vasael.ir

کد خبر: ۱۹۱۰
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۵ - 28 February 2016
فلسفه فقه با رویکرد سیاسی اجتماعی، استاد خسروپناه/1

فلسفه فقه حکومتی در فلسفه متعارف بحث می شود

پایگاه اطلاع رسانی وسائل- حجت الاسلام والمسلمین خسروپناه در اولین جلسه درس خارج فلسفه فقه با رویکرد سیاسی اجتماعی با بیان این که محل بحث از فلسفه فقه حکومتی در فلسفه متعارف است، گفت: روش مطالعه فلسفه های مضاف به علوم، باید "تاریخی منطقی" باشد؛ با روش تاریخی وضع موجود علم را توصیف می کنیم و با روش منطقی توصیه میکنیم که چطور باید باشد.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین عبد الحسین خسرو پناه، در اولین جلسه درس خارج فلسفه فقه با رویکرد سیاسی اجتماعی که سه شنبه مهر 1394 در موسسه عالی حکمت قم تشکیل شد، در مقام بیان مبادی بحث فلسفه های مضاف که فلسفه فقه حکومتی یکی از آنهاست، با ذکر دو مقدمه به تعریف فلسفه متعارف و تفاوت آن با فلسفه های علوم پرداخت.

وی موقعیت بحث از فلسفه فقه حکومتی را در فلسفه متعارف دانست و افزود: سیاست و حکومت نیز به عنوان یک واقعیت خارجی چون دیگر امور باید در فلسفه متعارف به عنوان یک امربحث شود.

عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان این که همه ی فلسفه های مضاف به امور باید در فلسفه متعارف بحث شود، گفت: ما میخواهیم فلسفه علم سیاست و فلسفه فقه حکومتی را از آن جهت که علم هستند بحث کنیم، نه از آن جهت که یک امر و واقعیت خارجی هستند.

وی در ادامه فلسفه مضاف به هر علمی را به جهار نوع تقسیم و تصریح کرد: دسته نخست چیستی و چرایی علم، تعریف موضوع، اهداف، قلمرو، کارکرد و فواید آن علم است. دسته دوم پیشفرض ها و مبادی تصوری و تصدیقی (مبانی)علم است.

استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، دسته سوم فلسفه مضاف علوم را جایگاه و نسبت علم باعلوم دیگر برشمرد و بیان داشت: دسته چهارم، مکاتب و گرایش هایی است که به آن علم وجود دارد و برخاسته از روش ها می باشد.

رییس مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، دو روش متداول در فلسفه هرعلم را "روش منطقی" و "روش تاریخی" برشمرد و پس از تعریف هر یک، خاطر نشان کرد: روش باید "تاریخی منطقی" باشد؛ با روش تاریخی وضع موجود علم را توصیف می کنیم و با روش منطقی توصیه میکنیم که چطور باید باشد.

درس خارج فلسفه فقه با رویکرد سیاسی اجتماعی توسط حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبد الحسین خسرو پناه، سه­ شنبه هر هفته از ساعت 11 و 30 صبح در محل شعبۀ قم مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران تشکیل می­ شود.


متن تقریر و اهم مباجث استاد خسروپناه تقدیم می شود.


تعریف فلسفه

 اجمالا تعریف رایج فلسفه میان نخبگان فیلسوف اسلام این است که "فلسفه دانشی است که از عوارض وجود بما هو وجود بحث میکند".(1)

بر این اساس سوال مهم این است که: عوارض و مباحث وجود را تا کجا درفلسفه می بایست بحث کرد؟

در پاسخ گفته اند: تاجایی که ریاضی نشود، تاجایی که طبیعی نشود و به طور کلی تا جایی که وارد حوزه علوم دیگرنشود؛ یعنی بحث از وجود تا اثبات موضوعات علوم دیگرفلسفی ست؛

تقسیم بندی فلسفه در علوم قدیم

لبته تعریفمان ازفلسفه فرق میکند. چرا که طبقه بندی و تقسیم بندی علوم عوض شده است. پیش فرض آن تعریف قدیمی فلسفه، یک تقسیم بندی علوم بود که درگذشته وجود داشت که این طبقه بندی را فلاسفه اسلامی از یونان گرفته بودند و علوم را تقسیم میکردند به:

1حکت نظری

2حکمت عملی

 هر کدام ازاین دو تقسیماتی دارند.

اقسام فلسفه عملی

فلسفه عملی تقسیم میشد به:

اخلاق (رابطه انسان با خودش)

تدبیرمنزل ( رابطه انسان باخانواده اش و بحث اقتصادی خانواده)

سیاست مدن (رابطه دولت با مردم و مردم با دولت).

اقسام فلسفه نظری

اقسام سه گانه فلسفه نظری عبارتند از:

1الهیات

2ریاضیات

3طبیعیات.

و الهیات همان فلسفه بود؛ اعم از الهیات بالمعنی الاخص و مباحث عام وجود.

ولی امروزه خیلی امور هست که جا دارند هستی شناسی شوند، که فلسفه باید هستی این واقعیت ها را نیز بگوید.

 الان تقسیم بندی علوم عوض شده است(2).

براساس طبقه بندی جدید علوم این باوریم که "فلسفه  دانشی است که از عوارض وجود انضمامی انسان بحث میکند".

ما یک وجود عام داریم که در همه موجودات هست؛ یک وجود خاص داریم که تنها در انسان هست؛

موضوع فلسفه این وجود خاص انسان میباشد که وقتی عوارضش را بحث کنیم تمام این فلسفه های مضاف به امور در ذیلش میگنجد.

تمام مباحث گذشته فلسفی حتی فلسفه خدا و فلسفه دین که بین وجود اصیل و انسان قرارمیگیرد داخل تعریف ماهستند ولی این فلسفه های مضاف به امور نیز داخل در این تعریف  فلسفه میباشند.

 

نتیجه

مباحث فلسفه های مضاف داخل در فلسفه عام متعارف نیست.

 

فلسفه مضاف به امور و فلسفه مضاف به علوم

فلسفه گاه به یک امر اضافه میشود، گاه به یک علم. به نظر ما همه ی فلسفه های مضاف به امور (چه امور ذهنی یاخارجی یا امورحقیقی یا امور اعتباری) باید در فلسفه متعارف بحث شود. در حالیکه الان در فلسفه متعارف ابن سینائیان و ملاصدرا و تابعین او مسائلش (فلسفه هستی، فلسفه معرفت، فلسفه نفس و فلسفه خدا) هست اما امروزه امور دیگری هست که جا دارد هستی شناسی شود مثل فلسفه حکم، فلسفه ارتباطات  و رسانه، فلسفه زبان، فلسفه تاریخ، فلسفه سیاست، فلسفه خلق، فلسفه حق (3) چه این واقعیت حقیقی باشد یا اعتباری فیلسوف باید به آن بپردازد.

فلسفه فقه حکومتی در فلسفه متعارف بحث می شود

سیاست و حکومت نیزبه عنوان یک واقعیت خارجی چون دیگر امور باید در فلسفه متعارف به عنوان یک امربحث شود. ما میخواهیم فلسفه علم سیاست و فلسفه فقه حکومتی را بحث کنیم از آن جهت که علم هستند نه از آن جهت که یک امر و واقعیت خارجی هستند. زیرا بسا یک مساله و یک شیئ هم به عنوان یک امر و یک حقیقت ازحقایق عالم باشد که از این حیث باید درخود فلسفه متعارف بحث شود و هم ازاین حیث که یک گزاره از یک دانش اعتباری ست در آن دانش قرار گیرد و در فلسفه مضاف به آن دانش بررسی شود.

 معتقدیم چارچوب هرعلمی و این که هر دانشی به عنوان یک نظام جدا از دیگر دانش ها و علوم باشد، یک امراعتباری ست؛ یعنی انتخاب موضوع که چه چیز را موضوع و محورمباحث هر علم قرار دهیم؛ اعتباری هست.علم درخارج واقعیت و مابازاء ندارد که بگوییم این علم است، بدان سان که درمعقولات اولی میگوییم این زید است این عمراست و زید و عمرما بازاء خارجی دارند، اماعلم به عنوان یک دانش مرکب اعتباری ما بازاء خارجی ندارد.

 

وحدت و تغایر علوم

پس یک فلسفه علوم داریم؛ حالا این علوم وحدت و تغایرشان به چیست؟

وحدت و تمایز علوم، گاه به روش، گاه به سنخیت و گاه به موضوع هست، همه در تاریخ علم اتفاق افتاده است؛ عمده عامل وحدت و کثرت و تمایزعلوم به غرضشان برمیگردد. یعنی تکثر اعتباری ست و تشکیل علم به ید معتبر با غرض خاصش است.

یک واقعیاتی درخارج هستند مثل اسب و گاو و درخت و سنگ و... حقیقی هستند. این واقعیات حتی زمانی که برای بشر کشف میشوند باز واقعی هستند! اما وقتی به عنوان مساله و گزاره ای در یک علم بررسی میشوند و دانش پژوه گزاره ها را یکجا تحت عنوان یک علم جمع میکند؛ این قسمت عملیات اعتباری ست. حتی اگر چینش و تمایزعلوم براساس موضوعاتشان باشد ما موضوع را انتخاب کردیم. پس اعتباری و به دست معتبراست. چرا که انتخاب حتی موضوع حقیقی هم اعتباری است.

قبض و بسط موضوع در اختیار جامعه علمی و علما میباشد که دایره علم توسعه یا ضیق مییابد، زیرا ترکیب اعتباری ست؛ لذا دانش اعتباری خواهدبود. بسا موضوع واقعی ست، محمول هم واقعیست؛ اما ترکیب و درسیستم و نظام علم قرار گرفتنشان اعتباری ست.

 وقتی فلسفه به علم اضافه شود، اینجا یک مجموعه و نظام مرکب اعتباری ست که مورد کنکاش و بررسی واقع میشود.

خلاصه ما درباره این بحث میکنیم که فلسفه علم سیاست چیست؟ این دانش چیست؟

 

پیشینه فلسفه سیاسی در آثار فلاسفه

شاید تحت عناوینی بحث فلسفه سیاسی را از برخی بزرگان فلسفه در آثارشان مشاهده کرده باشید. مثلابحث حقانیت حاکم را ملاصدرا در "شواهد الربوبیه" (4)هستی شناسی میکند؛ اماا ین فلسفه سیاست نیست، یا فارابی معلم ثانی در کتاب "آراء اهل مدینة الفاضله" هستی جامعه ر ابررسی میکند که مثلا رهبر جامعه چه کسی باید باشد. (5)  اینها فلسفه  فقه حکومتی نیست، بلکه تنها بررسی حاکم یا سیاست یا حکومت با روش عقلی است.

 

فلسفه های مضاف به علوم

فلسفه های مضاف به علوم، دانش های درجه دومی هستند که پس ازشکل گیری یک علم در طول تاریخ و اوج گرفتن آن، نوبت به بحث فلسفه آن علم میرسد. همیشه پس ازتحقق خارجی علم میتوانیم فلسسفه علم داشته باشیم نه قبل از تحقق علم. واکاوی که درباره علمی قبل از تحقق آن صورت میگیرد، فلسفه آن علم نیست بلکه این پژوهش قبل از علم همان رئوس ثمانیه قدما میباشد. کار رئوس ثمانیه بررسی علم از نظرروش، محتوا، مبادی  و فایده آن علم، پیش از ورود به هرعلم میباشد.

 

تقسیم بندی فلسفه های مضاف به علوم

فلسفه مضاف به هر علمی جهار نوع است.

دسته نخست: چیستی و چرایی علم، تعریف موضوع، اهداف، قلمرو، کارکرد و فواید آن علم؛

دسته دوم: پیشفرض ها و مبادی تصوری و تصدیقی (مبانی)علم و روش شناسی هم به نظرما جزو پیش فرض هاست؛

دسته سوم:جایگاه و نسبت علم باعلوم دیگر مثلا جایگاه علم فقه باعلوم دیگرو رابطه اش با آن علوم؛

دسته چهارم: مکاتب و گرایش هایی که به آن علم وجود دارد که برخاسته از روش ها می باشد. تاریخ تطور جزو ابزار کار فیلسوف علم است، نه جزو فلسفه علم.

روش منطقی و تاریخی، دو روش رایج در فلسفه علوم

در فلسفه هرعلم دو روش رایج است: منطقی و تاریخی.

معتقدان به روش منطقی میگویند: ما با پرسش های بیرون علم به فلسفه علم میپردازیم؛ یعنی با روش  منطقی به سوالات فلسفی مان پاسخ میدهیم. برای ما مهم نیست دانشمندان چه کرده اند! منطق اکتشاف علم ما را به فلسفه علم میرساند. طبعاعالمان در این روش تابع فیلسوف هستند. دقیقا برعکس روش تاریخی.

اما در روش تاریخی،  باید پیشینه هر علمی را مطالعه کنیم  و با کمک تاریخ علم، به تعریف علم برسیم؛ جایگاه علم را بفهمیم و مبادی آن علم برما روشن شود. با فهمیدن اینکه عالمان آن علم چه کرده اند، فلسفه آن علم رافهمیده ایم.

روش منطقی را پاپر قائل است. درغرب کهن و فای رابن  به روش تاریخی گرایش دارند.

هر دو باعلم محقق کار دارند و فلسفه علمشان درجه دو است.

 

پیشنهاد روش تاریخی منطقی

بنده معتقدم روش باید "تاریخی منطقی" باشد؛ با روش تاریخی وضع موجود علم را توصیف می کنیم و با روش منطقی توصیه میکنیم که چطور باید باشد.

در روش تاریخی مثلا برای کشف اینکه مرحوم سید مرتضی چه تعریفی برای اصول فقه قایل است، این کافی نیست که برویم ببینیم دررئوس ثمانیه ببینیم ایشان جه تعریفی برای اصول کرده است، بلکه باید ببینیم درعملیات اصولی چه کارکرده است و باچه تعریفی پیش رفته است نه که چه گفته اند. برخی از عالمان معاصر، کتاب فلسفه علم اصول نوشته اند و تنها تعاریف علم اصول را جمع کرده اند. این فلسفه علم اصول نیست، این سیر تاریخی رئوس ثمانیه هست.

ان شا الله جلسه بعد وارد چیستی فلسفه علم فقه خواهیم شد.228/907/ق



تقریر: حامد حسن زاده

 

پاورقی:

1. در کتاب فلسفه اسلامی تعریف فلسفه را ازا رسطو تا کندی و از کندی تا فیلسوفان معاصر بیان کردیم.

2. ما درکتاب روش شناسی علوم اجتماعی طبقه بندی جدیدی براساس منطق طبقه بندی برای علوم بیان کرده ایم.

3. البته نه علم حقوق و اخلاق؛ بلکه فلسفه خود حق؛ یعنی هستی شناسی حق.

4. الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه از مهم ترین آثار ملاصدراست که آرای حکمی وی اعم از الهیات، طبیعیات، نفس، معاد و غیره را داراست. هم چنین اهم نظریات فلسفی وی در اسفار اربعه، در این کتاب آمده است. ویکی شیعه

5.  فارابی معتقد است فردی که توانایی دارد و می تواند مردم را به سعادت حقیقی برساند، رئیس اول است و به کلیات و جزئیات امور آگاهی دارد و وظایف مردم را تعیین می کند. مرئوسان رییس اول، اگر در جامعه ای گرد هم آیند، مدینه فاضله را تشکیل می دهند. وی برای رییس مدینه دو دسته صفات را بر می شمارد: 1. مهنه، 2. ملکه. "مهنه"، معرفت حصولی است که در اثر ممارست و تعلم حاصل می شود و "ملکه" آن استعداد طبیعی و برتری فطری رییس مدینه بر دیگران است. او دارای کامل ترین مراتب انسانیت و اعلی درجه سعادت است و چنین انسانی است که اطلاع از افعال و اعمالی دارد که می توانند ما را به سعادت برسانند. او امام است که ریاست مدینه فاضله و امت فاضله و حتی امت های روی زمین را بر عهده دارد.مجله معرفت، شماره 79، سید مهدی سیدیان

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۲۷ / ۰۳ /۱۴۰۳
قم
اذان صبح
۰۴:۰۷:۰۰
طلوع افتاب
۰۵:۵۳:۰۵
اذان ظهر
۱۳:۰۷:۵۳
غروب آفتاب
۲۰:۲۱:۳۲
اذان مغرب
۲۰:۴۱:۱۱