vasael.ir

کد خبر: ۱۲۱۸۰
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۲ - 14 November 2018
آیت الله غرویان/16

فقه مستحدثه|پایه و اساس فقه تغییر و تحوّل در حالات مکلّفین است

وسائل – آیت الله غرویان گفت : نکته‎ای که برای من مهم است رابطه تغیّر با فقه است؛ یک نکته این است که اصلاً فقه آمده است و احکام افعال مکلّفین را بیان کند، مکلّفین هم ما انسان‎ها هستیم، و هر فعلی از افعال مکلّفین خود یک نوع تغییر است، یعنی هر فعلی را که انجام دهیم یک نوع تغییر داریم انجام می‎دهیم، نماز و روزه و عبادات و سیاسات و ... این‎ها همه نوعی تغییر هستند و نوعی تصرّف هستند.انسان بدون تغییر و تصرّف قابل تصوّر نیست و اگر انسان تغییر و تصرّف انجام نمی‎داد که جایی برای فقه باقی نمی‏ماند، چون فقه بر پایه افعال مکلّفین پایه‎گذاری شده و افعال مکلّفین دائم در حال تغییر و تحوّل و تصرّف است.

به گزارش خبرنگار وسائل ، آیت الله غرویان در ابتدای این جلسه از درس خارج فقه تراریختگی به نقد حاج آقا مصطفی خمینی نسبت به استدلال بر عدم جواز تغییر ماخلق الله در منع اصلاح ژنتیک پرداخت و گفت: استناد به تغییر ماخلق الله در موضوعاتی مثل ریش‎تراشی و تراریختگی و ... تخصیص اکثر را به همراه دارد که مستهجن و قبیح است.

وی سپس تقریب آقاء ضیاء و مرحوم قمّی در نقد استدلال بر حرمت تغییر ماخلق الله اشاره کرد و در تبیین آن عنوان داشت: تغییر ماخلق الله یک کبرای کلّی نیست و اگر به عموم این قاعده قائل شویم باید تخصیص و استتثنائات زیادی بزنیم و این تخصیصات زیاد مستهجن است، چون تخصیص اکثر مستهجن است.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم پس از نقد استدلال به آیه 119 سوره نساء، استدلال خود به آیه 11 سوره رعد بر جواز اصلاح ژنتیک را متذکّر شد و بیان داشت: در این آیه شریفه آمده است «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم» که چند نکته از این آیه به دست می‎آید: اولاً تغییر در عالم و تغییر در ماخلق الله یک امر ذاتی و ثابت است؛ ثانیاً نه تنها خداوند بلکه انسان‎ها هم مغیّرند؛ ثالثا خداوند در این آیه ایجاد تغییر و تحوّل را تجویز کرده است چون تغییر و تحوّل خود در خلقت را منوط به تغییر و تحوّل عباد قرار داده است.

وی سپس به تبیین نگاه فلسفه و فیزیک به پدیده‌هایی مثل تراریختگی پرداخت و افزود: از نگاه فلسفه تغییر در عالم طبیعت جزء ذات این عالم است و ما اصلاً موجود ثابت در این عالم نداریم، همچنین این بحث در فیزیک هم گسترده است و امثال انیشتین و نیوتون و هایزنبرگ و ... بحث تغییر و تحوّل در عالم را مطرح کرده‎اند.

آیت الله غرویان پایه و اساس فقه را تغییر و تحوّل در حالات مکلّفین عنوان کرد و گفت: نکته‎ای که برای من مهم است رابطه تغیّر با فقه است؛ وظیفه فقه بیان احکام افعال مکلّفین است و هر فعلی از افعال مکلّفین مثل بیع و اجاره و نماز و روزه خود یک نوع تغییر است که تصرّفاتی را در حالات نفس یا دیگران به همراه دارد.

وی در پایان بررسی بررسی ماهیّت «ماخلق الله» را یک امر ضروری در روند بحث دانست و گفت: تبیین ماهیت ماخلق الله نباید مغفول بماند و باید بررسی شود که از نظر ماهوی «ماخلق الله» چه مفهومی دارد و چه مرجعی صلاحیت تشخیص آن را دارد؟

  1. استفاده از قاعده قرآنی «حرمت تغییر ماخلق الله» در منع اصلاح ژنتیک جایگاهی ندارد.
  2. تشخیص مصداقی قاعده «حرمت تغییر ماخلق الله» بر عهده معصومین است

نقد استدلال بر عدم جواز تغییر ماخلق الله در منع اصلاح ژنتیک

در رابطه با معنای «تغییر ماخلق الله» مطالبی را بیان کردیم، در اینجا یک مطلب از حاج آقا مصطفی خمینی در تحریرات فی الاصول جلد 5 صفحه 490 است که ایشان هم گفته‎اند اگر ما بخواهیم در بحث ریش‎تراشی یا تراریخته به تغییر ماخلق الله تمسّک کنیم و بگوییم که تغییر ماخلق الله حرام است، از این استدلال تخصیص اکثر لازم می‎آید و از مسلّمات فقه است که ما خیلی از تغییرات را انجام می‎دهیم و حلال است و بلکه بعضی از آن‎ها لازم و واجب هم هست.

در رابطه با تخصیص اکثر هم می‎توانید به فرهنگ‎نامه اصول فقه، صفحه 354 مراجعه کنید و این بحث را دنبال کنید.

تقریب آقاء ضیاء در نقد استدلال بر حرمت تغییر ماخلق الله

آقا ضیاء عراقی در نهایة الافکار جزء چهارم صفحه 163، این بحث را مطرح کرده‎اند که تغییر ماخلق الله یک کبرای کلّی نیست و اگر بخواهیم این قاعده را به عموم و اطلاقش قائل شویم باید تخصیص و استتثنائات زیادی بزنیم و این تخصیصات زیاد مستهجن است، چون تخصیص اکثر مستهجن است.

مثلا شیرگاو را که ماست و پنیر و کره و کشک می‎کنند این تغییر ماخلق است. ایجاد کردن محصولات نوترکیب از پشم گوسفندان و حیوانات و درست کردن لباس و سایر منسوجات از آنچه که خدا خلقت کرده است به نوعی تغییر ماخلق است که کسی به حرمت ساخت آن‎ها قائل نیست.

 

نقد مرحوم قمّی به استدلال بر عمومیّت حرمت تغییر ماخلق الله

مرحوم آقای قمّی در عمدة المطالب فی التعلیق علی المکاسب، جلد 1 صفحه 195، ایشان هم همین بحث را دارد و همچنین محمد عاصف محسنی از علمای افغانستان در کتاب الفقه و المسائل الطّبیه در جلد 1 صفحه 108 گفته‌اند که تغییر ماخلق الله یک کبرای کلّی نیست و اطلاق و عموم ندارد و نمی‎شود گفت که مطلقاً تغییر ماخلق الله حرام است و بنابراین نتیجه گرفته‌اند که آیه 119 سوره نساء که مطرح شده است در موارد خاصّی معدودی از فقهاء به آن تمسّک کرده‎اند مثل حرمت تراشیدن ریش و ...

استدلال به آیه 11 سوره رعد بر جواز اصلاح ژنتیک

من در این رابطه آیه‎ای را به ذهنم رسید که ندیده‎ام فقهاء به آن اشاره کرده باشند و آن آیه معروف «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»  که از این آیه بیشتر در مسائل سیاسی و اجتماعی استفاده می‎شود ولی در بحث تغییر ماخلق الله هم این آیه می‎تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

اولاً از این آیه بنده این طور استنباط می‎کنم که تغییر در عالم و تغییر در ماخلق الله یک امر ذاتی و ثابت است به این معنا که اصل تغییر و تبدّل در عالم و مخلوقات یک امری اجتناب ناپذیر است.

وقتی در صدر آیه آمده است  «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ» به این معناست که خود خدا هم تغییردهنده در خلقت است.

ثانیاً انسان‎ها هم مغیّرند چون در ادامه آیه می‎گوید: «حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» پس تغییر دادن هم فعل خداست و هم فعل انسان است.

ثالثا برداشت اولیه و مشهور از: « ما بِأَنْفُسِهِمْ» این است که انسان‎ها سرنوشت شان و افکار و اراده‎هایشان را باید تغییر دهند و خداوند تغییر در سرونوشت هیچ جامعه‎ای ایجاد نمی‎کند مگر اینکه مردم خود آن جامعه اراده کنند و به پاخیزند و یک تحوّلی ایجاد کنند پس خداوند تجویز کرده است تغییر را برای انسان‎ها.

تبیین نگاه فلسفه به پدیده‌هایی مثل تراریختگی

از نگاه فلسفی هم که به قضیه نگاه کنیم، تغییر در عالم طبیعت جزء ذات این عالم است و ما موجود ثابت اصلاً در این عالم نداریم و طبق حرکت جوهریّه‎ای که ملاصدرا و سایر فلاسفه قائل شده‎اند، ذات موجودات در حال تغییر است و زمان بر مادّه می‎گذرد و عمر را به وجود می‌آورد و لذا ملاصدرا در جلد سوم اسفار آورده است که مسافت و زمان و حرکت با هم ملازم‎اند و اینها یک وجودند و عندالتحلیل عقلی یک چیز هستند، شما تا حرکت دارید زمان و مسافت و هم دارید.

این بحث در فیزیک هم گسترده است و امثال انیشتین و نیوتون و هایزنبرگ و ... اینها بحث تغییر و تحوّل در عالم را مطرح کرده‎اند.

از آیات قرآن هم استفاده می‎شود که در ترکیب «خلق الله»، تبدیل و تبدّل نهادینه شده است به این معنا که خلق الله خود عیناً به معنای تغییر و تبدّل است و شما نمی‎توانید آن‎را تبدیل به ثبات کنید و به عبارتی شما اصلاً نمی‎توانید جلوی تبدیل در این عالم را بگیرید.

نهادینه بودن تغییر و تغیّر در افعال مکلّفین

نکته‎ای که برای من مهم است رابطه تغیّر با فقه است؛ یک نکته این است که اصلاً فقه آمده است و احکام افعال مکلّفین را بیان کند، مکلّفین هم ما انسان‎ها هستیم، و هر فعلی از افعال مکلّفین خود یک نوع تغییر است، یعنی هر فعلی را که انجام دهیم یک نوع تغییر داریم انجام می‎دهیم، نماز و روزه و عبادات و سیاسات و ... این‎ها همه نوعی تغییر هستند و نوعی تصرّف هستند.

ازدواج نوعی تصرّف در ماخلق الله است، طلاق و ملکیّت و اجاره و رهن و ... نوعی تصرّف است و این را می‎شود به نوعی از مسائل فلسفه فقه مطرح کرد که فقه در آن همیشه مسئله تغییر و تصرّف و افعال مکلّفین و تغییراتی که بشر می‎خواهد در حوزه نفس و برون نفسی انجام دهد، مطرح است.

انسان بدون تغییر و تصرّف قابل تصوّر نیست و اگر انسان تغییر و تصرّف انجام نمی‎داد که جایی برای فقه باقی نمی‏ماند، چون فقه بر پایه افعال مکلّفین پایه‎گذاری شده و افعال مکلّفین دائم در حال تغییر و تحوّل و تصرّف است.

بنابراین نگاه ما به فقه باید به گونه‎ای باشد که ما همه اشیاء را در حال تغیّر ببینیم و بعد ببینیم که فقه در رابطه با رابطه انسان با این تحوّلات چیست و چه حکمی دارد؟

اشکال و جواب در دخالت نگاه فلسفی در فقه

در اینجا ممکن است گفته شود اگر ما با این دید به افعال نگاه کنیم، تعداد رکعات نماز را باید تغییر دهیم چون انسان در حال تغیّر است و عبادت هم یک نوع تصرّف در انسان است، پس این احکام را هم باید تغییر بدهیم!

ما در جواب می‎گوییم در مقابل جنبه‎هایی که در تغیّرات انسان وجود دارد، یک سری جنبه‎های ثابت نیز در انسان وجود دارد مثلا اینکه انسان عبد خداست این تغییرپذیر نیست و سخن ما این است که ما نباید وحشت کنیم از مسئله تغیّر و تغییر ماخلق الله، چون ما دائماً در حال تغییر ماخلق الله هستیم.

لزوم تغییر و تحوّل در مقابله با طبیعت و حوادث آن

هر عملی عکس‎العملی دارد و ما در مقابل تغییراتی که در طبیعت و خودمان اتّفاق می‎افتد باید واکنش مناسب را از خودمان نشان دهیم و این می‎شود همان نوع گارد گرفتن ما در مقابل طبیعت و این گارد گرفتن یعنی دفاع کردن.

ارسطو می‎گوید انسان دارای قوای عاقله و غضبیه و شهویّه است، شهویّه برای دفاع است و ما متناسب با تغییرات عالم رفتارمان تغییر می‎کند و عموماً در دفاع تصرّفاتی را انجام می‎دهیم پس ما باید در فقه بپذیریم که تغییر و تحوّل یک امری است که خداوند ما را بر آن خلق کرده است و به ما عقل داده است که با تغییر و تحوّلاتی که انجام می‎دهیم به جنگ بیماری‎ها برویم.

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود گفتند ما از این حوادثی که اتفاق می‎افتد باید درس بگیریم و آن این است که عقلمان را به کار بیندازیم و خانه‎هایمان را طوری بسازیم که این زلزله چندریشتری نتواند خانه‎های ما را خراب کند، حالا بگوییم که زلزله خواست خداست و ما هم نباید در مقابلش مقاومت کنیم! این که حرف سفیهانه‎ای است، بنابراین تغییر و تبدّل یک امر ثابتی است و اینکه گفته می‏شود فقیه باید مقتضیات زمان و مکان را رعایت کند معنایش این است که مقتضیات زمان و مکان در حال تغییرند و ما هم هر گونه واکنشی در مقابل زمان و مکان نشان دهیم این تغییر ماخلق الله است و این مسئله‎ای است که ما نمی‎توانیم از آن فرار کنیم.

بررسی ماهیّت «ماخلق الله»

نکته‎ای که نباید مغفول بماند تبیین ماهیت ماخلق الله است که اولاً چیست و چه مرجعی صلاحیت تشخیص آن را دارد. اینکه ریش داشتن خلق خداست یا ریش نداشتن این خودش اول کلام است. ممکن است کسی بگوید که در مسئله‎ای مثل ریش‎تراشی خواست خدا بر پاکی و پاکیزگی استوار شده و ما باید ریشمان را بتراشیم که تمیز باشیم و ممکن است کسی هم بگوید خواست خدا به این است که انسان به ریشش دست نزند و اینجاست که ما باید در تشخیص ماخلق الله به ائمه معصومین مراجعه کنیم ولی تفسیر کلام آن‎ها نیز مورد اختلاف علماء است.

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۷ / ۰۹ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۳۷:۲۵
طلوع افتاب
۰۷:۰۷:۴۴
اذان ظهر
۱۲:۰۳:۳۱
غروب آفتاب
۱۶:۵۸:۰۴
اذان مغرب
۱۷:۱۶:۵۸