vasael.ir

کد خبر: ۹۲۲۳
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۵ - 10 September 2018
گزارش نشست تخصصی«چالش‌های فقه در دوران معاصر»/ 1
وسائل ـ دکتر حکمت نیا در ارائه بحث روش شناسی فقهی و حقوقی پدیده های دنیای معاصر، گفت: در صدر اسلام وقتی که می خواستند با جهان شرک مرزبندی کند ابتدا مرز معرفتی، رفتار و تعامل را مشخص کردند؛ ما نیز اگر در دنیای معاصر می خواهیم ورود پیدا کنیم باید همان رویه را در پیش بگیریم.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست «چالش های پیش روی فقه معاصر» با حضور حجت الاسلام سید محمد علی ایازی، استاد دانشگاه مفید قم، حجت الاسلام مجتبی الهی خراسانی، رییس میز توسعه و توانمند سازی علوم اسلامی و محمود حکمت نیا عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی 15 شهریور در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.

در ابتدای نشست استاد دانشگاه مفید به بررسی موضوع« ذبیحه اهل کتاب» پرداخت که مباحث مطرح شده در این بخش تقدیم خوانندگان محترم می شود:

استناد به اجماع؛ یکی از مشکلات سبک فقاهت معاصر

موضوع این بحث آیه مبارکه است که می فرماید:«الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ ۖ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ ۖ، امروز هر چه پاکیزه است شما را حلال شد و طعام اهل کتاب برای شما و طعام شما برای آنها حلال است».

این آیه به صراحت مسأله طعام اهل کتاب را حلال می داند در فقه ما براساس یک یا دو روایات که خود آن روایت ها جای بحث دارد طعام به حبوبات و غلات تفسیر شده است و براساس همین گفته اند که ذبیحه اهل کتاب جایز نیست.

مبنای دیگری که فقها از گذشته روی آن تأکید دارند مسأله اجماع است که اجماع وجود دارد بر اینکه ذبیحه اهل کتاب جایز نیست و دلیل نظر شیخ طوسی درباره این موضوع است که این مسأله اجماعی است.

این در حالی است که قبل از او علمای بسیار زیادی با این فتوا مخالف بودند که این چه اجماعی است که شیخ به آن استناد کرده است و در همان دوره مخالف داشته است و همه فقهایی که بعد از آن آمده اند روی این مسأله ادعای اجماع شیخ تمسک کرده اند.

همه تمایل دارند که بگویند اگراجماعی باشد این اجماع مدرکی است نه اجماع محصلی که چنین چیزی باشد که اگر شما مناقشه کرده باشید که در این حدیث که خواه ناخواه این اجماع هم ارزشی ندارد ولی سبک فقه ما اینطور است که متأسفانه یکی از مشکلات آن استناد کردن به اجماع است.

«وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ» ناظر به شرایط ذابح نیست

درباره تسمیه و ذبیحه پنج آیه وجود دارد که اگر در کنار هم قرار بگیرند معنای آیه روشن می شود و از این  ابهامات و اشکالات بیرون می آید.

آیه اول می فرماید «وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ» که به صورت مجهول بیان می کند و نشان دهنده این است که بحث ذابح بودن را مطرح نمی کند.

فقها مطرح کردند شرط، تسمیه هست و اهل کتاب جایز نیستند و در عین حال بسیاری از فقها استناد به این آیه کردند در حالی که می دانیم این آیه در سوره انعام است که سوره ای مکی است و اهل کتاب آن زمان نبودند.

آیه دومی که بسیاری از فقهای ما به آن اشاره و استناد کردند این آیه سوره مائده است که می فرماید« الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ ۖ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ.

این آیه چند نکته دارد. همیشه الیوم ها که در قرآن بیان می شود مقام امتنانی دارد و«الیوم» در نگاه مفسران ما به این معناست که قرآن می خواهد مساله ای را بیان کند که قبلا نگفته است که به طور نمونه در بحث اکمال دین یعنی قبلا اکمال دینی نبوده است.

سوال این است که آیا می خواهد به مسلمان ها بگوید شما از فردا می توانید عدس، ماش و گندم های اهل کتاب را بخورید؟ اینها مگر قبلا این اقلام را نمی خوردند که حالا بخواهند بخورند؟! بنابراین مشخص است باید مسأله ذبیحه باشد.

«َلَا تَأْکُلُوا» درباره ذبیجه‌هایی است که اسم غیر خدا برده می شود

قرآن در آیه 121 سوره انعام می فرماید:« وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ؛ و از آنچه نام خدا بر آن ذکر نشده نخورید که آن فسق است».

دلیل اینکه قرآن می گوید آن چیزی که اسم خدا در آن برده نشده است نخورید، چیست؟ چون فسق است و فسق در قرآن به قرینه ای که اینجا ذکر شده است به معنای ذکر کردن نام بت ها است و ما می دانیم اگر کسی ذبیحه اهل کتاب را بخورد چیزی برای فسق بودن نیست.

بنابراین باید یک عملی باشد؛ ملاک و معیار برای حرمت، فسق بودن است پس اگر اهل کتابی اسمی نیاورد فسق نیست و اگر گفته است از ذبیحه اهل کتاب نخورید دلیل خاص دارد و نمی خواسته از ذبیجه اهل کتاب به مطلق اهل کتاب منع کند.

 

 

در بخش دیگر این نشست، دکتر حکمت نیا، به روش شناسی فقهی و حقوقی پدیده های دنیای معاصر پرداخت که مشروح سخنان وی را در ادامه می‌خوانید:

روش شناسی فقهی و حقوقی پدیده های دنیای معاصر

یکی از مشکلاتی که ما داریم در حوزه فلسفه فقه حادث شده است و در برخی مواقع ما با یک نظام و گاه با یک مسأله مواجه هستیم که نظام ها مرزهای معرفتی و رفتاری با یکدیگر دارند.

این جابجایی و رفت و آمدی که بین  نظام های معرفتی و اخلاقی و حقوقی صورت می گیرد در برخی از موارد موجب ابهام هایی می شود که باید دقت صورت بگیرد.

دوره شرک و عربیت جاهلی یک دوره رفتاری است و نخستین مواجه ای که اسلام با آن دارد این است که این مرز را چطور برای آن تعریف کند و سامان ده دو ساختار فرهنگ عربی را چطور جداسازی کند.

ما بحث مرزهای جغرافیایی نداریم و در آنجا بحث مرزهای فرهنگی و مرزهای عقیدتی مطرح است و این موضوع اصل است که مواجه اسلام در این تغییر چه بوده است؟

اشهد ان لا اله الا الله مرز فرهنگی ما است

وقتی که با مشرکین می خواهیم مرزهای خودمان را مشخص کنیم«قولو لا اله الا الله تفلحوا» در آن صدر است یعنی تغییر بنیادهای فرهنگی و معرفتی از یک نظام به نظام دیگر است و شما  در حقیقت بدین معنا که سابقه تاریخی و فرهنگی را انکار کنید در این حیطه قرار می گیرید.

خود «قولو لا اله الا الله تفلحوا» و مرزها را وقتی می خواهید تعیین کنید نمی توانید با عبارات مبهم این کار را انجام دهید؛ مرزهای جغرافیایی فقط سیم خاردار است و در مرزهای  فرهنگی عبارت دقیق لا اله الا الله است.

دومین مواجه ای که اشاره می شود این است که وقتی با ادیان سر و کار دارید آنجا هم مرزهای عقیدتی و رفتاری و فرهنگی می خواهیم و اشهد ان لا اله الا الله مرز فرهنگی ما است.

بدین معنا که این تفاوت اصلی دین ما با دیگر ادیان است؛ در ادبیات فقهی به وفور دیده می شود که معامله و نکاح با آنها چگونه است و آیا اصل این است که تعامل نداشته باشیم و یا اینکه تعامل بر اساس چارچوب ها باشد.

پس این چارچوب ها هم باید با همان عبارتی که در لا اله الا الله روشن می گوییم و با ادبیات روشن بتوانیم بیان کنیم چراکه اینجا افراد با هم زندگی می کنند و رفتارهای افراد باید ساماندهی شوند و مرز جغرافیایی وجود ندارد.

اساسا در حوزه فلسفه مضاف فقه ما و بحث های فرهنگی، اسلام در مواجه با چنین مرزبندهای به لحاظ نقطه ای و تاریخی، عرض و طول را چگونه مدیریت کرده است؟ عناوین را چطور تغییر داده است؟ ما در ادبیات فقهی به فراوانی و در تاریخ فقهی این موضوع را بسیار داریم و اینکه این روش چه بوده است؟

استفاده حقوقی از نهادهای جاهلی

در برخی جاها ما از روش های جاهلی استفاده کرده ایم به طور مثال ما در فرهنگ دینی اقتضائات و الزامات دینی را استخراج کردیم و وقتی گفته می شود مسلمان در واقع اقتضائات آن را می فهمیم ولی در صدر اسلام اقتضائات ایمان را درک نمی کردند.

بنابراین اگر شما دقت کنید می بیند که از نهادهای جاهلی استفاده کرده است و از آنها بیعت گرفته است که دزدی و زنا نشود و چون که اقتضائات روشن نیست از نهادهای حقوقی استفاده شده است.

بدان معنا که بیعت جزو نهادهای جاهلی بوده است که در آن دوران استفاده می شد برای اینکه مردم اقتضائات را نمی دانستند و از یک ابزار دیگر به صورت موقت و دائم استفاده شده است که این تعامل چگونه صورت گرفته است.

تعامل اول دوره شرک، فرهنگی است که در آن اقتضائات فرهنگی را باید در نظر گرفت بدان معنا که فرهنگ بت پرستی را آنان چگونه نهادینه کرده بودند؟ و ما در مقابل فرهنگ بت پرستی که قرار گرفتیم چه کردیم؟

اهمیت توجه به اقتضائات فرهنگی

آیات و روایات و استدلال های فقهی که با آن مواجه می شویم می بینیم که این وجه فرهنگی را توجه نکرده اند.

به طور مثال وقتی که ما در بحث ترا ریخته و تصرفات در حیوانات بحث می کردیم بعضی استدلال کرده بودند که آیاتی که گفته می شود که گوش حیوانات را نبرید پس معلوم است که اجازه تصرف نمی دهد.

حال اینکه این امر یک قضیه فرهنگی بوده است نه یک قضیه طبیعی چراکه آنان برای بت پرستی نشانه گذاری می کردند و برای مبارزه با فرهنگ بت پرستی در ادبیات بزرگان هم به این امر مثل مجسمه سازی توجه شده است.

پس اینکه اقتضائات بت پرستی چه بوده است؟ اقتضائات ایمان چه بوده است و این اقتضائات ایمان چطور بوده است؟ که حوزه بحث آن تاریخی و فرهنگی و فلسفی است که شبیه به این بحث در ادبیات اهل کتاب هم وجود دارد.

 

 

امروز ما با دنیای معاصر مواجه هستیم نه دنیای شرک

ما امروز با دنیای معاصر مواجه هستیم نه دنیای شرک؛ این دنیای معاصر برای خودش نهادهای فرهنگی دارد که اصول و قواعد اخلاقی دارد و قبول می کنیم که خیلی کار کرده است و در عین حال باز همین سوال ها تکرار می شود که تمدن ما هستیم یا آنها؟

وقتی می خواهیم از ساختارهای معرفتی را بحث کنیم این پرسش مطرح می شود که ساختار معرفتی آنها یا ما؟ می خواهیم درباره نظام بحث کنیم می گوییم که نظام ما یا نظام آنها مد نظر است؟ می خواهیم در اخلاق بحث کنیم این پرسش وجود دارد که اخلاق ما یا اخلاق آنها؟

در کدام مرز گفت وگو می کنیم به نظر من از جمله مهمترین مباحث دنیای معاصر ما این است که ما با دو دنیای معاصر روبرو هستیم که دنیای تمدنی ما در مقابل بحث های معرفتی، روشی، مبنایی، نهادسازی کرده است و ما می خواهیم ببینیم که از این نهادها و روش ها وساختارها چگونه می توانیم  استفاده کنیم.

تشابه سیره غربی‌ها با اجماع مدرکی در اصول فقه

برخی مواقع سریع به سراغ این می رویم و فکر می کنیم که این سیره عقلا است و نخستین چیزی که به ذهن می رسد این است که عقلا این کار را کرده اند اما عقلای امروز با عقلایی که در متون فقهی ما از آنها گفت وگو می کنیم متفاوت هستند.

این عقلا امروز براساس دستگاه شبه ریاضی به نتیجه رسیده اند و شما نمی توانید بگویید که این سیره است چرا که سیره مبنا و اصل و روش دارد و این سیره ای که در جهان غرب است مثل اجماع مدرکی در اصول ما است.

بدین معنا که منابع آن را می دانیم و نمی توانیم بگوییم که همه استفاده کردند پس ما هم استفاده می کنیم و بسیاری از این عناوین که امروز در فقه و ادبیات دیگری ورود پیدا می کند باید مواظبت کرد چراکه اینها دو سنخ هستند.

وقتی می گوید اصل کرامت؛ این اصل با مفهومی که آنجا استقرار و تحول پیدا کرده و با آن مسأله حل شده است با آن چیزی که ما در«لقد کرمنا» داریم زمین تا آسمان متفاوت است و ما به این نحو نمی توانیم ورود پیدا کنیم.

کسی که حوزه معرفتی آنجا را کار نکرده است نمی داند که این اصل کرامت در کجا قرار می گیرد و خود واژه «اصل» اگر می خواهید ورود پیدا کنید یعنی چه که اصل این است؟ در ساختارهایی این نهادها عنوان دار شده اند.

مثلا گفته می شود شرکت ها،  که شرکت هایی که درآنجا بحث می شود با ادبیات دیگری است و مسأله ای با آن حل می شود که روی مبانی و اصول دیگری طراحی شده است و ما نمی توانیم بگوییم که ما شرکت ها را قبول داریم.

مشکل جهان معاصر این است که فکر می کند که می فهمد

مالکیت فکری که یک بحث است که بنده 17 سال بر روی آن کار کرده ام و چهارصد کتاب در این زمینه خوانده ام اما هنوز ادعا ندارم که من می توانم تمام جوانب این قضیه را جمع کنم.

اما برخی در دو دقیقه می گویند که مالکیت فکری را قبول داریم مشکل جهان معاصر این است که فکر می کند که می فهمد ما اول باید بپذیریم که در برابر دنیایی با اجماع مدرکی روبرو هستیم که آن دنیا کار خودش را می کند.

بنابراین اگر قرار است ما از این نهادها استفاده کنیم اول باید دقیقا بفهمیم که آن نهادها چه می گویند که اگر اینطوری ورود کنیم مثل همان کاری که در صدر اسلام صورت گرفت.

در آن دوران اسلام اگر می خواست با جهان شرک مرزبندی کند ابتدا مرز معرفتی، رفتار و تعامل را مشخص می کرد؛ ما هم اگر در دنیای معاصر می خواهیم ورود پیدا کنیم باید وارد بحث هایی شویم که تا به امروز وارد نشده بودیم که البته اینها روش می خواهد./241/504/ح

 

تهیه و تنظیم: فاطمه ترزفان

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۱۹ / ۰۹ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۳۲:۲۰
طلوع افتاب
۰۷:۰۲:۱۷
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۴۳
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۹
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۳۸