vasael.ir

کد خبر: ۸۰۵۰
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۲ - 08 April 2018
حجت‌الاسلام ایزدهی/ جلسه 6 (97-96)

فقه سیاسی| دلالت اطلاق روایت بر وجوب کفایی نماز میت

وسائل ـ بحث ما در روایاتی بود که از اطلاقات این روایات استفاده می شد که تولی امر میت واجب کفایی است و بر همه مردم واجب است که به این امر بپردازند و اختصاص به فرد یا افراد خاصی ندارد.

به گزارش خبرنگار وسائل، حجت‌الاسلام والمسلمین سید سجاد ایزدهی، 97/7/19 در چهارمین جلسه درس خارج فقه سیاسی که در مدرسه عالی فیضیه قم برگزار شد؛ به بحث وجوب کفایی پرداخت که متن درس در ادامه تقدیم می‌شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ما در روایاتی بود که بواسطه اطلاق گیری از آن بر وجوب کفایی دلالت می‌کرد یک روایت در جلسه قبل مورد بررسی قرار گرفت؛ اما روایت دوم هم دلالت بر وجوب کفایی نمی‌کند، چون روایت در مقام بیان ویژگی‌های غاسل نیست و اطلاق گیری از آن صحیح نمی‌باشد و اصلا اینجا اطلاق گیری صحیح نیست.

روایت سوم می فرماید عجله کنید به طور عموم و صحبتی از اقارب به میان نیاورده است، جواب این است که عجله خطاب به اولیاء میت است، چرا که اقارب میت را نگه می دارند.

روایت چهارم که از آن استفاده می کنند اشکالش این است که اولا اصلا بحث نماز میت نیست، ثانیا شخص اصلا شاید نمرده باشد.

از روایت چهارم هم اطلاق گیری امکان ندارد؛ چرا که که معمولا والدین و اقارب برای میت خود دعا می کنند.

 اصل بحث

بحث ما در روایاتی بود که از اطلاقات این روایات استفاده می شد که تولی امر میت واجب کفایی است و بر همه مردم واجب است که به این امر بپردازند و اختصاص به فرد یا افراد خاصی ندارد.

یک روایت را بیان کردیم و اجمالا عرض کردیم که به معنای واجب اطلاق ندارد و اطلاق‌گیری از این روایات درست نبود، همه به قرینه خود روایت و هم به قرینه مواردی که در کنارش ذکر کردیم، فقط بحث وجوب در مقابل استحباب است.

 

روایت دوم در اینکه از اطلاق روایات واجب کفایی برداشت می‌شود

سعد بن عبدالله عن ایوب بن نوح عن حسن بن محبوب عن ابراهیم بن محزان عن طلحة بن زید عن ابی عبدالله عن ابیه قال : «صل علی من مات من اهل القبله و حسابه علی الله» ثوابش هم از خدا بگیر، با این تلقی که نماز بخوان منتظر مزد و پول هم نباش و ظاهرش این است که به افراد فامیل کاری ندارد، اینکه افراد فامیل متصدی این کار نیستند و الا می گفت صل علی اقاربک.

چه بسا به این مطلب دلالت کند که اولیاء میت در این وسط کاره‌ای نیستند و متصدی این امر هم مومنین هستند به نظر می آید دلالت ندارد وقتی می‌فرماید «صل علی من مات من اهل القبلة» انگار یک نفر هست که جزء ناشناخته‌ها است و شناخته شده نیست؛ اما در کشور مسلمان است نباید پرسید کیست همین قدر که در کشور مسلمان است کفایت می کند و نیاید جستجو و تفحص کرد.

شیعه است یا سنی، آیا کار قبیح انجام داده است یا خیر؟ نمازخوان بوده یا خیر؟ صرفا اهل قبله بودن کفایت می کند قید ایمان ندارد؛ لذا حتی اگر سنی بود هم بخوانید، از طرفی هم احتمال ظاهر این است که کسی را که نمی‌شناسی یعنی وجوب کفایی.

آنچه مسلم است این است که اینجا دو احتمال وجود ندارد، وقتی اقارب نباشند او شناخته شده نیست؛ یعنی در فرض اینکه اولیاء نباشند و اقارب و فامیل ندارد و مجهول است و نماز باید بر او خوانده شود، اصلا اگر والدین باشند می توانند خودشان بخوانند، موضع بحث در جایی است که والدین و اقارب نیستند و امام می فرماید: صل علی من مات من اهل القبله.

اما اگر والدین نیستند و جنازه‌ای هست و می‌دانیم مسلمان هست، حتما باید بر آن نماز خوانده شود، این مورد که شکی در آن نیست و مورد بحث ما نیست، دعوا در موردی است که ادعا شود واجب کفایی است، آنهم در جایی که اقارب و والدین هم باشند، اینکه می‌فرماید صل علی من مات من اهل القبله و حسابه علی الله، وجوب کفایی در فرض فقدان اولیاء اصلا بحث ما نیست؛ اما اگر اولیاء نباشند آیا باز هم روایت کارایی دارد یا خیر؟

جواب : اولا روایت به گونه‌ای است که نباید به دین و مذهب کاری داشت، مسلمان هست، بله همین کفایت می کند؛ ولی اینکه چه کسی بخواند در مقام بیان این نیست، ثانیا اگر بخواهد بگوید چه کسی بخواند اولویت با اقارب است؛ البته اگر باشند و اگر نباشند و اگر نباشند نوبت به دیگران می رسد، لذا روایت دلالت بر وجوب کفایی که اولیاء را نفی کند، نمی‌کند.

 ظاهر این است که دیگران اطلاق گیری می‌کنند و می گویند هر کسی خواند ولی ما سراغ اطلاق گیری نمی رویم، وقتی نوبت به اطلاق گیری می‌رسد که شخصی بخواهد مطلبی را بگوید و همه زوایا را در نظر داشته باشد قیدی را می تواند بگوید؛ ولی نمی گوید ما اطلاق گیری می کنیم، اما در جایی که گوینده قصد و منظور خاصی دارد و ظاهر عبارت هم منظور خاصی برداشت می‌شود؛ آیا می‌شود اطلاق گیری کرد؟!

روایت سوم

محمد بن حسن، شیخ طوسی باسناده عن ابی علی اشعری، محمد بن سالم، احمد بن نظر، عمر بن شمر، عن جابر عن ابی جعفر قال: قال رسول الله: یا معشر الناس لا الغینّ مات له المیت لیلا فان تظروا به الصبح ولا رجلا مات له المیت نهارا فان تظروا به اللیل ولا تنتظروا بموتاکم طلوع الشمس و لا غروبها عجلوا بهم الی مضاجعهم یرحمکم الله.

روایت می فرماید «یا معشر الناس! لا ألقین (ألفین) رجلاً مات له میت لیلاً فانتظر به الصبح و لا رجلاً مات له میت نهاراً فانتظر به اللیل، لا تنتظروا بموتاکم طلوع الشمس و لا غروبها، عجلوا بهم إلی مضاجعهم یرحمکم الله» عجله کنید، یعنی واجب کفایی است همه مردم وظیفه دارند همه به این فراز از روایت استناد می کنند.

سؤال: از کجا معلوم می شود اطلاق گیری کرده؟ می فرماید هر کسی می خواهد دفن کند زود دفن کند کاری به شخص خاصی ندارد.

جواب: فارغ از بحث عجله، اینکه چه کسی برود را بیان نکرده است؛ مخاطب ناس است در مقام بیان سرعت در دفن است و به اولیاء مقید نکرده است، جمع به لحاظ جامعه نیست؛ اما روایت می فرماید «مات له المیت» یعنی ظهورش برخلاف تصور است؛ یعنی به مستند خودش است، چرا که یا معشر الناس دارد، ولی به توده مردم نمی خورد؛ بلکه به اولیاء برمی گردد.  

قرینه دوم

ظاهر روایت این است که میت را نگه ندارید اقارب میت را نگه می دارند برای اینکه فردا بشود و مردم بیشتری تشییع جنازه بیایند، لذا به اقارب بر میگردد؛ البته این روایت مخالفی هم دارد.

در برخی از روایات هست خیلی ها می میرند و توی قبر می روند؛ در حالی که زنده هستند بزارید معلوم شود واقعا مرده است یا نه عجله نکنید؛ یعنی آن کسی که مطمئن هستید مرده است دفن کنید، تا احترام او حفظ شود، هر چند عجلوا اطلاق دارد، ولی با دو قرینه شامل اولیاء و اقارب می شود.

روایت چهارم

«قال امیرالمؤمنین(ع): دخل رسول الله(ص) علی رجل من وُلد عبدالمطلب و هو فی السوق و قد وُجّه بغیر القبله فقال وجهوا الی القبلة فانکم اذا فعلتم ذلک اقبلت علیه الملائکة و اقبل الله عزّوجل علیه بوجهه و لم یزل کذلک حتی یغفر»؛ می‌فرماید روزی پیامبر وارد بازار شد، مردی از فرزندان عبد المطلب را دید، فرمود او را به سمت قبله برگردانید که اگر این کار را انجام بدهید، ملائکه به او توجه می‌کنند و خداوند به او توجه می کند تا او را بیامرزد.

توضیح

می فرماید وجهوا الی‌القبله، توی بازار که همه مردم هستند؛ یعنی وجوب کفایی بر همه مردم است؛ آیا این روایت دلالت دارد یا خیر؟

این در مورد نماز که نیست، از نماز هم که بگذریم این روایت و ظاهر آن باز هم ربطی به بحث ما ندارد، به چند علت: اولا معلوم نیست که آن شخص مرده باشد؛ شاید هنوز زنده است و در حال احتضار است، بر فرض هم که اینگونه باشد.

نکته دوم این است توی مکه همه با عبدالمطلب فامیل هستند و خطاب به اقارب و فامیل است پیامبر هم فامیل است و این ظهور دارد و ظهور فهم است و نیاز به دلیل ندارد؛ مناسبت حکم و موضوع این را می رساند.

نکته سوم این است که به سمت قبله بر گرداندن مگر جزء موارد تجهیز میت است که اختصاص به خانواده داشته باشد، تجهیز میت بعد از مرگ شروع می‌شود؛ لذا اصلا روایت از بحث ما خارج است، لذا به این سه دلیل برای وجوب کفایی نمی‌توان به این روایت استناد کرد.

سؤال:

جواب: پیامبر در مقام قانون گذاری می فرماید او را به سمت قبله برگردانید؛ شاید خودشان هم اقدام عملی کرده باشند ولی یدر روایت چیزی دال بر اقدام عملی وجود ندارد و ظاهرش این است که ان شخص نمرده بوده است.

روایت پنجم

محمد بن حسن عن... عن محمد بن احمد عن ابن داوود عن ابیه عن علی بن حسین عن محمد بن احمد بن یحیی عنابی جعفر(ع) قال: ایما مؤمن غسّل مؤمنا اذا غلّبه، اللهم هذا بدن عبدک المؤمن و قد اخرجت روحه منه و فرقّت بینهما عفوک عفوک الا غفر الله له ذنوب سنة الا الکبائر.

شاهد مثال ما در این فراز است که می‌فرماید: ایما مؤمن غسل مؤمنا مؤمنی که مؤمنی را غسل بدهد؛ یعنی کسی از فامیل نیامده است، مؤمنی مؤمن دیگری را غسل بدهد، قید ایمان در مقام بخشش است نه در مقام حصر وجوب کفایی برای غسل.

باید با احتیاط و اکرام و دعا باشد و کاری به والدین ندارد، مگر اینکه کسی بگوید، اقارب معمولا از سر دلسوزی می‌گویند «خدایا او را ببخش و الا دیگران مثل اجیر این را نمی گویند؛ لذا غریب مجاز است برای شستن و اشکالی هم ندارد.»

این خطاب به غیر اولیاء بر می‌گردد، لذا وجوب کفایی از آن بیرون می آید، این روایت در مقام بیان اینکه چه کسی غسل بدهد نیست و باید به روایت دیگری مراجعه شود؛ و صلی الله علی محمدوآله الطاهرین./907/م

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۳ / ۱۲ /۱۴۰۲
قم
اذان صبح
۰۵:۰۹:۰۳
طلوع افتاب
۰۶:۳۲:۳۸
اذان ظهر
۱۲:۱۸:۵۲
غروب آفتاب
۱۸:۰۴:۲۵
اذان مغرب
۱۸:۲۱:۲۳