vasael.ir

کد خبر: ۱۲۴۳۷
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۷ - 28 December 2018
آیت الله کعبی/ ۱۰۵

فقه جهاد| دعوت الی الله؛ فلسفه جهاد در راه خدا

وسائل ـ آیت الله کعبی در تشریح ماهیت جهاد، گفت: جهاد برای نجات ملت‌ها از دست دولت‌های کافر ظالم آمده است تا بستر برای نشر اسلام فراهم شود، بنابراین فلسفه جهاد دعوت به خدا است.

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت الله عباس کعبی استاد درس خارج حوزه علمیه قم،فقه جهاد| دعوت الی الله؛ فلسفه جهاد در راه خدا 25 شهریور 96 در صد و پنجمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد، به تبیین ماهیت جهاد پرداخت.

وی با بیان اینکه ماهیت جهاد در راه خدا، به خاطر دعوت الی الله است، گفت: این جهاد اعم از قتال است و دارا مراتب و مراحلی است. دعوت الی الله چه بهتر که از طریق غیر قتال حاصل شود؛ اما از طریق غیر قتال نه الزاما به معنای تسلیم کفار، بلکه به معنای دعوت فرهنگی است. در چارچوب دعوت فرهنگی، کفار تغییر کنند قانع شوند و اسلام غلبه پیدا کند، جنگی هم نباشد، در این حالت مطلوب حاصل خواهد شد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: در مرحله بعد از دعوت الی الله به طرق فرهنگی، نوبت به دعوت مالی می رسد. اینکه به مستضعفین و محرومین کفار رسیدگی کنیم. خانه سازی و کشاورزی و اشتعال ایجاد کنیم و محاسن اسلام را در عمل نشان دهیم.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم بیان داشت: در مرحله سوم، معتقدیم اگر برای دعوت الی الله تنها راه مقابله با نظام های طاغوت کافر باشد، باید چنین کنیم. چون نظام طاغوت کافر، صد عن سبیل الله، فتنه و اضلال می کند. باید با او مقابله کرد تا اسلام تبلیغ شود. منتها مخاطب ما در جهاد، اسقاط نظام های طاغوتی و استکباری است؛ ملتها مخاطب نیستند.

نماینده مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: جهاد برای نجات ملت ها از دست دولت های کافر ظالم آمده است تا بستر برای نشر اسلام فراهم شود. بنابراین فلسفه جهاد دعوت به سوی خداست. اما اینطور نباشد که ابتدا آنها بجنگند و بعد ما وارد شویم و بگوییم «فقط جهاد دفاعی داریم»! بلکه ما می توانیم جهاد پیش‌دستانه داشته باشیم.

آیت الله عباس کعبی در جلسه گذشته پیرامون حکم جهاد ابتدائی در عصر غیبت گفت: به نظر ما درست آن است که بگوییم جهاد ابتدایی در عصر غیبت جواز دون الوجوب است. زمام این امر به عهده ولی فقیه و بر اساس مصلحت است. یعنی اگر شرایط جهاد ابتدایی موجود باشد، اگر مصلحت اقتضا نکند، می تواند اعلام جهاد نکند.

 

مشروح این جلسه را می‌توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید:

 

علت جهاد 

ما تاکنون جهاد ابتدایی را بحث کردیم. قبل از آن در سال گذشته، دسته بندی جهاد به ابتدایی و دفاعی را یک تقسیم صناعی دانستیم که ریشه در آیات و روایات ندارد. گفته شد که جهاد نیز اعم از قتال است و با این حساب، تقسیم بندی های دیگری دارد مانند جهاد دعوت، جهاد صبر و مقاومت، جهاد قیام، جهاد تاسیس دولت و... که مربوط به قبل از دولت است.

همچنین جهاد حفظ دولت، جهاد مرزبانی و... که مربوط به بعد از تشکیل دولت است. گفته شد که جهاد فتح اسلامی، همان جهاد ابتدایی است و بیشتر فتح فرهنگی مراد است تا فتح نظامی؛ که مباحث آن گذشت.

 

بررسی کتاب «مسائل من فقه الجهاد» به عنوان مانیفست داعش

این جلسه کتابی حاضر کرده ام که بر اساس آن چند مطلب حائر اهمیت را ذکر می کنم. نویسنده کتاب فردی مصری بنام عبدالرحمن العلی است که کتاب را در سال 1425 ق نوشته است. اسم مستعار وی  یا به قول خودشان نام جهادی اش  نیز ابو عبد الله المهاجر است. 

نام کتاب «مسائل من فقه الجهاد» است که بیست و پنج مساله را مطرح کرده است و مانیفست داعش محسوب می شود. یعنی داعش بر اساس این کتاب عمل می کند. این کتاب نزد آنان به «فقه الدماء» معروف است. مسائلی که مطرح شده، که بعضا مربوط به بحث جهاد است. بنده ترجیح دادم در ادامه جلسات امسال، مجموعه ای از این مسائل را بحث و نقد کنیم.

اولین مساله، مساله «عصمت الدماء و الاموال» است. یعنی مال و دم محقون و محفوظ با مال و خون غیر محفوظ چه تفاوتی دارد و کدام است؟ این کتاب مساله ای را تحت عنوان «لاعصمه الا بایمان او امان»[1] مطرح کرده است.

یعنی حفظ خون کافر حاصل نمی شود مگر اینکه مسلمان شود یا امان داده شود. راه سومی وجود ندارد. عبارت آنها این است: «فکل کافر لم یومنه اهل الاسلام بعهد من ذمه او هدنه او امان: فلا عصمه له فی دم او مال».[2] هر کافری که اهل اسلام به آن امان ندهند یا در چارچوب عهد، مانند عهد ذمه یا هدنه و آتش بس یا امان قرار نگیرد، خون و مالش هدر است و کافر حربی است.

جالب اینکه می گویند: «وهذا الحکم هو من بدهیات الاسلام التی یتناقلها المسلمون جیلا عن جیل کما یتناقلون القرآن الکریم فهی مما لایاتی الخاطر بخلافه فضلا عن ان ینقل خلافه عن احد من اهل العلم و حاشاهم»[3] یعنی جزو بدیهیات اسلام است که همه مسلمانان نسل  به نسل این را نقل می کنند؛ مانند قرآن.

اصلا در ذهن نمی گنجد که انسان خلاف این مطلب فکر کند.  جدای از اینکه کسی اهل علم باشد و بخواهد خلافش را بگوید. و اهل علم به دورند از اینکه سخنی غیر از این را بگویند. یعنی همین گزینه ای که شنیده اید که «کافر لایقبل منه الا الاسلام او القتل او الذمه او امان او هدنه».

اما اگر کافر مشرک باشد، «لایقبل منه الا الاسلام او القتل» راه سومی نیست. مگر اینکه امان بدهند یا هدنه و آتش بس باشد. اما اگر اهل کتاب باشد، اسلام، قتل، ذمه. اگر از بغات باشند، اگر تشکیلاتشان به هم بریزد و از محاربه امام دست بردارند در امان اند. مانند همین ادبیات در کتاب های فقهی ما مانند «جواهرالکلام» نیز آمده است.

 

اقوال در علت جهاد

بنابراین مقتضی است ما از «کافر حربی» بحث کنیم. آیا علت جهاد، کفر به ما هو کفر است، یعنی کل کافر فهو محارَب و محارِب؟ یا کافر با قیودی محارب می شود؟ اگر کافر مفسد و ظالم و تجاوزگر یا مانع انتشار دعوت اسلامی باشد، صد عن سبیل الله، فتنه و اضلال کند، مانع گسترش حاکمیت الله باشد، نقض عهد کند و.. آیا چنین کافری محارب محسوب می شود یا کافر به ما هو کافر محارب است؟

از اهل سنت فقط شافعی می گوید کافر بما هو کافر محارب است و این بحث معنون است به علت جهاد «هل هو الحرابه ام الکفر؟» منظور از حرابه نیز دست به کاری مانند ظلم و فساد و فتنه و... زده باشد. مالکیه و حنبلیه و حنفیه می گویند علت القتال، حرابه است نه کفر. بنابراین این مطلب اول از کتاب «مسائل من فقه الجهاد» که کافر بما هو کافر سزاوار جهاد است، حتی بنابر مذهب اهل سنت نیز تمام نیست.

از فقه شیعه ممکن است برخی استفاده کنند که علت قتال کفر بما هو کفر است، نه حرابت. از جمله فقهایی که قائل به چنین سخنی هستند، مرحوم آیت الله خوئی(ره) است. شاید از کتاب «جواهر» نیز چنین مطلبی استفاده شود.

شاید غیر از آقای خوئی(ره) کتاب های فقه سنتی نیز حاوی چنین نکته ای باشد. اما با توجه ئبه این نکته فقهی که شیخ و نساء و صبیان و مجنون و امثال اینها را نمی توان کشت، به دست بیاید که علت قتال، کفر به ما هو کفر نیست. البته دو طرف، در استدلال به آیات و روایاتی تمسک می کنند.

جمع بندی ما با توجه به مباحث گذشته به خصوص ماهیت جهاد، این است که علت قتال دعوه الی الله است. یعنی در واقع هر چیزی که هدف اسلام را محقق می کند مد نظر است؛ و هر آنچه مانع دعوت شود. نمی توان گفت علت قتال کفر است.

کما اینکه شافعیه و برخی فقهای شیعه می گویند. اینطور که در ذهنم هست شیخ براج(ره) نیز می گوید. و نه می توان گفت مطلق حرابه است که سه مذهب اهل سنت و برخی فقهای متجدد به آن قائلند و البته اضافه می کنند که چیزی به نام جهاد ابتدایی در اسلام وجود ندارد و می گویند جهاد تماما دفاعی است.

البته منکرین جهاد ابتدایی، از متجددین فراوان اند. از اهل سنت، آقای «وهبه الزُحیلی» کتاب دارد به عنوان «آثار الحرب فی الفقه الاسلامی» که منکر اصل جهاد ابتدایی است. البته این کتاب ارزشمندی است و پایان نامه بوده است. آمریکایی ها نیز استقبال کرده اند و کنگره آمریکا این کتاب را در دهه 60 میلادی برگزیده است. این کتاب اصل ریشه جهاد را زده و گفته جهاد باید دفاعی باشد.

از جمله معاصرین منکرین جهاد ابتدایی، آقای یوسف الغرضاوی است که در کتاب «الجهاد اسالیبه و اهدافه و ضوابطه» که کتاب قطور و قابل توجهی است. البته می دانید که غرضاوی از اخوان المسلمین است و ساکن قطر می باشد.

رئیس هیات رابطه علمای اسلامی است و از طرفداران دولت اخوان در مصر بوده است. در ابتدا با ایران همراه بود اما به تدریج از جمهوری اسلامی فاصله گرفت و به شدت مدافع مقابله با نظام سوریه حتی مقابله مسلحانه است. از تکفیری ها نیز حتی دفاع می کند و می گوید کسی در آنجا کشته شود شهید است در حالی که منکر اصل جهاد ابتدایی است.

از علمای شیعه نیز باید نام سید محمد فضل الله را نام برد که در کتاب «الجهاد»، در موارد مختلف می گوید همه جنگ های پیامبر دفاعی است و حتی چیزی که به آن جهاد ابتدایی می گویند، ماهیت دفاعی دارد و چیزی به اسم جهاد ابتدایی نداریم. ایشان کتاب دیگری دارد به نام «الاسلام و منطق القوه» که در فصلی در ارتباط جهاد و دعوت الی الله، می گوید: جهاد با دعوت الی الله بالقوه ارتباطی ندارد و دو ماهیت جداگانه است.

در حقوق، حقوقدان ها نیز کسانی که با عنوان حقوق بین الملل در اسلام کار کرده اند و کتاب نوشته اند، اعم از شیعه و سنی، در جهت طرفداری از ایده اسلام می گویند: چیزی به نام جهاد ابتدایی نداریم. از جمله کتاب دکتر بیگدلی که منتشر شده است و کسانی که حقوق بین الملل می خوانند با این کتاب آشنا هستند.

 

قول مختار

ما نظر خود را تکرار می کنیم. نظر ما نظر سومی است و آن اینکه ماهیت جهاد در راه خدا، به خاطر دعوت الی الله است. و این جهاد اعم از قتال است و دارا مراتب و مراحلی است. دعوت الی الله از طریق غیر قتال حاضل شود، چه بهتر. اما از طریق غیر قتال نه الزاما به معنای تسلیم کفار، بلکه به معنای دعوت فرهنگی است. در چارچوب دعوت فرهنگی، کفار تغییر کنند قانع شوند و اسلام غلبه پیدا کند. جنگی هم نباشد. مطلوب حاصل خواهد شد.

در مرحله بعد از دعوت الی الله به طرق فرهنگی، نوبت به دعوت مالی می رسد. اینکه به مستضعفین و محرومین کفار رسیدگی کنیم. خانه سازی و کشاورزی و اشتعال ایجاد کنیم و محاسن اسلام را در عمل نشان دهیم، باز هم چه بهتر.

در مرحله سوم، معتقدیم اگر برای دعوت الی الله تنها راه مقابله با نظام های طاغوت کافر باشد، باید چنین کنیم. چون نظام طاغوت کافر، صد عن سبیل الله، فتنه و اضلال می کند. باید با او مقابله کرد تا اسلام تبلیغ شود. منتها مخاطب ما در جهاد، اسقاط نظام های طاغوتی و استکباری است. ملت ها مخاطب نیستند.

جهاد برای نجات ملت ها از دست دولت های کافر ظالم آمده است تا بستر برای نشر اسلام فراهم شود. بنابراین فلسفه جهاد دعوت به خداست. اما اینطور نباشد که ابتدا آنها بجنگند و بعد ما وارد شویم و بگوییم «فقط جهاد دفاعی داریم»! بلکه ما می توانیم جهاد پیش‌دستانه داشته باشیم.

 

بین جهاد و دعوت الی الله، ارتباط منطقی وجود دارد

این نظریه با کسانی که می گویند علت قتال محاربه است. یعنی در ابتدا آنها باید بجنگند. ما چنین چیزی نمی گوییم. می گوییم بین جهاد و دعوت الی الله، ارتباط منطقی وجود دارد. هدف دعوت و گسترش حاکمیت الهی است. اگر این امر به طرق مسالمت آمیز حاصل شود بهتر است.

حتی اگر با صبر و مقاومت و تحمل شکنجه و زندان نظام های طاغوتی غرض حاصل شود، باز هم تحمل می کنیم. قیام عمومی مانند راهپیمایی و امثال آن و ساقط کردن نظام های طاغوتی و تشکیل نظام الهی، باز هم بهتر از جهاد قتالی است. اما اگر هیچکدام از اینها جواب ندهد و راهی نداشته باشد، مگر قیام مسلحانه علیه نظام های کافر طاغوتئی. چنین کاری باید انجام دهد و اسلام چنین اجازه ای داده است و حتی اگر به صورت پیش‌دستانه باشد.

برای این مطلب باید به دو نظریه پاسخ دهیم. هم به منکران جهاد ابتدایی و ادله ایشان، و هم کسانی که قائل به جهاد ابتدایی هستند و علت قتال را کفر محض می دانند. مانند آقایان داعشی ها! باید ببینیم نظریه ایشان چیست و پاسخ ما کدام است؟

پیامبر اکرم(ص) تا آخرین لحظات عمر شریف‌شان می فرمود جهاد را ادامه دهید و فرمود: «جَهِّزُوا جَيْشَ أُسَامَه»[4] یعنی از جهاد دست نکشیدند. حتی اگر تمام جنگهای پیامبر را نیز دفاعی بدانیم، هدف جنگ ساقط کردن نظام های طاغوت است نه مسلمان کردن اجباری کفار.

دلیل این مطلب این است که بعد از فتح مکه حضرت ملزم نکرد که اهل مکه حتما مسلمان شوند. بلکه فرمود: «مَنْ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَلْقَى سِلَاحَهُ أَوْ دَخَلَ دَارَ أَبِي سُفْيَانَ فَهُوَ آمِن‏»[5] و فرمود: «اليوم يوم المرحمة»[6] در حالی که می توانست همه آنها را بکشد و انتقام بگیرد. یعنی وقتی نظام کفر و شرک در مکه برافتاد دلیلی برای قتال نیست.

بنابراین نکته مهم این است که جهاد اعم از قتال است. هدف جهاد نیز دعوت الی الله است. مراحلی دارد: اول تبیین که ممکن است همان اول عده ای دشمنی کنند که می شود جهاد. اگر تبیین بدون دشمنی باشد، جهاد نخواهد بود. چون گفتیم جهاد چهار عنصر و رکن دارد: عنصر اول، تولید قدرت و به کار بردن آن است. عنصر دوم، این تولید و به کارگیری قدرت، باید در راه خدا باشد.

یعنی در راه نشر اسلام باشد. تا جایی که «کلمه الله هی العلیا» محقق شود. عنصر سوم، مقابله با دشمن در حد تضعیف و  نابودی و تسلط بر دشمن. عنصر چهارم، تحت رهبری الهی و منصوب از طرف خدا و دارای کفایت و توانمندی است.

 

مراحل دعوت به خدا در مقابل دشمن

بنابراین دعوت به خدا در مقابل دشمن، چند مرحله دارد: مرحله اول مسالمت آمیز بودن است. و ممکن است با شکنجه و زندانی باشد همانطور که در دوران رسول خدا اتفاق افتاد و مشرکین قریش مقابله کردند و سمیه و یاسر شهید شدند و بلال شکنجه شد. مرحله دوم جهاد، صبر و مقاومت است.

مرحله سوم، قیام عمومی است. مانند مدل انقلاب اسلامی که اگر بتوان با سازمانداهی قیام عمومی بر علیه نظام های جائر و کافر آنها را برانداخت، این نیز جهاد است ولو توام با هزینه باشد. مرحله چهارم، تلاش برای تاسیس دولت اسلامی و حفظ و گسترش آن است.

در گسترش دولت اسلامی، آیا جهاد منحصر به قتال است؟ پاسخ ما این است که خیر.  به جای قتال می توان همان مراحل قبل از تاسیس دولت را طی کرد. آنچه در جهاد مهم است، دعوت الی الله و نشر حاکمیت الهی است. سخن این است.

 

دلیل قائلین به «علت القتال هو کفر لا المحاربه»

اولین دلیلی که آقایان استدلال می کنند که علت قتال کفر است نه محاربه، آیات سوره برائت است: «بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكينَ فَسيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِي الْكافِرينَ وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَري‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذينَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَليمٍ».[7]/910/241/ح

 

مقرر: هادی قطبی

 

 

منابع:

[1] . مسائل من فقه الجهاد، ص29.

[2] .همان.

[3] همان.

[4] . بحارالأنوار، ج30، ص432..

[5] . تهذيب‏الأحكام، ج 6، ص 136.

[6] . شرح‏نهج‏البلاغة، ج 17 ، ص272

[7] . توبه/ 1-3.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۹ / ۰۳ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۰۷:۱۰
طلوع افتاب
۰۵:۵۳:۲۱
اذان ظهر
۱۳:۰۸:۱۹
غروب آفتاب
۲۰:۲۲:۰۶
اذان مغرب
۲۰:۴۱:۴۶