vasael.ir

تعداد بازدید : ۲۴
کد خبر: ۹۲۲۷
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۶ - 12 September 2018
آیت الله کعبی/ جلسه 92
وسائل- جهاد با کفار واجب است مگر اینکه از بین بروند و فتح برای مسلمانان حاصل شود. کفار نیز نابود نمی شوند مگر اینکه اسلام جهانی شوند. چون هرچقدر گستره دارالاسلام بیشتر شود، باز کفار و دولت طاغوتی وجود دارد که هم مرز اسلام محسوب می شود. این دار الاسلام باید به قدری توسعه یابد تا اینکه جهان از لوث شرک و کفر پاک شود.

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در نود و دومین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ دوشنبه بیست و نهم فروردین ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و به بررسی روایات دال بر وجوب جهاد تا زمان حضور کفار پرداخت.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: بنابر آنچه از روایت صفار به دست می آید جهاد بر امت واجب است و وجود معصوم شرط نیست چرا که حضرت در مقام بیان تمام المراد و تفصیل کلام برای سائل است و حضرت می توانست بفرماید: جهاد واجب است زمان حضور و بسط ید امام. اما حضرت این فرض را بیان نکرده است و ترک جهاد بر امت که باعث عذاب می شود، شامل عصر غیبت هم می شود.

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد ابتدایی 24

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 8

بحث درباره روایاتی بود که ترخیص جهاد ابتدایی در زمان غیبت فهمیده می شد. روایت خوانده شد و نقدهایی نیز از علامه مجلسی(ره) و پدر ایشان نقل کردیم که جوابی هم بر آن نقدها ذکر کردیم.

وجوب جهاد تا زمان وجود کفار

در ادامه جوابی که عرض کردیم، یک نکته دیگر باید ذکر کنیم. و آن اینکه: بر اساس اطلاق آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ»[1] تا زمانی که کفار موجود باشند، جهاد با آنها نیز واجب است مگر اینکه از بین بروند و فتح برای مسلمانان حاصل شود. کفار نیز نابود نمی شوند، مگر اینکه اسلام جهانی شوند. چون هرچقدر گستره دارالاسلام بیشتر شود، باز کفار و دولت طاغوتی وجود دارد که هم مرز اسلام محسوب می شود. این دار الاسلام باید به قدری توسعه یابد تا اینکه جهان از لوث شرک و کفر پاک شود. از این جهت، جهاد دائما واجب است و مخصوص کسانی که ضرر در آنها متوقع است، نیست؛ برخلاف ملاذ الاخیار که گفته بود: «مجاهدة العدو الذی لا یؤمن ضرره، فإنه یجب على الإمام و على الأمة»[2] ما معتقدیم «یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ» همیشگی است تا زمانی که جهان از لوث شرک پاک شود.

بنابراین از این آیه و از روایت ذیل آن فهمیده می شود که جهاد رخصت داده شده و مخصوص زمانی دو زمانی نیست. بلکه مادام الکفر است نه مادام الامام. آیه نیز اطلاق دارد. بنابراین ظاهرا معنای روایت که جهاد را بر چهار دسته می کند،[3] معنای درستی باشد و اضطرابی هم ندارد و به یک کبرای کلی می توانیم برسیم و آن اینکه: امت هر زمانی ترک جهاد کرد، عذاب بر آن نازل می شود و این مطلب بسیار مهمی است. پس برای جلوگیری از عذاب، یحب الجهاد دائما فی کل زمان و مکان دائما و این جهاد متوقف بر وجود امام(ع) نیست. امام(ع) نیز آن را به وجود خود مقید نکرده است. این مطلبی است که از ظاهر روایت به دست می آید و یک قاعده مهم فقهی است.

از امثال این روایت که به نظر ما  - با توجه به بحث سندی که انجام شد، روایت تام و معتبر است -  الجهاد لایترک بحال. همانطور که در صلاه نیز قاعده ای داریم به نام الصلاه لاتترک بحال. اگر ایستاده نمی شود، نشسته، نشسته نمی شود خوابیده، خوابیده نمی شود، با ایماء و اشاره. همه این موارد ممکن نیست، در راه رفتن، در جنگ در حال راه رفتن و شلیک کردن و به صورت خوف و... این جهاد نیز قابل ترک نیست. رکنی از ارکان اسلام است و در هر حال، انسان مومن باید مجاهد باشد. بلکه جهاد رکن رکین عرفان اسلامی نیز هست. ابن سینا در نمط نهم «اشارات» می فرماید عارف باید زاهد باشد و عابد. ما عرض می کنیم: زاهد عابد مجاهد. البته جهاد در هر زمان به حسب حال خودش.

یکی از ویژگی های مهم رهبر عزیز انقلاب این است که ایشان علی رغم اینکه رهبر نظام اسلامی است و  نظام هم مقتدر است، اما همچنان خود را در مقابل استنکبار و طاغوت جهانی و شیطان بزرگ مجاهد و مبارز می داند و این چفیه بسیجی را هم به عنوان نماد جهاد فی سبیل الله قرار داده است و همراه خود دارد و حتی می فرماید: «من انقلابی ام. دیپلمات نیستم». یعنی یک رسالت برای مبارزه با کفر و ظلم و استبداد و طاغوت جهانی دارم.

قاعده فقهی از روایت

روایتی که خواندیم مطلب عجیبی دارد که قاعده فقهی از آن به دست می آید و آن اینکه :«فَإِنَّ مُجَاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَى جَمِیعِ الْأُمَّةِ وَ لَوْ تَرَکُوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّةِ»[4] دیگر با چه زبانی باید بیان بفرمایند؟ می خواهند بگویند منشا عذاب و عقب ماندگی و جهل و ذلت و استیلای کفار بر امت،  ترک جهاد است. این روایت، مانند همان روایت معروف است که نقل شد: «فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَغْنَى أُمَّتِی بِسَنَابِکِ خَیْلِهَا وَ مَرَاکِزِ رِمَاحِهَا»[5] این روایت نیز شامل امت می شود که اتمت غیر مجاهد، امت ذلیل و فقیر و عقب مانده ای است. امت غیر مجاهد امت ضعیف و هالکی است که دینش هم از بین می رود. لذا این نیست که جهاد در زمان خاصی تشریع شده اما در عصر طولانی غیبت، گفته اند خیر، جهاد برداشته شده است. خیر چنین مطلبی از این روایات برداشته نمی شود.

روایت دوم: حدیث اسیاف

روایتی بود که به روایت «حدیث اسیاف» که پیش از این در بحث جهاد طواغیت(جلسه54) با سندی غیر از آنچه می آوریم، بررسی شد. اینک با سند شیخ طوسی(ره) نقل می کنیم. «مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ أَبِی عَنْ حُرُوبِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ کَانَ السَّائِلُ مِنْ مُحِبِّینَا قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْیَافٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لَا تُغْمَدُ إِلَى أَنْ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا وَ لَنْ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ وَ سَیْفٌ مِنْهَا مَکْفُوفٌ وَ سَیْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَیْرِنَا وَ حُکْمُهُ إِلَیْنَا فَأَمَّا السُّیُوفُ الثَّلَاثَةُ الشَّاهِرَةُ فَسَیْفٌ عَلَى مُشْرِکِی الْعَرَبِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْقَتْلُ أَوِ الدُّخُولُ فِی الْإِسْلَامِ وَ السَّیْفُ الثَّانِی عَلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ الْآیَةَ فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْجِزْیَةُ أَوِ الْقَتْلُ وَ السَّیْفُ الثَّالِثُ سَیْفٌ عَلَى مُشْرِکِی الْعَجَمِ یَعْنِی التُّرْکَ وَ الْخَزَرَ وَ الدَّیْلَمَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْقَتْلُ أَوِ الدُّخُولُ فِی الْإِسْلَامِ وَ لَا یَحِلُّ لَنَا نِکَاحُهُمْ مَا دَامُوا فِی الْحَرْبِ وَ أَمَّا السَّیْفُ الْمَکْفُوفُ عَلَى أَهْلِ الْبَغْیِ وَ التَّأْوِیلِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى حَتَّى تَفِی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مِنْکُمْ مَنْ یُقَاتِلُ بَعْدِی عَلَى التَّأْوِیلِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَى التَّنْزِیلِ فَسُئِلَ النَّبِیُّ ص مَنْ هُوَ فَقَالَ هُوَ خَاصِفُ النَّعْلِ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَالَ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ قَاتَلْتُ بِهَذِهِ الرَّایَةِ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص ثَلَاثاً وَ هَذِهِ الرَّابِعَةُ وَ اللَّهِ لَوْ ضَرَبُونَا حَتَّى یَبْلُغُوا بِنَا السَّعَفَاتِ مِنْ هَجَرَ لَعَلِمْنَا أَنَّا عَلَى الْحَقِّ وَ أَنَّهُمْ عَلَى الْبَاطِلِ وَ کَانَتِ السِّیرَةُ فِیهِمْ مِنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا کَانَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِی أَهْلِ مَکَّةَ یَوْمَ فَتْحِ مَکَّةَ فَإِنَّهُ لَمْ یَسْبِ لَهُمْ ذُرِّیَّةً وَ قَالَ مَنْ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَلْقَى سِلَاحَهُ أَوْ دَخَلَ دَارَ أَبِی سُفْیَانَ فَهُوَ آمِنٌ وَ کَذَلِکَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَوْمَ الْبَصْرَةِ فِیهِمْ لَا تَسْبُوا لَهُمْ ذُرِّیَّةً وَ لَا تُتِمُّوا عَلَى جَرِیحٍ وَ لَا تَتْبَعُوا مُدْبِراً وَ مَنْ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَلْقَى سِلَاحَهُ فَهُوَ آمِنٌ وَ أَمَّا السَّیْفُ الْمَغْمُودُ فَالسَّیْفُ الَّذِی یُقَامُ بِهِ الْقِصَاصُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى النَّفْسَ بِالنَّفْسِ الْآیَةَ فَسَلُّهُ إِلَى أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ وَ حُکْمُهُ إِلَیْنَا فَهَذِهِ السُّیُوفُ الَّتِی بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى نَبِیَّهُ ص بِهَا فَمَنْ جَحَدَهَا أَوْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهَا أَوْ شَیْئاً مِنْ سِیَرِهَا وَ أَحْکَامِهَا فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص»[6]

امام باقر به محب اهل بیت که درباره جنگ های امیرالمومنین(ع) سوال کرده بود، چنین فرمود. یعنی معلوم نیست شیعه باشد اما محب است. چون نسبت به شیعه می گفتند «کان مومنا» یا «کان یعرف هذا الامر» یعنی امر امامت اهل بیت(ع) را معتقد بود. اما اینکه می فرماید« من محبینا» این نیست که الزاما شیعه باشد. چون پدیده نصب و عداوت برای اهل بیت(ع)، بر مسلمانان عارض شد. وهابیت و بنی امیه زمان که آن را معتقدند، خارج از دایره اسلام اند. قبلا کسانی که به امامت اهل بیت(ع) معتقد نبودند، محب بودند و این امر جزو ارکان اسلام بود به گونه ای که اگر محب نبود، از دایره اسلام خارج می شد. اینجا امام می فرماید«من محبینا» یعنی لیس من اعدائنا. خصوصا که راوی نیز حفص بن غیاث است.

امام فرمود: خداوند پیامبر را با پنج شمشیر مبعوث کرد. سه تای آنها از غلاف درآمده است. یعنی جهاد نسبت به این سه شمشیر مستمر است الی یوم القیامه: «حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ» اشاره به همین نکته است.

یک شمشیر نیز در غلاف است و جایز نیست. شمشیری نیزدر غلاف است و کشیدن آن به عهده دیگری است و اذنش با ماست و آن شمشیر قصاص است. شمشیر قصاص را اولیای دم می کشند. اما چه کسی اجازه می دهد؟ حاکم شرع. این شمشیر خارج از بحث ماست و به بحث حدود مربوط است. شمشیر مکفوف و از غلاف نکشیده نیز در مورد اهل بغی و تاویل است و حدیث آن مفصل است و در اینده بحث خواهیم کرد.

سه شمشیر الی یوم القیامه

اما این سه شمشیری که تا روز قیامت باقی است.«فَأَمَّا السُّیُوفُ الثَّلَاثَةُ الشَّاهِرَةُ فَسَیْفٌ عَلَى مُشْرِکِی الْعَرَبِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ[7] فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْقَتْلُ أَوِ الدُّخُولُ فِی الْإِسْلَام» این مشرکین عرب دو معنا دارد. یک معنا این است که مشرک و کافر باشد. معنای دوم اینکه مشرکین عرب مانند مشرکین قریش و طاغوت باشند. یعنی ملاک و خصوصیت آنها در این افراد وجود داشته باشد.

«وَ السَّیْفُ الثَّانِی عَلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ الْآیَةَ فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْجِزْیَةُ أَوِ الْقَتْلُ» که درباره اهل کتاب است که یا باید جزیه بدهند یا کشته شوند. البته منظور اهل کتاب طاغوتی است.

«وَ السَّیْفُ الثَّالِثُ سَیْفٌ عَلَى مُشْرِکِی الْعَجَمِ یَعْنِی التُّرْکَ وَ الْخَزَرَ وَ الدَّیْلَمَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَهَؤُلَاءِ لَا یُقْبَلُ مِنْهُمْ إِلَّا الْقَتْلُ أَوِ الدُّخُولُ فِی الْإِسْلَامِ وَ لَا یَحِلُّ لَنَا نِکَاحُهُمْ مَا دَامُوا فِی الْحَرْبِ» مشرکین عجم نیز در این روایت توضیح داده شده است البته در آن زمان این افراد بودند. این معنا بهتر می رساند که مشرکین عرب، یعنی کسانی که خیره سر و طاغوتی هستند و در جزیره العرب وجود داشتند حتی در زمان ائمه(ع). اما ترک و خزر و دیلم، یعنی طاغوت هایی که فراتر از جزیره العرب بودند. یعنی تا زمانی که طاغوت باشد، چه عرب چه عجم. از این عبارت استفاده می شود که حکم جهاد مخصوص مشرکین قریش نبوده و در هر زمان نیز وجود دارد. که خداوند درباره اینان فرمود: «فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ»[8] یعنی گردنشان را بزنید تا عده زیادی از آنها کشته شوند. روشن است که شمشیر یعنی سلاح و امروز تفنگ تعبیر می شود.

بنابراین یک شمشیر علیه مشرکین عرب، یک شمشیر علیه مشرکین عجم و یک شمشیر علیه اهل کتاب که تا روز قیامت واجب است و این سیف مشهور و مسلول و شاهر است.

نتیجه حدیث اسیاف

سپس در پایان روایت می فرماید: «فَهَذِهِ السُّیُوفُ الَّتِی بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَى نَبِیَّهُ ص بِهَا فَمَنْ جَحَدَهَا أَوْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهَا أَوْ شَیْئاً مِنْ سِیَرِهَا وَ أَحْکَامِهَا فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص»[9] این عبارت خیلی عجیب است. می فرماید اگر کسی یکی از این احکام را منکر شد و بگوید در زمان ما دیگر جهاد علیه مشرکین و اهل کتاب تعطیل است، یا بخشی از این احکام را قبول نکند و بگوید علیه مشرکین عرب جهاد هست، ولی علیه مشرکین عجم یا اهل کتاب طاغوت خیر؛ اگر چنین بگوید، چنین شخصی کافر است و مصداق «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْض‏»[10] یا «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْض‏»[11] است.

البته نسبت به اهل بغی و سیف مکفوف، مطالبی عرض شد(جلسه59 - 63) و تفصیل آن به وقتش موکول می شود اما اجمالا اینکه امیرالمومنین(ع) فرمود: «لَا تُقَاتِلُوا الْخَوَارِجَ بَعْدِی فَلَیْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَأَهُ کَمَنْ طَلَبَ الْبَاطِلَ فَأَدْرَکَهُ»[12] خوارج بعدا از من را نکشید چون اینان طالب حق بودند، اما حق را نفهمیدند و خطا کردند. ممکن است از این روایت ها برخی بفهمند که احکام بغی - به معنای خاص خود یعنی خوارج و قاسطین و مارقین و ناکثین- مربوط به امیرالمومنین(ع) است و در این روایت نیز امام همین مطلب را می فرمایند. که جنگ با بغات نداریم، والا باید با بنی عباس و بنی امیه هم بجنگیم. در زمان غیبت را خواهیم گفت که ممکن است احکام حکومتی جداگانه ای باشد با عنوان احکام علیه اهل فتنه و بغی و فساد و محاربین با دولت و نظام اسلامی. یعنی عنوان مستقلی دارد غیر از بغی اصطلاحی که بحث خواهیم کرد.

پایان جلسه نود و دوم

***


[1] . توبه/ 123.

[2] . ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار؛ ج‌9، ص: 330.

[3] . تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص124: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْجِهَادِ أَ سُنَّةٌ هُوَ أَمْ فَرِیضَةٌ فَقَالَ الْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَوْجُهٍ فَجِهَادَانِ فَرْضٌ وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ لَا یُقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ وَ جِهَادٌ سُنَّةٌ فَأَمَّا أَحَدُ الْفَرْضَیْنِ فَمُجَاهَدَةُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ هُوَ مِنْ أَعْظَمِ الْجِهَادِ وَ مُجَاهَدَةُ الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ فَرْضٌ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّةٌ لَا یُقَامُ إِلَّا مَعَ فَرْضٍ فَإِنَّ مُجَاهَدَةَ الْعَدُوِّ فَرْضٌ عَلَى جَمِیعِ الْأُمَّةِ وَ لَوْ تَرَکُوا الْجِهَادَ لَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ وَ هَذَا هُوَ مِنْ عَذَابِ الْأُمَّةِ وَ هُوَ سُنَّةٌ عَلَى الْإِمَامِ وَحْدَهُ أَنْ یَأْتِیَ الْعَدُوَّ مَعَ الْأُمَّةِ فَیُجَاهِدَهُمْ وَ أَمَّا الْجِهَادُ الَّذِی هُوَ سُنَّةٌ فَکُلُّ سُنَّةٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْیُ فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأَنَّهَا إِحْیَاءُ سُنَّةٍ قَالَ النَّبِیُّ ص مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُنْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ».

[4] . تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص124.

[5] . الکافی، ج5 ، ص2  - تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص123 - وسائل‏الشیعة، ج15، ص10  - الأمالی‏للصدوق، ص577 ،  المجلس الخامس و الثمانون - ثواب‏الأعمال، ص 189.

[6] . تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص136.

[7] توبه/5.

[8] . محمد/4.

[9] . تهذیب‏الأحکام، ج6 ، ص136.

[10] . بقره/ 85.

[11] . نساء / 150.

[12] . نهج‏البلاغة، حکمت 61 – وسائل‏الشیعة، ج 15، ص 83.

120/907/د

مقرر: قطبی

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۱ / ۰۸ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۱۰:۱۶
طلوع افتاب
۰۶:۳۶:۵۵
اذان ظهر
۱۱:۵۱:۰۹
غروب آفتاب
۱۷:۰۳:۵۰
اذان مغرب
۱۷:۲۱:۴۵