vasael.ir

کد خبر: ۸۹۳۸
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰:۰۶ - 02 August 2018
وسائل- آخوند خراسانی، علاوه بر اینکه از لحاظ نظری، «ولایت را حق و یژة فقیهان» شمرده، در عمل هم به عنوان «ولی فقیه» در نهضت مشروطه و در اجتماع حضور داشته و فعالیت کرده است یعنی عملاً از جایگاه ولی فقیه، احکام صادر کرده است. نه اینکه از جایگـاه یک فقیه، فتوا داده باشد، بلکه به قول خودش: «حکم الهی صادر» کرده اسـت.

به گزارش خبرنگار وسائل، فقیه مسئلۀ «ولایت فقیه» از مسائل مهم تاریخ مشروطه اسـت. نسـبت بـه د یدگاه و مواضع برخی علمای بزرگ آن عصر در این مسئله ابهام هایی برای برخی وجود دارد؛ به گونه ای که بعضـی از علمای بزرگ آن عصر را در مقابل امام خمینی قرار داده، آنـان را منکـر ولایت فقیهان جلوه می دهند! یکی از آن علمای بزرگ، مرحوم مولی محمدکاظم معروف به «آخوند خراسانی» است.  لذا حجت الاسلام علی احمدی خواه؛ استادیار موسسه امام خمینی در مقاله ای با عنوان «ولی فقیه مشروطه؛ آخوند خراسانی (اعمال ولایت فقیه و اعتقاد به حق ویژه حکومت برای فقها)» به اندیشه و عملکرد آخوند خراسانی در بحـث «ولایـت فقیـه» پرداخته است.

سؤال اصلی: آیا آخوند خراسانی به ولایت فقیه اعتقاد داشت؟ و اگر اعتقاد داشت، محدوده اختیارات ولایت فقیه از نظر ایشان تا کجاست؟

هدف مقاله: بازگویی اعتقاد عملی و نظری آخونـد خراسانی به «ولایت فقیه»، با روش توصیفی و اسنادی است. ایشان ولایـت را در عصر غیبت معصوم، «حـق ویژة فقیهان» می داند.

چکیده:

علیرغم اعتقاد آیت االله آخوند خراسانی به «ولایت فقیه»، برخی سعی می کنند ایشان را ضد ولایت فقیه معرفی کنند. بـا اندک تأمل در آثار، و سخنان صریح ایشان، می توان به پایبندی ایشان به این اصل اذعان کرد. این جریان جدید تحریف تاریخ است؛ زیرا مرحوم آخوند، هم به طور نظری و هم عملی معتقد بـه ولایت فقیـه بـود ، آن هم درست مثل امام خمینی، نه مقابل و مخالف ایشان. امام خمینی از جایگاه ولایت فقیه، رهبری خلع محمدرضاشاه، تکفیر سلمان رشدی، تهدید بنی صدر به عزل، حکم ارتداد گروهک موسوم به ملی مذهبی و امثال این مسائل را و مرحوم آخوند خراسانی نیـز خلعِ محمدعلی شاه، تهدید سلطان عثمانی، هشدار به شیخ الاسلام عثمانی، اخراج تقی زاده از مجلس شورای ملی و تکفیر او و همۀ روشنفکران سکولار را در کارنامه خود دارد.

این مقاله، در سه بخش تدوین شده است: الف. دیدگاه نظری آخوند خراسانی دربارة ولایت فقیه؛ ب. عملکرد آخوند خراسانی در جایگاه یک ولی فقیه مبسوط الید؛ ج. بررسی نظریات مخالف.

  الف. دیدگاه نظری آخوند خراسانی درباره ولایت فقیه

 ۱ .نیابت عامه، حق ویژة فقیهان

آخوند خراسانی حدود 11 سال پیش از فوت خود، حاشیه ای بر کتاب استاد خـویش شیخ اعظم نگاشته، و از ولایت فقیهان بر امور عامه سخن گفته، و حتی نظر استادش را به نقد کشیده است.

۲. «الْفقیه [ هو] الذی جعله الامام حاکماً»

مرحوم آخوند در بحث قضا، هم به نقش ولایت فقیه به وسعت مسائل مملکت و حکومت تصریح کرده است نه در مسائل حسبه و محدود. طبق تقریرات شیخ محمد فرزند آخوند در ذیل بیان مقبولۀ عمربن حنظه، آخوند ضمن تصریح به فرمودة معصوم: «قد جعلته علیکم حاکما» را همـان حکومـت و مملکتداری دانسته.

۳ .تأیید نظریه «حاکمیت فقیهان» نائینی

 مرحوم آخوند خراسانی، کلِّ کتاب مرحـوم نـائینی را تأیید کرده، آن را شایستۀ آموزش بـه دیگران می داند؛ کتابی که از صدر تا ذیل آن، سخن از «اثبات ولایت فقیه به عنوان حق ویژة فقها» بـوده و از «ضروریات دین بودن نیابت عامه در عصر غیبت» سخن به میان آورده، و در سراسر کتابش، آن «نیابت عامه را از قطعیات و مسلمات مذهب طایفۀ امامیه» می داند که غصب شده است؛ یعنی چیزی کـه فراتـر از اجماع است. این تقریظ، تأییدی است بر حکومت فقها و اصرار نائینی در اثبـات «ولایت فقیهان در عصر غیبت به عنوان یک حق مسلم و ویژه»؛ کتابی که دو فصل از هفت فصل آن، در اثبات ولایت فقیه می باشد.

 

ب. عملکرد آخوند خراسانی؛ فقیهی مبسوط الید

عملکرد ایشان نه تنها پاسخ است به کسانی که سلب هر حق ویژه ای را از فقیهان به ایشان نسبت می دهند، بلکـه منش و سیرة عملی آخوند، دلیل بی بدیلی بر اعتقاد عملی ایشان به ولایت فقیه است. مرحوم آخونـد، در عمل بر پایۀ همان مبانی ولایت فقیه، دست به صدور احکامی زد که بجز از ولی فقیه صادر نمی شد، بـه عبارت دیگر، ایشان خود را «ولی فقیه» می دانستند که چنان «احکامی» را صادر می کردند. برخی عملکرد ایشان عبارتند از:

۱ .من به پیروی از ائمة وارد این مسائل شدم

مرحوم آخوند پس از بیان برخی مصائب صدر مشروطه، می گوید: دخالت در امور سیاسی، مشکلات، مصائب و پیامدهای آن را به تأسی و پیروی از ائمۀ معصوم انجام دادم و قبول کردم. می فرماید: «همۀ اینها را تأسیاً به ائمه بر خود هموار می کنم و ... تکاهل نورزیده و فوق طاقت عمـل خـواهم کـرد ...».

۲ .خلع محمدعلی شاه و تکفیر تقی زاده و همفکران او

در حکم تکفیر تقی زاده از سوی آخوند خراسانی، کلماتی به کار رفته اند که قابـل تأمل و دقت جد ی هستند؛ نوشته اند: «حکم است نه فتوا؛ وظیفۀ الاهیه است، نه شور و رأی مردم؛ حفظ دین و دنیا وظیفۀ ماست، نه تنها امور دینی، نه آن طور که برخی در تفسیر اصل نظارت فقهای ناظر بـر مصوبات مجلس مدعی شده اند که تنها در امور دینی است نـه اقتصادی و مـالی».

3 .آخوند و هشدار به شیخ الاسلام امپراتوری عثمانی

4 .آخوند و تهدید سلطان عثمانی

5 .نامه آخوند خطاب به مظفرالدین شاه و حکم ولایی و اذن فقیه

 

ج. بررسی نظریات مخالف

 اما جریان مخالف، ابتدا آخوند را مطلقاً منکر ولایت فقیه معرفی می کنند و او را در مقابل قرائت ولایت فقیه قرار می دهند. در این راه نسبت های ناروایی بـه مرحوم آخوند داده اند.

نسبت نخست: آخوند خراسانی، مطلقاً منکر ولایت و هر گونه حق و یژه برای فقها است. درحالیکه آن گونه که گذشت آخوند چنین سخنانی نگفته است. بلکه هم از بیان های مختلف و هم از سیره و سنت و هم از تقریظ وی بر متن نوشته نائینی، خلاف این ادعا ثابت شد.

نسبت دوم: بهترین دلیل ولایت فقیه از نظر آخوند، همان حدیث منزلت است که بـرا ی تبلیغ می باشد. در حالی که مرحوم آخوند طبق تقریر پسرش، بهترین دلیل را مقبولۀ عمر بن حنظله می دانـد، نه حدیث «منزلت».

نسبت سوم: از نظر آخوند خراسانی، اینکه مشروعیت حکومت بـا جمهور باشد، از ضروریات مذهب می باشد. در طرح این شبهه می نویسند: آخوند خراسانی، بعکس جریان مشروعه خواه، ولایت فقیهان را قبـول ندارد و مشروعیت این ولایت را از آن مردم می داند. دلیل اینها، تمسک بـه تلگرافها و اسناد مشابهی است که دستکاری شده است.

این مقاله در مجله علمی پژوهشی معرفت فرهنگی اجتماعی پاییز 95 شماره 28 در صفحات 137 تا 156 به چاپ رسیده است.

برای مشاهده اصل مقاله می توانید از اینجا دانلود کنید./209/ف

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۲ / ۰۹ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۳۴:۲۱
طلوع افتاب
۰۷:۰۴:۲۹
اذان ظهر
۱۲:۰۱:۰۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۶:۲۶
اذان مغرب
۱۷:۱۵:۱۷