vasael.ir

کد خبر: ۴۷۸۷
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۳ - 21 March 2017
 درس خارج فقه رسانه استاد رفعتی / جلسه 43

غنای محرم  صدایی است که زیبا، طرب انگیز و متناسب با مجلس اهل فسوق باشد

پایگاه اطلاع رسانی وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین رفعتی نائینی در چهل و سومین جلسه درس خارج فقه رسانه گفت: متعارف مردم در غنای محرم دچار طرب و دگرگونی روحی می شوند و حس و حال شهوانی پیدا می کنند اما شخصی که بی توجه  و یا پیر است به هیچ وجه تحریک نمی شود و این افراد متعارف مردم نیستند.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عباس رفعتی، در جلسه چهل و سوم درس خارج فقه رسانه که در روز دوشنبه مورخه 18 بهمن سال 95 در موسسه فقهی ائمه اطهار علیهم السلام برگزار گردید، به بررسی فقهی غنای محرم از دیدگاه فقها پرداخت و گفت: غنا در زمان صدور این روایات (عصر امام باقر، امام صادق و امام رضا علیهم السلام) برای مردم واضح بوده است و مردم می فهمیدند که ائمه علیهم السلام چه چیزی را حرام اعلام کرده اند و می دانستند که کدام غنا مصداق «النار ما وعد الیها» است و برای مردم آن زمان مشخص بوده که به چه چیزی غنا می گویند.
ایشان در ادامه گفت: ما باید قدر متیقن از غنای محرم را پیدا کنیم و به حرمت حکم کنیم والا اگر در جایی شک کردیم که این موضوع برای غنای محرم است یا خیر؟ نمی توانیم در شبهه مصداقیه به عام تمسک کنیم.
این استاد حوزه در پایان به نظر مرحوم فیض نیز اشاره کرد و گفت: ایشان صرفاً مجالس غنای دربار که همراه با محرمات دیگری نظیر شرابخواری، رقص و اختلاط زن و مرد بوده را حرام می دانستند اما به نظر من باید تمامی قیود را که در تعاریف فقها بیان شده است کنار هم گذاشت و تعریف غنا را مضیق کرد و حکم حرمت این دسته از غنا را بیان کرد.


اهم مباحث استاد رفعتی به شرح ذیل می باشد:
خلاصه ای از درس گذشته
غنای محرم تمام مواردی نیست که صرفاً همراه با صوت و ترجیع است. اگر بخواهیم این موارد را غنای محرم قرار دهیم در روایات می بینیم که امام مجتبی علیه السلام قرآن را با صدای بلند و زیبا می خواندند و افرادی که در کوچه عبور می کردند متوقف می شدند تا صدای زیبای تلاوت قرآن را بشنوند و از مسلمات در تاریخ است. در رابطه با امام سجاد علیه السلام باز به همین صورت بوده که آمده است: «کان علی بن الحسین علیه السلام أحسن الناس صوتاً بالقرآن». یا در بعضی از روایات داریم که تقریب کرده اند در تلاوت قرآن ترجیع داشته باشیم در حالی که در معانی لغوی غنا ترجیع نیز بیان شده بود.
یکی از باب هایی که بیشترین روایت را دارد همین بحث غناست و برخی از فقهایی که بحث غنا را مطرح کرده اند از جمله مقام معظم رهبری می فرمایند بیشترین روایت در این باب است اما بیشترین اختلاف نیز در همین مساله است و هر یک از فقها به گونه ای معنا کرده اند. یکی از علل نیز همین است که در روایات غنا را معنا نکرده اند و اکثر روایات بر حرمت غنا مطرح شده است زیرا برای مخاطب تعریف غنا مشخص بوده است.
این مساله سیاسی شده بود و یکی از راههای مبارزه ائمه علیهم السلام با دستگاه خلافت بنی امیه و بنی عباس، بحث حرمت غناست زیرا دربار بنی امیه و بنی عباس به غنا آلوده بود و ائمه سلام الله علیهم اجمعین این مساله را در حد کفر به خدا می دانستند. یعنی دستگاه سیاسی بنی امیه و بنی عباس را تکفیر می کردند و کافر می دانستند زیرا دربار پر از مراسم غنا است و هر مجلسی که می گیرند آوازه خوان دعوت می کنند. این از همان مواردی است که تقیه نیز وجود نداشته است و حکم خدا را بیان کرده اند و به نوعی مبارزه سیاسی بوده است.


مرحوم آیت الله خویی (ره) می فرمایند: «والتحقیق أن المستفاد من مجموع الروایات مع ذم بعضها الی بعضٍ أن الغنا المحرم عبارة عن الصوت المرجع فیه علی سبیل اللهو و الباطل و الاضلال سواء تحقق فی کلام الباطل ام فی کلام الحق» عبارت ایشان شبیه مرحوم شیخ انصاری است. این صدای ریتم دار مخصوص را به سه قید آورده است و فرقی بین شعر باطل و کلام حق قائل نیست. این آهنگ مربوط به مجالس گناه و فسق است. در ادامه می فرماید: «ثم إن الضابطه المذکوره انما تتحقق باحد امرین علی سبیل منع الخلو؛ أن تکون الاصوات متصفه بصفة الغناء مقترنة بکلام لا یعد عند العقلاء الا باطلا لعدم اشتماله علی معنی الصحیحه...»
اصل ریتم مخصوص مجالس گناه باشد ولو اشعار مربوط به فردوسی، حافظ و سعدی باشد. گاهی نیز شعر ندارد
و فقط صداست. اگر این گونه قرآن نیز خوانده شود حرام است. پس مرحوم آیت الله خویی (ره) از کلام فقها و شیخ چنین استفاده می کند و  بدین صورت جمع بندی می کند و نظرشان را مطرح می کنند.
غالب یا اکثر رسانه های دیداری و شنیداری القای پیامشان همراه با موسیقی است. در مکاسب که تورق می کنید مثلاً از غش و تدلیس بحث می کنند، پس برخی باید بگویند که خود این مورد مساله مستقلی است و باید جداگانه مطرح شود اما فقها می گویند اگر درآمد شما به وسیله غش، غیبت و چنین مسائل حرامی باشد، کار حرامی صورت گرفته و درآمد شما نیز از راه حرام است. ممکن است گفته شود که من دو کار اینجا انجام داده ام یعنی یک معامله انجام داده ام و در کنار آن نیز دروغی بیان کرده ام که هریک مستقل است.
تعریف حضرت امام با تعریف مرحوم آیت الله خویی تفاوت بسیاری دارد که نیاز به دقت علمی در مساله هست. ایشان ابتدا تعاریف را ذکر می کنند و می فرمایند که به هم ریخته هستند و بعد می فرماید بهترین حرف را علامه محمد رضا اصفهانی بین کرده است ولی در عین حال در بعض کلمات ایشان مناقشه داریم و سپس می فرمایند: «فالاولی تعریف الغنا بأنه صوت الانسان الذی له رقة و حسن ذاتی و لو فی الجملة و له شانیة ایجاد الطرب بتناسبه لمتعارف الناس»؛ رقت، نرمش، لطافت و حسن ذاتی دارد و این مساله به صورت کلی نیست اما شانیت ایجاد طرب را دارد و این مساله برای متعارف مردم قابلیت تحریک دارد.


بررسی نظر مرحوم امام در مورد غنا
بحث در شناخت موضوع غنا و موسیقی است که در مساله اولی از نوع اول سخن گفتیم.
در تعریف لغوی، برداشت عرفی و در معانی اصطلاحی غنا  که فقها فرموده اند اختلاف زیادی وجود دارد. آخرین مطلبی که عرض کردیم تعریف مرحوم آیت الله خویی با دو رکنی بود که ایشان بیان کردند و دیگری تعریفی بود که حضرت امام (ره) داشتند که غنا را «صوت الانسان الذی له رقة و حسن ذاتی و لو فی الجملة و له شانیة ایجاد الطرب بتناسبه لمتعارف الناس» معنا کردند.
در این جلسه به توضیح این تعریف اشاره می کنیم.
ایشان می فرماید غنا صدای انسان است و با این قید صدای غیر انسان خارج می شود که دارای رقت و زیبایی و غیره است و لازم نیست که بالفعل مطرب باشد. طرب این است که انسان را در حس دیگری ببرد و در واقع اگر آهنگ رقص است او را به حرکت و رقص وادارد و یا آهنگ شاد که او را به شادی و فرح و شادابی روحی می برد و این به خاطر ریتم  و آهنگی است که دارد و این مساله را در متعارف مردم باید دید. در زندگی امام کاظم علیه السلام آمده است که زن مغنیه ای را در زندان می فرستادند تا مشغول خوانندگی شود اما آن قدر حضرت مشغول عبادت هستند که اصلاً  توجهی نمی کنند و هر چه زن با حس و حال طرب انگیز سعی به عشوه گری می کند نه تنها تاثیر ندارد بلکه قضیه معکوس می شود و امام علیه السلام روی او اثر می گذارد و زن مغنیه متحول می شود و مشغول عبادت می شود.  متعارف مردم در این حالت دچار طرب و دگرگونی روحی می شوند و حس و حال شهوانی پیدا می کنند. شخصی که بی توجه است و یا پیر است به هیچ وجه تحریک نمی شود و این افراد متعارف مردم نیستند.
ایشان قید شانیت ایجاد طرب را آوردند زیرا می گویند ترانه ای که شاناً طرب انگیز باشد ولو این که با شنیدن ابیات اول فوراً انسان تحریک نشود و به آرامی این تحریک صورت می گیرد و لذا شانیت طرب آور بودن را بیان کرده اند.


تعاریف دیگری نیز آقایان بیان کرده اند مثلاً گفته اند:
«الصوت اللهوی و الباطل المناسب لالحان اهل الفسوق و الکبائر»؛ صدای لهوی باطلی که متناسب با مجالس اهل فسق و باطل است.
کدام یک از این تعاریف درست است؟ می خواهیم در این مساله استنباط فقهی را بیان کنیم.


نکته اول
نمی توانیم بگوییم مصداق غنای حرام معنای لغوی غناست زیرا این موارد حرام نیست و در سیره  معصومین علیهم السلام بیان شد که با چه کیفیتی قرآن را تلاوت می کردند و یا در محضر آنان مراثی و مدائح خوانده شده است و باید تمام این موارد را استثناء کنیم و یا ائمه علیهم السلام می فرمودند که این موارد غنای حرام است.
نکته دوم
متوجه می شویم که غنا قیودی دارد و صرف صدای بلند همراه با ترجیع نیست. قیودی را امام (ره) وشیخ در مکاسب ذکر کرده اند.
زمانی که ما می خواهیم بگوییم غنا حرام است و این حرمت را اثبات کنیم باید به سراغ روایات برویم و متاسفانه در روایات غنا تعریف نشده است. برای حرمت غنا روایات زیادی داریم و نزدیک سیصد روایت بیان شده است پس چرا غنا تعریف نشده است؟
نکته سوم
علت این است که غنا در زمان صدور این روایات (عصر امام باقر، امام صادق و امام رضا علیهم السلام) برای مردم واضح بوده است و مردم می فهمیدند که ائمه علیهم السلام چه چیزی را حرام اعلام کرده اند و می دانستند که کدام غنا مصداق «النار ما وعد الیها» است. برای مردم آن زمان مشخص بوده که به چه چیزی غنا می گویند. آن غنایی که در دربار بوده و کاربرد داشته است مورد نظر ائمه علیهم السلام بوده است. به قدری رواج داشته که عده ای کنیزکان جوان را می خریدند و زمانی که می دانستند که صدای زیبا دارند به آنان آموزش می دادند و مغنیه می شدند و با مبلغ بسیار زیادی می فروختند و این مساله برای مردم مشخص بود که به چه افرادی مغنیه می گویند. غالباً این افراد در دربار بودند و می خواندند و دیگران تحریک می شدند مانند پارتی هایی که امروز وجود دارد. به همین علت بوده که کسی از امام معصوم علیهم السلام سوال نکرد که مقصود شما از غنا چیست؟
حال سخن این است که مقصود ما از جمع آوری این نکات چیست؟
زمانی که نمی توانیم هرچه را که در لغت غنا می گویند حرام بدانیم، باید آنچه که برای ما از موضوع غنای محرم قدر متیقن است آن را اخذ کنیم. (این بیان بدین صورت مطرح نشده است و تا کنون کسی بدین صورت استدلال نکرده است) زمانی که ما شک کنیم چیزی حرام است یا حلال است باید حکم به حلیت کنیم. ما باید قدر متیقن از غنای محرم را پیدا کنیم و حکم به حرمت کنیم والا اگر در جایی شک کردیم که این موضوع برای غنای محرم است یا خیر؟ نمی توانیم در شبهه مصداقیه به عام تمسک کنیم.
زمانی که شارع می گوید اکرم العلماء یا اکرم کل عالم، به صورت عام بیان شده است و اگر شک دارم که زید عالم است یا خیر؟ نمی توانم بگویم که اکرام زید واجب است.
بنابراین اگر در موردی تردید داریم که غنای حرام است یا خیر، نمی توانیم به عام تمسک کنیم. پس به نظر ما نکته مهم این است که در موضوع شناسی غنا می خواهیم از اصل اولیه عدول کنیم پس باید به قدر متیقن اکتفا کنیم. قدر متیقن آن است که تمام قیود مطرح شده توسط مرحوم شیخ، مرحوم امام و آیت الله خویی و دیگران بیان کرده اند بدان افزوده شود. نتیجه این می شود که موضوع غنا مضیق می شود و هر چیزی غنای محرم نخواهد بود.
بنده استدلالی بحث کردم و اگر خدشه ای دارید وارد کنید و من می پذیرم.
مرحوم امام بعد از بیان تعریف، می فرمایند قیودی که دیگران آورده اند من قبول ندارم.
«فتحصل من ذلک أن الغنا لیس مسابقاً لصوت اللهوی و الباطل و لا لالحان اهل الفسوق و الکبائر بل کثیر من الحان اهل اللهوی و اهل الفسوق و الاباطیل خارج عن حده»
باید شانیت طرب انگیز داشته باشد خواه مربوط به مجالس اهل فسوق باشد یا خیر. چه بسا آهنگی مربوط به مجالس اهل فسوق باشد اما طرب انگیز نباشد. بین تعریف ما و آنان عموم و خصوص من وجه است.
ما می گوییم حال که در روایات تعریف نیامده است و ما تعریف لغوی و عرفی را نمی پذیریم و روایات کثیری در رابطه با حرمت غنا داریم و معلوم شد که معنای غنا بین مردم واضح بوده است و کسی از ائمه علیهم السلام سوال نکرده است و مشخص است غنایی که در دربار بنی امیه و بنی عباس شایع بوده است مراد نظر بوده است که طرب انگیز و متناسب با مجالس رقص، اهل فسوق و کبائر است.
زمانی که ما تعریف خاصی در روایت نداریم و در لغت نیز نمی توانیم تعریف را بپذیریم و چون از عام کل شی لک حلال می خواهیم خارج شویم، باید حرمت اثبات شود و  قدر متیقن در جایی است که طرب انگیز و متناسب با مجالس اهل فسق و فجور باشد و لذا هر ریتم، آهنگ و موسیقی نمی تواند غنا باشد.


تعریف غنا از نظر استاد
به نظر ما غنای محرم آن صدایی است (چه از انسان و چه از دستگاه) که زیبا، طرب انگیز، متناسب با مجلس اهل فسوق، لهو وکبائر باشد.
زمانی که این تعریف ثابت شد خواه شعر قرآن و خواه از جفنگیات باشد.
آنچه مرحوم آیت الله خویی فرموده اند که معانی غیر عقلایی باشد قید پسندیده ای نیست زیرا خیلی از موارد داخل در غنا می شود ولو صدای زیبا و طرب انگیزی نیست. شخصی شعر جفنگ که هیچ معنایی ندارد را در تعریف غنا وارد نمی کند. پس ما تمام این قیود را در تعریف غنا داخل می کنیم.


سوال: مواردی که جدید است و شارع تعریفی برای آن ندارد به عرف احاله می شود و باید از عرف زمان صدور کمک گرفت؟
پاسخ: ما این مطلب را قبول داریم منتهی این کبرای قضیه است.
سوال: صغری این است که علمای دیگر نیز این موارد به ذهنشان می رسد و روایاتی که در این باب آمده است باید شناسایی کنیم.
پاسخ: آقایان احتیاط کرده اند وشما ابا نداشته باشید از این که ما می گوییم موضوع غنای محرم ضیق تر از آن است که در عرف بدان امروزه غنا می گویند. نکته زمان صدور که شما بیان کردید مهم است. مساله آن قدر روشن بوده که در این 300 روایت یک شخص نیز سوال در مورد تعریف غنای حرام نپرسیده است و لذا باید در تاریخ رفت و غنای در دربار را همان طور که توضیح دادیم فهمید.
اگر شما فهم عرف را مدنظر داشته باشید که در آن زمان به چه صورت بوده است و این صغرای مساله است، می گوییم تمام فقها قائل هستند که در شبهه مصداقیه نمی توان به عام تمسک کرد. زمانی که برای شما شبهه شد که این از مصادیق غناست یا خیر نمی توانید بگویید که «الغنا حرامٌ» شامل آن شد کما این که «اکرم کل عالم» نیز شامل این زید نمی شود.


سوال: اگر دسترسی به عرف زمان صدور نیست باید چه کرد؟
پاسخ: مجالسی که برای غنا برگزار می شده در دربار بوده است و به همین جهت مرحوم فیض کاشانی دچار اشتباه شده است و تصور می کند که روایات فقط برای غنای مبتلی به دربار است. در دربار نیز همواره غنا با یک سری محرمات بوده است و به نظر ایشان اگر موارد حرام در کنار آن نباشد اصلاً حرام نیست.
این که به مرحوم فیض کاشانی هجمه شده است به همین علت می باشد که غنا را فی نفسه حرام نمی داند و غنای همراه با مشروب خواری، رقص و اختلاط زن ومرد  را حرام دانسته است.


سوال: اگر بگوییم تمام اقوال علما را جمع کنیم و نشانه ای از عرف آن زمان به دست آوریم مطلب درستی است؟
پاسخ: ما همین کار را انجام می دهیم و قیود را کنار هم قرار می دهیم و قدر متیقن به دست می آوریم.
حال اگر شخصی این موارد را نپذیرفت باید در استثنای از حرمت غنا تحقیق کنید. اگر جایی تحریک کننده نبود و اشعار عرفانی بود آیا استثنائی وجود دارد یا خیر؟ باید به دنبال استثنا بگردید.
اگر ریتم نوحه و موسیقی آن طرب انگیز است و مشخص نیست که برای عزا یا رقص است و طرب انگیز حرام است. قرآن نیز اگر با همین ویژگی باشد حرام است البته در عصر ما هیچ یک از تلاوت هایی که صورت می گیرد غنا نیست. تلاوت قرآن ریتم و آهنگی دارد اما متناسب با مجالس فسق نیست هرچند که انسان را از حالت طبیعی خارج کند و به گریه بیندازد اما این خارج شدن از حالت طبیعی را نمی توان طرب دانست. طرب شبیه قرص های روان گردان است که شادی مصنوعی به انسان می دهد و سبب غصه و غم نمی شود.


نکته: مرحوم فیض غنا را معنای لغوی گرفته و بعد گفته است که حرام نیست. مرحوم فیض انسان با تقوا و بزرگی است و نمی توان به ایشان نسبت داد که این غنای طرب انگیز حرام نیست. توجیه این است که بگوییم غنای لغوی حرام نیست و زمانی که همراه آن موارد حرام دیگری باشد غنای محرم است.
از این جلسه روایات باب غنا را مطرح خواهیم کرد اما در روایات تعریف غنا نیامده است. مناط حکم نیز تعمیم و تخصیص می زند اما از آن راه نمی توان موضوع حکم را به دست آورد.
ما می گوییم غنای طرب انگیز حرام است ولو موارد گناه دیگر نیز در میان نباشد، مثلاً خوانند مرد و شنونده ها نیز مرد باشند ولی اگر تناسب با مجالس فسق و فجور باشد حرام است.
سوال: شما غنا را حالت حساب کردید، آیا در روایت عنوان موسیقی نداریم؟
پاسخ: خیر فقط عنوان غنا آمده است ولی موسیقی به غنا ملحق شده است و فرقش این است که غنا از حنجره است و موسیقی از دستگاه تولید می شود.
ما بعد از ذکر مقدمات گفتیم که هر چیزی می خواهد حرام باشد باید قطعی اثبات شود و تابع دلیل باشیم. دلیل می گوید سگ نجس است ولی گرگ را نجس نمی داند.  با این که سگ در زندگی مردم است ولی تابع دلیل هستیم و الا عموم «کل شی لک طاهر» همه چیز را پاک می داند و صرفاً مواردی که با دلیل خارج شده اند را شامل نمی شود.
«کل شی لک طاهر» و «کل شی لک حلال» هم در شبهات مصداقیه و هم در شبهات حکمیه است. اگر در موردی شبهه داشتیم که شامل غنای محرم هست یا نیست؟ به نظر ما شامل غنای محرم نیست. بنابراین باید به قدر میقن اکتفا کرد و این عرض ما بین فرمایش مرحوم فیض و دیگران است و باید در مورد این نظر تامل بفرمایید.
این سه جلسه ای که بیان شد خلاصه مطالب دوازده جلسه ای است که در مکاسب محرمه بحث کرده ام و روی سایت موجود است.
من سوال می کنم اگر ندانیم در این لیوان آب یا خمر وجود دارد تکلیف چیست؟ در این موارد أصاله الحلیه جاری می شود و این مساله با علم اجمالی متفاوت است.
تطبیق مشخصات دستگاه های موسیقی با موضوع غنای محرم تکلیف مکلفین است و وظیفه فقیه مشخص کردن موضوع است.
در بحث غنا احتیاط های زیادی توسط فقها انجام شده است زیرا روایات در این مساله زیاد است و حتی برخی از زنگ ساعت نیز اجتناب می کردند. در روایات تا مرز کفر و شرک نیز پیشرفته اند که مشخص است جهت سیاسی است و به ائمه کفر بر می گردد.
شاید بتوان صدای انسان را ملاحظه کرد و در مداحی ها چشم پوشی کرد هر چند قبل از انقلاب نیز به همین نیز ایراد می گرفتند.
برخی موارد که صدای زن است هر چند از باب غنا نباشد به علت این که صدای زن تحریک کننده است حرام است.
نظر حضرت امام (ره) نیز قبل از انقلاب نظرشان این بود که به صورن مطلق حرام است اما بعد از انقلاب نظرشان را تعدیل کردند. والحمدلله رب العالمین./926/ص

 تقریر: محسن جوادی صدر
 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۹ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۵:۳۱:۳۹
طلوع افتاب
۰۷:۰۱:۳۱
اذان ظهر
۱۱:۵۹:۱۶
غروب آفتاب
۱۶:۵۵:۴۱
اذان مغرب
۱۷:۱۴:۲۸