vasael.ir

کد خبر: ۱۳۸۲۳
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۳ - 10 July 2019
آیت الله کعبی / ۱۳۳

فقه جهاد | دعوت کننده به سوی خدا باید اهل مقاوت باشد

وسائل ـ آیت الله کعبی صبر و تحمل اذيت و آزارها را يکی از واجباتی که به عهده دعوت کننده است، گفت: به تعبير امروز، اهل مقاومت باشد و به دعوت ادامه دهد. بهترين دليل اين نکته، علاوه بر ادله سابق، مجموعه آيات قرآنی است که پيامبر اکرم(ص) را به صبر دعوت می‌کند و سيره آن حضرت نيز نشان دهنده صبر و مقاومت ايشان و يارانش بود.

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله عباس کعبی استادفقه جهاد| يکي از واجباتي که به عهده دعوت کننده است، صبر و تحمل اذيت و آزارهاست. درس خارج فقه جهاد حوزه علمیه قم 18 آذر ماه سال 1396 در صد و سی و سومین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، گفت: يکي از واجباتي که به عهده دعوت کننده است، صبر و تحمل اذيت و آزارهاست. به تعبير امروز، اهل مقاومت باشد و به دعوت ادامه دهد.

وی افزود: بهترين دليل اين نکته، علاوه بر ادله سابق، مجموعه آيات قرآني است که پيامبر اکرم(ص) را به صبر دعوت مي کند و سيره آن حضرت نيز نشان دهنده صبر و مقاومت ايشان و يارانش بود. از جمله آيات مي فرمايد«فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى‏ وَ هُوَ مَكْظُومٌ لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحينَ».

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با بیان اینکه آيات ديگری نیز در اين زمينه داریم، گفت: از جمله آنها این آیه مربوط به سوره نحل است «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرينَ وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ  إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ».

 

خلاصه جلسه گذشته

آیت الله کعبی در جلسه گذشته گفت: انواع شبهات در زمان رسول گرامي اسلام(ص) نيز وجود داشت. هم شبهه بود، هم افتراء و بدگويي. امروزه نيز اين اتفاقات وجود دارد ساحر و مجنون به پيامبر نسبت مي‌دهند. قرآن مي فرمايد اينان به يکديگر سفارش مي‌کردند چنين بگوييد و اين ريشه در طغيان آنها دارد. اين مساله وجود داشته که همواره تلاش مي‌کردند رهبراي الهي را بدنام کنند.

وی افزود: گاه نسبت افساد به داعيان الي الله مي‌دهند و مي‌گويند مي‌خواهند بر ما مسلط شوند و افساد کنند و دين ما را از بين ببرند. البته کلمه افساد در زمان ما، مي‌گويند تروريست و مبارزه با تمدن و ... يعني مي‌خواهند تمدن را از بين ببرند و به عصر حجر برگرداندند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم بیان داشت: امروز روش استکبار با جريان اسلام گرايي در جهان همين است که رسما تهديد مي‌کنند. از نظر روابط بين الملل، امروز در جهان دو جبهه داريم. يک جبهه استکبار به سرکردگي امريکا و صهيونيست بين الملل، و يک جبهه مقاومت اسلامي به رهبري نظام مقدس جمهوري اسلامي و مکتب حيات بخش امام راحل(ره) و پرچمداري رهبر معظم انقلاب است. از نظر جبهه بندي امروز چنين است که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به وجود آمده است. در اين صف آرايي، جبهه مقاومت اسلامي، پيام تمدني براي بشريت امروز دارد. اين پيام تمدني، چند عنصر دارد.

 

مشروح مطالب مطرح شده در این جلسه را در ادامه می خوانید:

 

نقش صبر و مقاومت در دعوت الی الله

بحث همچنان درباره دعوت الي الله است. يکي از واجباتي که به عهده دعوت کننده است، صبر و تحمل اذيت و آزارهاست. به تعبير امروز، اهل مقاومت باشد و به دعوت ادامه دهد. بهترين دليل اين نکته، علاوه بر ادله سابق، مجموعه آيات قرآني است که پيامبر اکرم(ص) را به صبر دعوت مي کند و سيره آن حضرت نيز نشان دهنده صبر و مقاومت ايشان و يارانش بود. بيشتر آيات دعوت به صبر، آيات مکي است نه مدني. اگر هم در آيات مدني مواردي باشد، براي اين نکته است که وظيفه هر دعوت کننده، صبر و مقاومت است.

 

آيات سوره قلم

از جمله آيات مي فرمايد: «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى‏ وَ هُوَ مَكْظُومٌ لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحينَ»[1] يعني براي حکم خدا صبر پيشه کن و مانند حضرت يونس(ع نباش که درشکم ماهي بزرگ، ندا داد در حالي که غمگين بود. اگر لطف و نعمت خدا شامل حال او نمي شد، در صحراي بي اب و علف، رها مي شد در حالي که مذمت شده بود و از بين مي رفت. اما خداوند چنين نکرد و او را نجات داد و از خوبان قرار داد و به تبليغ رسالت ادامه داد.

در اين آيه شريفه، تهديد وجود دارد. به عقاب و مجازات دعوت کننده اشاره کرده که اگر بي صبري کند، گرفتار مي شود. اگر مايوس و دلزده شود، و وظيفه اش را ترک کند، ممکن است به عذاب دچار شود. ممکن است کسي در جاي تبليغي بماند، و عده کمي به او ايمان بياورند. غمزده مي شود و مي گويد فايده ندارد و منتظر انتقام و معجزه الهي است. حضرت نوح(ع) نهصد و پنجاه سال دعوت کرد، مايوس هم نشد. خداوند خبر داد که ديگر فايده ندارد و حضرت نيز دعا کرد: «فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ»[2] در مورد حضرت يونس(ع) استفاده مي شود که صبر بر دعوت واجب است.

حال اين «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ»[3] به چه معناست؟ يک معنا يعني وظيفه خود را انجام بده و در قيام به وظايف خود کوتاهي نکن و منتظر دستور خدا باش. حکم خدا نسبت به کساني که عناد به خرج مي دهند و اصرار بر کفر دارند، و اينکه حق روشن مي شود و خداوند حکيم است. پس اين آيه يعني منتظر باشد تا بر اساس حکم الهي خداوند خود برخورد کند. آنچه وظيفه شماست، اين است که دعوت را ادامه دهي و به صرف اذيت و آزار، کوتاهي نکن. تهديد آيه نيز مربوط به يادآوري کماجراي حضرت يونس(ع) است. استفاده مي شود که دعوت به خدا حتي اگر توام با اذيت و آزاد دعوت کننده باشد، بايد ادامه يابد.

مساله دعوت به کفار، از جنس صرف امر به معروف و نهي از منکر شخصي نيست. که گفته اند، اگر احتمال ضرر و عدم تاثير و يا مفسده باشد، واجب نيست. اما در اين دعوت الي الله مي فرمايد: ««فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ»[4] حتي اگر اذيت شوي. تازه تهديد هم مي کند که اگر ادامه ندهي، مواخذه مي کنيم. قيام امام حسين(ع) نيز چنين سنخي بود. بجث نجات اسلام بود. دعوت خونين مطرح بود. نه فقط يک امر به معروف و نهي از منکر شخصي.

معناي ديگر «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ» اين است که تسليم امر پروردگار باش. شما کار خود را انجام بده، خدا نيز کار خود را انجام مي دهد. مقاومت کن. باز به هر معنايي بگيريم، وجوب صبر و مقاومت و تحمل اذيت و آزار در دعوت به دست مي آيد. مانند آيه شريفه که مي فرمايد: «فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‏ سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‏ وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى»[5] مي فرمايد تذکر بده اگر سودمند است. که مردم دو دسته مي شوند: توجه مي کنند و برخي توجه نمي کنند. اما مبلغ و دعوت کننده به خدا بايد کار خود را انجام دهد. کوتاهي و عقب نشيني نداشته باشد. بنابر اين آيه شريفه، هيچ سقف و حدي ندارد. بايد بر انجام وظيفه و تکليف صبر کرد.

آن بحث « باخِعٌ نَفْسَكَ»[6] که در برخي ايات مطرح شده است، از باب تسليت به پيامبر اکرم(ص) است. يعني خود را هلاک نکن. يا مي فرمايد: «لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ»[7] غصه نخور، اما از کار خود هم دست بر ندارد. منافات ندارد. شدت دلسوزي پيامبر(ص) را مي رساند نه اينکه بگويد در دعوت سهل انگاري کن.

 

آيات سوره مزمل

در سوره مزمل نيز آمده است: «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَليلاً»[8] مي فرمايد: بر آزار زباني و طعنه هاي دشمنان صبر کن. نهايت اينکه اگر تبليغ فايده ندارد، ترک رابطه کن. اما نه به طور مطلق، بلکه جميل و موقت باشد. فعلا فاصله بگير. چهره با چهره با کساني که عليه شما موضع گيري مي کنند، روبه رو نشو. مقابله به مثل هم نکن که شما مانند آنها رفتار کنيد. مشغول گروه ديگري باش و آنها را هدايت کن. وقتي آنان از سخنان خود دست برداشتند، آنگاه برگرد و تبليغ کن.

هجر و ترک، به دليل اسائه نسبت به نبي است. موقت بودن ترک از کجا به دست مي آيد؟ از هجر جميل. يعني در عين اينکه آنها را ترک مي کني، به فکرشان باش. بنابراين آيه شريفه مي فرمايد اولا تحمل کن. ثانيا ترک مراوده کن، اما به نحو جميل يعني موقت. سپس براي اينکه به پيامبر اسلام(ص) قوت قلب بدهد مي فرمايد: اهل تکذيب و مرفهين را به من واگذار کن. کمي مهلت بده تا عذاب بر آنها نازل شود. البته بعد نيز خداوند عذاب جهنم را يادآوري مي فرمايد.

شاهد ما در آيه شريفه، واژه «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ» است. و همانطور که مستحضريد مخصوص پيامبر اکرم(ص) نيست و حکم شامل همه دعوت کنندگان به اسلام و مبلغان است.؛ من باب تاسي به پيامبر اکرم(ص).

ممکن است گفته شود برخي آيات برخلاف اين صبر را فرموده است. مانند اين آيه شريفه که مي فرمايد:‌ »إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ حينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبيلاً»[9] اين آيه تهديدي براي کفار است. نه اينکه به کفرشان رها کن. يعني خطاب به کفار است که سودي از اين دنيا طلبي خود سودي نمي برند؛ جز خوردن و آرزوهاي دراز. نه اينکه دعوت آنها واجب نيست. در آيات سوره مزمل نيز مي فرمايد«وَ ذَرْني‏ وَ الْمُكَذِّبينَ» من با آنها برخورد مي کنم. اما وظيفه پيامبر(ص) صبر است. مبلغ نبايد بگويد فايده ندارد. نااميد شود. پيش از اين نيز داستان حبيب نجار را بيان کرديم. خداوند دو نفر فرستاد، تکذيب شدند، سومي را فرستاد. و الي آخر. استمرار بر دعوت مهم است.

 

آيات سوره طه

آيات بعد، مربوط به سوره طه است: «فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى‏ وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى»‏.[10]

اين دو آيه بسيار مهم است. اولا دستور به صبر و تحمل دعوت است. صبر کار سختي است به ويژه براي يک مبلغ مکتبي. پيامبر(ص) و اوصياء و علماي رباني، بايد انرژي و قدرت لازمه را داشته باشند. آنچه به مبلغ قدرت مي دهد، ارتباط با خداوند است. لذا در اين آيات هم امر به صبر است و هم امر به تسبيح: «فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» تسبيح نوعي ذکر است. مانند اينکه زماني که عليه پيامبر(ص) صحبت مي کنند بگويد: « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ»[11] حالا چه زماني تسبيح و ذکر بگويد؟ مي فرمايد صبح گاهان و عصرگاهان. «آناءِ اللَّيْلِ» نيز يعني ساعات شب. اوقات شب. هر ساعتي که توانستي. «أَطْرافَ النَّهارِ». نيز يعني نماز ظهر و عصر و امثال آن.

نکته ديگري که اين آيه مي فرمايد اين است که مبلغ دديني ممکن است بگويد من به خدا دعوت مي کنم، اما اينان غافلند و در کاخ هاي خود مشغولند. در نفس مبلغ ممکن است اين اتفاق رخ دهد که بگويد خدا چرا به اينان اينهمه نعمت مادي داده است و متوجه نيستند و به خدا جذب نمي شوند؟! مبلغ اذيت مي شود.

خداوند به رسول اکرم(ص) نيز مي فرمايد: « وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ»؛ يعني در دل اين احساس ايجاد نشود که ممکن است آنها بهره مندي و نصيبي داشته باشند. بلکه اولا اين متاع دنياست. آخرت نصيبي ندارند. ثانيا اين يک بلا و امتحاني براي آنان است که در آن سقوط مي کنند. آنچه خداوند مي دهد و به آن برکت مي دهد و براي دنيا و آخرت فايده بخش است، بهتر و ماندگار است و شما از آن بهره مند شو.

اين دو آيه نيز دستور به صبر بر طعنه هاي کفار و مسلح شدن با ياد خدا در مقابل کفار و بي اعتنايي به دنيا و اعتماد به رزق و روزي خداست. چون به مبلغ ديني سخت مي گذرد و حريص است تا مردم را به خدا دعوت کند.

 

پاسخ به اشکال

اشکال مي شود که اين آيات از بحث اجنبي است. چون بحث ما جهاد است. فترت جهاد نيز بعد از حکومت و قدرت است. آياتي که خوانده مي شود، مکي است و ما آنها را بحث کرديم. وارد مدينه شديم. پيامبر حکومت تشکيل داد و جهاني شد و به ما نيز رسيده است. امروز نيز بايد بگوييم يا مسلمان شويد ياد برخورد مي کنيم. اين ديگر صبر بر دعوت لازم ندارد.

پاسخ اين است که اگر خاطر شما باشد، گفتيم که يک دعوت داريم قبل از جهاد، به عنوان اتمام حجت که وظيفه امام يا منصوب و نائب امام است؛ مانند ولي فقيه و کسي که در راس حکومت است. از اين بحث گذشتيم. سپس گفتيم دعوت ديگري داريم که عام و مردمي است؛ نه حکومتي و ديپلماسي. در دعوت عمومي گفتيم که مراحل دعوت چگونه است. اتفاق در بحث دعوت عمومي، همين آيات مکي مناسب بحث ماست. چون ما در دعوت به خدا نهايتا قصد هدايت داريم.

گفتيم که جوهر و ذات و محتواي اصلي جهاد، دعوت به خداست. تا آنجا که گفته شده «جهاد الدعوه الي الله». سپس گفتيم اين دعوت به صورت مردمي، واجب است و ما دو نوع واجب داريم: امر به معروف و نهي از منکر که ويژه مسلمانان است: « وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»[12] نوع ديگر دعوت کفار به اسلام است که گفته شد وظيفه شرعي عام براي هر مسلماني است. اما مسلماني که مجهز به سلاح علم باشد. لذا گفتيم تحصيل علم، آموزش زبان، آموزش روش هاي تبليغ و... به عنوان مقدمه دعوت واجب است.

حال مي گوييم مرز دعوت تا کجاست؟ اکنون به ايات مکي استناد مي کنيم که مرز آن تا هدايت استمرار دارد حتي اگر توام با اذيت و آزار باشد. اگر گفته شود که آيات مکي نسخ شده يا خاص زمان پيامبر(ص) يا شخص ايشان است، پاسخ مي دهيم: خير؛ اگر ظرف و ظرايط مکه، تکرار شود، اين آيات شامل آنها مي شود. مانند اينکه يک عده مسلمان در چارچوب حکومت طاغوتي زندگي مي کنند و نمي توانند با طاغوت درگير و جهاد کنند. اما مي توانند به صورت آگاهانه به خدا دعوت کنند.

همان شرايط مکه در مورد آنها تکرار مي شود. طاغوت ممکن است زندان کند، شکنجه دهد و خانواده هايشان را آزار دهد. مانند زمان شاه پهلوي. يا مسلماني که به امريکاي لاتين برود و در آنجا مورد اذيت و ازار واقع شود. نبايد دست از تبليغ بردارد و اين آيات مکه بر آن منطبق است.

 

آيات سوره نحل

آيات ديگر در اين زمينه، مربوط به سوره نحل است: «ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرينَ وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ  إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ»[13]

درست است که آيات مکي دستور به صبر مي دهد، اما نسبت به اصل عدالت نيز غافل نيست. اگر اقتضا کند که در شرايط مکه با دشمنان مقابله به مثل شود و بتوان آنان را آزار داد .و تحت فشار قرار داد و ضربه زد، بايد ضربه زد؛ اما نه با شمشير. بلکه مانند روش آنها: « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ» اما باز اگر بتوانيد صبر کنيد، بهتر است. چون شرايط شما شرايط دعوت به خداست و قدرت برخورد کامل نداريد.

در ادامه باز تاکيد مي کند که صبر کن. يعني در عين اينکه دستور به عقاب داده شده است، نهي نمي شويد. نهي ارشادي تنزيهي است. اما باز مي فرمايد صبر کنيد. اينقدر سخت است که مي فرمايد: مگر اينکه خدا قدرت صبر بدهد. در عين حال، ناراحت نباشيد. غصه شان را نخوريد. اگر اينان لجبازي کردند و بر سر کفر خود باقي ماندند، و دست به توطئه هم زدند، دلتنگ نباش. خداوند با اهل تقوا و نيکوکاران است.

قاعده کلي که از اين آيه به دست مي آيد اين است که مبلغ بايد صبر پيشه کند و در راه مقاومت به خدا استقامت به خرج دهد و از خدا نيز مدد بگيرد. يکي از آن مددها، ياد و ذکر خداست. ممکن است بر شخصي مانند پيامبر اکرم(ص) نماز شب هم واجب شود: « قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً»[14] مبلغي که مي خواهد به سنت پيامبر تاسي کند، چنين ارتباطي با خدا لازم است. نمي تواند مبلغ ديني با خدا ارتباط نداشته باشد، اما مردم را به خدا دعوت کند. تناقض دارد. لذا تزکيه نفس ، سلاح مبلغ و داعي الي الله است./900/241/ح

 

مقرر: هادی قطبی

 

منبع: 

[1] . قلم 48 – 50.

[2] . قمر/ 10.

[3] . قلم/48.

[4] همان.

[5] . اعلي/9-11.

[6] . «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً» (کهف/ 6) و نيز «لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ» (شعراء /3).

[7] . «وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ» (نحل/ 127) و يا مي فرمايد: «وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُنْ في‏ ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ» (نمل/ 70).

[8] . مزمل/10 و 11.

[9] . فرقان /42.

[10] . طه/ 130 و 131.

[11] . مومنون / 91 – صافات / 159.

[12] . توبه/ 71.

[13] . نحل/ 125 – 128.

[14] . مزمل/ 2-6.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۷ / ۰۷ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۰:۵۹
طلوع افتاب
۰۶:۱۵:۰۲
اذان ظهر
۱۱:۵۲:۰۴
غروب آفتاب
۱۷:۲۷:۲۴
اذان مغرب
۱۷:۴۴:۳۲