vasael.ir

کد خبر: ۵۴۴۸
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۸ - 12 June 2017
درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی / جلسه 63

بررسی روایی و فقهی حرمت شوخی کذب در رسانه ها

پایگاه اطلاع رسانی وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در شصت و سومین جلسه درس خارج فقه رسانه گفت: اشاعه اکاذیب در رسانه حتی اگر به میزان کم باشد، بسیار بزرگ تلقی می شود زیرا افراد زیادی این دروغ را می شنوند و باور می کنند یا بر اساس آن تصمیم می گیرند که خود این مساله سبب تبدیل به گناه کبیره می شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه شصت و سوم و آخرین جلسه درس خارج فقه رسانه سال تحصیلی جاری که در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی روایات حرمت نشر اکاذیب و جواز توریه پرداخت و گفت: حرمت کذب که طبق ادله اربعه ثابت شده بود اما گاهی در رسانه برنامه های خنده داری پخش می شود که برای آن دروغ هایی به صورت شوخی و هزل گفته می شود و باید طبق روایات بررسی کرد تا متوجه شد که تفاوتی بین کذب جدی و شوخی نیست و باید در این مساله دقت شود هر چند که باب مبالغه و توریه با مساله دروغ متفاوت است.

ایشان در ادامه گفت: روایات سیف بن عمیره، اصبغ بن نباته، حارث اعور و ابوذر دلالت بر حرمت کذب به صورت شوخی دارد و در برخی روایات حرمت دروغ شوخی مقدم شده است.

این استاد حوره در پایان به ماجرای توریه حضرت ابراهیم و حضرت یوسف علیهما السلام اشاره کرد و گفت: طبق روایت معتبری که از امام صادق علیه السلام در مورد این قضایا سوال شده است پاسخ حضرت به نحوه توریه و بیان حضرت ابراهیم و شیوه حضرت یوسف کاملاً مشخص می شود و نباید توریه را از مسوغات کذب دانست بلکه بحث مستقلی دارد.

تقریر کامل درس استاد رفعتی نائینی به شرح ذیل است:

خلاصه ای از درس گذشته

یکی از محرمات پیام رسانه نشر اکاذیب است. حتی در برخی از موارد سریال های تاریخی که دیالوگ آن خبری را نقل می کند یا مطلبی را به امام معصوم نسبت می دهد یا رفتاری را به سیره یک معصوم نسبت می دهد که البته در مورد غیر معصوم نیز چنین است. اگر با واقع مطابقت نداشته باشد کذب و نشر اکاذیب در این سریال صورت می گیرد. حکم حرمت نشر اکاذیب از ضروریات ادیان الهی است و هیچ دین آسمانی نیامده که بگوید دروغ حلال است و از ضروریات عقول است چون عقل به هر صورت که تبیین کنیم به جزء نظر کسانی (عده ای از اشاعره) که می گویند عقل حسن و قبح را درک نمی کند بقیه معتقدند که عقل درک می کند ظلم و کذب قبیح است و عدل و صدق حسن است.

اختلافی که بین آقایان فقها در این است که کذب گناه کبیره است یا خیر؟ مشهور می گویند گناه کبیره است و غیر مشهور می گویند برخی از کذب ها گناه کبیره نیست و برخی از کذب ها گناه کبیره نیست. کسی نمی گوید که کذب مطلقا از گناهان کبیره نیست. مشهور می گویند نشر اکاذیب نه تنها حرمت دارد بلکه از حرمت های کبیره است.

خیلی از مواردی که حکم به احراز عدال داریم اگر گفتیم کذب از گناهان کبیره است ولو این که یک بار دروغ بگوید با این دروغ از عدالت ساقط می شود و دیگر نمی تواند قاضی، رییس جمهور و یا شاهد شود. اگر گفتیم از گناهان صغیره است با چند مرتبه انجام دادن از عدالت ساقط نمی شود برخی می گویند باید اصرار بر گناه صغیره داشته باشد که بدان عادت داشته باشد تا از عدالت ساقط شود.

بنابراین این اختلافی که در فقه است ما در بحث فقه رسانه نباید به دنبال دلیل حرمت باشیم و به قدری ضروری است که هیچ مسلمانی نمی تواند تردید کند.  البته بر کبیره یا عدم آن این تردیدها وجود دارد. از یک سری روایات افرادی مانند مرحوم شیخ انصاری استفاده می کنند که هر دروغی مطلقا از گناهان کبیره است. هر خبری که مطابق با واقع نباشد و کذب بر آن صدق کند از گناهان کبیره است.

ملاک ها و شاخص های مختلفی را برای کبیره بودن گناه ذکر کرده اند. در آیات و روایات اگر این شاخصها باشد معلوم می شود گناه کبیره است.

  1. کل ما اوعد الله علیه النار الکبیره فهو کبیره؛ به گناهی کبیره گفته می شود که در قرآن کریم وعده آتش داده شده باشد.
  2. کل ما اوعد الله علیه فی الآخرة عقاباً؛ هر چه را خداوند وعده عذاب آخرتی داده باشد ولو آتش نباشد.
  3. به گناهی کبیره گفته می شود که خدا یا پیامبر وعده آتش و عذاب داده باشند. اگر پیامبر نیز وعده عذاب داده باشد این نیز گناه کبیره است. پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز ناطق به کلمه الله هستند.
  4. گناهی که هم عذاب اخروی و هم حد دنیوی دارد مانند زنا، سرقت، لواط و قذف.
  5. تمام گناهان کبیره است و گناه صغیره نداریم منتهی عذاب ها متفاوت است.

نشر اکاذیب که بحث ما در محرمات پیام رسانه است از گناهان کبیره است؟ از روایات استفاده می شود که هر کذبی گناه کبیره است. برخی مانند مرحوم آیت الله خویی و دیگران می فرمایند بعضی از کذب ها گناه کبیره است. کذبی که به  خدا یا ائمه و یا معصومین علیهم السلام بسته شود و یا کذبی که مفسده عظیمه ای به دنبال داشته باشد یا کذبی که موجب اضرار به دیگران و قتل نفس شود. روایاتی داریم که گناهان کبیره را اسم برده است و دروغ گفتن از گناهان کبیره است.

روایت فضل بن شاذان در کتاب العیون اخبار الرضا است که نقل می کند امام رضا علیه السلام مطالبی را به مامون نوشتند که در آن حضرت مراتب ایمان را می فرمایند و بعد کبائر را توضیح می دهند. یکی از مواردی که حضرت می شمرند دروغ گفتن است. همچنین کبائر را در روایت اعمش می شمرد که یکی از آنان دروغ است. این روایتی است که در دلالت آن بر کبیره بودن کذب شکی باقی نمی گذارد. حتی کسانی که گفته اند هر کذبی کبیره نیست در دلالت این روایت تردید نمی کنند.

یک دسته از روایات دیگر داریم که دروغ را به گونه ای توصیف می کند که از آن استفاده می شود از همه گناهان دیگر بدتر است. اگر تمام گناهان را در اتاق یا سوله ای انبار کنیم کلید این انبار دروغ است. خداوند برای کارهای مفسده انگیز و شر قفل هایی قرار داده است که مردم به زودی بدان دست پیدا نکنند و مرتکب این شر و فجور نشوند وکلید قفل مفاسد دروغ و شراب است و دروغ از شراب بدتر است.

از دو جهت می توان این مساله را استفاده کرد: اولاً این که نشر اکاذیب و دروغ از گناهان کبیره است و کلید بدی هاست ثانیاً شراب که قطعاً از گناهان کبیره است و فرمود شرارت دروغ از شراب بیشتر است. البته هم در سند و هم در دلالت این روایت ممکن است کسی اشکال کند ولی هم درسند و دلالت پاسخ دارد.

مرحوم آیت الله خویی می فرماید: ممکن است چیزی حلال باشد و مقدمه حرام باشد پس معلوم نیست که از گناهان کبیره باشد ولی ظاهر این روایت این مطلب را نمی رساند و می فرماید خداوند برای شرور اقفالی قرار داده است که کلید آنان شراب  و دروغ است که از شراب بدتر است. ممکن است مقدمه امر حرامی حلال باشد اما به کلید تعبیر نمی شود.

الدُّرَّةُ الْبَاهِرَةُ، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ علیه السلام قَالَ: جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبُ؛ تمام خبائث در انباری قرار داده شده است که کلید آن دروغ است. در این روایت دیگر شراب ذکر نشده است.

پس دسته دوم روایتی است که ظهور دارد نه تنها گناه کبیره است بلکه سر سلسله گناهان کبیره، خبائث و شرور است. در زمان خودمان شاهد هستیم برخی از اکاذیبی که در جامعه توسط شبکه های اجتماعی و رسانه ها منشر می شود به چه میزان به افکار عمومی و اعتماد مردم ضربه وارد می کند و نمی توان این مسائل را از گناهان صغیره دانست و قطعاً گناه کبیره هست. برخی از همین اکاذیب منجر به خون ریزی و درگیری می شود.

دسته های دیگری از روایت داریم که دیگر بدان نمی پردازیم و مرحوم شیخ این روایات را نقل کرده اند که از این روایات استفاده می شود که گناهان کبیره است و شاخص ها در آن آمده است. ویل قعر آتش جهنم است که اگر در کشف الآیات مراجعه کنید می بینید مکرر بیان شده است. ویل للمکذبین بارها تکرار شده است. 

بررسی روایات در حرمت نشر اکاذیب

بحث در این بود که کذب از گناهان کبیره است یا خیر؟

بیان شد از روایات استفاده می شود که کذب از گناهان کبیره است که چند دسته از روایات را در جلسه قبل بیان کردیم.

ثابت شد که کذب از گناهان کبیره است. روایات دیگری نیز داریم که اگر بخواهیم ادامه دهیم به فروعات دیگر نمی رسیم.

حتی بنا بر نظر کسانی که می گویند تمامی کذب ها کبیره نیست معتقدند کذبی که مفسده بزرگی داشته باشد که خودش از گناهان کبیره است این مورد نیز از گناهان کبیره می شود. حتی اگر کذبی باشد که دروغ به خدا و پیامبر و ائمه علیهم السلام نبسته باشد اما مفسده ای دارد که از اثم های بزرگ است.

اشاعه اکاذیب در رسانه حتی اگر دروغ کوچکی باشد، دروغ کوچک تلقی نمی شود و تعداد زیادی این دروغ را می شنوند و باور می کنند یا بر اساس آن تصمیم می گیرند خود این مساله سبب می شود که تبدیل به گناه کبیره شود.

برخی می گویند هیچ گناه صغیره ای نداریم و هر چه نافرمانی خدا باشد کبیره است.

مطلبی که در ذیل بحث کذب باید بدان بپردازیم و خیلی مهم است این است که آیا دروغ و نشر اکاذیب در مواردی است که دروغ جدی بیان می شود یا شامل مواردی که شوخی می کند نیز می شود؟ گاهی کذب در کلام جدی است و گاهی در کلام هزل و شوخی است.

از روایات استفاده می شود که حرمت کذب شامل هر دو نوع کذب یعنی هم کذب جدی و هم کذب شوخی می شود.

این بحث از این جهت مطرح می شود که گاهی رسانه برنامه های مفرحی برای خنداندن مخاطب می گذارند. گفتیم حکایتی که مطابقت با واقع ندارد حکم حرمت شامل آن می شود یا خیر؟ از ادله استفاده می شود که شامل هر دو نوع می شود.

روایت سیف بن عمیره

« مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُ لِوُلْدِهِ اتَّقُوا الْکَذِبَ الصَّغِیرَ مِنْهُ وَ الْکَبِیرَ فِی کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا کَذَبَ فِی الصَّغِیرِ اجْتَرَأَ عَلَى الْکَبِیرِ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَصْدُقُ حَتَّى یَکْتُبَهُ اللَّهُ صِدِّیقاً وَ مَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَکْذِبُ حَتَّى یَکْتُبَهُ اللَّهُ کَذَّاباً.»      وسائل الشیعه باب 140 از ابواب احکام العشرة

پدرم همواره چنین سفارش هایی را داشته است که می فرمود از دروغ های کوچک و بزرگ بپرهیزید.

روایت اسبغ بن نباته

ایشان از یاران باوفای امیرمومنان علیه السلام بوده است.

عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ‏ الْإِیمَانِ‏، حَتَّى‏ یَتْرُکَ الْکَذِبَ، هَزْلَهُ وَجِدَّهُ.

بنده ای طعم ایمان را نمی یابد مگر این که دروغ شوخی و جدی را ترک کند.

نکته جالب اینجاست که دروغ شوخی را بر دروغ جدی مقدم کرده است.

معلوم می شود که اگر در برنامه های طنز که دنبال خنداندن مردم هستند مطالب غیر واقعی بگویند که مردم بخندند این دروغ حرام محسوب می شود.

اغراق در این مساله از موارد متعدد نیست. مثلا اگر هزار بار به من بگویی قبول نمی کنم دروغ نیست زیرا مراد استعمالی مهم است.

چون مراد استعمالی لافظ و متکلم غیر از این معنایی است که لفظ برای آن وضع شده است یا لفظ ظهور در آن معنا دارد اصلاً کذب صدق نمی کند.

در توریه نیز که متکلم چیز دیگری می فهمد به این علت است که ظاهر لفظ بر چیز دیگری دلالت دارد و چون ظاهر لفظ را اراده نکرده است اصلا دروغ نیست نه این که دروغ و حلال باشد بلکه از مسوغات کذب نیست.

این مساله در مبالغه به طریق اولی مشخص است زیرا شنونده نیز می فهمد که مقصود این نیست. وقتی می گوید اگر هزار بار نیز بگویی من قبول نمی کنم متوجه می شود که مقصود عدد هزار نیست که اگر هزار و یکی شد قبول کند.

سوال: استندآپ کمدی از صنعت مبالغه و هزل همراه هم استفاده می کند.

پاسخ: به دلیل این که مبالغه در قالب شوخی است اشکال ندارد.

آن چه که حکایت از واقع می کند اما به شوخی خبر کذب می گوید حضرت می فرماید که باید پرهیز کرد.

روایت سوم

« مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْمَجَالِسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ زِیَادِ بْنِ مَرْوَانَ الْقَنْدِیِّ عَنْ أَبِی وَکِیعٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ السَّبِیعِیِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: لَا یَصْلُحُ مِنَ الْکَذِبِ جِدٌّ وَ لَا هَزْلٌ وَ لَا أَنْ یَعِدَ أَحَدُکُمْ صَبِیَّهُ ثُمَّ لَا یَفِیَ لَهُ إِنَّ الْکَذِبَ یَهْدِی إِلَى الْفُجُورِ وَ الْفُجُورَ یَهْدِی‏»

حارث از مولا امیر مومنان علیه السلام نقل می کند: دروغ سزاوار نیست چه جدی باشد و چه شوخی باشد.

کسی اشکال نکند که این مساله دلالت بر حرمت نمی کند. سزاوار نیست هم با حرمت و هم با کراهت می سازد اما چون ما می دانیم حرمت کذب از ضروریات است این «لایصلح» در حرمت استعمال شده است.

جملات انشایی داخل در دروغ نیست بلکه فقط همان طور که گفتیم جملات خبریه داخل در این مساله است.

روایت چهارم

روایتی است که وصیت نامه  معروف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ابوذر است که بحث های اخلاقی و فقهی در این وصیت نامه پیامبر به اباذر است.

«عَنْ أَبِی ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ ص فِی وَصِیَّتِهِ لَهُ قَالَ: یَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ مَلَکَ .... وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَتَکَلَّمُ بِالْکَلِمَةِ فِی الْمَجْلِسِ لِیُضْحِکَهُمْ بِهَا فَیُهْوَى فِی جَهَنَّمَ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ یَا أَبَا ذَرٍّ وَیْلٌ لِلَّذِی یُحَدِّثُ فَیَکْذِبُ لِیُضْحِکَ بِهِ الْقَوْمَ وَیْلٌ لَهُ وَیْلٌ لَهُ وَیْلٌ لَهُ...» وسائل الشیعه باب 140 ار ابواب عشرت حدیث 4

حضرت در این فراز چهار بار کلمه ویل را می فرماید.

کسی که همراه با سخن گفتن دروغ می گوید برای این که مردم را بخنداند. مثلاً کسی که در مجلس عروسی یا برنامه مفرح دیگری می خواهد با دروغ مردم را به خنده وادارد.

طبق معیاری که ارائه کردیم، خبر و حکایتی که مطابق با واقع نباشد چه جدی و چه شوخی باشد، کذب صدق می کند.

بر اساس معیاری که گفته شد چیزهایی مانند مبالغه و توریه کذب نیست. مواردی که اصلاً انشاء هست و خبر نیست به دلیل این که خبر  و حکایت نیست، لذا عنوان کذب صدق نمی کند.

در مورد مبالغه علاوه بر مواردی که در تعریف کذب و صدق گفتیم در آن جاری نیست ادله نیز داریم که این موارد کذب نیست. مبالغات فراوانی داریم که در کلمات اولیای خدا، روایات و در قرآن به کار رفته است.

در قرآن می فرماید:

(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقین‏) سوره مبارکه توبه آیه 80

مراد خداوند عدد هفتاد نیست. اگر نود بار نیز استتغفار کند باز پذیرفته نیست. بلاغت و شیوه سخن بلیغ به این صورت است که در اشعار فراوان به چشم می خورد.

در رابطه با توریه نیز به همین صورت است. داستان حضرت ابراهیم را ملاحظه بفرمایید. روایتی است که مرحوم صدوق نقل می کند.

« أنه سئل الصادق ع عن قول اللَّه عز و جل فی قصة إبراهیم ع قال بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ- قال ما فعله کبیرهم و ما کذب إبراهیم قیل و کیف ذلک فقال إنما قال إبراهیم فاسألوهم إن کانوا ینطقون إن نطقوا فکبیرهم فعل و إن لم ینطقوا فلم یفعل کبیرهم شیئا فما نطقوا و ما کذب إبراهیم و سئل عن قوله فی یوسف أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ قال إنهم سرقوا یوسف من أبیه أ لا ترى أنه قال لهم حین قالوا ما ذا تفقدون قالوا نفقد صواع الملک و لم یقل سرقتم صواع الملک إنما سرقوا یوسف من أبیه و سئل عن قول إبراهیم فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ قال ما کان إبراهیم سقیما و ما کذب إنما عنى سقیما فی دینه أی مرتادا.»

در رابطه با داستان حضرت ابراهیم از امام صادق علیه السلام سوال کردم که چگونه می توان این کذب را توجیه کرد؟

امام علیه السلام فرمودند: بت بزرگ بت های دیگر را نشکسته است اما ابراهیم علیه السلام نیز دروغ نگفته است.

پرسیدم چطور ممکن است؟

توریه یعنی معنایی که خلاف معنای ظاهری است متکلم اراده کرده است و متکلم معنای ظاهری را برداشت می کند.

روایت داریم که شخصی به در خانه مراجعه می کند و صاحبخانه به جاریه می گوید برو بگو من اینجا نیستم! که حضرت می فرمایند اشکالی ندارد.

این مساله غیر از مسوغات کذب است و لازم به داشتن مصلحت اقوی ندارد زیرا اصلا توریه کذب نیست.

البته کسی نمی تواند چند جمله را پشت سرهم توریه کند. در داستان حضرت ابراهیم یا حضرت یوسف فقط یک جمله را توریه کرده است.

فقط اگر توریه موجب اقرائی شود که مفسده ای بر آن مترتب است اشکال دارد، مثلاً شخص در مغازه می رود و مغازه دار برای فریب شخص و فروختن جنس درجه 2 توریه کند. این مساله تدلیس و حرام است. ما تابع شرع مقدس اسلام هستیم و در این مورد روایات متعدد داریم.

حضرت ابراهیم توریه کرد و دروغ نگفت زیرا جمله شرطیه به کار برده است. حضرت فرموده است از بتها سوال کنید اگر جواب دادند آن بت بزرگ، بتهای کوچک را از بین برده است! در این مساله جزاء بر شرط مقدم شده است و چون شرط نیامده است این گونه تصور کرده اند که بت بزرگ این ها را شکسته است.

برخی گفته اند اینجا ملازمه ای بین شرط و جزاء نیست، چگونه حضرت این طور می فرمایند؟

پاسخ اشکال: گاهی جمله شرطیه برای اثبات و ملازمه بین شرط و جزاست و گاهی برای بیان این است که جزاء محقق نمی شود و به همین خاطر جزا را بر شرطی متفرع می کنند که امکان پذیر نیست شرط محقق شود مثلاً می گوید اگر پشت گوشت را دیدی من را نیز می بینی!

من را می بینی جزای جمله است و منفی می شود زیرا قادر به دیدن پشت گوش خویش نیستی.

مثال دیگر: اگر کف دست من مویی پیدا کردی این مبلغ را به تو می دهم.

بر فرض که بتها سخن بگویند و خداوند به این بت ها قدرت دهد که بتوانند پاسخ دهند باز هم قضیه دروغ است!

پاسخ این است که جزای منفی را روی شرط منفی می آوردند و این مساله در محاولات متداول است که جزای منفی را بیان می کنند.

در ادامه در مورد قضیه حضرت یوسف سوال می کند که گفت ای کاروان شما دزدید!

حضرت در ادامه روایت فرمودند: قال إنهم سرقوا یوسف من أبیه. نه این که پیمانه پادشاه را دزدیدید زیرا اینها پیمانه را ندزدیده بودند.

 (قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِکِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعیرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعیم‏)

آنان نیز نگفتند که پیمانه ملک به سرقت رفته است بلکه گفتند مفقود شده است.

توریه نیاز به شخص سخنور دارد که دروغ نباشد.

برادران حضرت یوسف در گذشته یوسف را از پدرش دزدیده بودند و این اشاره به همان واقعه دارد.

روایات فراوانی داریم که توریه اشکال ندارد.

مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُسْتَأْذَنُ عَلَیْهِ فَیَقُولُ لِلْجَارِیَةِ قُولِی لَیْسَ هُوَ هَاهُنَا قَالَ لَا بَأْسَ لَیْسَ بِکَذِبٍ.

سوال در مورد مردی که در خانه است و درب خانه را می زنند و به جایه اش می گوید اشاره کن که مولای من اینجا نیست.

 حضرت فرمودند  اشکالی ندارد.

پس جمع بندی این شد که موارد کذب جایز نیست اما جایی که دروغ نیست اشکالی ندارد.

تنها موردی که باقی مانده است این است که مسوغات در چه مواردی جایز است که در آینده بدان خواهیم پرداخت./926/ص

                                                                                                                        تقریر: محسن جوادی صدر

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۹ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۱:۳۹
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۳۱
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۱۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۱
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۲۸