vasael.ir

کد خبر: ۲۰۹۱
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۷ - 20 April 2016
درس خارج فقه نظام اقتصادی اسلام آیت الله اراکی/ 25

دولت ها می توانند هر یک از فعالیت های اقتصادی را موقتا تعطیل کنند

پایگاه اطلاع رسانی وسائل – آیت الله محسن اراکی در جلسه بیست و پنجم خارج فقه نظام اقتصادی به ادامه مباحث وظایف کنترلی دولت در بازار پرداخت و در ادامه با اشاره به روایات به برخی از مصادیق وظیفه سوم دولت اشاره کرد.

به گزارش خبرنگارسرویس اقتصاد پایگاه اطلاع رسانی وسائل، آیت الله محسن اراکی در جلسه بیست و پنجم درس خارج فقه که درروز شنبه 3 بهمن ماه 1394 در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد، در ادامه بحث از وظائف دولت در قبال بازار به بررسی بیشتر وظیفه سوم پرداخت و مصادیقی از این وظیفه که در روایات به آن اشاره شده بود را ذکر کرد.

وی با اشاره به نهی از صید کبوتر در شهرها در روایتی که از امام علی علیه السلام ذکر شده بود، آن را مصداقی از دخالت در بازار دانست و افزود: منع از صید در واقع منع از اینگونه کسب کار می باشد؛ یعنی این منع می خورد به منع از کسب درآمد از این گونه شکار کردن.

آیت الله محسن اراکی سپس با ذکر احادیث متعدد در منع اکل گوشت الاغ  گفت: اگر ما باشیم و این روایات حرمت ابتدایی اکل این نوع لحوم درک می شود؛ اما روایات دیگری هست که به آنها اشاره می کنیم، که در تضاد با این دسته از روایات هستند؛ بنابراین باید حرمت اکل را از قبیل دستورات حکومتی دانست.

وی در پایان بیان کرد: آنچه از این روایات بر می آید این نکته می باشد که اینگونه معاملات به دلیلی و به مصلحتی تحریم شده است و حرمت ذاتی و اولی ندارند؛ لذا می تواند به عنوان نمونه ای از دخالت دولت در سوق مسلمین به حساب آید که همین مقدار برای مدعی ما کافی است.
 

تقریر درس در ادامه ارائه می گردد

نحوه اعمال نظارت دولت در بازار
 چهار مورد از موارد نظارت و کنترل دولت در بازار را بیان کردیم و در حال حاضر در رابطه با مواردی که باعث ایجاد اخلال در بازار مسلمین می شوند، بحث می کنیم؛ ولی به دلیل آنکه در رابطه با مورد سوم مصادیق جدیدی به دست آوردیم اجالتا برگشتی به مورد سوم که منع از نوع خاصی از معاملات بود، خواهیم داشت و دوباره به ادامه بحث می پردازیم.

مصادیقی که دولت منع می کند از برخی از معاملات نه به دلیل حرمت اولی بلکه به دلیل مصالحی که مد نظر دارد را مورد بررسی قرار دادیم. مواردی از این دست را قبلا ذکر کردیم که از جمله آنها بیع آب مملوک بود. مصادیق دیگری وجود دارد که تذکر آنها خالی از لطف نیست.

مورد اول:

نهی از اکل گوشت کبوتر در شهرها
نهی امیر المومنین عن صید الحمام فی الامصار (1) (حضرا امیر علیه السلام از شکار کبوتران در شهرها منع کردند)

همان کبوتری که می توان در بیابان و یا روستا شکار کرد، در شهر شکار آن ممنوع گردید. این منع ظاهرا به این دلیل بوده است که اجازه صید موجب منقرض شدن نسل این پرنده می شد؛ زیرا در دوره ای که اعراب هرآنچه را که به دست می آوردند می خوردند، اسلام بسیاری از این موارد را تحریم کرد، و بیم آن می رفت که کبوتری که حلال گوشت است به دلیل شکار بیرویه نسلش از بین برود. این یک نمونه که دولت اسلامی به دلیل وجود مصلحتی حکم حلالی را به حرام تبدیل کرد.

اشکال:
مورد ما بازار بود، چگونه منع از صید کبوتر به مورد ما مربوط می شود؟

جواب:
منع از صید در واقع منع اینگونه کسب کار می باشد؛ یعنی این منع می خورد به منع از کسب درآمد از این گونه شکار کردن.

مورد دوم:
منع از اکل لحوم الاغ های اهلی

روایت اول:
الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن بسطام بن مرة، عن إسحاق بن حسان عن هیثم بن واقد، عن علی بن الحسن العبدی، عن أبی هارون، عن أبی سعید الخدری أنه سئل ما قولک فی هذا السمک الذی یزعم إخواننا من أهل الکوفة أنه حرام؟ فقال أبو سعید: سمعت رسول الله صلى الله علیه وآله یقول: الکوفة جمجمة العرب ورمح الله تبارک وتعالى وکنز الایمان فخذ عنهم أخبرک أن رسول الله صلى الله علیه وآله مکث بمکة یوما ولیلة یطوى ثم خرج وخرجت معه فمررنا برفقة جلوس یتغدون فقالوا: یا رسول الله الغداء فقال لهم: نعم أفرجوا لنبیکم فجلس بین رجلین وجلست وتناول رغیفا فصدع بنصفه ثم نظر إلى أدمهم فقال: ما أدمکم هذا؟ فقالوا: الجریث یا رسول الله فرمى بالکسرة من یده وقام، قال أبو سعید: وتخلفت بعده لأنظر ما رأى الناس فاختلف الناس فیما بینهم فقالت طائفة: حرم رسول الله الجریث وقالت طائفة: لم یحرمه ولکن عافه فلو کان حرمه لنهانا عن أکله، قال: فحفظت مقالتهم وتبعت رسول الله صلى الله علیه وآله جوادا حتى لحقته ثم غشینا رفقة أخرى یتغدون فقالوا: یا رسول الله الغداء فقال: نعم أفرجوا لنبیکم فجلس بین رجلین وجلست معه فلما أن تناول کسرة نظر إلى ادم القوم فقال: ما أدمکم هذا؟ قالوا: ضب یا رسول الله فرمى بالکسرة وقام، قال أبو سعید: فتخلفت بعد فإذا الناس فرقتان فقالت فرقة: حرمه رسول الله فمن هناک لم یأکله وقالت فرقة أخرى: إنما عافه ولو حرمه لنهانا عن أکله ثم تبعت رسول الله صلى الله علیه وآله حتى لحقته فمررنا بأصل الصفا وبها قدور تغلی فقالوا: یا رسول الله لو عرجت علینا حتى تدرک قدورنا فقال لهم: وما فی قدورکم؟ فقالوا: حمر لنا کنا نرکبها فقامت فذبحناها فدنا رسول الله صلى الله علیه وآله من القدور فأکفأها برجله ثم انطلق جوادا وتخلفت بعده فقال بعضهم: حرم رسول الله صلى الله علیه وآله لحم الحمیر وقال بعضهم: کلا إنما أفرغ قدورکم حتى لا تعودوا فتذبحوا دوابکم، قال أبو سعید: فبعث رسول الله صلى الله علیه وآله إلی فلما جئته قال: یا أبا سعید ادع لی بلالا فلما جئته ببلال قال: یا بلال اصعد أبا قبیس فناد علیه أن رسول الله حرم الجری والضب والحمیر الأهلیة ألا فاتقوا الله جل وعز ولا تأکلوا من السمک إلا ما کان له قشر ومع القشر فلوس فإن الله تبارک وتعالى مسخ سبعمائة أمة عصوا الأوصیاء بعد الرسل فأخذ أربعمائة منهم برا وثلاثمائة بحرا ثم تلا هذه الآیة " فجعلناهم أحادیث ومزقناهم کل ممزق.(2)

روایت دوم

محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن علی بن الحکم، عن أبان بن تغلب، عمن أخبره، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: سألته عن لحوم الخیل، فقال: لا تأکل إلا أن تصیبک ضرورة ولحوم الحمر الأهلیة فقال فی کتاب علی علیه السلام: أنه منع أکلها.(3)

روایت سوم

أبو علی الأشعری، عن محمد بن عبد الجبار، عن صفوان، عن ابن مسکان قال: سألت أبا عبد الله علیه السلام عن لحوم الحمیر، فقال: نهى رسول الله صلى الله علیه وآله عن أکلها یوم خیبر، قال: وسألته عن أکل الخیل والبغال، فقال: نهى رسول الله صلى الله علیه وآله عنها فلا تأکلوها إلا أن تضطروا إلیها.(4)

اگر ما باشیم و این روایات حرمت ابتدایی اکل این نوع لحوم درک می شود؛ اما روایات دیگری هست که به آنها اشاره می کنیم و در تضاد با این دسته از روایات هستند؛ بنابراین باید حرمت اکل را از قبیل دستورات حکومتی دانست.

روایت اول
علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن عمر بن أذینة، عن محمد ابن مسلم، وزرارة، عن أبی جعفر علیه السلام أنهما سألاه عن أکل لحوم الحمر الأهلیة؟ قال: نهى رسول الله صلى الله علیه وآله عنها وعن أکلها یوم خیبر وإنما نهى عن أکلها فی ذلک الوقت لأنها کانت حمولة الناس [1] وإنما الحرام ما حرم الله عز وجل فی القرآن.(5)

روایت دوم
محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن سنان، عن أبی الجارود، عن أبی جعفر علیه السلام قال: سمعته یقول: إن المسلمین کانوا أجهدوا فی خیبر فأسرع المسلمون فی دوابهم فأمرهم رسول الله صلى الله علیه وآله باکفاء القدور ولم یقل: إنها حرام وکان ذلک إبقاء على الدواب.(6)

وجه استدلال
با اینکه روایت دوم به دلیل وجود ابی جارود  کمی ضعف سند دارد ولی ضعف سند آن را قوت سند حدیث اول جبران می کند. با توجه به این دو روایت و روایاتی از این قبیل می توان متوجه شد که منع و تحریم صید و اکل برخی از لحوم از جمله حمار، نهی حکومتی بوده و به دلیل مصالحی انجام می گرفت.

از این قبیل روایات که نهی می کنند از کسب به واسطه صید این حیوانات، متوجه می شویم که دولت می تواند به فراخور زمانه و به دلیل مصالحی که خود مد نظر دارد برخی از فعالیت های اقتصادی را تحریم کند و از آنها جلوگیری به عمل بیاورد. همانطور که در این زمان نیز همینگونه است؛ صید ماهی فصلی است و در برخی از فصول دولت از صید ماهی منع می کند. لذا در هر فصلی نمی توان ماهی صید کرد و این مسئله به دلیل آن است که در صورت آزاد بودن صید ماهی، آن نوع خاص از ماهی منقرض خواهد شد.

مطلب دیگری که از این روایات فهمیده می شود، که البته به موضوع ما مرتبط نمی باشد، این است که، منشاء نهی از اکل به دلیل آن بوده که این حیوانات نباید از زندگی انسانی حذف شوند. البته از روایات دیگری که در جای خود به آنها اشاره شده است، استفاده می شود که در شهر سازی استفاده از حیوانات موضوعیت دارد؛ چراکه وجود این حیوانات در زندگی انسان ها باعث برطرف شدن بسیاری از مشکلات زندگی انسانی می شود. متأسفانه با ظهور مظاهر تمدنی غرب به بسیاری از این موارد بی توجهی شده است.  

یکی از مشکلات تمدن غرب نفی غیر است؛ درحالی که می توان از مظاهر تجدد و وسائل نو ظهور در تمدن استفاده کرد ولی مسائل قبلی را کنار نگذاشت. به عنوان مثال در لندن، خیابان ها دارای سه مسیر پیاده ره، ماشین رو و اسب سواری هستند؛ افرادی هستند در این شهر که روزانه برای تفریح با اسب به خیابان می آیند. مواردی از این قبیل را می توان به عنوان امکان تلفیق تکنولوژی امروزی با زندگی گذشته نام برد.

به هر حال آنچه از این روایات بر می آید این نکته است که اینگونه معاملات به دلیلی و به مصلحتی تحریم شده است و حرمت ذاتی و اولی ندارد؛ لذا می تواند به عنوان نمونه ای از دخالت دولت در سوق مسلمین به حساب آید که همین مقدار برای مدعی ما کافی است.

مقرر: ستار سلطانپور



پا ورقی:
1)    جلد 3 من لایحضر الفقیه ص 210
2)    الکافی، باب اطعمه، باب (دوم)جامع فی الدواب التی لا تاکل لحمها، حدیث 1
3)    الکافی، باب اطعمه، باب (دوم)جامع فی الدواب التی لا تاکل لحمها، حدیث 12
4)    الکافی، باب اطعمه، باب (دوم)جامع فی الدواب التی لا تاکل لحمها، حدیث 13
5)    الکافی، باب اطعمه، باب (دوم)جامع فی الدواب التی لا تاکل لحمها، حدیث 10
6)    الکافی، باب اطعمه، باب (دوم)جامع فی الدواب التی لا تاکل لحمها، حدیث 11

202/323/ع

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۰ / ۰۷ /۱۴۰۱
قم
اذان صبح
۰۴:۳۷:۴۶
طلوع افتاب
۰۶:۰۱:۳۰
اذان ظهر
۱۱:۵۶:۲۸
غروب آفتاب
۱۷:۴۹:۴۱
اذان مغرب
۱۸:۰۶:۳۳