vasael.ir

کد خبر: ۷۱۴۲
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۹ - 17 December 2017
درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی / جلسه 7

بررسی موضوع حرمت هجو، تشهیر و تعییر مومن در رسانه

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در هفتمین جلسه درس خارج فقه رسانه گفت: تبری از ظالمین و مستکبرین از فروع دین است همان طور که تولی جزء فروع دین است و این از منابع دینی و عقل أخذ شده است.

 به گزارش خبرنگار سرویس فهنگ و هنر پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی نایینی، در جلسه هفتم درس خارج فقه رسانه که در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی موضوع حرمت تشهیر، تعییر، ذم و هتک حرمت مومن پرداخت و گفت: هجو ضد مدح است و به معنای ذکر بدی ها و عیوب است وتفاوت آن با تعییر این است که در تعییر واقعیتی وجود ندارد ولی در هجو واقعیتی هست که ما منتشر می کنیم.
مشاور عالی مدیر حوزه های علمیه در ادامه اظهار داشت: برخی فقها نیز به صورت مطلق هجو را حرام دانسته اند که باید ادله را بررسی کرد البته از حیث اخلاقی هجو غیر مومن نیز درست نیست اما در بعد فقهی ما نمی توانیم حرمت را اثبات کنیم مگر این که حکم ثانوی باشد که مفسده ای بر آن مترتب باشد.
این استاد حوزه در پایان گفت: اگر بگوییم فقط هجا در قالب شعر حرام است، در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله که رسانه و تلویزیون نبوده است پس هجای در قالب کاریکاتور نیز شامل نمی شود که این دید محدود در فقه است و نمی توان در مسائل مستحدثه فقه ورود پیدا کرد.


تقریر کامل درس
خلاصه ای از درس گذشته
اولین روایت را در کتب حدیثی شیعه، عبدالله بن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذکر کرده است  و در کتب اهل سنت نیز این روایت از ابوهریره  نقل شده است. البته سند این روایت چه در کتب شیعه و در چه در کتب اهل سنت، قوی نیست و مشکل سندی دارد زیرا در کتب روایی شیعه نیز رواة اهل سنت دیده می شوند و برای ما توثیق ندارند. اما مشابه متن این روایت در لسان ائمه علیهم السلام هست و موید یا شهرت روایی و فتوایی دارد و به طریقی جبران ضعف سند می شود. حدیث بسیار مفصل است و بخشی که مربوط به بحث ماست ذکر می کنیم.
شخصی که صاحب دنیا را تعظیم کند  و او را برای دنیا دوست دارد در درجه قارون هست. متأسفانه بسیاری از افرادی که به کاندیداهای ریاست جمهوری، مجلس و شورای شهر کمک می کنند، برای دنیاست. گاهی هم قبول ندارد که این شخص بهترین فرد است ولی می داند که اگر به ریاست برسد، کارهایی را به نفع او انجام می دهد و پروژه های او به ثمر می نشیند. گاهی نیز برای استفاده از رانت اطلاعاتی فلان شخص از او حمایت می کنند.
پولی که در قبال این کار حرام اخذ می کنند نیز حرام است. این روایت را به همین خاطر در ج 17 کتاب وسائل آوردند زیرا بحث درآمد است. تهیه کننده و کارگردان پول می گیرند و برای شخصی کلیپ می سازند و سایر امور برای آنان مهم نیست. ممکن است کارگردان یا تهیه کننده بدانند که این شخص اختلاس گر است و اگر فردا به منصبی برسد، خود او، فامیل و برادرانش، اموال بیت المال را غارت می کنند اما برای پول خودشان این شخص را عادل و مومن جلوه می دهند.


اگر بدانند فیلمی که تهیه  می کنند غیر واقعی است مشارکت در نشر دروغ و اغوای مردم دارند. فلسفه حرمت این عمل، اضرار به جامعه و اغرای به جهل است. کسی که نقش اصلی در تولید این محتوا را دارد مرتکب عمل حرامی شده است اما اگر شخصی نقش اصلی ندارد مانند این که برای این گروه رانندگی می کند، مرتکب عمل حرام نشده است ولی فقط در برخی موارد که حرمت شدیده و ذاتیه دارند مرتکب حرام می شوند مانند کارخانه مشروب سازی که حتی باغداری که برای مشروب اقدام به فروش انگور می کند مرتکب فعل حرام شده است و در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله غارس آن درخت نیز مورد لعن است.
«وَ قَالَ مَنْ مَدَحَ سُلْطَاناً جَائِراً وَ تَخَفَّفَ وَ تَضَعْضَعَ لَهُ طَمَعاً فِیهِ کَانَ قَرِینَهُ إِلَى النَّارِ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛ شخصی که سلطان جائری را مدح کند و در برابر او کرنش کند تا به او توجهی کند جایگاهش در آتش جهنم است که به همان آیه ای که در جلسه گذشته اشاره کردیم حضرت نیز بدان استناد می فرمایند.


مرحوم شیخ از قید «طمعاً» استفاده کرده است و در فتوای خودش بدان اشاره کرده است که اگر شخصی همراه با چشم داشت این کار را انجام دهد حرام است ولی اگر بدون چشم داشت انجام داد و به دنبال پول نبود، حرام نیست. البته به دلیل عقلی که بیان شد، کذب قبیح و حرام است اما از این روایت نمی توانیم استفاده کنیم. اگر تعریف شخصی در رسانه منجر به دروغ باشد حرام است. بیان قید «طمعاً» برای استثنای مواردی است که «طمعاً فیه» نیست مانند این که از روی ترس باشد و اگر جلوی سلطان جائر بلند نشود مورد غضب او قرار می گیرد. در بین علما چنین مواردی مشاهده شده است که زمان ورود شاه در شهر قم از جای خویش بلند نشدند و احترام نکردند و دستگیر و زندانی شدند.
وَ قالَ ص إِذَا مُدِحَ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ؛ این روایت وسیع تر شد و دیگر مراد سلطان نیست. البته برای عنوان ما وسیع نیست ولی «من یستحق الذم» را شامل می شود. اگر کسی مستحق ذم باشد و ما برای او کلیپ های تبلیغاتی بسازیم. بسیاری از کاندیداهایی که برایشان تبلیغات می کنند فاجر هستند و رسانه ها این پیام حرام را دارند. از این تعبیر استفاده می شود که از گناهان کبیره است و صرفاً حرام نیست.
لسان برخی از کتب روایی مانند تحف العقول، غرر الحکم و نهج البلاغه به گونه ای است که انسان به صدور آن اطمینان پیدا می کند. اطمینان به صدور در این موارد کفایت می کند و بسیاری از علماء نیز کتاب تحف العقول را قبول دارند. با این روایات هیچ شک و شبهه ای در حرمت نیست منتهی برخی موارد مانند ترس استثناء می شود که با قید «طمعاً» مشکلی باقی نمی ماند. گاهی کذب و غیبت نیز استنثائاتی دارد مانند زمانی که با مصلحت اقوایی تزاحم داشته باشد. در برخی موارد بخاطر تزاحم اقتضاء این است که اهم را انجام دهیم و ممکن است مصلحت اقوا، نجات جان انسانی باشد و ممکن است امر دیگری باشد، مانند این که نظام تشخیص داده است که برای این شخص تعاریفی صورت گیرد تا این که رأی بیاورد.
تشخیص این مصلحت اقوا بسیار مشکل است. در موارد فردی تشخیص برای فرد واضح است مانند این که باید در مقابل پادشاه ظالم بلند شود اما در مصالح اجتماعی این امر قدری مشکل است.


تشهیر و تعییر مومن
در مورد حرمت مدح شخصی که مستحق مدح نیست و مستحق ذم است در جلسات گذشته سخن گفتیم و امروز بالعکس این مورد را بیان خواهیم کرد.
عکس مدح، تشهیر، تعییر و هجو است. این موارد تعبیراتی است که در فقه به کار رفته است. هجو ضد مدح است و در لغت نیز به همین صورت به کار رفته است.
در مباحث جلسات گذشته مدح انسان بد را حرام دانستیم و عکس آن هجو و تعییر انسان خوب و مومن که حرام است.
قبل از ورود به بحث این واژگان را مقداری توضیح دهیم تا موضوع مساله روشن تر شود و بعد موضوع مساله را از ادله بیان کنیم.
اولین کلمه مومن است که باید مشخص شود.
تشهیر به صورت مطلق نیست و فقط تشهیر مومن حرمت دارد.
مراد از مومن، شیعه است و کسی که ایمان به خدا، پیامبر و امام و ولایت دارد. بنابراین هجو مخالف، کافر، منافق و کسی که ولایت را قبول ندارد حرام نیست.
امروز روز سیزده آبان است و این که مرگ بر آمریکا گفته می شود نوعی هجو است و طبق مسائل دینی ما، لعن و هجو کفار جزء مسائلی است که بدان تاکید شده است و در قرآن و روایات مطرح شده است. تبری از ظالمین و مستکبرین از فروع دین است همان طور که تولی جزء فروع دین است و این از منابع دینی  و عقل أخذ شده است. بنابراین مرگ بر آمریکا به نوعی واجب است. کسانی که می خواهند انسان های خوب را به قتل برسانند یا اسیر کنند و یا به آنان ظلم کنند، عقل می گوید در برابر آنها باید ایستادگی کرد. این که می گوییم هجو و تشهیر حرام است در رابطه با مومن است.
واژه های مختلفی به کار می بریم زیرا در فقه هست و در روایات نیز اشاره شده است.
تشهیر از ماده «شهر» و به معنای وضوح و شهرت است که در فارسی نیز کلمه «مشاهیر» را استفاده می کنیم. ماه قمری را شهر می گویند زیرا روشن می شود و پیداست و نظیر ماه شمسی نیست. رویت هلال که صورت می گیرد اول ماه قمری است و قرص ماه که کامل می شود نیمه ماه است. در عربی، شهرت در مورد اشتهار منفی به کار می رود بر خلاف فارسی که در جهات مثبت شهرت دارد.‌شهرت در عربی به معنای اشتهار در عیب، بدی و نقص است بنابراین تشهیر به این معناست که شخصی را به عیب و عار، مشهور کنیم که کار رسانه همین است.


تعییر نیز به معنای عار بستن و عار گذاشتن، عیب بستن و عیب گذاری است.
هجو ضد مدح است و به معنای ذکر بدی ها و عیوب است وتفاوت آن با تعییر این است که در تعییر واقعیتی وجود ندارد ولی در هجو واقعیتی هست که ما منتشر می کنیم. درکاریکاتورهای اشخاص، عیبی که در او وجود دارد را بزرگنمایی می کنند که از مصادیق هجو است که تطبیق آن در فقه رسانه را بیان خواهیم کرد. البته الزماً به این معنا نیست که در تعییر به عیبی پرداخته می شود که در شخص وجود ندارد اما هجو به طور کلی به معنای مسخره کردن و توهین کردن است. گاهی به هتک حرمت نیز تعبیر می شود.  عبارات متفاوت است اما همه معنای واحد دارد. در برخی روایات آمده است که اگر شخصی هتک حرمت مومن نماید به چنین عذابی مبتلی می شود.


بررسی موضوع
سوال اساسی این است که آیا این موضوع فقه رسانه محسوب می شود؟
بسیاری از پیام های رسانه ها، چه در گذشته و چه رسانه های امروزی به این هجو، تعییر و تشهیر مبتلی هستند. از مصادیق آن کاریکاتورهاست که اگر هجو مومن باشد حرام است.
چند قسم کاریکاتور داریم: ساده، فانتزی، کمیک، هجا و غیره.
اگر این کاریکاتورها از مصادیق هجو مومن باشد که حرام است و اگر ساده باشد زمانی که مردم بدان نگاه می کنند، هتک حرمت آن فرد تلقی نمی کنند.
بسیاری از لطیفه ها نیز به همین صورت است که هجو مومن محسوب می گردد. لطیفه یا جوک هایی که علیه مسئولین نظام یا افراد مومنی که حرمتشان لازم است ساخته می شود و در رسانه ها منتشر می شود. کلیپ هایی که افراد بالاخص مسئولین را به سخره می کشند و در شبکه های اجتماعی زیاد مشاهده می شود که اگر موجب تعییر یا هجو مومن باشد حرام است و از مصادیق رسانه ای هجو مومن است. گاهی در فیلم ها و سریال ها یا در برنامه های سیاسی نیز مشاهده می شود.
شاید گفته شود اگر بخواهیم تمام این موارد را جمع آوری کنیم باید بسیاری از موارد از رسانه های دیداری و شنیداری برداشته شود که بدین صورت نیست و موارد استثنای زیادی وجود دارد که خود شارع مجوز تشهیر را صادر کرده است که باید برخی کارها تشهیر شود و شخص رسوا شود که در آینده بدان می پردازیم.
در برخی موارد نیز شخص مومن نیست و محل بحث ما در مورد افراد مومن است که اگر شخص بی دین باشد یا مومن نباشد از دایره بحث خارج است.
برخی فقها نیز به صورت مطلق هجو را حرام دانسته اند که باید ادله را بررسی کرد. از حیث اخلاقی هجو غیر مومن نیز درست نیست اما در بعد فقهی ما نمی توانیم حرمت را اثبات کنیم مگر این که حکم ثانوی باشد که مفسده ای بر آن مترتب باشد.
به طور مثال برخی فقها قمه زنی را فی نفسه جایز می دانند که درگذشته سخن گفته ایم و آن را انحراف در عزاداری می دانیم. قدمت این عمل به صد و پنجاه سال نمی رسد اما الان به حکم ثانوی حرام است زیرا موجب وهن تشیع است.
پس در بحث ما برخی موارد تخصصا خارج است و برخی موارد تخصیصاً خارج است که در بحث بعدی اشاره می کنیم.
این مساله از کارکردهایی است که در رسانه ها و شبکه های اجتماعی فراوان است و به صورت فوری مساله ای در شبکه های اجتماعی پخش می کنند.


صاحب جامع المقاصد این مساله را به باب شعر اختصاص داده است که دیگر نمی توان در فقه رسانه از آن استفاده کرد اما سایر فقها مانند مرحوم شیخ می فرمایند در موارد دیگر نیز وجود دارد. دلیل صاحب جامع المقاصد عصر خودشان بوده است که بیشتر هجاها توسط شعرا صورت می گرفته است. البته به نظر ما شعر نیز کار رسانه ای است و در آن زمان فقط شعر هنر رسانه ای بود اما به این معنا نیست که بگوییم فقط به شعر اختصاص دارد.
نکته دیگر این که در ادبیات شعری، هجو و هجای شعری داریم و این یکی از اصطلاحات شعراست. در ادبیات شعری به شعرهایی که علیه یک دیگر می سرایند هجا گفته می شود.
البته ما در عنوان نیز به هجا اکتفا نکردیم و تشهیر، هتک حرمت مومن و تعییر را بیان کردیم، بنابراین نباید به هجای شعری این مساله را اختصاص دهیم. اگر ما مسائل فقهی و احکام فقهی را به مسائل زمان قدیم محدود کنیم باید بسیاری از مسائل فقهی را کنار بگذاریم. فقیه شخصی است که از اصول و قواعد کلی، بر مسائل مستحدثه تطبیق دهد.
اگر بگوییم فقط هجا در قالب شعر حرام است، در عصر رسول خدا صلی الله علیه و آله که رسانه و تلویزیون نبوده است پس هجای در قالب کاریکاتور نیز شامل نمی شود که این دید محدود در فقه است و نمی توان در مسائل مستحدثه فقه ورود پیدا کرد.
شیخ انصاری می فرماید: «هجاء المومن حرام بادلة الاربعة، بکتاب، سنت، عقل و اجماع لأنه همزٌ و لمز و أکل اللحم و تعییرٌ و إضاعة السرّ و کل ذلک کبیرة موبقة فیدل علیه فهم جمیع ما تقدم، فیعم ما فیه المعایب و ما لیس فیه...»
برخی موارد مرحوم شیخ مسائل را بسط نمی دهند زیرا حکم آن مشخص است.
همه ادله ای که داشتیم کمک می کند تا به طریق اولی بگوییم هجو مومن حرام است. اگر ادله گذشته به طور مثال کبیره بودن غیبت را به اثبات برساند به طریق اولی هجو مومن نیز حرام است. در هجی ممکن است شخصی که این معایب در او هست مورد هجو قرار بگیرد و ممکن است این معایب در او نباشد و بهتاناً او را تعییر می کنند.
در ادامه شیخ می فرماید: «و أما تخصیصه بذکر ما فیه بشعر کما هو ظاهر جامع المقاصد فلا یخلو عن تأملٍ»
اما این که بخواهیم این هجی را به معایب در فرد در قالب شعر اختصاص دهیم و او را به وسیله شعر هجو کنیم خالی از تأمل نیست.
اگر مومنی خلافی مرتکب شود مستحق ذم خواهد بود و ادله نهی از منکر همین جا جاری است. البته به موارد استثنا اشاره خواهیم کرد.


در بحث استثنائات باید به بُعد آن نیز توجه داشته باشیم تا بدانیم حیطه تشهیر تا چه اندازه است.
سوال: خاصیت رسانه ها انبوه سازی و مضاعف سازی چند برابر است و باید در این موارد دقیق تر وارد شد.
پاسخ: آری، به همین دلیل، اصل اولیه بر حرمت است مگر مواردی که با دلیل خارج شده است.
برخی مواردی که شارع به تشهیر دستور داده است به خاطر بازدارندگی از گناه است و الا شارع چنین حکمی صادر نمی کرد.
پس موضوع برای ما منقح شد و باید ادله را بررسی کنیم که می توان استفاده کرد مطلق هجو حرام است یا خیر؟
ان شاء الله در جلسه آینده ادله را بررسی خواهیم کرد./926/ص
قریر: محسن جوادی صدر

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۹ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۱:۳۹
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۳۱
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۱۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۱
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۲۸