عدم جواز ولایت زنان استنباط می شود.

ولایت فقیه| مذمت فرمانروایی زنان در روایت نبوی

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله مقتدایی، در صد و ششمین جلسه درس خارج ولایت فقیه که روز چهارشنبه 6 اردیبهشت 96 در مدرسه مبارکه دارالشفاء برگزار شد، به بررسی روایت اشراط الساعة در شرط ذکورة ولی فقیه و استدلال به آن پرداخت.

آیت الله مقتدایی در ابتدای درس خارج ولایت فقیه بیان داشت: از روایاتی که می توان در بحث بدان استدلال کرد ماجرای پیامبر گرامی اسلام در حجة الوداع است که قفل در کعبه را گرفتند و رو به جمعیت فرمودند که نشانه های قیامت را برای شما بیان کنم؟

ایشان در ادامه افزود: سلمان در جمعیت نزدیک ایشان حضور داشت و وقتی سخن پیامبر را شنید اظهار تمایل کرد که نشانه های قیامت را بشنود. حضرت فرمودند ای سلمان! زمانی می رسد که زنان امیر می شوند و فرمانروایی می کنند. یکی از منکرات که دل انسان را آب می کند این است که زنان مشاوره می دهند و بچه ها روی منبر می روند و موعظه می کنند.

تقریر درس

آیت الله مقتدایی در جلسه گذشته با اشاره به نامه 31 نهج البلاغه گفت: بلاشک اختیار و تدبیر یک کشور امری زائد بر وجود زن است و حضرت مطابق این نامه قرار دادن کاری بیش از توان زن را نهی کرده است.

 

سبک زندگی اسلامی

در بحث اخلاقی راجع به سبک زندگی اسلامی و معاشرت مردم با یکدیگر سخن گفتیم. از مواردی که در اسلام بدان تاکید شده است این است که در ارتباط دوستان با همدیگر انسان وظیفه خود بداند که برادران دینی را اطعام کند و دعوت نماید و هم تاکید شده است که اگر برادر دینی از شما دعوت کرد اجابت کنید و دعوت او را بپذیرید. پس بحث طرفینی است که هر دو طرف موظف به این کار هستند.

مرحوم مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار بابی را به عنوان «باب الحث علی إجابة الدعوة المومن» مطرح کرده است. اگر مومنی دعوت کرد باید اجابت شود و «الحث علی الأکل من طعام أخیه» که اگر دعوت کرد بروید و طعام بخورید. هم بر اجابت دعوت تاکید شده است و هم بر خوردن غذا سفارش شده است.

در اجابت دعوت مومن است که روایاتی نیز در این باب وارد شده است:

1-    «المحاسن عَلِیُّ بْنُ الْحَکَمِ عَنِ الْمُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَزِیدَ وَ مُعَاوِیَةَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ حَقِّ الْمُسْلِمِ أَنْ یُجِیبَهُ إِذَا دَعَاهُ.»[1] از حقوق برادران دینی این است که اگر دعوت کرد شما بپذیرید.

2-    «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ یُجِیبَ دَعْوَتَهُ.»[2] از حقوق واجب مومن این است که اگر دعوت کرد باید اجابتش کنید.

3-    «أمرنا رسول الله بسبع.... وَ إِجَابَةِ الدَّاعِی‏» یکی از هفت توصیه و سفارش پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم این است که دعوت مومن را اجابت کند.

بحث دیگر در مورد اطعام است که هر انسانی وظیفه شرعی و اخلاقی دارد که دوستان را اطعام کند و گرسنه ای را سیر کند. شرط این مساله نیز فقر نیست که حتماً انسان گرسنه ای را اطعام کند. ولو این که غنی هست باز گرسنه می شود و ثواب دارد.

روایات عجیبی در این باب وارد شده است که چند نمونه را بیان می کنیم: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ ثَلَاثَةٌ إِشْبَاعُ جَوْعَةِ الْمُسْلِمِ وَ قَضَاءُ دَیْنِهِ وَ تَنْفِیسُ کُرْبَتِهِ.» [3]در روایت دیگری می فرماید: «عُثْمَانُ بْنُ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَقَالَ یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَفْشُوا السَّلَامَ وَ صِلُوا الْأَرْحَامَ وَ تَهَجَّدُوا وَ النَّاسُ نِیَامٌ وَ أَطْعِمُوا الطَّعَامَ وَ أَطِیبُوا الْکَلَامَ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِسَلَامٍ.»[4] شاهد سخن ما در این روایت اطعام طعام است که مورد سفارش واقع شده است. اگر این موارد را رعایت کردید تمامی شما وارد بهشت می شوید و این توصیه پیامبر گرامی اسلام به خویشانشان بوده است.

در روایت دیگری می فرماید: «...عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءَ السَّلَامِ.»[5]

در روایت دیگری می فرماید: «عُثْمَانُ بْنُ عِیسَى عَنْ حُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَ تُحِبُّ إِخْوَانَکَ یَا حُسَیْنُ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ تَنْفَعُ فُقَرَاءَهُمْ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ أَمَا إِنَّهُ یَحِقُّ عَلَیْکَ أَنْ تُحِبَّ مَنْ یُحِبُّ اللَّهُ أَمَا وَ اللَّهِ لَا تَنْفَعُ مِنْهُمْ أَحَداً حَتَّى تُحِبَّهُ تَدْعُوهُمْ إِلَى مَنْزِلِکَ قُلْتُ مَا آکُلُ إِلَّا وَ مَعِی مِنْهُمُ الرَّجُلَانِ وَ الثَّلَاثَةُ وَ أَقَلُّ وَ أَکْثَرُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَضْلُهُمْ عَلَیْکَ أَعْظَمُ مِنْ فَضْلِکَ عَلَیْهِمْ فَقُلْتُ أَدْعُوهُمْ إِلَى مَنْزِلِی وَ أُطْعِمُهُمْ طَعَامِی وَ أَسْقِیهِمْ وَ أُوطِئُهُمْ رَحْلِی وَ یَکُونُونَ عَلَیَّ أَفْضَلَ مِنَّا قَالَ نَعَمْ إِنَّهُمْ إِذَا دَخَلُوا مَنْزِلَکَ دَخَلُوا بِمَغْفِرَتِکَ وَ مَغْفِرَةِ عِیَالِکَ وَ إِذَا خَرَجُوا مِنْ مَنْزِلِکَ خَرَجُوا بِذُنُوبِکَ وَ ذُنُوبِ عِیَالِکَ.» حضرت در این روایت می فرماید آیا برادران دینی را به منزلت دعوت می کنی؟ ایشان در پاسخ می گوید بله در هر وعده افرادی از دوستان من هستند. حضرت احساس کردند که شاید او دارای غرور شود لذا فرمودند: تصور نکن منتی گردن آنان داری! منت آنان بر گردن تو بیشتر از منت تو برآنان است.

این شخص تعجب کرد و پرسید: من آنان را دعوت می کنم و سیرابشان می کنم و طعام به آنان می دهم چگونه منت آنان بالاتر است؟

حضرت فرمودند: آری، فضل آنان بیشتر است زیرا زمانی که داخل منزل تو می شوند و اجابت دعوت مومن کرده اند و از طرف تو وعیالت مغفرت و آمرزشی شامل حال آنان می شود. مغفرت و آمرزشی نیز از طرف آنان به تو می رسد. زمانی که از منزل تو خارج می شوند گناهان اهل منزل و صاحب منزل را با خودشان بیرون می برند و سبب آمرزش شما می شوند.

پس زمانی که مهمان پذیرایی می شود و می رود سبب آمرزش گناهان صاحبخانه می شود و این فضیلت بزرگی است.

در روایت دیگر حنان بن سدیر از پدرش نقل می کند: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: یَا سَدِیرُ تُعْتِقُ کُلَّ یَوْمٍ نَسَمَةً قُلْتُ لَا قَالَ کُلَّ شَهْرٍ قُلْتُ لَا قَالَ کُلَّ سَنَةٍ قُلْتُ لَا قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تَأْخُذُ بِیَدِ وَاحِدٍ مِنْ شِیعَتِنَا فَتُدْخِلَهُ إِلَى بَیْتِکَ فَتُطْعِمَهُ شُبْعَةً فَوَ اللَّهِ لَذَلِکَ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ.» حضرت فرمودند: ای سدیر! آیا هر روز بنده ای آزاد می کنی؟

پاسخ دادم خیر.

حضرت فرمودند: آیا هر ماه یک بنده را آزاد می کنی؟

پاسخ دادم خیر.

حضرت فرمودند: آیا سالی یک مرتبه بنده ای را در راه خدا آزاد می کنی؟

پاسخ دادم خیر.

حضرت تعجب فرمودند و بیان داشتند: هیچ گاه یکی از شیعیان ما را به خانه ات نمی بری و اگر گرسنه باشد او را سیر کنی؟ به خدا قسم! این کار که برادر دینی ات را سیر کنی برتر از آزاد کردن پیامبر زاده ای در راه خداست.

این جهت که تفاوتی بین فقیر و غنی در سیر کردن مومن باشد این روایت را بیان کردیم.

سدیر در روایت دیگری نقل می کند: «عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا یَمْنَعُکَ مِنْ أَنْ تُعْتِقَ کُلَّ یَوْمٍ نَسَمَةً فَقُلْتُ لَا یَحْتَمِلُ ذَلِکَ مَالِی فَقَالَ أَطْعِمْ کُلَّ یَوْمٍ رَجُلًا مُسْلِماً فَقُلْتُ مُوسِراً أَوْ مُعْسِراً فَقَالَ إِنَّ الْمُوسِرَ قَدْ یَشْتَهِی الطَّعَامَ.»

حضرت فرمودند چه چیزی مانع شده است که هر روز بنده ای آزاد نمی کنی؟

عرضه داشتم توان مالی برای انجام این کار را ندارم.

امام علیه السلام فرمود: هر روز مومنی را سیر کن مانند این است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده ای.

عرضه داشتم این ثوابی که فرمودید برای سیر کردن اشخاص موسر است یا این که معسر باشد؟

امام فرمود: همان شخصی که وضع مالی خوبی دارد گاهی گرسنه می شود و شما می توانی او را سیر کنی.

پس تفاوتی بین غنی و فقیر در سیر کردن مومن وجود ندارد و مانند آزاد کردن بنده ای از وُلد حضرت اسماعیل علیه السلام است.

ممکن است از بستگان و خویشان و یا از افراد غریبه دعوت کند و از این ثواب بهره ببرد.

نظیر همین روایت نیز می فرماید: «عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ حَمَّادٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی مُعَاوِیَةَ الْأَشْتَرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُطْعِمُ مُؤْمِناً مُوسِراً کَانَ أَوْ مُعْسِراً إِلَّا کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِتْقُ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ.» مومنی که دیگری را سیر کند چه موسر یا معسر باشد ثواب عتق رقبه برای او نوشته می شود. این مساله را سخت نگیریم و آن قدر آسان شده است که از این ثواب بهره ببریم که بعداً بیان خواهیم کرد.

 

روایات دال بر شرط ذکوریت ولی فقیه

سه روایت در این مساله بیان شد و اکنون به روایت چهارم می پردازیم.

روایت چهارم

علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از علی بن عباس نقل می کند که مرحوم صاحب وسائل در ابواب جهاد نفس باب 49 روایت 22 مطرح شده است.

«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: حَجَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص حَجَّةَ الْوَدَاعِ فَأَخَذَ بَابَ الْکَعْبَةِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیْنَا بِوَجْهِهِ فَقَالَ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِأَشْرَاطِ السَّاعَةِ وَ کَانَ أَدْنَى النَّاسِ مِنْهُ یَوْمَئِذٍ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِیَامَةِ إِضَاعَةَ الصَّلَاةِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ وَ الْمَیْلَ مَعَ الْأَهْوَاءِ وَ تَعْظِیمَ الْمَالِ وَ بَیْعَ الدِّینِ بِالدُّنْیَا فَعِنْدَهَا یُذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ وَ جَوْفُهُ کَمَا یَذُوبُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ مِمَّا یَرَى مِنَ الْمُنْکَرِ فَلَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُغَیِّرَهُ قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکَائِنٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یَا سَلْمَانُ إِنَّ عِنْدَهَا أُمَرَاءَ جَوَرَةً وَ وُزَرَاءَ فَسَقَةً وَ عُرَفَاءَ ظَلَمَةً وَ أُمَنَاءَ خَوَنَةً فَقَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکَائِنٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یَا سَلْمَانُ إِنَّ عِنْدَهَا یَکُونُ الْمُنْکَرُ مَعْرُوفاً وَ الْمَعْرُوفُ مُنْکَراً وَ اؤْتُمِنَ الْخَائِنُ وَ یُخَوَّنُ الْأَمِینُ وَ یُصَدَّقُ الْکَاذِبُ وَ یُکَذَّبُ الصَّادِقُ قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکَائِنٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یَا سَلْمَانُ فَعِنْدَهَا إِمَارَةُ النِّسَاءِ وَ مُشَاوَرَةُ الْإِمَاءِ وَ قُعُودُ الصِّبْیَانِ عَلَى الْمَنَابِرِ وَ یَکُونُ الْکَذِبُ طَرَفاً وَ الزَّکَاةُ مَغْرَماً وَ الْفَیْ‏ءُ مَغْنَماً وَ یَجْفُو الرَّجُلُ وَالِدَیْهِ وَ یَبَرُّ صَدِیقَهُ وَ یَطْلُعُ الْکَوْکَبُ الْمُذْنِبُ قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکَائِنٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ یَا سَلْمَانُ وَ عِنْدَهَا تُشَارِکُ الْمَرْأَةُ زَوْجَهَا فِی التِّجَارَةِ وَ یَکُونُ الْمَطَرُ قَیْظاً وَ یَغِیظُ الْکِرَامَ غَیْظاً وَ یُحْتَقَرُ الرَّجُلُ الْمُعْسِرُ فَعِنْدَهَا یُقَارِبُ الْأَسْوَاقُ إِذَا قَالَ هَذَا لَمْ أَبِعْ شَیْئاً وَ قَالَ هَذَا لَمْ أَرْبَحْ شَیْئاً فَلَا تَرَى إِلَّا ذَامّاً لِلَّهِ قَالَ سَلْمَانُ وَ إِنَّ هَذَا لَکَائِنٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِه‏»

با پیامبر گرامی اسلام در حجة الوداع بودیم. حضرت در خانه کعبه را گرفتند و بدان تکیه دادند و به جمعیت نگاه کردند سپس فرمودند: آیا به شما اشراط ساعة را خبر ندهم؟ (علائمی که مربوط به وقوع قیامت است و شاید مراد علائم ظهور باشد)

اشراط الساعة در قرآن نیز بیان شده است که می فرماید: «فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِکْراهُم‏»[6] پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را ملامت می کند که چرا در غفلت هستند و متوجه رسیدن قیامت نیستند. علامت قیامت پیدا شده است پس باید متوجه باشید.

اگر شما بگویید این آیه در عصر پیامبر نازل شده است ولی هنوز خبری از قیامت نیست، باید بگوییم روایتی پاسخ می دهد.

« وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّد بِیَدِهِ مَثَلُ ما مَضى مِنَ الدُّنْیا فِیْما بَقِىَ مِنْها اِلاّ مَثَلُ ما مَضى مِنْ یَوْمِکُمْ هذا فِیْما بَقِىَ مِنْهُ، وَ ما بَقِىَ مِنْهُ اِلاَّ الْیَسِیْرُ» مثل دنیا مانند همین است که مقدار عظیم آن گذشته است و مقدار کمی از آن باقی مانده است اما همین باقی مانده نیز زیاد است.

پس درست است که علائم قیامت واقع شده است اما ممکن است باز هم هزاران سال طول بکشد تا قیامت واقع شود.

سلمان فارسی در این روایت مذکور به پیامبر از همه نزدیک تر بود و عرضه داشت بلی یا رسول الله، اشراط الساعه را بفرمایید. پیامبر گرامی اسلام فرمودند: از اشراط الساعة وقوع منکرات و تبعیت مردم از شهوات است. مردم هوای نفس خویش را انجام می دهند و امورشان شرعی نیست. مردم به ثروتمندان اهمیت می دهند و بدان افراد تعظیم می کنند. روزی می شود که مردم دینشان را به دنیا می فروشند. این قضایا و منکرات که واقع شود قلب مومن در درون خودش آب می شود همان طور که نمک در آب ذوب می شود ایمانشان ذوب می شود و قدرت بر تغییر آن ندارد.

سلمان عرضه داشت: یا رسول الله! این مواردی که فرمودید محقق می شود. حضرت فرمودند: به خدایی که جانم در دست اوست این موارد منکری که گفتم در بین مردم محقق می شود.

موارد دیگری نیز بیان فرمودند تا به جمله شاهد سخن ما رسیدند.

فرمودند ای سلمان! زمانی می رسد که زنان امیر می شوند و فرمانروایی می کنند. یکی از منکرات که دل انسان را آب می کند این است که زنان مشاوره می دهند و بچه ها روی منبر می روند و موعظه می کنند.

شاهد ما در منکراتی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در کنار خانه کعبه فرمودند همین جمله ای بود که بیان شد و علائم قیامت را بیان کردند تا به امارت زنان رسیدند.

این روایت تتمه ای دارد که قابل استفاده است که در جلسه آتی عرض خواهد شد./926/ف

تقریر: محسن جوادی صدر

پی نوشت:

[1] . بحار الانوار ج 72 ص 447

[2] . همان

[3] . بحارالانوار ج 74 ص 360

[4] . همان

[5] . همان

[6] . سوره مبارکه محمد آیه 18

 


کد خبرنگار : 38


ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.