کد خبر : 7629
سه شنبه 17 بهمن 1396 - 19:20

بازخوانی یکی مقاله؛

پرورش عقل در زمینه‌های مختلف بارزترین شاخصه تمدن اسـلامی است

وسائل- تـمدن اسـلامی به عنوان نمونه کاملی‌ از‌ تـمدن‌ دیـنی‌ شـاخصه‌هایی‌ دارد‌ که آن را از دیگر تـمدن‌ها مـتمایز می‌نماید. این شاخصه‌ها مـنبعث از قـرآن و سنت بوده و از این جهت می‌تواند پاسخ‌گوی پرسش‌های فراروی بشر باشد و الگو و نمونه‌ای برای‌ سـایرین مـحسوب شود که عمده‌ترین شاخص‌های تمدن اسلامی عـبارتند از: خـدامحوری و الهی بـودن، عـدالت گـستری، اخلاق مداری، مدارا، تـعقل واندیشه‌ورزی.

جهان‌بینی متعالی‌ و همه‌ جانبه اصلی‌ترین شاخصه تمدن اسلامی اسـت

پرورش عقل در زمینه‌های مختلف بارزترین شاخصه تمدن اسـلامی است

به گزارش خبرنگار سرویس مبانی پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، از‌ آنجایی‌ که تمدن شناسی گـامی مؤثر در جهت تمدن سـازی و خـروج از سلطة تمدن‌های دیگر است و در راستای تشخیص کارامدی نظام‌های اندیشه‌ای مؤثر واقع می‌شود لذا چنین به نظر می‌رسد که ارائه بارزترین شاخص‌ها و ویژگی‌های تمدن اسلامی بتواند گامی مؤثر در راستای تـمدن سازی و خروج از سیطرة تمدن غربی و دیگر تمدن‌ها باشد در همین راستا مقاله ای با عنوان «شـاخصه‌های‌ تمدن اسلامی از منظر آیات و روایات» به بررسی مفهوم‌ شناسی تمدن اسلامی و در ادامه به بازشناسی شـاخص‌های تـئوری تـمدن اسلامی، از جمله‌ داشتن‌ جهان‌بینی‌ پویا، مبارزه با سنت‌های غلط اجتماعی و فرهنگی حـاکم بـر جـامعه، عدالت محوری، تأکید بر‌ مدارا‌ و بصیرت، اقتدارگرایی، مسؤولیت پذیری و... از منظر آیات و روایات پرداخته تا بـا تبیین‌ این‌ شاخص‌ها‌ گامی مؤثر در ارائة الگوی مناسب برای جوامع مختلف علاقه‌مند به اسلام و مـتمدن شـدن براساس‌ حیات‌ اسلامی و دینی برداشته شود.

 

شاخص‌های‌ تمدن‌ اسلامی

تـمدن اسـلامی به عنوان نمونه کاملی‌ از‌ تـمدن‌ دیـنی‌ شـاخصه‌هایی‌ دارد‌ که آن را از دیگر تـمدن‌ها مـتمایز می‌نماید. این شاخصه‌ها مـنبعث از قـرآن و سنت بوده و از این جهت می‌تواند پاسخ‌گوی پرسش‌های فراروی بشر باشد و الگو و نمونه‌ای برای‌ سـایرین مـحسوب شود. عمده‌ترین شاخص‌های تمدن اسلامی عـبارتند از: خـدامحوری و الهی بـودن، عـدالت گـستری، اخلاق مداری، مدارا، تـعقل و اندیشه‌ورزی.

 

1. داشتن جهان‌بینی پویا

زیربنایی‌ترین و اصلی‌ترین شاخص تمدن اسلامی داشتن جهان‌بینی متعالی‌ و همه‌ جانبه گـرایانه اسـت و برای این که دین اسلام بـه هـمة عـوامل رشـد انـسانی، اعم از رشد مـعنوی و مـادی توجه دارد، اسلام مکتبی جامع است که هم برای بُعد عقلی‌ و اعتقادی‌، هم برای بعد روحی و اخـلاقی و هـم بـرای بعد جسمی و رفتاری و ظاهری انسان برنامه دارد. لذا اگـر تـمدنی فـقط بـر مـبانی بـعد مادی انسان‌ و پیشرفت‌ مادی بنا شد و از ارزش‌ و رشد‌ معنوی غفلت ورزید، گرفتار تباهی و فساد خواهد شد. به تعبیر دیگر، تمسک به دین و لوازم آن، به ویژه اخلاق، عقل و عـلم، تمدن‌ساز و وحدت‌افزا و عدالت‌آفرین‌ است‌؛ فاصله‌گرفتن از یک بعد‌ یا‌ پرداختن به بعدی از ابعاد وجودی بشر نیز تمدن‌برافکن و فسادانگیز است. به همین دلیل، اگر امتی بخواهد قدرتمند و متحد باشد، زیر پرچم پرافـتخار اسـلام، آن را خواهد یافت.

 

2. مبارزه با سنت‌های غلط اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه

از جمله سنت‌هایی که در قرآن با آن و امـثال آن بـه مبارزه پرداخته شده است؛ حمی و استئثار است که به نفع جمعی و به ضـرر‌ گـروهی‌ از مردم است. این سنت کـه در زمـان جاهلیت مـرسوم و مـتداول بـوده است، بسیاری از امتیازات را به طبقه ثـروتمند جـامعه در آن‌ زمان‌ می‌داد و دیگران از حقوق اقتصادی‌، مالی‌ و... خود محروم می‌ماندند و از این رو اسـت کـه گفته می‌شود؛ این سنت‌های غلط اجـتماعی مانعی برای عدم تـأمین رفـاه مطلوب به شمار می‌آید.

حـمی‌ و اسـتئثار‌ اموال و منابع طبیعی، از‌ عوامل‌ مهم تقسیم نابرابر و غیرعادلانة ثروت و پیدایش طبقه غنی مـترف و مـسرف و فقیر تهیدست و بینواست و این کـاری اسـت بـه خلاف سنت آفـرینش و هـدف از خلقت مواهب طبیعی؛ زیـرا کـه اصل در نظام‌ آفرینش‌ بر تعمیم نفع و بهره‌برداری عمومی است. در هر جای قرآن کریم سـخن از مـواهب طبیعی رفته است، توده‌های ناس و جـامعة بـشری مخاطب قـرار گـرفته و بـهره‌برداری را از آن همگان دانسته‌ است‌. در حـالی‌ که استئثارگران خلاف این را عمل می‌کنند.

 

3. عدالت محوری و مساوات

ایمان عمیق قلبی و عملی به‌ اصل‌ عدالت وگام سپردن در شاه‌راه دادگری در‌ میدان‌های‌ گوناگون‌ زندگی از اساسی‌ترین علل رشد و تـکامل جـوامع‌ و پیدایش‌ و شکوفایی تمدن‌هاست. به همین دلیل قرآن موضوع حیاتی عدالت و دادگری را طرح نموده‌ و برای‌ تحقق همه جانبه و حقیقی آن‌ در‌ زندگی جوامع‌، تمدن‌ها‌ و نظام‌ها‌ سخت می‌کوشد و در رابطه با ظلم‌ و سـتم‌، انـحراف، انحصار، استبداد، فتنه، تباهی و دین گریزی سخت هشدار می‌دهد.

تأکید ویژه به آزادی، بـرابری و مـساوات از ویـژگی‌های اسلام و فرهنگ و تمدن‌ اسلامی‌ است؛ زیرا اسلام هـمة افـراد بشر‌ را‌ برابر دانسته‌ و عواملی‌ مانند‌ رنگ، نژاد، خون، ثروت‌ و زبان، که جهات امتیاز طبقاتی و تبعیضات قومی و نژادی در دنیا شـناخته مـی‌شدند را بـه کلی‌ مردود‌ می‌داند. خداوند در قرآنمی‌فرمایند: (یا أیُّهَا‌ النَّاسُ‌ إِنَّا‌ خـَلَقْناکُمْ‌ مِنْ‌ ذَکَرٍ وَ اُنْثی‌ وَ‌ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أتْقاکُمْ إِنَّ اللهَ عَلیمٌ خَبیر) (حجرات/13‌)؛ ای مـردم‌! مـا شما را از یک مرد و زن‌ آفریدیم‌ و شما‌ را‌ تیره‌ها‌ و قبیله‌ها‌ قرار دادیم تـا یـکدیگر را بشناسید (این‌ها ملاک امتیاز نیست) گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، خداوند دانا و آگاه اسـت‌.

 

۴. اخلاق گرایی

تأکید اسلام به اخلاق انسانی یکی دیـگر از شـاخص‌ها و عوامل بقا، رشد و تعالی تمدن بشری به شمار می‌آید. از مجموع آیاتی که در این رابطه‌ در‌ قرآن وجـود‌ دارد ایـن حقیقت دریافت می‌شود که سقوط اخلاقی و بحران معنویت مقدمه سقوط اجتماعی، فـرهنگی، سـیاسی و نظامی و عامل‌ نابودی نظام‌ها و تمدن‌هاست و این یـکی از سـنت‌های حـاکم بر جامعه و تاریخ‌ است‌؛ چون‌ یک جـامعه و تـمدن هنگامی می‌تواند به حیات سعادتمند خود ادامه دهد و به پویایی و پایایی، رشد و تـکامل خـود ‌‌امیدوار‌ باشد که اصول، ارزشـ‌ها و اخـلاق را در جامعه رعـایت نـماید. در‌ روایتی از پیامبر( نقل شده اسـت کـه ایشان در مورد فلسفة بعثت خویش چنین فرمودند‌: «بُعِثْتُ ِلاُتَمِّمَ مَکَارِمَ الأخْلاقِ» (مـجلسی، 1404ق، ج67، ص372)؛ بـرای اتمام مکارم و فضایل اخلاقی‌ مبعوث شـدم. در حدیث‌ دیگری‌ از امام صـادق ایـن معنا با صراحت بیشتری آمـده اسـت: «ان البر وحسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار»؛ نیکوکاری و حسن اخلاق، خانه‌ها (و شـهرها) را آبـاد و عمرها را زیاد می‌کند (مجلسی‌، 1404ق، جـ۶۸، صـ۳۹۵).

در‌ تمدن اسلامی تا زمانی که اصول و اخلاق انسانی رعایت می‌شد، رشد و پیشرفت وجود داشت و زمانی که به ویژه در عـهد امویان‌ و برخی‌ ادوار‌ بنی عباس اصول اخلاقی پایمال گردید، تمدن اسلامی‌ نیز‌ دچار ضعف و رکود شد.

 

 . 5مدارا و رفق و سازش

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های تمدن اسلامی و عامل رشد آن از بدو ظهور‌ تا‌ به‌ امـروز مـدارا و رفق و سازش بوده است. سیر تاریخی اندیشه مدارا‌ در اسلام به زمان ظهور این دین الهی بازمی‌گردد؛ به طوری که در سیره پیامبر اکرم و پیشوایان معصوم و روایات‌ قرآن‌ جلوه‌گری خاصی داشـت. زمـینه این تسامح، بلندنظری و عدم تعصب،آیات قرآن‌ کریم‌ و روایات معصومین بود که بر رفق و مدارا با اهل کتاب و دیگر مسلمانان و مشرکان بی‌آزار تـأکید داشـتند‌ و به‌ اصطلاح‌ در مسلمانان روح تساهل و تـسامح در مـقام علم آموزی و فراگیری به وجود‌ آورد‌. از‌ این رو نسبت به تمدن‌های پیشین موضع ویژه‌ای را اتخاذ کرد؛ بدین صورت که‌ نه‌ در‌ مقابل آنها صف آرایی نمود و نـه در بـرابر آن تمدن‌ها منفعل شد، بـلکه بـه‌ رفع‌ نقاط منفی و جذب نقاط مثبت تمدن‌های دیگر پرداخت.

 

6. تعقل و اندیشه‌ ورزی‌

توجه خاص دین اسلام به تعلم و تعقل‌ موجب‌ شـد‌ کـه بـعدها با دست‌یابی مسلمانان به منابع‌ و مراکز‌ علمی ملل مجاور و آشنایی علمی و عینی گستردة آنها بـا تمدن‌های پیشین از طریق‌ فتوحات‌، شرایط مناسبی برای شکل‌گیری مدنیت‌ جدید‌ فراهم شود‌. بـه‌ این‌ ترتیب پایه اصـلی عـلم و تمدن اسلامی‌ در‌ خود اسلام و در محیط مساعد و سفارش وتشویقی که اسلام بر آن داشت‌ بود‌

 

7. علم و دانش اندوزی

یکی از شاخص‌های تمدن اسلامی ارج نهادن بـه عـلم‌آموزی و عـالمان است. بر‌ همین‌ اساس مسلمانان‌ از هر گوشه دنیا علم و حکمت را فراگرفتند و چون مقلد صـرف نـبودند، به تکمیل آن پرداختند و بر‌ فرهنگ و آداب و رسوم بسیاری از جوامع دور و نزدیک تأثیرگذار شدند. همان‌ طـور‌ کـه‌ آمـده است تمدن علمی و هنری و فرهنگی کشورهای اروپایی برگرفته از علم و دانش مسلمان‌هاست. مسلمانان متخصص در زمـینه‌های ‌‌سـیاست‌، ادبیات، جغرافیا، ریاضیات، هیأت، شیمی، فلسفه، طب، معماری و نظامی و در واقع معلمان تمدن‌ غـرب‌ مـحسوب‌ مـی‌شوند.

 

نتیجه‌گیری

از آنچه گذشت چنین به دست می‌آید که بدون تردید قرآن کریم و روایات ائمه معصومین نظام‌ نامه تمدن اسلامی هستند و تمدن اسـلامی‌ بـدون‌ این ارکان اساسی، نمی‌تواند دوباره ظاهر شود. اگر بخواهیم اجزاء به هم پیوستة این تمدن را شناسایی کنیم، در همة تار و پود آن وجود‌ گرانسنگ‌ ثقلین اکبر و اصغر است‌ که‌ باعث بروز نـبوغ و ابـداع همة محققان و دانشمندان از همة ملت‌ها و نژادها و زبان‌ها شده است. هر چه حاصل شد همه از دولت قرآن و روایات است. اما می‌توان چنین عنوان کرد که؛ امروزه‌ این‌ شاخص‌ها آن چنان که باید و شـاید در طـول ادوار و اعـصار مختلف مورد توجه قرار نـگرفته انـد و اگـر در برنامه‌ها و دستورات عملی به صورت نظام‌مند گنجانده شود و از غفلت نسبت به‌ آنها‌ خودداری شود‌ تمدن اسلامی به معنای واقعی صورت مـی‌پذیرد و آثـارش در حـیات انسانی پدیدار خواهد شد. چنین تمدنی با‌ مـجموعه‌ای از قـوانین دینی که از قرآن و سنت اخذ کرده است‌، همه ابعاد‌ زندگی و دقایق حیات فردی و اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه اسـلامی را شـامل مـی‌شود.

این مقاله به همت نصیرعلی صوفی، الهام تقی نیا و فرشته رستمی در مجله پژوهش های اجتماعی اسلامی پاییز 1393، سال بیستم- شماره 102 انتشار یافته است. /209/ف

 




ارسال به:         whatsapp telegram  

ارسال نظر




chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.