vasael.ir

کد خبر: ۲۱۱۹
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۸ - 25 April 2016
درس خارج فقه نظام اقتصادی اسلام آیت الله اراکی/ 27

نظارت بر قیمت ها در بازار جزء وظایف کنترلی دولت است

پایگاه اطلاع رسانی وسائل – آیت الله اراکی در جلسه بیست و هفتم خارج فقه نظام اقتصادی به ادامه مباحث وظایف کنترلی دولت در بازار پرداخت و ششمین وظیفه کنترلی دولت در بازار را نظارت بر قیمت دانست.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، آیت الله محسن اراکی صبح شنبه، 17 بهمن ماه 1394 در جلسه بیست و هفتم درس خارج فقه سیاسی در موسسه امام خمینی(ره)، در ادامه بحث از وظائف دولت در قبال بازار وظیفه ششم دولت در این زمینه را نظارت بر قیمت کالاها بیان کرد و ارزانی کالاها را مطلوب شارع مقدس دانست.

وی در جواب این سؤال که ارزانی تا چه میزان مطلوب است بیان کرد: همیشه در هر بازاری یک حد متوسطی برای کالاها وجود دارد که هزینه ها را حساب می کنند و بعد نسبت معقول سود را به آن اضافه می کنند، آن قیمت واقعی کالا می باشد که نرخ عادلانه جنس است اگر قیمت از آن بالاتر رود گرانی است و اگر قیمت از آن پایینتر بیاید دیگر ارزانی نیست بلکه سقوط قیمت است.

آیت الله محسن اراکی دلیل مطلوبیت ارزانی و مبغوضیت گرانی نزد شارع مقدس را برخی روایات عنوان کرد و با ذکر پاره ای از این روایات، از جمله روایاتی که مربوط به برخورد حضرت یوسف با گرانی می باشند، برای مدعای خود استدلال نمود.

تقریر درس در ذیل ارائه می گردد:

خلاصه مباحث گذشته

بحث بر نظارت دولت بر بازار بود؛ این نظارت در مواردی باید صورت می گرفت، که به پنج مورد اشاره کردیم
1. تداوم توصیه، تاکید و تذکر و سرکشی مداوم در بازار

2. نظارت بر واجد الشرایط بودن کسانی که وارد بازار می شوند.

3. اعمال برخی محدودیت ها در بازرگانی و خرید و فروش به دلیل برخی مصالح

4. منع از معاملاتی موجب اخلال به نظم بازار می شوند.

5. نظارت بر سنجه های موجود در بازار.

بحث امروز
مورد ششم از وظائف نظارتی دولت بر بازار نظارت بر قیمت ها است که در چند بخش بحث خواهد شد:

بخش اول:

ارزانی مطلوبیت شرعی دارد و گرانی مغبوض است(این مطلب را از روایات و حتی قرآن می توان استفاده کرد) از این مطلب، می توان عنوان کرد سیاست دولت باید به سمتی حرکت کند که ارزانی فراگیر شود.

اشکال:
به نظر شما اگر همه چیز بیش از اندازه ارزان شود منجر به اصراف و استفاده بیش از اندازه نمی شود؟

جواب:
نه این مسائل به هم مرتبط نیستند. اینکه ارزانی مطلوبیت دارد نکته ای جداگانه است؛ البته از طرفی دیگر باید مردم را ترغیب کرد که اسراف نیز نکنند.

سوال:
مرادتان از ارزانی تا چی میزان است؟ گاهی اوقات آن قدر ارزان می شود که تولید کننده متضرر می شود. آیا امکان دارد این مطلوب شارع باشد؟

جواب:
نه این دیگر ارزانی نیست. همیشه، در هر بازاری یک حد متوسطی برای کالا ها وجود دارد که هزینه ها را حساب می کنند و بعد نسبت معقول از سود را به آن اضافه می کنند، آن قیمت واقعی کالا می باشد که نرخ عادلانه جنس است اگر قیمت از آن بالاتر رود گرانی است و اگر قیمت از آن پایینتر بیاید دیگر ارزانی نیست بلکه سقوط قیمت است.

ادله بحث

روایاتی که به واسطه آنها مطلوبیت ارزانی بدست می آید

روایت اول
اِذا غَضِبَ اللّه‏ُ تَعالى عَلى اُمَّةٍ ثُمَّ لَمْ یُنزِل بِهَا العَذابَ غَلَت اَسْعارُها و قَصُرَتْ أعْمارُها و لَم تَربَح تُجّارُها و لَم تُذَکّی ثِمارُها و لَم تُعَزِّز اَنهارُها و حَبَسَ الله عَنها اَمطارُها و سَلَّطَ الله عَلَیها اَشرارُها.(1)

گاهی خشم الهی عذابی نازل می کند که آن قوم نابود می شوند. اگر این عذاب وارد نشود عذاب های دیگری به وجود می آیند که کمتر از آن هستند. به این معنی که برکت از آن جامعه گرفته می شود.  


روایت دوم:
ایما رجل اشتری طعاما فکبسه اربعین صباحا یزید به غلاء المسلمین، ثم باعه فتصدق بثمنه، لم یکن کفاره لما صنع(2)

این مثال یقینا در رابطه با تحریم است به گونه ای که کفاره ای به اینگونه نیز کافی نیست. مسئله دوم این است که منظور از کبس اهتکار نیست چون جنس هست به دلیل آنکه می گوید انبار کند و عرضه نکند برای گران شدن، این نکته بیانگر آن است که در حال حاضر جنس در بازار موجود هست و ارزان هم هست. در ضمن هرگونه حبسی را نهی نکرده اند؛ بلکه کبسی را شامل می شود که با نیت گران شدن صورت بگیرد. با توجه به این نکات، آنچه از این روایت به دست می آید این است که اجمالا گرانی مبغوض شارع است.


روایت سوم:
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ سَ عْدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا صَارَتِ الْأَشْیَاءُ لِیُوسُفَ بْنِ یَعْقُوبَ ع- جَعَلَ الطَّعَامَ فِی بُیُوتٍ وَ أَمَرَ بَعْضَ وُکَلَائِهِ یَبِیعُ فَکَانَ یَقُولُ بِعْ بِکَذَا وَ کَذَا وَ السِّعْرُ قَائِمٌ فَلَمَّا عَلِمَ أَنَّهُ یَزِیدُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ کَرِهَ أَنْ یَجْرِیَ الْغَلَاءُ عَلَی لِسَانِهِ فَقَالَ لَهُ اذْهَبْ فَبِعْ وَ لَمْ یُسَمِّ لَهُ سِعْراً فَذَهَبَ الْوَکِیلُ غَیْرَ بَعِیدٍ ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِ فَقَالَ لَهُ اذْهَبْ فَبِعْ وَ کَرِهَ أَنْ یَجْرِیَ الْغَلَاءُ عَلَی لِسَانِهِ فَذَهَبَ الْوَکِیلُ فَجَاءَ أَوَّلُ مَنِ اکْتَالَ فَلَمَّا بَلَغَ دُونَ مَا کَانَ بِالْأَمْسِ بِمِکْیَالٍ قَالَ الْمُشْتَرِی حَسْبُکَ إِنَّمَا أَرَدْتُ بِکَ ذَا وَ کَذَا فَعَلِمَ الْوَکِیلُ أَنَّهُ قَدْ غَلَا بِمِکْیَالٍ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ لَهُ کِلْ لِی فَکَالَ فَلَمَّا بَلَغَ دُونَ الَّذِی کَالَ لِلْأَوَّلِ بِمِکْیَالٍ قَالَ لَهُ الْمُشْتَرِی حَسْبُکَ إِنَّمَا أَرَدْتُ بِکَذَا وَ کَذَا فَعَلِمَ الْوَکِیلُ أَنَّهُ قَدْ غَلَا بِمِکْیَالٍ حَتَّی صَارَ إِلَی وَاحِدٍ بِوَاحِدٍ. وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَ دَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَکَّلَ بِالسِّعْرِ مَلَکاً یُدَبِّرُهُ بِأَمْرِهِ.(3)

وجه استدلال:
در این روایت آمده است، زمانی که قیمت گندم ارزان بود حضرت یوسف به کاردار خود می گفت برو گندم را به کیلی فلان مقدار بفروش ولی وقتی متوجه شدند که قیمت گندم در بازار بالا رفته است کراهت داشت که قیمت را ذکر کند و قیمت بالاتر را بیان کند. این افزایش قیمت گرچه از یک طرف به واسطه حضرت(علیه السلام) شکل نگرفته بود و ایشان در این کار دستی نداشتند و از طرف دیگر قیمت روز بازار گندم به این مقدار شده بود با این حال ایشان از ذکر این افزایش قیمت کراهت داشتند؛ به همین دلیل از این روایت مبغوضیت غلی و گرانی در نزد شارع به راحتی فهمیده می شود.

این مباحث با آنچه امروزه در برخی محافل اقتصادی و حتی در بین مدیران کشوری ما نیز مطرح است سازگاری ندارد؛ که می گویند چه کسی گفته است گرانی بد است؟ گرانی گاهی اوقات باعث گردش چرخه صنعت می شود. نخیر! روایات متعدد صریحا گرانی را نهی می کند بگونه ای که حضرت یوسف علیه السلام گرانیی که غیر قابل جلوگیری بود را نیز مبغوض می دانستند و کراهت داشتند که آن را حتی ذکر کنند.

به هر حال برای جهت گیری های دولت باید در جواب این سوال که آیا غلی و گرانی قابل قبول هست؟ عنوان کرد، جواب یقینا منفی است بلکه باید گفت که مغبوضیت نیز دارد.

روایت چهارم
عن حفص بن غیاث عن أبی عبد الله ع قال  کان سنین [سبق] یوسف الغلاء ألذی أصاب الناس- و لم یمر [یتمن] الغلاء لأحد قط، قال: فأتاه‌ التجار فقالوا: بعنا، فقال: اشتروا- فقالوا: نأخذ کذا بکذا فقال: خذوا- و أمر فکالوهم فحملوا و مضوا حتی دخلوا المدینة، فلقیهم قوم تجار فقالوا لهم: کیف أخذتم فقالوا: کذا بکذا و أضعفوا الثمن، قال: فقدموا أولئک علی یوسف، فقالوا بعناه‌ فقال: اشتروا کیف تأخذون قالوا: بعنا کما بعت کذا بکذا- فقال: ما هو کما تقولون و لکن خذوا- فأخذوا ثم مضوا حتی دخلوا المدینة، فلقیهم آخرون فقالوا: کیف أخذتم فقالوا: کذا بکذا، و أضعفوا الثمن، قال: فعظم الناس ذلک الغلاء و قالوا: اذهبوا بنا حتی نشتری قال: فذهبوا إلی یوسف فقالوا: بعنا فقال، اشتروا- فقالوا: بعنا کما بعت، فقال: و کیف بعت قالوا: کذا بکذا، فقال: ما هو کذلک و لکن خذوا، قال: فأخذوا و رجعوا إلی المدینة فأخبروا الناس- فقالوا فیما بینهم: تعالوا حتی نکذب فی الرخص- کما کذبنا فی الغلاء، قال: فذهبوا إلی یوسف فقالوا له: بعنا، فقال: اشتروا، فقالوا: بعنا کما بعت، قال: و کیف بعت قالوا: کذا بکذا بالحط من السعر- فقال: ما هو هکذا و لکن خذوا، قال: و ذهبوا إلی المدینة فلقیهم الناس- فسألوهم بکم اشتریتم فقالوا: کذا بکذا بنصف الحط الأول، فقال الآخرون: اذهبوا بنا حتی نشتری- فذهبوا إلی یوسف فقالوا: بعنا فقال: اشتروا، فقالوا: بعنا کما بعت، فقال: و کیف بعت فقالوا: کذا بکذا بالحط من النصف، فقال: ما هو کما تقولون و لکن خذوا، فلم یزالوا یتکاذبون حتی رجع السعر إلی الأمر الأول- کما أراد الله .(4)

وجه استدلال:
سنین به معنای سال های سخت است. گرچه ممکن است کسی بگوید که جمع سنه است که البته صحیح نیست ولی سنین همانگونه که در قرآن نیز آمده است وَلَقَدْ أَخَذْنَا آَلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ(5) که در این آیه نیز سنین به معنای دوره بلا و سختی آمده است. در این روایت نیز سنین به همین معنی است.

این روایت در واقع شرح روایت قبلی است که چگونه حضرت یوسف عمل می کرد و گندم را به قیمت روز می فروخت وقتی از ذکر افزایش قیمت کراهت داشت؟ شیوه عمل به همین نحو بود که هر قیمتی که مردم می گفتند حضرت به آنها گندم می داد و خودشان وقتی قیمت بالا می رفت قیمتی روی گندم نمی گذاشتند این نشان می دهد که غلی چقدر نزد ایشان مبغوضیت داشته است.

از مجموع این روایات استفاده می شود که غلی مطلوبیت شرعی ندارد و ارزانی مطلوبیت دارد.

مقرر:ستار سلطانپور



پاورقی:
1.    وسائل، باب 7 از ابواب صلات استسقاء روایت 2
2.    وسائل الشیعه (20 جلدی) جلد 12 صفحه 314 ، باب 27، ابواب آداب تجارت، حدیث 6
3.    وسائل جلد 17(30 جلدی) باب 30 ابواب آداب التجارت حدیث 7
4.    وسائل جلد 17(30 جلدی) باب 30 ابواب آداب التجارت حدیث 9
5.    سوره اعراف آیه 130
 

202/323/ع

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۰ / ۰۷ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۴:۳۷:۴۶
طلوع افتاب
۰۶:۰۱:۳۰
اذان ظهر
۱۱:۵۶:۲۸
غروب آفتاب
۱۷:۴۹:۴۱
اذان مغرب
۱۸:۰۶:۳۳