vasael.ir

کد خبر: ۷۰۴۳
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۲ - 10 December 2017
درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی / جلسه 5

بررسی حرمت مدح من لا یستحق المدح او یستحق الذم در رسانه

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی : یکی دیگر از مصادیق تقارن پیام رسانه با فعل حرام بسیاری از برنامه های تبلیغاتی رسانه ای به خصوص در شبکه های اجتماعی است که در حمایت از کاندیدای مورد نظرشان توصیفی برای وی دارند که در او وجود ندارد یا این که صفات بدی دارد که باید بیان شود و مستحق مذمت است مانند این که اختلاس گر، بی عدالت یا ظالم است و بر عکس بگوییم او عادل و پاک دست است و اگر به حاکمیت برسد دولت پاک دستان را تشکیل می دهد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر  پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه پنجم درس خارج فقه رسانه که در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی ادله نقلی از آیات قرآن جهت حرمت مدح من لا یستحق المدح و پاسخ به اشکالات در مورد دو آیه 113 سوره هود و 118 سوره آل عمران پرداخت.
مشاور عالی مدیر حوزه و سخنگوی حوزه های علمیه در ادامه گفت: ظلم در برابر عدل است و معنای فقهی عدل این است که شخص اصرار بر صغیره ندارد و مرتکب گناه کبیره نمی شود و افرادی که بیجا مورد مدح قرار می گیرند غالباً افرادی هستند که عنوان ظالم بر آنان صدق می کند و لذا از آیه تحریم  مدح «من لا یستحق المدح بل یستحق الذم» استفاده می شود.
این استاد حوزه در پایان تاکید کرد: اگر قبول کردیم آیه 188 سوره آل عمران در صدد بیان گناه کبیره است مدح نیز مقدمه فعل حرام است ولی اگر گفته شود مقدمه حرام، حرام نیست، دیگر نمی توان از آیه استفاده کرد که مدح شخص حرام است.


خلاصه ای از درس گذشته
یکی دیگر از مصادیق محرمات پیام رسانه، مدح «من لا یستحق المدح او یستحق الذم»  و بالعکس است که در جلسات آینده توضیح خواهیم داد. فقه رسانه مساله مستحدثه است و فقها نیز بحث را مطرح نکرده اند. این مساله را مرحوم علامه حلی (ره) در کتاب قواعد الاحکام و در کتب دیگر بیان کرده است ولی بحث رسانه نیست. ایشان فرموده است اگر شخصی مستحق توصیف و مدح نیست و شما از او تعریف کنید حرام است.
مصداق خارجی مدح « من لا یسحق المدح» در قدیم، رسانه نبوده است. شاعر برای این که صله خوبی از شخص بگیرد برای او شعری می سرود و تعاریف ناشایستی از او داشت. به خصوص شاعرانی که به دربار می رفتند از حاکمان ظالم تعریف و تمجید می کردند و آنان را در اشعارشان، انسان عادل معرفی می کردند. مداح شعری را که برای این آقا سروده بودند برای شخص در مجلس می خواند و مدح من لا یستحق المدح انجام می داد.


به طور مثال در برنامه های تبلیغاتی کاندیداها که از رسانه های دیداری و شنیداری و رسانه های دیگر مانند شبکه های اجتماعی و فضای مجازی پخش می شود، به خصوص مستندهایی که ستاد کاندیدای ریاست جمهوری تولید و پخش می کند. برای معرفی کاندیدا مدحی را مطرح می کند که این شخص لایق آن نیست. آن متنی که در مستند خوانده و صدا گذاری می شود، مدح دروغین کاندیداست که به طور نمونه او را عادل ترین افراد معرفی می کنند. مثلاً می گویند ایشان در بیست سال گذشته حتی یک بار نیز به شخصی ظلم نکرده است و به دنبال پیاده سازی عدالت در جامعه بوده است در حالی که به این صورت نیست.


نه علامه و نه دیگران قید سرودن شعر ندارند و ساختن مستندی تبلیغاتی برای کاندیدا، اگر توصیف او به موارد غیر واقعی باشد قطعاً از محرمات پیام رسانه است که مصداق خارجی آن را در فقه رسانه مشخص کردیم. در این مساله به دلیل عقلی و نقلی می توان تمسک کرد. علامه وجه آن را بیان کرده است و بسیار واضح است که عبارت مرحوم شیخ گواه این مطلب است.
در توجیه فرمایش شیخ و تبیین دلیل عقلی باید این توضیح را عرض کنیم که مستقلات عقلیه حسن و قبح است. مثلاً عدل و صدق را حسن و ظلم و کذب را قبیح می داند. این که مرحوم شیخ انصاری (ره) می فرماید این کار عقلاً قبیح است به این معناست همان طور که عقل می گوید کذب و ظلم قبیح است، مدح «من لا یسحق المدح او یستحق الذم» را نیز قبیح می داند.
آری، در برخی موارد چنین است که عقل، مدح «من لا یسحق المدح او یستحق الذم» را قبیح می داند. اگر این مدح شخصی که مستحق ذم است منجر به کذب شود، قطعاً کذب قبیح است و از باب این که مداح یا برنامه تبلیغاتی کاندیدا دروغ می گوید، کذب قبیح است.
عقل در مواردی می گوید مدح شخصیتی که مستحق چنین مدحی نیست بلکه مستحق مذمت است، قبیح است که پیامدهای سوئی در جامعه داشته باشد. مرحوم شیخ همان است که بیان کردم و توضیحی بیان نکرده است. پس اگر مستندهایی که در توصیف کاندیداها یا غیر آنان ساخته می شود و اغرای به جهل یا کذب باشد و مخاطبین باور کنند، از پیام هایی است که مقارن با حرام شده است و به دلیل عقلی قبیح و حرام است.


تقریر کامل درس
بررسی حرمت مدح من لا یستحق المدح او یستحق الذم
بحثی که در جلسه گذشته شروع کردم یکی دیگر از مصادیق تقارن پیام رسانه با فعل حرام بود که بسیاری از فقهای متقدم نیز مطرح کرده اند که در باب فقه رسانه نبوده است زیرا مبتلی به نبوده است. شخصی که استحقاق مدح ندارد یا استحقاق ذم دارد.
یکی از ادله حرمت این عمل که در بسیاری از برنامه های تبلیغاتی رسانه ای به خصوص در شبکه های اجتماعی که می خواهند از کاندیدای مورد نظرشان حمایت کنند، توصیفی را برای کاندیدا دارند که در او وجود ندارد. مدح کسی صورت می گیرد که مستحق آن نیست یا این که صفات بدی دارد که باید بیان شود و مستحق مذمت است مانند این که اختلاس گر، بی عدالت یا ظالم است و بر عکس بگوییم او عادل و پاک دست است و اگر به حاکمیت برسد دولت پاک دستان را تشکیل می دهد. مصداق کابردی فراوانی در رسانه های امروز می توان برای بحث یافت.


اولین دلیلی که برای حرمت در جلسه سابق مطرح شد، طبق بیان مرحوم شیخ حرمت آن واضح است و دلیلش قبح عقلی است و در تبیین استدلال بیان شد که افراد یا جامعه اغرای به جهل می شوند و براساس این تبلیغات به زید رأی می دهند و آسیب های زیادی این فرد به جامعه دینی یا مومنین وارد می کند و همین مدح «من لا یستحق المدح» و تولید و پخش برنامه در این شبکه ها سبب این امر شد. در این برنامه و کلیپ توصیفی کردند که شنونده مجذوب این فرد شد.
پس اگر تولید چنین برنامه ای سبب اغرای به جهل شود یا کذب باشد، امر حرامی اتفاق افتاده است.(الکذب قبیح عقلاً)
اگر این مورد به جامعه آسیب نیز وارد نکند و اغرای به جهل نشود ولی مصداق دروغ است و اولین دلیل بر حرمت این قبیل کارهای رسانه ای، عقل است.


ادامه بررسی ادله بحث
برای این کار می توان به ادله اربعه تمسک کرد و دلیل عقلی به دلیل قدرتی که داشت مقدم شد.
دلیل دیگر در این مساله اجماع است که فقها بر حرمت این عمل اجماع دارند. به دلیل این که اجماع دلیل تعبدی نیست نمی توانیم بدان تمسک کنیم و اجماع ما مدرکی است و نیازی به تمسک بدان نداریم.
صرفاً به عنوان موید بر این مساله تاکید داریم که فقهای شیعه به این مساله اجماع دارند و به قدر متیقن اکتفا می کنیم.


آیات و روایات


به آیه 113 سوره هود فقها تمسک کرده اند که فرمود:
(وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُون‏)
"در برابر کسانی که ظلم کرده اند اعتماد و کرنش نکنید و الا آتش جهنم شما را فرا می گیرد"، مدح شخص مستحق ذم نیز نوعی رکون، تواضع و اعتماد در برابر اوست.
در رابطه با استدلال به این آیه اشکالاتی مطرح شده است که اگر وارد باشد نمی توانیم بدان جهت حرمت این عمل تمسک کنیم و اگر اشکالات رد شد بدان به عنوان دلیل کتابی استناد می کنیم.


اشکال اول
اولین اشکالی که برای استدلال به این آیه مطرح کرده اند؛ گفته اند مدح از مصادیق رکون نیست. رکون به معنای تکیه کردن، تعظیم کردن و کرنش است. اگر شخصی مدح ظالمی را بیان کند، به این معنا نیست که در برابر او تعظیم کرده است.


اشکال دوم
ممکن است عنوان ظالم بر شخصی که مدح می کند صدق نکند.
نسبت به این دو اشکال باید تامل کرد.


پاسخ
اشکال اول قابل دفع است زیرا از مصادیق بارز کرنش، مدح شخص است. گاهی شخص جلوی پای انسان ظالمی در مجلس بلند می شود و گاهی شخصی چند بیت شعر در توصیف این ظالم در مجلس می سراید. باید دقت کرد کدام یک بیشتر ظالم را تعظیم کرده است؟ توصیف و مدح ظالم که مستحق مدح نیست بلکه از مصادیق مذمت است قطعاً کرنش داشته است.
اشکال دوم سنگین تر و قوی تر است. همیشه ممدوح ظالم نیست و شما مساله را وسیع گرفته اید. گاهی شخص ظالم نیست ولی خسیس است یا اهل نماز شب نیست و شما او را اهل نماز شب و یا مانند حاتم طایی می دانید. به تعبیر دیگر این اشکال اخص از مدعا است. این آیه دلالت بر حرمت مدح ظالم دارد. بنابراین اگر بخواهیم به این آیه تمسک کنیم، با همین مشکل مواجه هستیم که هر کلیپی در رسانه پخش می شود مصداق مدح ظالم است.
باید دقت کرد که ظلم در برابر عدل است و فقط مصداق آن خوردن مال بچه یتیم یا نظایر آن نیست. ظلم در برابر عدل است و معنای فقهی عدل این است که شخص اصرار بر صغیره ندارد و مرتکب گناه کبیره نمی شود و شهادت چنین فردی در دادگاه پذیرفته است و می تواند امام جماعت یا قاضی باشد. افرادی که بیجا مورد مدح قرار می گیرند غالباً افرادی هستند که عنوان ظالم بر آنان صدق می کند و لذا از آیه تحریم  مدح «من لا یستحق المدح بل یستحق الذم» استفاده می شود.


آیه دیگر
برخی فقها گفته اند مناسب است به این آیه نیز تمسک کنیم.
(لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم)  سوره آل عمران آیه 188
"دوست دارند در مورد کاری که انجام نداده اند مورد مدح قرار بگیرند که برای این اشخاص عذاب الیم وجود دارد".
شخصی که ظالم است را در این کلیپ به عنوان عادل معرفی می کنند یا این که اصلاً توان مدیریت ندارد ولی او را به عنوان شخص مدیر معرفی می کنند. در واقع این پیام او را به عنوان شخصی که واقعیت خارجی ندارد توصیف می کند.


در گذشته شاخص های گناه کبیره را بیان کردیم و یکی از شاخص ها وعده عذاب جهنم بود که این مورد نیز به همین صورت است.
به این آیه بر حرمت این عمل استناد می شود.
در رابطه با استدلال به این آیه نیز اشکالاتی وارد شده است که اگر پاسخ دهیم اشکالات رفع می شود.


اشکال اول
این فقره آیه شریفه که بعد از آن عذاب آمده بود به تنهایی در این آیه نیامده است و اگر فقط کسی چنین وضعی داشت دال بر حرمت نمی شود. اگر شخصی به مجموع بدی های آیه مبتلی شد، مستحق عذاب الیم است. حداقل دو خصوصیت را برای فرد در آیه در نظر گرفته اند و بعد او را مستحق عذاب معرفی می کند:
1- الَّذینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا؛ کسانی که خشنود می شوند به آن چه به آنان داده شده است.
2- یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا
مورد دوم نیز بر اولی عطف شده است.


پاسخ به اشکال فوق
در آیات دیگر نیز زمانی که قرآن کریم افرادی را به عذاب الیم توصیف می کند، به این صورت نیست که باید مجموع اوصاف را داشته باشند و هر یک عنوانی برای استحقاق عذاب است که تنها یک نمونه را بیان می کنم.
در آیه 25 سوره مبارکه رعد می فرماید: (وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار)
گروه های مختلفی را به صورت عطف بیان کرده است که در پایان به تمامی گروه ها وعده عذاب داده شده است.
کسی که تفسیر قرآن را از در خانه اهلبیت علیهم السلام اخذ نکند، تصور می کند که باید هر سه ویژگی را شخص دارا باشد تا دچار عذاب شود. 1- نقض عهد   2- قطع رحم  3- افساد فی الأرض
در حالی که در روایتی از مرحوم عبدالعظیم حسنی (ره) روایت داریم که از امام کاظم نقل شده است. حضرت برای عبدالعظیم، تعدادی از کبائر را می شمرد و هر یک را که بیان می کند به یکی از آیات استناد می کند که گناه کبیره است. در مورد قطع رحم به همین آیه استناد می کند. (لهم اللعنة و لهم سوء الدار)
اگر این فراز آیه برای شخصی بود که هر سه را دارا باشد، چگونه حضرت به این آیه استناد فرموده است در حالی که مفسد فی الارض یا ناقض عهد نیست؟!
پس این اشکال به استناد به آیه وارد نیست و از این آیه می توان حرمت « یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا»  را استفاده کرد.


اشکال دوم
ملازمه ای بین حرمت حب ممدوح قرار گرفتن بیجا و حرمت مدح کردن نیست. این آیه بر ممدوح، حب مدح بیجا را فقط حرام کرد. ما می خواهیم حرمت فعل مداح را استفاده کنیم یا در مثال خودمان کار سازنده برنامه تبلیغاتی توصیفی را حرام بدانیم. ممکن است شخصی دوست داشته باشد که بیجا مورد مدح قرار بگیرد ولی فعل مداح حرام نباشد.


پاسخ
شما فرض حرمت را در موردی قرار می دهید که شخص دوست داشته باشد مورد مدح بیجا قرار بگیرد اما مقدمه این کار حرام این است که شخص دیگری این مدح را انجام دهد یا شعر را تولید کند و یا کلیپ را بسازد و برنامه رسانه ای را درست کند. تا زمانی هم که این برنامه ها درست نشود آن شخص مورد مدح قرار نمی گیرد.
اگر قبول کردیم که این آیه از گناهان کبیره است مدح نیز مقدمه فعل حرام است ولی اگر گفته شود مقدمه حرام، حرام نیست؛ دیگر نمی توان از آیه استفاده کرد که مدح شخص حرام است.


جمع بندی
تا اینجا به سه دلیل تمسک کردیم:
1- عقل
2- اجماع
3- آیات قرآن؛ دو آیه را مطرح کردیم.
در جلسه آتی نیز به بررسی روایات خواهیم پرداخت./926/ص
  تقریر: محسن جوادی صدر
    

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۹ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۱:۳۹
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۳۱
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۱۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۱
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۲۸