vasael.ir

کد خبر: ۸۶۲۵
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۰ - 11 June 2018
وسائل- نجف لک زایی درباره موضوع «امنیت» آورده است که امنیت فوری ترین، ابتدایی ترین و ضروری ترین نیاز انسان در سطوح گوناگون است، چه زمانی که به عنوان فرد مطرح است و چه زمانی که تعلق اراده اش در تحقق افعال و امور، نیازمند ضمیمه شدن اراده های دیگران باشد. از نظر آیت الله شهید بهشتی (ره)، انسان معاصر در بیشتر زمینه ها دچار انحطاط شده است، چه در سطح خرد، چه در سطح متوسط و چه در سطح کلان؛ ریشه این انحطاط در استکبار و تفوق طلبی است.

به گزارش خبرنگار وسائل، از نظر شهید بهشتی (ره) انحطاط امنیتی معلول دور شدن  انسان از قرآن و اهل بیت (ع) است. اساساً یکی از اهداف اصلی آیت الله شهید بهشتی (ره) در غالب مباحثش، این است که انسان و جامعه انسانی به امنیت حقیقی برسد که ناظر به بقای ابدی انسان است. نجف لک­زایی در مقاله­ای با محوریت موضوع «دیدگاه امنیتی شیعه با تاکید بر اندیشه آیت الله دکتر شهید بهشتی (ره)»، در صدد است تا با تکیه بر پرسش های مطرح در حوزه امنیت، دیدگاه آیت الله شهید بهشتی (ره) را در این زمینه تبیین کنند. در ادامه گزارشی از این مقاله تقدیم خوانندگان می­گردد.

مباحث امنیتی در آثار شهید بهشتی (ره) گسترده است، به گونه ای که از فلسفه امنیت تا فقه امنیت، از مدیریت مسائل امنیتی تا اخلاق امنیت و از مباحث امنیتی در قرآن تا نگاه عرفانی به امنیت را شامل می شود. مدعای مقاله حاضر این است که دیدگاه امنیتی شیعه در اندیشه آیت الله دکتر شهید بهشتی (ره)، به تبع نگرش کلامی و فقهی ایشان، نگرش امنیتی «الهی و متعالی» است؛ در برابر، مکاتب امنیتی موجود در جهان ذیل الگو های امنیتی «غیر الهی و متدانی» قرار می گیرند، تمایزات فراوانی میان این مکاتب امنیتی وجود دارد.

روش نگارنده در این مقاله «استنباطی» و «استنادی» بوده و تحلیل محتوای متون با تکیه بر دیدگاه کلامی و فقهی آیت الله شهید بهشتی، یعنی کلام و فقه شیعه و در پیوند با منطق روش شناختی حاکم بر متون دینی، به ویژه از منظر آیت الله شهید بهشتی است. نگارنده پس از بیان چارچوب و مفاهیم نظری مد نظرش، به تبیین نظر شهید بهشتی (ره) در موضوعاتی چون: علت مادی امنیت، علت صوری امنیت، ابعاد و بخش های امنیت، علت فاعلی و علت غایی امنیت پرداخته است که مطابق ترتیب اتخاذی وی، گزارشی از آن در ادامه ارائه می گردد.

چارچوب و مفاهیم نظری

چارچوب نظری علل اربعه پشتیبان نظری مباحث این مقاله است. به نظر حکما هر امر حادثی و از جمله «امنیت»، نیازمند چهار علت است: مادی، صوری، فاعلی و غایی. وقتی در مورد هر پدیده­ حادثی از جمله امنیت می­پرسیم، در حقیقت از این چهار علت پرسش کرده­ایم: 1. علت مادی امنیت چیست؟ 2. علت صوری امنیت چیست؟ 3. علت فاعلی امنیت چیست؟ 4. علت غایی امنیت چیست؟ برای این که پرسش­های فلسفی مذکور به ادبیات رایج در متون امنیتی نزدیک شود، می­توانیم این پرسش­ها را چنین نیز مطرح کنیم: الف) پرسش­های مربوط به علت مادی: 1. مبانی امنیت چیست؟ 2. منابع تولید امنیت چیست؟ ب) پرسش­های مربوط به علت صوری: 1. سطوح امنیت چیست؟ 2. انواع امنیت چیست؟ 3. بخش­های امنیت کدامند؟ ج) پرسش­های مربوط به علت فاعلی: 1. کارگزاران، نهاد­ها و سازمان­هایی که شایستگی دارند تولید و حفاظت از امنیت به آن­ها سپرده شود چه شرایطی دارند؟ 2. نقش مردم و اقشار مختلف در تولید و حفاظت از امنیت چیست؟ د) پرسش­های مربوط به علت غایی: 1. مرجع امنیت چیست؟ هدف از تولید امنیت چیست؟

در دیدگاه شهید بهشتی (ره)، امنیت هم بُعد سلبی دارد و هم بُعد ایجابی. امنیت به لحاظ سلبی با نفی تهدیدات تعریف می­شود و ابعاد آن دارای سطوح مختلفی است که از درون فرد شروع و به سطح اجتماع کشیده می­شود. بُعد ایجابی نیز چنین است و هر یک از ابعاد سلبی و ایجابی، ابعاد ظاهری و باطنی دارند. از نظر ایشان امنیت روحی که از طریق سازندگی روحی ایجاد می­شود، بر همه انواع امنیت مقدم است. ابزار تامین امنیت مذکور این است که هر انسانی با شیطان درونی خویش جهاد کند و این منشاء همه جهاد­هایی است که مُولّد لایه­های بعدی امنیت محسوب می­شوند. انسان تا وقتی خودش را نسازد، نمی تواند دیگران را بسازد و تا همه ساخته نشوند، نمی توان کشور را ساخت؛ از این رو شهید بهشتی (ره) معتقد است عالی ترین نمونه جامعه، جامعه ای است که بر مبنای هدف، عقیده، مکتب و ایدئولوژی مشترک به وجود آمده باشد.

تعریف امنیت را می توان بدین شکل دانست: هر نوع امنیتی به معنای دست­یابی به وضعیتی است که «الف» از آسیب، تهدید و تعرض «ب» مصون باشد تا به «ج» برسد یا در وضعیت «ج» باشد. سپس نگارنده مقاله با تذکر این نکته که بحث چیستی امنیت، بحثی پُر ­دامنه است و باید در جای خود دنبال شود، تعریف مذکور را در ضمن جدولی، به صورت اجمالی، بر مشتقات امنیت تطبیق می­دهد که برای نمونه به یک مورد آن اشاره می کنیم: امنیت فردی یعنی فرد (الف) از آسیب و تعرض هوا­های نفسانی، جهل و... (ب) در امان باشد تا بتواند به آسایش و آرامش جان، و در امان بودن مال و آبرو و... (ج) برسد.

علت مادی امنیت

منظور از علت مادی، مواد و منابعی است که در تولید امنیت استفاده می شود. ازمنظر شهید بهشتی (ره) این مواد و منابع سطوح گوناگونی دارد. نگارنده به برخی از آن ها که اهمیت بیشتری، به ویژه در تمایز بخشی میان الگوی امنیتی متعالی از متدانی و متعارف داشته، اشاره کرده است.

سطح اول از این مواد، به قوای انسان مربوط می شود؛ در واقع این همان بحث انسان شناسی در مکاتب امنیتی است. نوع تعریف هر متفکر از انسان، دیدگاه امنیت ویژه ای به دنبال دارد. نگارنده معتقد است برای روشن تر شدن فضای بحث، باید انسان شناسی آیت الله بهشتی (ره) را ارائه کنیم. پس از آن، استنباط وجوه امنیتی آن منطقی تر به نظر می رسد.

به نظر شهید بهشتی، «علم» ما را بر جهان طبیعت مسلط می کند و «ایمان» ما را بر خودمان مسلط می گرداند؛ پس علم، پایش می لنگد و در نتیجه ابزار دیگری لازم است و آن «ایمان به یک مبدا فکری است». عاقل کسی است که در برابر تهدید هایی که بقای اخروی اش را تهدید می کند از خود محافظت نماید، چنین انسانی، الهی و متعالی می شود. انسان غیر الهی اگر عاقل هم باشد، عقلش فقط محدود به دنیا می شود؛ یعنی عقل او دارای تعلق شده است، تعلق شیطانی یا تعلق درنده خویی یا تعلق شهوانی. بر این اساس گفته می شود که انسان باید با چنگ زدن به معارف الهی، سعی کند خود را در مسیر تعالی قرار دهد.

به نظر نگارنده، نزاع اصلی میان الگوی امنیتی متعالی و غیر آن در این است که در اولی افق تهدیدات وسیع تر و فراگیر تر از دومی است. در نگرش امنیتی شهید بهشتی (ره)، هر چه بقای ابدی انسان را به خطر اندازد، «تهدید» تلقی می شود، در حالی که در الگوی متدانی (طاغوتی) و متعارف (عرفی و طبیعی)، چیز هایی که بقای دنیوی و این جهانی انسان را به خطر اندازد، «تهدید» محسوب می شود. روشن است که این مسئله موجب تمایز این گروه ها در حوزه تهدید شناسی است.

سطح دوم از مواد تولید کننده امنیت، «مواد دانشی» است، چیزی که با عنوان «مبانی معرفت شناختی و روش شناختی» نیز از آن می توان یاد کرد. در اندیشه شهید بهشتی (ره)، چهار منبع معرفتی به رسمیت شناخته شده است: وحی، شهود، عقل و تجربه. این در حالی است که در الگو های امنیتی طاغوتی و سکولاریستی- که نگارنده در این مقاله از آن ها با نام متدانی و متعارف یاد کرده است- منابع معرفتی به هر شکلی که تعریف شود، از منبع وحی خالی است.

بر این اساس، به عقیده نگارنده، منطقی است که وحیِ متجلی شده در قالب قرآن و سنت، از منابع اصلی دیدگاه امنیتی شهید بهشتی (ره) باشد؛ برای نمونه به یک آیه اشاره می شود، البته آیات زیادی درباره امنیت وجود دارد ولی به عقیده نگارنده این آیه از بقیه جامع تر است که می فرماید: «الذین آمنوا و لَم یَلبسوا ایمانهم بِظلمٍ اولئک لهم الامنُ و هم مهتدون»؛[1] الگوی مطرح شده در این آیه چنین است: ایمان+پرهیز از ظلم= امنیت. دامنه ظلم، وسیع است و آیات زیادی بدان پرداخته اند و شهید بهشتی (ره) نیز نسبت به آن زیاد هشدار داده است.

آن چه گفته شد، در حوزه «امنیت نرم» قرار دارد. بخشی از مواد تولید کننده امنیت نیز در حوزه «امنیت سخت» است، از قبیل تانک، توپ، موشک و دیگر تسلیحات. در آموزه ­های دینی به این بخش نیز توجه شده است.

علت صوری امنیت

در علت صوری، سه بحث مطرح است: لایه­ها، انواع و بخش­های امنیت. امنیت در دیدگاه شهید بهشتی (ره) دارای سه سطح است: الف) سطح عقلی، اعتقادی، فلسفی و کلامی که از آن به حوزه باور­ها یاد می­شود؛ ب) سطح قلبی و اخلاقی که آن را حوزه گرایش­ها می­نامند؛ ج) سطح ظاهری، فقهی و مادی که از آن به حوزه رفتار­ها تعبیر می­کنند. نا­امنی­ها و تهدید­ها نیز با توجه به این سه بخش، سطح ­بندی می­شوند: 1. تهدید­های مربوط به حوزه باور­ها 2. تهدید­های مربوط به حوزه گرایش­ها 3. تهدید­های مربوط به حوزه رفتار­­ها.

بحث دوم علت صوری، انواع امنیت است. بر اساس نظریه فطرت که شهید بهشتی (ره) در انسان­شناسی بدان قائلند، همه انسان ­ها دارای فطرت کمال­طلبی هستند و امنیت، یکی از مصادیق کمال است. بنابراین از نظر استاد، همه انسان­ها به دنبال امنیت هستند. همان­طور که انسان در مورد دیگر کمالات اشتباه می­کند، در مورد امنیت نیز ممکن است اشتباه کند؛ از این­رو برخی از افراد، جوامع و دولت­ها دچار «امنیت کاذب» می­شوند، یعنی احساس آرامش می­کنند در حالی که خطری آن­ها را تهدید می کند که از آن آگاه نیستند. کسانی که از «امنیت صادق» برخوردارند در فرهنگ قرآن، با عنوان صاحبان «نفس مطمئنه»، معرفی شده اند.

ابعاد و بخش های امنیت

در زمینه «ابعاد و بخش های امنیت»، که بحث سوم علت صوری است، نگارنده به چند نمونه اشاره کرده است که در ادامه گزارش به آن ها خواهیم پرداخت.

1. امنیت سیاسی:

استبداد، طاغوت، حاکمان جائر، نظام سلطنتی، حکومت های وابسته و وابستگی، از جمله تهدید های سیاسی هستند که شهید بهشتی (ره) با آن ها مبارزه کرد و از ارزش هایی همچون آزادی، مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، انتخابات آزاد، تاسیس نظام سیاسی جمهوری اسلامی و حمایت از استقلال نظام های سیاسی دفاع نمود.

شهید بهشتی (ره) در تدوین قانون اساسی به سمت و سویی حرکت می کرد که نا­امنی سیاسی از طریق هیچ یک از اصول نتواند وارد نظام اسلامی شود. در هنگام بررسی اصل 26 درباره «آزادی احزاب»، از آزادی آنان تا مرز آسیب ندیدن اساس نظام جمهوری اسلامی حمایت می کرد و به جای شرط و شروط گوناگون برای به حداقل رساندن آزادی ها، آن ها را به حداکثر رساند.

شهید بهشتی (ره) در زمینه تثبیت قانون «حقوق و آزادی های اجتماعی و سیاسی» نیز نقش مهمی داشت؛ مثلاً در بررسی اصل 168 که به رسیدگی علنی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی مربوط می شود، عده ای معتقد بودند که علنی بودن محاکمات سیاسی، گاه به ضرر مملکت است، و به همین دلیل باید چنین مواردی را استثنا کرد؛ ولی ایشان هر گونه استثنا و غیر علنی بودن این جرایم را نفی می کرد و معتقد بود که باز کردن راه استثنا یعنی باز کردن راه استبداد و آوردن استثنا یعنی لغو این اصل.

به اعتقاد نگارنده، نکته دیگری که از نگرش ایشان در زمینه امنیت سیاسی قابل استنباط است، در مذاکرات مربوط به اصل 68 قانون اساسی، منع هر گونه شکنجه است. آیت الله مشکینی (ره) با دفاع از اصل به سراغ موارد استثنایی رفت؛ مثل این که تعدادی از شخصیت های برجسته نظام را ربوده اند و اگر ربایندگان، چند سیلی بخورند، محل مخفی کردن آن شخصیت ها را اعلام می کنند؛ ولی شهید بهشتی (ره) با همین استثنا هم مخالف بود. استدلال ایشان چنین بود که با این استثنا، راه شکنجه گری باز می شود و وقتی راه باز شد، به داغ کردن همه افراد منتهی می شود.

2. امنیت ملی (کشور و دولت اسلامی)

به نظر شهید بهشتی (ره)، جهاد در عرصه ها و سطوح گوناگون، تامین کننده امنیت ملی است. امنیت ملی، امنیت همه جانبه ای است که زمیه رشد و تعالی همه اعضای جامعه و کشور را فراهم می کند؛ از این رو با تشکیل حکومت اسلامی به دست پیامبر (ص) در مدینه، غارت دوران جاهلی به امنیت و استئثار بدوی و امتیاز خواهی های آن به تمدن ایثار تبدیل شد.

نگارنده در ادامه می افزاید، روشن است که تعریف شهید بهشتی (ره) از «امنیت ملی» با تعاریف مصطلح متفاوت است. ایشان در تفسیر آیات جهادِ سوره توبه آورده اند که مسلمان ها از اواسط سال اول و یا دست کم از اوایل سال دوم هجرت، مامور به جهاد شدند؛ اما خود ِکلمه جهاد از نظر ریشه لغوی به معنای جنگ کردن نیست؛ جهاد یعنی تلاش کردن در راه رسیدن به هدف، با موانع کلنجار رفتن و در برابر موانع، توانایی نشان دادن.

جهاد و کوشش مسلمانان در راه نشر دعوت اسلام و در راه حفظ موجودیت مسلمانی و اسلام، چند مرحله داشت: مرحله قبل از به کار بردن سلاح؛ یعنی جهاد غیر مسلحانه که از همان اولین روز دعوت پیامبر (ص) وجود داشت، یعنی از سال سوم دعوت که پیغمبر (ص) مامور دعوت علنی شد. مراحل بعدی با به کار بردن سلاح همراه است. این مرحله، خود چند مرحله دارد: اول «دفاع مسلحانه از مدینه» که کانون اسلام شده بود؛ دوم «تعرض اقتصادی به دشمن مهاجم» بود. تعرض اقتصادی به این علت بود که دشمن نیز تعرض اقتصادی داشت. در مراحل دفاع مسلحانه و تعرض اقتصادی، روش حکومت پیامبر (ص) این بود که تا آن جا که میسر است از راه مصالحه و پیمان عدم تعرض، از ضرر های احتمالی جلوگیری شود؛ بدین روی در سال های اول، یعنی سال های پس از جنگ بدر، تا سال نهم که سوره برائت نازل شد، چند بار پیمان عدم تعرض میان پیامبر (ص) و همسایگان بسته شد. بنابراین روش پیامبر (ص) روش صلح جویی است.

3. امنیت جهانی

به نظر شهید بهشتی (ره)، نظام سلطه به رهبری شیطان بزرگ، مهم ترین تهدید برای امنیت جهانی است. راه حل این تهدید نیز آگاهی مستضعفان جهان، گسترش اسلام حقیقی در میان مسلمانان، اتحاد مسلمانان و مبارزه با نظام سلطه است. به هر حال، بیداری نقطه آغاز در مبارزه با تهدیدات در تمامی سطوح و ساحت هاست. پس از آن، گام های دیگری قرار دارد تا به توحید برسیم که قرین امنیت واقعی است. اگر عدالت در نفس انسان مستقر شد، ایمان و به تبع آن، امنیت درونی که منشاء امنیت بیرونی است، تحقق یافته است؛ این، یگانه راه برای تامین امنیت حقیقی در همه سطوح و ساحات، از جمله در سطح جهانی است.

در صورتی که تأله انسانی در سطح بین المللی حاصل شود و بشر در این بحث علمی، مظهر خدای سبحان گردد، بنا های انسانی نیز بر مبنای علم و حکمت او استوار می گردد و به لحاظ جامعه شناختی، نظام احسن و مدینه فاضله انسانی و جهان عاری از بی عدالتی، قابل تصور خواهد بود. به نظر شهید بهشتی (ره)، هر فاجعه ای که در طول تاریخ به دست بشر پدید آمده است یا از این پس پدید خواهد آمد، به سبب استکبار و تفوق طلبی است.

علت فاعلی امنیت

علت فاعلی شامل سه بخش است: بخشی افراد هستند که در نقش کارگزاران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و قضایی انجام وظیفه می­کنند؛ بخش دوم نهاد­ها و سازمان­هایی هستند که برای تولید امنیت و یا حفاظت از امنیت تولید شده فعالیت می­کنند؛ بخش سوم نیز مردم هستند که بدون حضور آن­ها امنیت پایدار نخواهد بود.

شهید بهشتی (ره) با توجه به دیدگاهی که در بحث «گروه بندی گروندگان به نهضت های مسلکی دارد»، از گوناگونی اسلام به تبع انواع مسلمانان سخن گفته است. به نظر ایشان، یک نهضت مسلکی که دارای یک راه، مسلک، ایده، عقیده، جهان بینی و ایدئولوژی است، به محض این که آغاز شود گروه های مختلفی به آن روی می آورند. ایشان پنج گروه را نام برده است که در ذیل به آن ها اشاره می شود:

1.جستجوگران راستینِ حق جوی حق پویی که دلشان در عشق حق می تپد، سال ها به این سو و آن سو رفته اند، جستجو کرده اند و گمشده خود را نیافته اند. شهید بهشتی (ره) درباره نقش این گروه در تامین امنیت، معتقد است که اساساً تامین امنیت حقیقی و مقابله با تهدید ها در صلاحیت ذاتی این گروه است.

2. ناراضیان از وضع موجود که چون از وضع موجود ناراضی اند، هر دعوت تازه ای که احتمال بدهند برای آن ها وضع بهتری به وجود می آورد، برایشان قابل توجه است. از نظر شهید بهشتی (ره)، این گروه از ابزار هایی که در اختیارشان قرار گیرد، برای رسیدن به منافع شخصی و گروهی نیز استفاده می کنند.

3. افرادی که بیش از نارضایتی، یک گم شده هم دارند، به ویژه جاه طلب هایی که تا کنون فرصتی برای رشد و ترقی و رسیدن به مقام دلخواه پیدا نکرده اند. از نظر شهید بهشتی (ره)، این گروه از ابزار هایی که در اختیارشان قرار می گیرد سوء استفاده می کنند و خودشان در زمره تهدیدات محسوب می شوند.

4. فرصت طلبان؛ کسانی که به اندازه گروه سوم هم حاضر نیستند تن به خطر بدهند و می خواهند بر سر سفره ای که با رنج دیگران آماده شده است بنشینند و به مال، نام و مقامی برسند و از این طریق پیشتازی کنند. این گروه برای جامعه دینی و مسلکی صد در صد تهدیدند. در اولین فرصت ممکن، نیرو های راستین را کنار می گذارند، چون از فریب دادن آنان مأیوسند، اما از گروه دوم و سوم بهره می برند.

5. کسانی که می خواهند به همان زندگی روزمره خودشان سرگرم باشند و برای پرداختن به زندگی روزمره، این را تجربه کرده اند که باید در پناه یک قدرت زندگی کنند. رابطه گروه پنجم با ایدئولوژی، رابطه تابعیتی است. اگر نهضت، اسلامی باشد مسلمان می شوند و می گویند ما مسلمانیم و شهادتین را می گویند. این گرایش در حقیقت، برای این است که بتوانند تابعیت جامعه اسلامی را بپذیرند و از مزایای قدرت حاکم و تابعیت کشور جدید استفاده کنند؛ چنین کسانی آرمان ها و شعار های واقعی نهضت را نمی شناسند.

قوام یک نهضت به گروه اول است که می توانند موجب استحکام نهضت و حرکت باشند. آیت الله شهید بهشتی (ره) به مسلمانان تکلیف می کند که بر مسلمانان لازم است گروه اول را باز شناسند و فریب گروه های دیگر را نخورند. خداوند متعال با تعیین عناصر و عوامل هدایت و ضلالت، وضعیت و شرایط امنیت و ناامنی را برای انسان تبیین کرده است؛ علاوه بر این، رهبران الهی نیز آمده اند تا به انسان کمک کنند که به امنیت واقعی برسد؛ از این رو تنها کسانی می توانند به تولید امنیت واقعی برسند که از گروه اول باشند، یعنی از صفات و شرایط الهی برخوردار باشند. انبیای الهی (ع)، ائمه (ع)، فقهای جامع الشرایط و مومنان آراسته به جنود عقل و صفات متقین از زمره این کارگزاران هستند.

از این رو است که شهید بهشتی (ره) برای افرادی که در مناصب گوناگون به کار گمارده می شوند، شرایط ویژه ای را لازم می داند. ایشان نسبت به نهاد ها و ساختار هایشان، بهره گیری از تجارب بشری را لازم می داند. در واقع، اگر تجارب بشری وجود سازمان هایی نظیر ارتش، اطلاعات و پلیس را برای تامین امنیت لازم می داند، پس باید از آن بهره گرفت. دین عمدتاً درباره اصول کلی حاکم بر این سازمان ها و شرایط نیروهایی که در این سازمان ها به کار گرفته می شوند، نظر دارد.

علت غایی امنیت

مرجع امنیت با علت غایی امنیت دو مبحث متفاوت هستند. مرجع امنیت از نظر شهید بهشتی (ره)، بر حسب نوع امنیت متفاوت است؛ مرجع امنیت اقتصادی، حفاظت از مالکیت است، مرجع امنیت سیاسی، حفاظت از آزادی و حقوق سیاسی شهروندان و جلوگیری از استبداد است؛ مرجع امنیت قضایی، حفاظت از عدالت است و مرجع امنیت فرهنگی، حفاظت از ارزش­های اسلامی خواهد بود. به طور کلی غایت امنیت و تلاش برای تولید و تامین امنیت، قرب به خدا، الهی شدن فرد و جامعه و شکوفایی استعداد های انسان تا بی نهایت است.

از نظر شهید بهشتی (ره) اگر گمشده انسان خدا نباشد، پس از آن که به رفاه رسید آغاز ناامنی و اضطراب و مشکلاتش خواهد بود. به نظر وی، ریشه سلطه پوچ انگاری (نیهیلیسم) بر ذهن بخش عظیمی از انسان ها و جوامع پیشرفته صنعتی در همین است.

نگارنده در نهایت، به عنوان نتیجه گیری از مباحث مطرح شده در نوشتار خویش چنین آورده است که دیدگاه امنیتی قابل استنباط و استخراج از آثار شهید بهشتی را «دیدگاه امنیتی الهی و متعالی» نام نهادیم، هم از این رو که به بقای ابدی انسان می اندیشد، هم از این نظر که دیگران را به تعالی دعوت می کند و هم از این بُعد که پشتوانه کلامی آن، امامت است. دیدگاه ایشان در میان مکاتب امنیتی، به عنوان یک دیدگاه جامع قابل طرح است و مرز های روشنی دارد. علت مادی و مواد تامین کننده امنیت در مکاتب امنیتی غربی با مکتب اسلام، در بخش نرم افزاری متفاوت است؛ زیرا قرآن و سنت از مواد اصلی دیدگاه امنیت الهی و اهل بیتی است، در حالی که مکاتب دیگر از این منابع محرومند؛ بلکه در مواردی عمل بر ضد دستور های دینی مورد تاکید است. به لحاظ صوری، هر دیدگاه از مشتقاتی نظیر امنیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سخن می گوید، اما تعریف هر دیدگاه نسبت به این مشتقات و انواع متفاوت است. در خصوص کارگزاران تامین امنیت و شرایط آن ها نیز متفاوتند، هر چند درباره سازمان ها، مشابهت صوری وجود دارد. در بخش علت غایی نیز تفاوت جدی است. در حالی که علت غایی امنیت اسلامی و الهی، قرب به خداست، در نظریه های مختلف دیدگاه امنیتی، یا اساساً از غایت صحبت نمی شود و فقط بحث مرجع امنیت مطرح است و یا اگر هم مطرح می شود، غایات صرفاً دنیوی است.

مقاله «دیدگاه امنیتی شیعه با تاکید بر اندیشه آیت الله دکتر شهید بهشتی (ره)» نوشته نجف لک­­زایی است که در مجله «شیعه شناسی»، سال یازدهم، شماره 41، در بهار 92 انتشار یافته است.

 


[1] . انعام: 82.

120/د

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۱ / ۰۹ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۳۳:۴۲
طلوع افتاب
۰۷:۰۳:۴۶
اذان ظهر
۱۲:۰۰:۳۸
غروب آفتاب
۱۶:۵۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۱۵:۰۲