vasael.ir

کد خبر: ۵۴۱۳
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۴۸ - 09 June 2017
درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی / جلسه62

نشر اکاذیب توسط رسانه ها قطعاً از گناهان کبیره است

پایگاه اطلاع رسانی وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در شصت و دومین جلسه درس خارج فقه رسانه گفت: مشهور می گویند کذب گناه کبیره است و غیر مشهور می گویند برخی از کذب ها گناه کبیره نیست و برخی از کذب ها گناه کبیره نیست اما کسی قائل نیست که مطلق کذب از گناهان کبیره نیست.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه شصت و دوم درس خارج فقه رسانه که در روز یکشنبه مورخه 24 اردیبهشت سال 96 در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی حرمت نشر اکاذیب در رسانه پرداخت و گفت: ملاک ها و شاخص های مختلفی برای کبیره بودن گناه ذکر کرده اند که در مورد نشر اکاذیب رسانه نیز در آیات و روایات باید بررسی کنیم و اگر این شاخصها باشد معلوم می شود این گناه نیز از موارد گناهان کبیره است.

وی در ادامه گفت: برخی مانند مرحوم آیت الله خویی و دیگران می فرمایند بعضی از کذب ها گناه کبیره است یعنی کذبی که به  خدا یا ائمه و یا معصومین علیهم السلام بسته شود و یا مفسده عظیمه ای به دنبال داشته باشد یا موجب اضرار به دیگران و قتل نفس شود.

ایشان در پایان به مضرات کذب رسانه ای اشاره کرد و گفت: در زمان خودمان شاهد هستیم برخی از اکاذیبی که در جامعه توسط شبکه های اجتماعی و رسانه ها منشر می شود به چه میزان به افکار عمومی و اعتماد مردم ضربه وارد می کند و نمی توان این مسائل را از گناهان صغیره دانست و قطعاً گناه کبیره هست.

تقریر کامل درس استاد رفعتی نائینی به شرح ذیل است:

خلاصه ای از درس گذشته

سومین مقارن حرام پیام رسانه که بسیار کاربرد دارد، بحث کذب در پیام رسانه است که مبتلی به تمامی رسانه ها اعم از رسانه ملی، کانال ها، روزنامه ها و غیره است. در این بحث حرمت دروغ در پیام رسانه را اثبات خواهیم کرد و بیان می کنیم که از ضروریات است. موارد استثناء را باید بحث کنیم و قبل از بحث حکم حرمت تعریف خبر صادق و کاذب را باید متوجه شویم.

امروزه علی رغم این که رسانه های دیداری و شنیداری، شبکه های اجتماعی در قلمروهای مختلف ورود پیدا کرده اند باز جایگاه خبر در این ها جایگاه بالایی است. مخصوصاً در ایام انتخابات بیشتر افراد به شبکه ها و رسانه ها مراجعه می کنند تا از اوضاع با خبر شوند. اصولا بشر دوست دارد که از قضایا با خبر شود و از فرهنگ های محاوره ای ما پرسیدن از اخبار است.

بحث حجیت خبر از مباحث مهمی است که مربوط به فقه رسانه نیست و باید در جای خودش بحث شود که آیا خبر حجیت دارد یا خیر؟ این قضیه مربوط به فصل چهارم فقه رسانه است که آیا مخاطب رسانه یا همان پیام گیر رسانه هر خبری را می تواند بپذیرد یا خیر؟ کدام اخبار برای او معتبر هستند و کدام اعتبار ندارند؟

آیا در شبکه های اجتماعی می توانم خبری که در مورد صحت و سقم آن تحقیق نکرده ام به دیگران نشر دهم و ارسال کنم؟ لذا این بحث کاملاً فقهی و کاربردی است. بیشتر بحث کذب توسط علمای اخلاق بررسی شده است اما برخی از فقها در مباحث فقهی در باب درآمدهای حرام نیز سخن گفته اند که حرام است از راه کذب درآمدی کسب کند.

بسیاری از شبکه های ماهواره ای مانند بی بی سی لابلای اخبار صدق از اخبار کذب نیز استفاده می کنند تا منتشر شود و اثر خود را بگذارد و برای همین مساله کسب درآمد دارند. البته بحث ما الان در مورد درآمد این اخبار نیست که باید بعد از حکم تکلیفی به حکم وضعی آن نیز بپردازیم. بحث در این است که اگر کسی پولی در رابطه با خبر کذب نگیرد ولی اگر مرتکب نشر اکاذیب شد باز چه حکمی برای او هست؟ گاهی در تبلیغات بازرگانی نیز دروغ گفته می شود مثلاً می گویند این روغن پالم ندارد که کاملاً کذب است.

اگر حکایتی که بیان شده است مطابق با واقع بود این خبر صدق است و اگر مخالف با واقع بود کذب است. برخی گفته اند خبر صادق به خبری می گویند که مطابقت خبر با اعتقاد مخبر باشد و عدم انطباق خبر با اعتقاد مخبر کذب است. این تعریف نظام معتزلی است و فقها این تعریف را نپذیرفته اند.

مرحوم آیت الله خویی به تعریف مشهور نیز اشکال کرده اند اما به نظر ما اشکالات ضعیف است و قابل توجه نیست. ایشان می فرماید برخی حکایت ها اصلاً واقعیت خارجی ندارد در صورتی که خبر است مثلاً می گوییم شریک الباری ممتنعٌ. یا خبر اجتماع نقیضین محال است یا دور باطل است که این ها صدق است اما در خارج وجود ندارد. اشکال مرحوم آیت الله خویی وارد نیست زیرا مقصود این نیست که در خارج وجود نداشته باشد بلکه در نفس الامر وجود داشته باشد. در نفس الامر می توانیم حقیقت شریک الامر را تصور کنیم و بگوییم ممتنع است.

اگر در رسانه به خبری به علت این که شاخص ها و ارزشهای خبری را ندارد، فاقد ارزش خبری بگویند و آن را از رسانه پخش کنند ملاک صدق و کذبش همین است که مطابقت با واقع داشته باشد یا نداشته باشد.

در رابطه با حکم به ادله اربعه و به تعبیر بعضی از بزرگان از ضروریات ادیان و عقول حرمت کذب است. هیچ دین الهی دروغ را جایز ندانسته است. هیچ عقل سالمی نمی گوید که کذب حسن است. ادله اربعه از جمله آیات فراوان در مورد حرمت کذب در قرآن کریم آمده است: (فَوَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبین‏)

آن قدر قبح کذب مسلم است که قرآن کریم نمی گوید کذب حرام است بلکه می فرماید وای بر کسانی که دروغ می گویند یا می فرماید که عاقبت سویی دارند. در این رابطه روایات فراوانی نیز وجود دارد.

حرمت نشر اکاذیب

یکی از محرمات پیام رسانه نشر اکاذیب است. در جلسه گذشته تعریف کردیم خبر صدق و خبر کذب به چه خبری می گویند و توضیحاتی در مورد اهمیت و کاربردی بودن بحث در این موارد بیان شد.

حتی در برخی از موارد سریال های تاریخی که دیالوگ آن خبری را نقل می کند یا مطلبی را به امام معصوم نسبت می دهد یا رفتاری را به سیره یک معصوم نسبت می دهد که البته در مورد غیر معصوم نیز چنین است. اگر با واقع مطابقت نداشته باشد کذب و نشر اکاذیب در این سریال صورت می گیرد.

بیان شد که حکم حرمت نشر اکاذیب از ضروریات ادیان الهی است و هیچ دین آسمانی نیامده که بگوید دروغ حلال است و از ضروریات عقول است چون عقل به هر صورت که تبیین کنیم به جزء نظر کسانی (عده ای از اشاعره) که می گویند عقل حسن و قبح را درک نمی کند بقیه معتقدند که عقل درک می کند ظلم و کذب قبیح است و عدل و صدق حسن است.

آیات فراوانی که در رابطه با نکوهش کذب و کاذب داریم و در رابطه با روایات نیز به همین صورت است که به صورت متواتر آمده است. بنابراین ادله اربعه قائم به حرمت نشر اکاذیب است.

اختلافی که بین آقایان فقها در این است که کذب گناه کبیره است یا خیر؟

مشهور می گویند گناه کبیره است و غیر مشهور می گویند برخی از کذب ها گناه کبیره نیست و برخی از کذب ها گناه کبیره نیست. کسی نمی گوید که کذب مطلقا از گناهان کبیره نیست.

مشهور می گویند نشر اکاذیب نه تنها حرمت دارد بلکه از حرمت های کبیره است.

چه تفاوتی دارد که بگوییم از گناهان کبیره است یا خیر؟

ثمره دارد و خیلی از مواردی که حکم به احراز عدال داریم اگر گفتیم کذب از گناهان کبیره است ولو این که یک بار دروغ بگوید با این دروغ از عدالت ساقط می شود و دیگر نمی تواند قاضی، رییس جمهور و یا شاهد شود.

اگر گفتیم از گناهان صغیره است با چند مرتبه انجام دادن از عدالت ساقط نمی شود برخی می گویند باید اصرار بر گناه صغیره داشته باشد که بدان عادت داشته باشد تا از عدالت ساقط شود.

بنابراین این اختلافی که در فقه است ما در بحث فقه رسانه نباید به دنبال دلیل حرمت باشیم و به قدری ضروری است که هیچ مسلمانی نمی تواند تردید کند.  البته بر کبیره یا عدم آن این تردیدها وجود دارد.

از یک سری روایات افرادی مانند مرحوم شیخ انصاری استفاده می کنند که هر دروغی مطلقا از گناهان کبیره است. هر خبری که مطابق با واقع نباشد و کذب بر آن صدق کند از گناهان کبیره است.

این روایت دسته ها و طوائف مختلفی است.

ملاک کبیره بودن گناه

ملاک ها و شاخص های مختلفی را برای کبیره بودن گناه ذکر کرده اند. در آیات و روایات اگر این شاخصها باشد معلوم می شود گناه کبیره است.

  1. کل ما اوعد الله علیه النار الکبیره فهو کبیره؛ به گناهی کبیره گفته می شود که در قرآن کریم وعده آتش داده شده باشد؛ ویل للمکذبین
  2. کل ما اوعد الله علیه فی الآخرة عقاباً؛ هر چه را خداوند وعده عذاب آخرتی داده باشد ولو آتش نباشد. اگر گفت نشر اکاذیب عذاب اخروی دارد می فهمیم گناه کبیره است.
  3. به گناهی کبیره گفته می شود که خدا یا پیامبر وعده آتش و عذاب داده باشند. اگر پیامبر نیز وعده عذاب داده باشد این نیز گناه کبیره است. پیامبر و ائمه علیهم السلام نیز ناطق به کلمه الله هستند.

اگر آتش یا هر عذاب اخروی را وعده داده باشند معلوم می شود این گناه کبیره است.

  1. گناهی که هم عذاب اخروی و هم حد دنیوی دارد مانند زنا، سرقت، لواط و قذف.

پس این شاخص محدود شد به مواردی که در دنیا نیز باید عقاب داشته باشند مانند روزه خواری در ملاء عام که حد دنیوی نیز دارد.

  1. تمام گناهان کبیره است و گناه صغیره نداریم منتهی عذاب ها متفاوت است.

بررسی روایات

نشر اکاذیب که بحث ما در محرمات پیام رسانه است از گناهان کبیره است؟ از روایات استفاده می شود که هر کذبی گناه کبیره است.

برخی مانند مرحوم آیت الله خویی و دیگران می فرمایند بعضی از کذب ها گناه کبیره است. کذبی که به  خدا یا ائمه و یا معصومین علیهم السلام بسته شود و یا کذبی که مفسده عظیمه ای به دنبال داشته باشد یا کذبی که موجب اضرار به دیگران و قتل نفس شود.

روایاتی داریم که گناهان کبیره را اسم برده است و دروغ گفتن از گناهان کبیره است.

روایت فضل بن شاذان

روایت در کتاب العیون اخبار الرضا است که نقل می کند که امام رضا علیه السلام به مامون مطالبی را نوشتند که در آن آمده است:

وَ الْإِیمَانُ هُوَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ اجْتِنَابُ جَمِیعِ الْکَبَائِرِ وَ هُوَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ ... وَ اجْتِنَابُ الْکَبَائِرِ وَ هِی‏ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ* تَعَالَى وَ الزِّنَاءُ وَ السَّرِقَةُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ أَکْلُ الْمَیْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَةٍ وَ أَکْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ السُّحْتُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْقِمَارُ وَ الْبَخْسُ فِی الْمِکْیَالِ وَ الْمِیزَانِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ وَ اللِّوَاطُ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنُ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ وَ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ مَعُونَةُ الظَّالِمِینَ وَ الرُّکُونُ إِلَیْهِمْ وَ الْیَمِینُ الْغَمُوسُ  وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَیْرِ الْعُسْرَةِ وَ الْکَذِبُ وَ الْکِبْرُ وَ الْإِسْرَافُ وَ التَّبْذِیرُ وَ الْخِیَانَةُ وَ الِاسْتِخْفَافُ بِالْحَجِّ وَ الْمُحَارَبَةُ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الِاشْتِغَالُ بِالْمَلَاهِی وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذُّنُوبِ. عیون اخبارالرضا ج 1 ص 125

حضرت مراتب ایمان را می فرمایند. بعد حضرت کبائر را توضیح می دهند. یکی از موارد که حضرت می شمرند دروغ گفتن است.

روایت اعمش

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی حَدِیثِ شَرَائِعِ الدِّینِ قَالَ: وَ الْکَبَائِرُ مُحَرَّمَةٌ وَ هِیَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ ظُلْماً وَ أَکْلُ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ وَ بَعْدَ ذَلِکَ الزِّنَا وَ اللِّوَاطُ وَ السَّرِقَةُ وَ أَکْلُ الْمَیْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ مِنْ غَیْرِ ضَرُورَةٍ وَ أَکْلُ السُّحْتِ وَ الْبَخْسُ فِی الْمِیزَانِ وَ الْمِکْیَالِ وَ الْمَیْسِرُ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ الْأَمْنُ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ وَ الْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ تَرْکُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِینَ وَ الرُّکُونُ إِلَى الظَّالِمِینَ وَ الْیَمِینُ الْغَمُوسُ وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَیْرِ عُسْرٍ وَ اسْتِعْمَالُ التَّکَبُّرِ وَ التَّجَبُّرُ وَ الْکَذِبُ وَ الْإِسْرَافُ وَ التَّبْذِیرُ وَ الْخِیَانَةُ وَ الِاسْتِخْفَافُ بِالْحَجِّ وَ الْمُحَارَبَةُ لِأَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ الْمَلَاهِی الَّتِی تَصُدُّ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَکْرُوهَةٌ کَالْغِنَاءِ وَ ضَرْبِ الْأَوْتَارِ وَ الْإِصْرَارُ عَلَى صَغَائِرِ الذُّنُوبِ.

کبائر را در این روایت می شمرد که یکی از آنان دروغ است. این روایتی است که در دلالت آن بر کبیره بودن کذب شکی باقی نمی گذارد. حتی کسانی که گفته اند هر کذبی کبیره نیست در دلالت این روایت تردید نمی کنند.

 افرادی مانند آقای خویی که بر سند روایات خدشه می کند این دو روایت را از لحاظ سندی نمی پذیرد و اگر پذیرفته بودند اطلاق داشت. مرحوم شیخ به همین خاطر می فرمایند علی الاطلاق از گناهان کبیره است.

یک دسته از روایات دیگر داریم که دروغ را به گونه ای توصیف می کند که از آن استفاده می شود از همه گناهان دیگر بدتر است. اگر تمام گناهان را در اتاق یا سوله ای انبار کنیم کلید این انبار دروغ است.

« عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ

خداوند برای کارهای مفسده انگیز و شر قفل هایی قرار داده است که مردم به زودی بدان دست پیدا نکنند و مرتکب این شر و فجور نشوند وکلید قفل مفاسد دروغ و شراب است و دروغ از شراب بدتر است.

از دو جهت می توان این مساله را استفاده کرد: اولاً این که نشر اکاذیب و دروغ از گناهان کبیره است و کلید بدی هاست ثانیاً شراب که قطعاً از گناهان کبیره است و فرمود شرارت دروغ از شراب بیشتر است.

البته هم در سند و هم در دلالت این روایت ممکن است کسی اشکال کند ولی هم درسند و دلالت پاسخ دارد.

اینکه مرحوم کلینی در کافی از عده ای از اصحاب و  عثمان بن عیسی نقل می کند که ایشان از سران واقفیه است ولی روایت را زمانی که از شاگردان امام صادق علیه السلام بوده نقل کرده است یعنی  قبل از انحرافش نقل می کند و به همین خاطر نمی توانیم بگوییم اشکال دارد و بسیاری از واقفیه بعداً متوجه اشتباهشان شده اند و امام رضا علیه السلام آنان را مستبصر کرد و برگشتند.

بررسی دلالت

مرحوم آیت الله خویی می فرماید: ممکن است چیزی حلال باشد و مقدمه حرام باشد پس معلوم نیست که از گناهان کبیره باشد ولی ظاهر این روایت این مطلب را نمی رساند و می فرماید خداوند برای شرور اقفالی قرار داده است که کلید آنان شراب  و دروغ است که از شراب بدتر است. ممکن است مقدمه امر حرامی حلال باشد اما به کلید تعبیر نمی شود.

روایت دیگر

الدُّرَّةُ الْبَاهِرَةُ، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ علیه السلام قَالَ: جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبُ.

تمام خبائث در انباری قرار داده شده است که کلید آن دروغ است. در این روایت دیگر شراب ذکر نشده است.

پس دسته دوم روایتی است که ظهور دارد نه تنها گناه کبیره است بلکه سر سلسله گناهان کبیره، خبائث و شرور است.

در زمان خودمان شاهد هستیم برخی از اکاذیبی که در جامعه توسط شبکه های اجتماعی و رسانه ها منشر می شود به چه میزان به افکار عمومی و اعتماد مردم ضربه وارد می کند و نمی توان این مسائل را از گناهان صغیره دانست و قطعاً گناه کبیره هست.

برخی از همین اکاذیب منجر به خون ریزی و درگیری می شود.

دسته های دیگری از روایت داریم که دیگر بدان نمی پردازیم و مرحوم شیخ این روایات را نقل کرده اند که از این روایات استفاده می شود که گناهان کبیره است و شاخص ها در آن آمده است.

ویل قعر آتش جهنم است که اگر در کشف الآیات مراجعه کنید می بینید مکرر بیان شده است. ویل للمکذبین بارها تکرار شده است.

(إِنَّما یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْکاذِبُونَ) سوره مبارکه نحل آیه 105

کسانی به سراغ دروغ می روند که به خدا ایمان ندارند.

اینجا به شیخ اشکال کرده اند که اینها چون به خدا ایمان ندارند دروغ می گویند نه این که دروغ گفتن منجر به سلب ایمان شود.

این مطلب درست است اما سیاق معنای آیه را محدود نمی کند.

به هر حال شاخص هایی که گفتیم در آیات و روایات آمده است که متوجه می شویم نشر اکاذیب ازگناهان کبیره است./926/ص

                                                                                                                                    تقریر: محسن جوادی صدر

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۹ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۱:۳۹
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۳۱
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۱۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۱
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۲۸