vasael.ir

کد خبر: ۱۲۷۰۰
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۰ - 10 February 2019
آیت الله کعبی / ۱۱۲

فقه جهاد | جواز جهاد ابتدایی با آمریکا

وسائل ـ آیت الله کعبی گفت: امريکا در زمان ما مانند مشرکين قريش در زمان رسول گرامی اسلام(ص) است. لذا مصداق روشن جهاد امروزه مقابله با آمريکاست. و هرکه نسبت به آمريکا کوتاه بيايد، يا با آنها همراهی کند، خائن به خدا و رسول(ص) و اهل بيت(ع) و جمهوری اسلامی و ايران و غيرت وطنی است. اين خيانت بسيار روشن است.

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله عباس کعبی استاد درس خارجفقه جهاد | جواز جهاد ابتدایی با آمریکا حوزه علمیه قم  22 مهر ماه سال 1397 در صد و دوازدهمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، به تبیین جايگاه جمهوري اسلامي و دسته بندي دشمنان پرادخت.

وی اظهار داشت: ما يک جمهوري اسلامي داريم که دار الاسلام و مرکز اسلام است. يک جبهه استکبار جهاني داريم به سرکردگي آمريکا و رژيم صهيونيستي و هم‌پيمانان آنها. و يک جبهه سومي داريم به عنوان جبهه غيرمتعهدها و بي طرفها. از آيات استفاده مي شود که با اين جبهه غيرمتعهدها، روابط داشته باشيم.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: اصل اولي در اينجا جنگ و جهاد قتالي نيست. آمريکا و رژيم صهيونيستي، کشورهاي مخاصم اسلام و جمهوري اسلامي هستند و اين دشمني خود را بارها اظهار کردند.

عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: در واقع همه عناويني که در قرآن کريم به عنوان علت جهاد ابتدايي است، در مورد آمريکا وجود دارد؛ طاغوت، ظالم، مفسد، محارب، ناقض عهد و پيمان، سردمدار جبهه استکبار يعني ائمه الکفر، فتنه گر و در راس فتنه براي تضعيف عقايد مومنين، صد عن سبيل الله و مانع رشد اسلام، اضلال و گمراهي که همه بر امريکا منطبق است. اين مرگ بر آمريکا و اسرائيل منظور همين است.

آیت الله کعبی اظهار داشت: در واقع آنها مخاصم ما هستند و در حال ستيزند و برنامه شان از بين بردن جمهوري اسلامي از همان آغاز بوده و هست. بنابراين دليل ندارد نسبت به اينان کوتاه بياييم.

 

خلاصه درس جلسه گذشته

وی در جلسه گذشته در مورد آیه 16 سوره فتح که برخی این  آیه را برای استدلال به جهاد ابتدائی آورده اند، گفت: از جمله آياتي که کفر محض را علت قتال مي دانند، مربوط به سوره فتح است. خداوند در این آیه مي فرمايد شما به سمت قومي فراخوانده خواهيد شد. يا با آنها مي جنگيد يا تسليم شما مي شوند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم بیان داشت: به نظر مي رسد اين آيه شريفه در مقام مذمت متخلفان از قتال و جهاد است؛ نه در مقام تشريع قتال و بيان احکام آن. «مخلفون» يعني کساني که حاضر نشدند با پيامبر(ص) راه بيفتند و براي فتح مکه آماده شوند. در واقع مي ترسيدند.

آیت الله کعبی تصریح کرد: اين تخلف کنندگان، بهانه هاي مختلفي مي آوردند. خداوند نيز به اينها مي گويد اينطور نيست که شما رها شويد؛ بلکه امتحان مي شويد به اين صورت که با يک قومي که قدرت بالايي دارند، جنگ مي کنيد و آنجا معلوم مي شود تا چه اندازه در دين خود جدي هستيد.

وی گفت: بنابراين آيه در مقام تشريع و حتي بيان احکام قتال نيست. وجهي ندارد که به اين آيه تمسک کنيم و بگوييم علت قتال، کفر محض است.

 

مشروح مطالب مطرح شده در این جلسه را می‌توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید:

 

ديدگاه آيت الله آصفي

بحث همچنان درباره علت قتال است که آيا علت قتال کفر محض است يا کفر به ضميمه نقض عهد و محاربه و افساد و .... نظر ما دومي است. جلسه قبل از علامه طباطبايي(ره) مبحثي نقل کرديم.

امروز ديدگاه مرحوم آيت الله آصفي را نقل مي کنيم. ايشان از متفکران بزرگ معاصر اسلام است و به راستي يکي از ويژگي هاي ايشان اخلاص بود.

ايشان در کتاب «الجهاد»، در فصل اول که در مورد اقسام جهاد بحث مي کنند، در ذيل مساله دوم در بحث جهاد مشرکين مي فرمايند: «من المعلوم ان جهاد المشرکين و قتالهم من قبل المومنين بالله عز و جل هو القدر المتيقن من مجموع الادله علي هذا الغرض المقدس و لکن هل ان جهادهم يجب فيما لو کان المسلمون بوضع دفاعي فحسب، ام انه يجب ابتدائا مثلما يجب دفاعا؟».[1] يعني قدر متيقن جهاد مورد بحث، جهاد با مشرکان است.  

آيا جهاد با مشرکان فقط در وضعيت دفاعي صحيح است يا به صورت ابتدايي هم مي توان با مشرکان جنگيد؟ سپس ايشان چند ادله ذکر مي کنند که جهاد ابتدايي به معناي هجومي با مشرکين، چند دليل ذکر مي کنند:

دليل اول سيره پيامبر(ص) است که در جاي خود بحث مي کنيم. دليل دوم، عموم التعليل که ما قبلا به آن پاسخ داديم و اين آيه را ذکر مي کنند: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصيرٌ».[2]

دليل سوم، اطلاق آيات است. اطلاق آياتي که مي گويد با کفار بجنگيد. مانند: «وَ قاتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ»[3] يا اينکه: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ»[4] يا «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ».[5]

دليل چهارم، عموم آيات و عموم متعلق به آيات. مانند : «وَ قاتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ»[6]  يا «وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ».[7]

دليل پنجم، آيات سوره برائت است که ما به تفصيل پاسخ داديم. آنچه حائز اهميت است اينکه ايشان مي گويد: ما دو طايفه از آيات داريم. يک طايفه همين آياتي است که ذکر کرديم و اطلاق و عموم اينها قتال با مشرکين را ذکر مي کند.

يعني متعلق قتال، مشرک به ما هو مشرک است نه مشرک بما هو معتدي و ساير موارد. اما دسته دوم آيات، اصلا طبيعت قتال در اسلام را طبيعت دفاعي مي داند. سپس مي فرمايند: با اين دو دسته آيات چه کنيم؟ و چگونه جمع بندي کنيم؟

ايشان دو آيه ذکر مي فرمايد: «فَلَقاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلاً»[8] که اگر کفار اعتزال کردند و با شما نجنگيدند و نسبت به شما صلح کردند، خداوند راهي بر شما قرار نداده که با آنها جهاد کنيد.

آيه ديگر مي فرمايد: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»[9] اگر کفار صلح خواستند، شما نيز صلح کنيد. پس کفار در حالي که کافرند و مي خواهند باقي بمانند، و صلح خواستند، شما نيز قبول کنيد.

آيه ديگر مي فرمايد: «سَتَجِدُونَ آخَرينَ يُريدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبيناً»[10] اگر اعتزال نداشتند و سلم نداشتند، آنگاه مي توانيد با اينان بجنگيد.

ايشان مي فرمايد: اگر به آيات اعتازل اخذ کنيم، ديگر دليل قتال به تعبير بنده کفر محض و شرک مطلق نيست. اما اگر اخذ به شرک مطلق کنيم، پس آيات اعتزال چه مي شود؟

 

وجه وجع بين آيات دفاعي و ابتدايي

ايشان مي فرمايد: طبق فن فقاهت و اصول، ما بايد به تخصيص و تقييد رو آوريم. عموم و اطلاق آيات برائت و عموم و اطلاق آيات قتال مشرکين لکفرهم محضا، ممکن است به آيات سوره نساء تقييد بخورد.

«فآيه البرائه التي تقول "وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً"[11] و التي تقول "ُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ"[12] تقيدهما بآيه النساء التي تقول: "فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبيناً"[13] »[14]  

وجه جمع اين دو دسته آيات است اين که کفار يا کناره گيري کرده اند يا نکرده اند. اگر کناره گرفتند، قتال نکنيد و اگر کناره نگرفتند، قتال کنيد. پس علت قتال، کفر محض نيست.

ايشان مي فرمايد: «فتکون النتيجه: قاتلوا المشركين الذين يقاتلونکم فقط اما اذا اعتزلوکم و لم يقاتلوکم و القوا اليکم السلم فلم يجعل الله لکم عليهم سلطانا اي لا يحق لکم ان تقاتلوهم»[15] يا به آيات انفال تخصيص دهيم که مي شود: «قاتلو المشرکين الذين يقاتلونکم، فان جنحوا للسلم ارتفع عنکم الالزام بقتالهم و المرجح لکم ان تجنحوا للسلم»[16]

يعني اگر نگاه کنيم به منطق اصول فقه، بايد چنين باشد که گفتيم. اما در حقيقت اين برداشت ناقص است و نمي توانيم با اطلاق و تقيد يا عموم و تخصيص حل کنيم. ايشان سپس بحثي را مطرح مي کند که بر اساس آن مي گويد: «يجب القتال المشرکين مطلقا» و اين درست است.

 

پاسخ و رد دليل

اما پاسخ ما به اين بحث تقييد و تخصيص، بر اساس تجزيه و تحليلي که داشتيم، اصلا نوبت به تخصيص و تقييد نمي رسد چون آن اطلاق و عمومات تمام نيست و دال بر قتال مشرکين لکفرهم المحض نيستبه تفصيلي که گفتنم.

اما اگر کسي بخواهد آيات را دو دسته کند و اطلاق و تقيد درست کند، اين آيه سوره نساء بهترين آيه اي است که مي تواند بر آن دلالت کند و وجه ما باشد. ديگر فرمايشات اقاي آصفي(ره) مويد ما است که از قرآن به دست مي آيد که علت القتال کفر محض نيست. بلکه طغيان و تجاوز و فساد و جرم و نقض عهد و ظلم و اصرار بر نشر ظلال و فتنه و صد عن سبيل الله است. اين خلاصه بحث ما با توجه به برداشت از آيات بود.

ما معتقديم آيات اصلا دو دسته نيست. ما گفتيم عمومات و اطلاقات درباره کفر محض صحبت نمي کند و در بحث سوره برائت و ساير سوره ها، همين مطلب را در تفسير «آيات السيف»بيان کرديم.

آنچه گفتيم تخصيص نيست و در خود آيات هم آمده است. بر فرض که تخصيص باشد، اما اگر کسي اصرار بر عمومات داشته باشد، آيات سوره نساء وجه جمع خوبي است که کفار را دو دسته مي کند: اعتزالي و غير اعتزالي.  کفاري که مي گويند بي طرفيم، آيه قرآن مي فرمايد با آنان جنگ نکنيد.

ما در روايات بين الملل چند بلوک داريم: دوستان، دشمنان، بي طرفان. آيه مي فرمايد با بي طرفان نجنگيد. سوال اين است: اگر علت قتال کفر محض است، چرا ايه مي فرمايد: «فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوكُمْ»[17] بحث ما اين است.

 

جايگاه جمهوري اسلامي و دسته بندي دشمنان

اگر بخواهيم در روابط امروز پياده کنيم چنين خودهد بود: ما يک جمهوري اسلامي داريم که دار الاسلام و مرکز اسلام است. يک جبهه استکبار جهاني داريم به سرکردگي آمريکا و رژيم صهيونيستي و همپيمانان آنها. و يک جبهه سومي داريم به عنوان جبهه غيرمتعهدها و بي طرفها.

از آيات استفاده مي شود که با اين جبهه غيرمتعهدها، روابط داشته باشيم. اصل اولي در اينجا جنگ و جهاد قتالي نيست. اما نسبت به امريکا و رژيم صهيونيستي، کشورهاي مخاصم اسلام و جمهوري اسلامي هستند و اين دشمني خود را بارها اظهار کردند.

شب گذشته نيز ترامپ، چهره کريه اسلام ستيزانه و دشمنانه امريکا را آشکار کرد و در واقع همه عناويني که در قرآن کريم به عنوان علت جهاد ابتدايي برشمرديم، در مورد آمريکا وجود دارد: طاغوت، ظالم، مفسد، محارب، ناقض عهد و پيمان، سردمدار جبهه استکبار يعني ائمه الکفر، فتنه گر و در راس فتنه براي تضعيف عقايد مومنين، صد عن سبيل الله و مانع رشد اسلام، اضلال و گمراهي که همه بر امريکا منطبق است.

اين مرگ بر امريکا و اسرائيل منظور همين است. در واقع آنها مخاصم ما هستند و در حال ستيزند و برنامه شان از بين بردن جمهوري اسلامي از همان آغاز بوده و هست. بنابراين دليل ندارد نسبت به اينان کوتاه بياييم و اکنون نيز براي برجام 2 زمينه سازي مي کنند. يعني مي گويند تحريم ها را مضاعف کنيم تا ايران نسبت به سپاه و اسلحه موشکي و امثال آن، دست بردارد و نسبت به رژيم صهيونيستي هم کوتاه بيايد.

البته صحبت هاي ديشب آقاي روحاني رئيس جمهور، در پاسخ به ترامپ تحسين برانگيز بود، الا بخش برجام که هنوز نسبت به کاغذ پاره برجام اميدوار است و مي گويد آنها هم نقض کنند، اصل برجام از بين نرفته و به خودشان ضربه زدند.

در حالي که اينها دارند مي جنگند و بلکه نتانياهو اعلام جنگ کرده و گفته از صحبت هاي ترامپ بوي جنگ مي آيد و بعضي تحليل گران تحليل کرده اند که ممکن است اينها برنامه ضربه نظامي محدود داشته باشند که البته ايران نيز پاسخ خواهد داد.

و اينکه ترامپ در مورد خليج فارس صحبت کرده و ناامن کردن کشتيراني در خليج فارس را بيان کرده، براي همين است که قدرت جمهوري اسلامي را در خليج فارس لمس کرده اند و دچار محدوديت شده اند. البته نام خليج فارس، و نزاع در مورد آن، يک نزاع لفظي نيست بلکه يک نزاع ماهوي است.

نزاع در تاريخ کهن و تاريخ پرافتخار ايران است که در خليج فارس معنا و مفهوم پيدا مي کند و جمهوري اسلامي حافظ و پاسدار اين نام است. و الا نزاع لفظي نيست. خليج فارس يعني خليج نظام مقدس جمهوري اسلامي که نماينده تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران در پهنه تاريخ است. و البته اين بحث نام نيست.

ترامپ که اين نام جعلي را مي برد مي خواهد به حاکميت جمهوري اسلامي ضربه بزند و حاکميت گماشتگان خود را مانند سعودي و امثال آن در منطقه تقويت کند که بويي از دموکراسي نبرده اند. و به نوعي اعلام جنگ است و بعيد نيست که امريکا خود را براي ضربه زدن محدود نظامي آماده کند.

 

امريکا مصداق دشمن حقيقي

منظور اين است که مباحث ما در مورد علت القتال، که در صدر اسلام نيز اتفاق افتاده است، همين عناوين است که مجدد تکرار مي کنيم که ببينيد در مورد امريکا وجود دارد يا خير؟ ظلم، فساد، جنايت، محاربه با خدا و رسول خدا و دين او، نقض عهد، استکبار، ائمه الکفر، تجاوز، فتنه گري، صد عن سبيل الله، اضلال  که اصلا ارتش سايبري تشکيل داده اند.

امريکا در زمان ما مانند مشرکين قريش در زمان رسول گرامي اسلام(ص) است. لذا مصداق روشن جهاد امروزه مقابله با آمريکاست. و هر که نسبت به آمريکا کوتاه بيايد، يا با آنها همراهي کند، خائن به خدا و رسول(ص) و اهل بيت(ع) و جمهوري اسلامي و ايران و غيرت وطني است. اين خيانت بسيار روشن است.

 

جمع بندي بحث و ديدگاه‌ها

به هر حال مرحوم آقاي آصفي(ره) راه دومي که طي مي کند، همان راه علامه طباطبايي(ره) است که ما نسبت به پاسخ به ايشان عرض کرديم که فرمايش علامه به شکل کبروي درست است و اشکال ما صغروي بود. اينجا مرحوم آصفي(ره) مي فرمايد براي حل تنافي بين دو دسته آيات(آياتي که اطلاق و عموم دارد و آياتي که لحن دفاعي دارد)، به جاي تمسک به قاعده اصولي اطلاق و تقييد، يا عموم و تخصيص بايد ببينيم که تشريع قتال چهار مرحله را پشت سر گذرانده  است:

 مرحله اول: المنع و الکف عن القتال در مکه. مانند: «وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلاً»[18]

مرحله دوم: الاذن بالقتال آنجا که مي فرمايد: «أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ».[19]

مرحله سوم: الالزام بالقتال بحدود الدفاع. مانند: «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ».[20]

مرحله چهارم: مرحله الالزام بالقتال عموما. در واقع اين مرحله قتال با مشرکين و کفار لمحض کفرهم را توجيه مي کند.

بنابراين سه مقدمه قبل از مرحله آخر وجود دارد و اين روش قرآن کريم است که در موارد اجتماعي و سياسي مهم، تشريع تدريجي دارد؛ مانند بحث حرمت ربا، حرمت شرب خمر و ساير موارد که يکي از آنها جهاد است. [21]

چرا تدريجي اعلام مي شد؟ برخي به پيامبر مي گفتند بگذاريد در مکه با اينان بجنگيم. حضرت مي فرمود الان ممنوع است. شرايط نبود؛ يعني توان عدم توان رزمي، عدم ايجاد تشکيلات، عدم حاکميت مسلمين، و... پس شرايط نبود.

پاسخ ما به اين مراحل، اين است که: اين چهار مرحله همه جهاد بود، يعني آن مرحله منع و کف از قتال، به صورت جهاد الدعوه الي الله، يا جهاد صبر علي الاذي و المقاومه يا جهاد هجرت يا جهاد قيام لله و تلاش براي تشکيل دولت بوده است.

آن مرحله الزام به قتال عموما، باز محوريت قتال و جهاد، دولت بود؛ دولتي که اسلام در مدينه تشکيل داد و محور اصلي حفظ کيان دولت و توسعه آن است. طبعا کيان دولت همراه با نوعي دشمني است و براي مقابله با دشمنان دولت در خارج و توسعه کيان آن، امر به قتال و جهاد شده است.

بنابراين اين فهمي که ايشان بر اساس تدريجي بودن احکام اجتماعي قرآن آورده اند، از ديدگاه ما تمام نيست. توضيح مطلب در جلسه آينده ان شاء الله./910/241/ح

 

مقرر: هادی قطبی

 

 

منابع:

[1] . الجهاد، ص29.

[2] . انفال/39.

[3] . بقره/ 190.

[4] . توبه/ 73.

[5] . توبه/ 123.

[6] . بقره/ 190.

[7] توبه / 36.

[8] . نساء/ 90.

[9] . انفال/61.

[10] . نساء/ 91.

[11] . توبه / 36.

[12] توبه/5.

[13] . نساء/ 91.

[14] . الجهاد، ص41.

[15] . الجهاد، ص41

[16] .همان.

[17] . نساء/ 90

[18] . مزمل/ 10.

[19] . حج/ 39.

[20] . بقره/ 216.

[21] ر.ک:‌الجهاد، ص42 و 43.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۰۱ / ۰۲ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۷:۵۸
طلوع افتاب
۰۶:۲۷:۵۸
اذان ظهر
۱۳:۰۵:۴۷
غروب آفتاب
۱۹:۴۲:۵۸
اذان مغرب
۲۰:۰۰:۳۳