vasael.ir

کد خبر: ۹۱۳۱
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۲:۴۸ - 27 August 2018
آیت الله کعبی/ جلسه 86

جهاد| اطلاق آیات دلالت بر وجوب جهاد در عصر غیبت دارد

وسائل- با توجه به امور پنجگانه، (عمومیت دین اسلام، اطلاق خطاب به مسلمین، عدم اشتراط عصمت، موقتی نبودن جهاد و عدم نهی از جهاد در عصر غیبت) و مقدماتی که در مورد آیات بیان شده است می توان به دست آورد که جهاد واجب است حتی در عصر غیبت و این از اطلاق آیات استفاده می شود.

به گزارش خبرنگار وسائل؛ آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در هشتاد و ششمین جلسه درس خارج فقه جهاد که در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به تاریخ چهارشنبه نوزدهم فروردین ماه 1396 برگزار شد در ادامه بررسی ابعاد و حکم جهاد ابتدایی در عصر غیبت به تبیین دیدگاه های موافق وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت پرداخت و آیات مورد استفاده در اثبات این وجوب را بررسی کرد.

آیت الله کعبی در جلسه  گذشته عنوان کرد: وجود رهبر با کفایت منصوب از طرف امام زمان(ع)، جزو ماهیت جهاد است لذا اذن به جهاد متوقف بر وجود رهبر است. وجوب آن مقید به دعوت به جهاد و هم دعوت کفار به اسلام است. از عبارت مرحوم حلبی(ره) فهمیده می شود: «بشرط وجود داع الیه» یعنی اگر اصل رهبر مشروع وجود داشته باشد و شرایط دیگر محقق شود، جهاد واجب است حتی در عصر غیبت.

مشروح این جلسه را می توانید در ذیل ملاحظه بفرمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جهاد ابتدایی 18

القائلون بوجوب الجهاد الابتدایی فی عصر الغیبه 2

بحث به قول دوم از اقوال مربوط به جهاد ابتدایی در عصر غیبت بود. کسانی که قائل به وجوب هستند، دو قول  ذکر کردیم.

ابن فهد حلی(ره)

شیخ ابن فهد حلی(ره) در «الرسائل العشر»  می فرماید: «و هو واجب على المکلف الذکر الحر، السلیم من العمى و الزمن و المرض و منع الأبوین، و الفقر الذی لا یجد معه النفقة و السلاح على الکفایة، مع دعاء الإمام أو نائبه، عموما أو خصوصا، لقتال الحربی أو الذمی المخل بالشرائط و الباغی، و للدفع عن النفس مطلقا».[1] از آنجا که می فرماید «واجب»، یعنی واجب جهاد است منظور جهاد ابتدایی است چون می فرماید « للدفع عن النفس مطلقا»، بعد می فرماید: امام یا نائب امام دعوت کند، چه نائب خاص چه عام، و از عام بعدی نیست منظور نائب در عصر غیبت باشد. این عبارت در دلالت مطلب صریح است. مگر اینکه کسی قید «مع دعاء الإمام أو نائبه، عموما أو خصوصا» را چنین استفاده کند که چون ابتکار عمل دست کسی است ولایت جهاد را عهده دارد، این دعوت الزامی نیست. بنابراین دعوت به جهاد، جایز می شود نه واجب. این قول نیز از مصادیق جواز جهاد است نه وجوب.

ادله وجوب جهاد ابتدایی در عصر غیبت

از بین کلمات اعلام سه گانه که ذکر کردیم، از عبارت حلبی(ره) به راحتی وجوب جهاد استفاده می شود. از عبارت مرحوم ابن فهد حلی(ره)، نیز تاحدودی می توان استفاده کرد. اما عبارت شیخ مفید(ره) توقف فهمیده می شود. اکنون ادله قول وجوب جهاد ابتدایی را بیان می کنیم.

چهار دلیل وجود دارد: دلیل اول: اصل جهاد در عصر حضور واجب است، و این اطلاق و عموم دارد و شامل عصر غیبت می شود و مخصص و مقیدی هم وجود ندارد.

دلیل دوم، اخباری است که دلالت دارد بر اینکه اگر کسی دعوت به دین را به طور کامل می داند، واجب است جهاد ابتدایی کند.  چون در اصلش واجب است، اینجا هم واجب است.

دلیل سوم، دلیل عقلی است که مرحوم عبدالاعلای سبزواری(ره) آن را از احکام مستقله عقلیه می داند به وجوب قطع ماده فساد مطلقا! و کفر و شرک فساد است، و قطع آن واجب است عقلا.

دلیل چهارم، عموم ولایت فقیه در عصر غیبت است.

دلیل اول: التعمیم لعصر الغیبه

برای تبیین این دلیل باید گفت: پیامبر اکرم(ص)، هم اذن دادند، هم امر کردند و هم خود انجام دادند. شکی نیست که ائمه(ع) نیز اگر مبسوط الید باشند و در راس جهاد باشند، جهاد پیامبر(ص) را باید ادامه دهند و ساقط نمی شود. روایات نیز دال بر این مطلب است. حال آیا اینکه جهاد در عصر پیامبر(ص) و ائمه(ع) با فرض بسط ید واجب است، آیا قابل تعمیم به عصر غیبت هست یا خیر؟

ممکن است گفته شود تعمیم حکم به عصر غیبت به چند گونه است:

راه نخست، اطلاق و عموم آیات است. حداقل پنج آیه وجود دارد که می توان از آنها به دست آورد که مخاطبان آن فقط پیامبر(ص) و اصحاب پیامبر(ص) یا ائمه(ع) بودند. امر به مطلق جهاد شده است. مانند آیات صوم و صلاه و حج و زکات که کسی نمی گوید خاص پیامبر(ص) و ائمه(ع) است. جهاد نیز چنین است. به ضمیمه قاعده اشتراک در تکلیف که شامل عالم و جاهل، حاضر و غایب می شود.

آیات جهاد ابتدایی

از جمله آیات، این سخن خداوند است: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».[2]

آیه خطاب به همه مسلمانان است: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ» یعنی تشریع شده است. نه اینکه فقط شامل غزوه بدر باشد. مانند اینکه می فرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ»[3] چرا در اینجا نمی فرمایید مخصوص مسلمان صدر اسلام است اما به جهاد که می رسد، می فرمایید مربوط به افراد خاصی است؟ البته فرض بر این است که دلیل خاصی بر تخصیص و تقیید نباشد که عمومات آن شامل عصر غیبت هم می شود.

آیه دوم: «فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ»[4] این آیه نیز دال بر همین مطلب است. وجه دلالت نیز روشن است که به جز حرمت اولیه قتال در ماههای حرام، آیه امر به قتل مشرکین می کند. مگر اینکه گفته شود: آیه می فرماید «فاقتلوا» نه «قاتلوا» این یعنی امر به عملیات پس از وجوب جهاد است که در ماه حرام انجام ندهید. یعنی امر به قتل در جهادی است که تشریع شده باشد.

آیه سوم: «قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ»[5] که این آیه به آیه «سیف» معروف است. البته آیه قبلی نیز معروف به آیه «سیف» است که قتال واجب است. قتال را با اهل کتابی که ویژگی های خاصی دارند،  واجب می داند تا زمانی که ذلیلانه جزیه بدهند و تابع حاکمیت اسلام باشند و شهروند دولت اسلامی شوند.

آیه چهارم: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ»[6] امر به قتال با کفاری است که در نزدیکی مسلمانان هستند و باید این غلظت و شدت شما را حس کنند. این هم چه در زمان غیبت چه زمان حضور شامل می شود.

آیه پنجم: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ»[7] این هم البته خطاب به پیامبر(ص) است اما خاص ایشان نیست. بلکه از این جچهت که مامور تبلیغع احکام شرع است، بیان شده است.

آیات دیگری نیز وجود دارد که همگی فرهنگ جهاد را شکل می دهد و دال بر مطلوب است. استدلال به این آیات، متفرع بر این است که اصل آیات دال بر وجوب جهاد ابتدایی باشد تا بتوانیم آن را به عصر غیبت نیز تعمیم دهیم.

همه این آیات به ضمیمه سیره پیامبر(ص)، جهاد  ابتدایی را جهاد طواغیت و بر علیه مفسدین و محاربین و مستکبرین و ظالمین و کسانی که نقض عهد می کنند، می داند. کار به کیفیت جهاد نداریم؛ بلکه معتقدیم از نظر زمان نیز مقید به حضور امام(ع) نیست. اختلافی از این بابت بین مسلمین و علماء نیست.

کیفیت تعمیم جهاد به عصر غیبت

تعمیم جهاد به صورتی که شامل عصر غیبت باشد، با استفاده از چند امر این اتفاق رخ می دهد:

امر اول: جهانی بودن اسلام

امر اول: جهانی بودن دین اسلام است. پیامبر اکرم(ص) نیز رحمه للعالمین است:« وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»[8]. شهید سید محمد باقر صدر(ره) تعبیری به کار می برند که نادر و منحصر به فرد است. می فرماید: «عالمیه الرساله و جهان شمولی اسلام، به معنای قیمومیت خدا بر انسانهاست در زندگی فردی و اجتماعی. بر پایه این قیمومیت، مکتب جهانی اسلام هدفش هدایت همه بشر است. و قیمومیت خداوند اقتضا می کند تا برای هدایت بشر ساز و کارهایی فراهم آورد. یکی از آنها، جهاد است. اما آیاتی که دال بر این قیمومیت است چنین است: «تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً»[9]. پس یکی از راههای تحقق انذار جهانی، جهاد است. و اگر جهاد نباشد، انذار جهانی اتفاق نمی افتد. آیه دوم: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ»[10] همچنین: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»[11] که این آیه اخیر برای ما خیلی مهم است. « لِیُظْهِرَهُ»، لام تعلیل دارد یعنی پیامبر مبعوث شد تا اسلام غلبه یابد بر تمام مکاتب بشری در پهنه تاریخی. فرامکان و فرازمان. اظهار یعنی غلبه. غلبه علیم، اخلاقی، برهانی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی، دفاعی، نظامی، تمدنی، و.... باید اسلام در تمام ابعاد فراگیر شود. در نهایت می فرماید: « وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» یعنی با اکراه مشرکین روبه روست و این لازمه جهاد است. مشرکین مقاومت می کنند اما با جهاد چنین اسلامی فراگیر می شود.

بنابراین روشن است که مکتب جهانی اسلام ماموریتش با رحلت رسول اکرم(ص) و غیبت امام زمان(ع) پایان نمی یابد. به عهده گرفتن این مکتب جهانی، تنها مخصوص اصحاب رسول و یاران ائمه(ع) در زمان حضورشان نیست. ماموریت همه انسانهاست. جهانی بودن اسلام و عمل به مقتضای آن معمولا توام با قتال و درگیری و جهاد نیز هست. مگر اینکه بگوییم ما کاری به کار جهان نداریم و ماموریتمان جهانی نیست.

بنابراین امر اول جهانی بودن مکتب اسلام است.

امر دوم: عمومیت خطاب

امر دوم: خطاب الهی به همه مسلمین برای جهاد با کفار و مشرکین است. آیات جهاد به تدریج نازل شده و به آنجا منتهی شد که متناسب با انذار و تبلیغ جهانی است. ابتدا آیه « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ»[12] سپس نازل شد: « یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ»[13] حضرت بلند شد و تبلیغ کرد. حضرت خدیجه و امیرالمومین(ع) نیز ملحق شدند. اسلام شد سه نفره. بعد از آن هسته مرکزی اسلام در سه سال اول تشکیل شد. چهل و چند نفر بیش نبودند. آیه نازل شد: « وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ»[14] بنی هاشم را به اسلام دعوت کرد و اسلام علنی شد و باز آیه نازل شد: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ»[15]  سپس مرحله تحمل شکنجه شد: « فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبیراً»[16]  اذیت کفار را تحمل کن. عده ای از مسلمان به حبشه هجرت کردند. خداوند به حضرت فرمود: « وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمیلاً»[17] و بگویید: « لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِیَ دینِ»[18] در این مرحله انقلاب اقتضا می کرد درگیری نظامی صورت نگیرد. بعد از بیعت عقبه اول و دوم، امر به هجرت شدند. تا اینکه به غزوه بدر رسیدند: « کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُم‏»[19] هرچه اسلام پیشرفت می کرد، آیاتی نازل شد تا این آخرین آیات که می فرماید: « قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ»[20] این مقتضای جهانی بودن اسلام است. لذا بعد از پیامبر(ص) جهاد ادامه یافت و کسی اعتراض نکرد که اصل جهاد تعطیل است! امیرالمومنین(ع) نیز در امر جهاد خلفاء مشورت می دادند. و اشکال در رهبری جهاد بود، نه اصل آن. بنابراین جهاد می بایست ادامه یابد. این خطابات قرآن به همه مسلمانان است و آیات عام و مطلق است. قاعده اشتراک در تکلیف نیز مشخص است.

بنابراین امر دوم نیز اطلاق عموم آیات متناسب با مرحله تبلیع جهانی اسلام است.

امر سوم: عدم اشتراط عصمت

امر سوم: عدم اشتراط العصمه در رهبری جهاد است. در تحقق جهاد، فرماندهی میدانی جهاد، متوقف بر عصمت فرمانده نیست. آیات، اطلاق و عموم دارد و مختص به امر یا مباشرت و یا حتی اذن معصوم(ع) نیست. یعنی در هیچ آیه ای قیدی مبنی بر اذن معصوم(ع) نداریم. جهاد در عصر پیامبر گرامی اسلام(ص) واقع می شد، البته به دستور پیامبر(ص)، نه به دلیل عصمت ایشان، بلکه به دلیل منصب و سلطنت و زعامت شرعی ایشان.

در زمان ائمه جور، جهاد صحیح نبود، چون منصبشان غصبی بود؛ نه اینکه چون معصوم نیستند. ثانیا نمی توان احراز کرد که در زیر پرچم جائر، احکام اسلام آنطور که خداوند و ائمه(ع) می خواهند، اجرا شود. ثالثا عدم صدور اذن از ائمه(ع) در این نوع جهاد است. اگر به سیره پیامبر اسلام(ص) در غزوات  نگاه کنیم، علیرغم شدن مواظبت و تشویق مومنین به شرکت در جهاد، حتی در روزهای آخر که می فرمود: «جَهِّزُوا جَیْشَ أُسَامَة»[21] معلوم است که اسامه معصوم نبود. به هر دلیلی که بود، معلوم بود جهاد نافذ است حتی با فرماندهی غیر معصوم.

بلکه بالاتر از آن، خود پیامبر(ص) عصمت و علم غیب را در امر جهاد داخالت نمی داد. مثلا در جنگ بدر، مشورت می کردند. غنیمت می خواهید یا نمی خواهید؟ به کاروان ابوسفیان بزنیم یا با مشرکین بجنگیم؟! یا در غزون احد فرمود: در شهر بمانیم یا در بیرون شهر بجنگیم. که حجرف جوانها را گوش کرد و بیرون از شهر جنگیدند. عصمت را دخالت نمی داد. البته امدادهای غیبی به برکت وجود ایشان نازل می شود. اما وجود امدادهای غیبی غیر از دخالت عنصر عصمت است. بنابر امور عادی جهاد اتفاق می افتاد. عزیزترین افراد نزد رسول الله(ص) امیرالمومنین(ع) بود. برای پیروزی به عنوان تکلیف، امیرالمومنین(ع) وارد میدان جنگ می کرد؛ مانند غزوه بدر. آیا احتمال اینکه ایشان شهید شود، بود یا نبود؟ وجود داشت. در غزوه احزاب، و نبرد با عمرو بن عبدود احتمال شهادت حضرت بود یا نبود؟ اما پیامبر برای عمل به تکلیف به عزیزترین افراد نیز ماموریت می داد. واهمه نداشت که ممکن است شهید شوند یا نه! حمزه عموی پیامبر(ص) به شهادت رسید. جهاد نیز گاه به صورت غزوه و حضور خود حضرت، و گاه سریه و فرستادن فرمانده بود.

این در مورد اصل جهاد. بحث فرماندهی و شرایط و ویژگی ها بحث دیگری است.

امر چهارم: عدم توقیقت جهاد

امر چهارم: امر به جهاد بدون توقیقت است. یعنی در هیچ آیه و روایتی نیامده که تا زمان خاصی جهاد  داشته باشید؛ مثلا فرموده باشد تا زمانی که ائمه(ع) هستند، جهاد کنید. این مساله از مرحوم آقای خوئی(ره) اخذ شده است. ایشان در «منهاج الصالحین» می فرماید: معقول نیست که اینهمه آیات جهاد مخصوص زمان معصوم(ع) باشد.؛ لازمه اش تعطیلی بخشی از آیات است.

امر پنجم: عدم نهی از جهاد در عصر غیبت

امر پنجم: عدم نهی از جهاد  در عصر غیبت است. روایاتی نداریم که از آنها به دست آوریم جهاد در عصر غیبت جایز نیست یا حرام است. مگر حرمت خروج با امام جائر که در بیان قول اول(قائلون به حرمت جهاد در عصر غیبت) بررسی شد و گفتیم این قول تمام نیست و مربوط به جهاد تحت امر حکومت جائر است. همچنین روایات نهی از قتال بالسیف در عصر غیبت را نیز جواب دادیم.

جمع بندی:

بنابراین با توجه به این امور پنجگانه، (عمومیت دین اسلام، اطلاق خطاب به مسلمین، عدم اشتراط عصمت، موقتی نبودن جهاد و عدم نهی از جهاد در عصر غیبت) و مقدماتی که در مورد آیات بیان کردیم، می توان به دست آورد که جهاد واجب است و این از اطلاق آیات استفاده می شود. هرجا که کفر و شرک در عالم باشد، تکلیف جهاد به همه مسلمین متوجه می شود. اینکه جهاد کنند تا زمین از لوث آنان پاک شود. تا از حق انسانیت در عبادت خدا دفاع کنند. البته شرایطی دارد که یکی از آنها توانمندی و اقتدار است. امام راحل(ره) می فرمود: « تا اسلام هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم و تا ندای لا اله الا الله محمد رسول الله را بر قله های جهان برافراشته نکنیم آرام نمی گیریم».[22]

بعید نیست که امام وقتی چنین می فرماید، مبارزه به معنای اعم شامل این جهاد هم بشود. اتفاق در ذیل همین آیه «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»[23] امیرالمومنین(ع) از رسول الله(ص) سوال می کنند: «همه دین آشکار می شود؟» پیامبر(ص) می فرماید: «نه والله حتی یدخل نداء لا اله الا الله و محمد رسول الله فی کل بیت و فی کل قریه فی العالم»[24] این اظهار اسلام زمانی است که جهان گیر شود. یعنی جهاد تا آن زمان ادامه دارد. روایاتی نیز دال بر این مطلب است.

این تمام کلام در این مطلب است. پاسخ به اشکالات اوامر پنجگانه است  در جلسه بعد....

 

پایان جلسه هشتاد و ششم

***

 


[1] . الرسائل العشر (لابن فهد)؛ ص: 273.

[2] . بقره/ 216.

[3] . بقره/ 183

[4] . توبه/ 5.

[5] . توبه/ 29.

[6] . توبه/ 123.

[7] . توبه/ 73 – تحریم / 9.

[8] . انبیاء/ 107.

[9] . فرقان/ 1.

[10] . سبا / 28.

[11] . توبه/ 33.

[12] . علق/ 1.

[13] . مدثر/ 1-3.

[14] . شعراء/ 214.

[15] . حجر/ 94.

[16] . فرقان/ 52.

[17] . مزمل/ 10.

[18] . کافرون / 6.

[19] . بقره/ 216.

[20] . توبه/ 29.

[21] . بحارالأنوار، ج30، ص432.

[22] . پیام به ملت ایران در سالگرد پیروزى انقلاب، 22/11/1358، صحیفه امام، ج‏12، ص148: ما تا آخرین قطره خون خویش با آنان شدیداً مى‏جنگیم؛ چرا که مرد جنگیم. ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى‏کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامى است. و تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جاى جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم. ما از مردم بى‏پناه لبنان و فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع مى‏کنیم.

همچنین: پیام به ملت ایران در سالگرد کشتار خونین مکه (قبول قطعنامه 598)، 29/4/1367، صحیفه امام،  ج‏21، ص88: ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم‏..

[23] . توبه/ 33.

[24] . روایت مذکور یافت نشد. مشابه روایت: أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ الْآیَةَ أَ ظَهَرَ ذَلِکَ بَعْدُ کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ حَتَّى لَا یَبْقَى قَرْیَةٌ إِلَّا وَ نُودِیَ فِیهَا بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ بُکْرَةً وَ عَشِیّاً»؛ بحارالأنوار، ج51 ، ص60.

120/907/د

مقرر: قطبی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۷ / ۱۱ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۵:۲۷
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۰۹
اذان ظهر
۱۲:۲۱:۰۵
غروب آفتاب
۱۷:۴۰:۱۴
اذان مغرب
۱۷:۵۷:۵۴