vasael.ir

کد خبر: ۱۶۸۳۴
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۱ - 15 August 2020

بررسی فقهی حضور بیماران کرونایی در اجتماع / احکام وضعیه مسائل مرتبط با کرونا ویروس

وسائل ـ آیت الله خاتمی گفت: انسان حق ندارد خود را در معرض این بیماری قرار دهد. چون مصداق اضرار به نفس است. اضرار به نفس در حد قتل نفس و آسیب به اعضاء بدون تردید حرام است.

به گزارش خبرنگار وسائل، آیت‌الله سید احمد خاتمی، استاد بررسی فقهی حضور بیماران کرونایی در اجتماع / احکام وضعیه مسائل مرتبط با کرونا ویروسدرس خارج حوزه علمیه قم در پی شرایط ایجاد شده در کشور و شیوع ویروس کرونا و نیز پرسش های فقهی ایجاد شده برای مردم، در قالب درس خارج به صورت غیر حضوری مهم ترین مسائل این موضوع را تبیین می کند. شیوع بیماری کرونا ویروس در سطح کشور و جامعه اسلامی‌ مسائل فقهی را به دنبال داشته است. البته مسائل فقهی پیش آمد از مسائل فقهی معضل و مشکل نیستند بلکه کلیات، عمومات و اطلاقات آن‌ها در فقه موجود است و مراجع معظم تقلید جواب آن‌ها را گفته‌اند. مباحث مربوط به کرونا ویروس چند بخش اساسی دارد؛ بخش اول: مباحث کلامی‌و اعتقادی مربوط به این ویروس منحوس است. بخش دوم: مباحث قرآنی است. بخش سوم؛ مباحث اخلاقی و بخش چهارم؛ مباحث فقهی است. ما در این نوشتار خلاصه مباحث فقهی را مورد بررسی قرار می دهیم:

 

احکام وضعیه مسائل مرتبط با کرونا ویروس

بحث اول- آیا انسان می‌تواند خود را در معرض بیماری کرونا قرار بدهد. بی اعتناء به دستورات بهداشتی و مراقبت‌ها باشد؟ آیا برای مکلف جایز است؟ فرض این است که شخص مثلا تنها زندگی می‌کند. با شیوع ویروس اگر خود مراقبتی نکند مبتلای به بیماری می‌شود. این بحث زیر مجموعه اضرار به نفس است و آیا اضرار به نفس جایز است یا جایز نیست؟

برای پاسخ به این سوال، اول باید اضرار به نفس و حدود آن را بگوییم.

۱- اضرار خفیف به نفس مانند سرما خوردگی مختصر و دیگر بیمارهای مختصر آیا این مقدار از اضرار حرام است؟ این قسم از اضرار خفیف را نوع فقها حرام نمی‌دانند.

۲- خودکشی و شبه آن مثلاً عضوی را ناقص کردن.

۳- اضراری که از موارد اضرار خفیف و شبه خودکشی نیست.

اضرار به نفس با خودکشی و مانند آن را همه فقها حرام می‌دانند. ادله اربعه بر آن قائم است. اما حد وسط بین آن‌ها اگر عقلاً ملحق به خودکشی کنند، حرام است.

 

ادله قرآنی بر حرمت اضرار به نفس

آیاتی که خوردن حرام عند الاضطرار را جایز می‌داند. «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.»

«حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَهُ وَ الْمَوْقُوذَهُ وَ الْمُتَرَدِّیَهُ وَ النَّطِیحَهُ وَ مَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَهٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.»

«وَ مَا لَکُمْ أَلاَّ تَأْکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ.»

این آیه جواز اکل میته در حال اضطرار را جایز می‌داند، بنابراین حفظ نفس واجب است. «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَ لاَ عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.

«وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِیماً.» کسی که کار بد انجام می‌دهد و یا ظلم به نفس می‌کند و استغفار کند، خداوند غفور و رحیم خواهد یافت. بنابراین ظلم به نفس حرام است. البته ظلم به نفس در ادبیات شامل شرک نیز می‌شود. در نتیجه شامل خودکشی نیز می‌شود.

« وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ.»

«وَ لاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَهِ.»

قدر مسلم اضرار به نفس خودکشی یا شبه آن است. کرونا ویروس نیز مرگ آوری دارد. بنابراین با استناد به آیات نتیجه گرفته می‌شود مکلف حق ندارد خود را در معرض این بیماری قرار دهد.

ادله روایی بسیار زیاد است مانند قاعده لاضرر و وجوب افطار لاجل المرض و ادله لزوم تیمم لخوف المرض. ادله‌ای که مرتبط به اطعمه و اشربه محرمه می‌شوند.

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْتَهَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یُحَرِّمْ ذَلِکَ عَلَی عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ مَا سِوَاهُ مِنْ رَغْبَهٍ مِنْهُ فِیمَا (حَرَّمَ عَلَیْهِمْ) وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا (أَحَلَّ لَهُمْ) وَ لَکِنَّهُ خَلَقَ الْخَلْقَ (فَعَلِمَ) مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ- وَ مَا یُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ- تَفَضُّلًا مِنْهُ عَلَیْهِمْ بِهِ لِمَصْلَحَتِهِمْ وَ عَلِمَ مَا یَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ وَ حَرَّمَهُ عَلَیْهِمْ- ثُمَّ أَبَاحَهُ لِلْمُضْطَرِّ وَ أَحَلَّهُ لَهُ فِی الْوَقْتِ الَّذِی لَا یَقُومُ بَدَنُهُ إِلَّا بِهِ فَأَمَرَهُ أَنْ یَنَالَ مِنْهُ بِقَدْرِ الْبُلْغَهِ لَا غَیْرِ ذَلِکَ- ثُمَّ قَالَ أَمَّا الْمَیْتَهُ فَإِنَّهُ لَا یُدْمِنُهَا أَحَدٌ إِلَّا ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ نَحَلَ جِسْمُهُ وَ وَهَنَتْ قُوَّتُهُ وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لَا یَمُوتُ آکِلُ الْمَیْتَهِ إِلَّا فَجْأَهً وَ أَمَّا الدَّمُ فَإِنَّهُ یُورِثُ أَکْلُهُ الْمَاءَ الْأَصْفَرَ (وَ یُبْخِرُ الْفَمَ وَ یُنَتِّنُ الرِّیحَ وَ یُسِی‌ءُ الْخُلُقَ) وَ یُورِثُ الْکَلَبَ وَ الْقَسْوَهَ فِی الْقَلْبِ وَ قِلَّهَ الرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ- حَتَّی لَا یُؤْمَنُ أَنْ یَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ وَالِدَیْهِ- وَ لَا یُؤْمَنُ عَلَی حَمِیمِهِ وَ لَا یُؤْمَنُ عَلَی مَنْ یَصْحَبُهُ وَ أَمَّا لَحْمُ الْخِنْزِیرِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَسَخَ قَوْماً فِی صُوَرٍ شَتَّی مِثْلِ الْخِنْزِیرِ وَ الْقِرْدِ وَ الدُّبِّ (وَ مَا کَانَ مِنَ الْمُسُوخِ) ثُمَّ نَهَی عَنْ أَکْلِهِ لِلْمَثُلَهِ لِکَیْلَا یَنْتَفِعَ النَّاسُ (بِهِ وَ لَا یَسْتَخِفُّوا بِعُقُوبَتِهِ) وَ أَمَّا الْخَمْرُ فَإِنَّهُ حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا وَ قَالَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ کَعَابِدِ وَثَنٍ یُورِثُهُ الِارْتِعَاشَ وَ یَذْهَبُ بِنُورِهِ وَ یَهْدِمُ مُرُوءَتَهُ وَ یَحْمِلُهُ عَلَی أَنْ یَجْسُرَ عَلَی الْمَحَارِمِ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ رُکُوبِ الزِّنَا وَ لَا یُؤْمَنُ إِذَا سَکِرَ أَنْ یَثِبَ عَلَی حَرَمِهِ.

 

دلالت روایت

روایاتی که می‌گوید، اضرار به نفس حرام است. روایات اطعمه و اشربه محرمه است. یعنی وقتی که میته و خمر حرام است یکی از ادله جواز خوردن آن‌ها حرمت اضرار به نفس است. امام صادق (ع) فرمود: خداوند اینکه، خمر و میته و خون و خنزیر را حرام کرد به خاطر منفعت شخصی خودش نیست. اما وقتی خلق را آفرید آنچه که برای آن‌ها منفعت و مصلحت دارد را حلال کرد و آنچه برای بدن آن‌ها ضرر و مفسده دارد را حرام کرد. اما برای مضطر در زمانی که استقامت بدن متوقف بر خوردن حرام است آن را برای او مباح و حلال کرد. امام (ع) می‌فرماید: ثُمَّ قَالَ أَمَّا الْمَیْتَهُ فَإِنَّهُ لَا یُدْمِنُهَا أَحَدٌ إِلَّا ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ نَحَلَ جِسْمُهُ وَ وَهَنَتْ قُوَّتُهُ وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لَا یَمُوتُ آکِلُ الْمَیْتَهِ إِلَّا فَجْأَهً. بنابراین فلسفه تحریم را چنین ذکر کرده‌اند. در ابواب اطعمه محرمه از این نمونه روایات است.

 

دلیل عقل

اضرار به نفس از مصادیق ظلم به نفس است. حرمت ظلم از مستقلات عقلی است. لکن دلیل اجماع مدرکی است، لذا اعتبار ندارد و چه بسا به استناد عقل است.

بنابراین اعتناء نکردن به بیماری ویروس حرام است. در جایی که باید دستکش یا ماسک بزند و یا در اجتماع حاضر نشود، واجب است رعایت کند.

بحث دیگر این است، اگر کسی مبتلا شد به جهت این‌که دیگران را مبتلا نکند نباید خودش را در معرض قرار دهد، یعنی باید خودش را قرنطینه کند. از مردم و اطرافیان کناره بگیرد. اگر خودش بداند ناقل است اما دیگران ندانند، سبب انتقال ویروس و موجب مرگ دیگری شود ضامن است. اگر سبب قتل دیگری، انتقال عمدی بیماری بوده قتل عمد خواهد بود و دیگر اقسام قتل مطرح می‌شود.

 

حضور بیمار کرونایی در اجتماع

آیا بیمار کرونایی می‌تواند بدون اطلاع دیگران از بیماری او در اجتماع یا محل کار ظاهر شود و زمینه بیماری را برای آن‌ها فراهم بکند؟

جایز نیست. بیمار کرونایی در محل کار حاضر نشود و حتی با خانواده اختلاط نداشته است.

آیا در صورتی که بیمار کرونایی رعایت‌های لازم را نکند و موجب بیماری دیگری بشود، ضامن است؟ البته ضمان بر این فرض است که عامل انتقال بیماری یا مرگ او باشد.

جواب: دو صورت دارد:

صورت اول: دیگران یا همکاران او می‌دانستند بیمار به ویروس است، ولی اقدامات بهداشتی را انجام ندادند. مثلا از ماسک و دستکش استفاده نکرده باشند، اگر بیماری به آن‌ها منتقل بشود و موجب مرگ آن‌ها بشود، نمی‌توان عامل قتل را به بیمار کرونایی نسبت داد؛ حتی دیه نیز به عهده او نیست چون از بیماری ناقل او اطلاع داشتند و ارتباط با بیمار برقرار کردند.

صورت دوم: نمی‌دانستند شخص ناقل بیماری است. بیمار کرونایی در این صورت ضامن است. مانند دادن آب مسموم به شخص تشنه است، در اینجا سبب اقوی از مباشر است. بنابراین دیه برعهده بیمار کرونایی مترتب می‌شود.

در کتاب دیات دو بحث مطرح است. یکی، مباشرت، دیگری سبب در جنایت است. محقق حلی می‌فرماید ضابطه در سبب جنایت: و ضابطها ما لولاه لما حصل التلف. لکن عله التلف غیره کحفر البئر و نصب السکین و القاء الحجرفان التلف عنده بسبب العثار.

تسبیب در جایی است که اگر کار او نبود شخص تلف نمی‌شد. به عبارت دیگر افتادن در چاه او را کشته است، ولی اگر مسبب چاه را حفر نمی‌کرد او نمی‌مرد. در ما نحن فیه چنین است، یعنی اگر اعلام می‌کرد بیمار به ویروس است دیگری از او فاصله می‌گرفت و موجب قتل او نمی‌شد. بنابراین واجب است بیمار کرونایی از جامعه و دیگران فاصله بگیرد و خود را قرنطینه کند. در این صورت (حضور آزاد در جامعه بدون قرنطینه کردن خود) اگر موجب بیماری یا مرگ دیگری بشود ضامن است.

اشکال: با اطلاع رسانی دولت نسبت به بیماری کرونا شخص دیگر مطلع می‌باشد پس می‌توان گفت سبب دیگر اقوی نیست.

پاسخ: اطلاع رسانی کلی کفایت نمی‌کند. آری شخص دیگر خودش اطلاع از بیماری بیمار داشت دیگر سبب اقوی نخواهد بود. درحالی که دیگران به اعتبار سلامت، با بیمار کرونایی ارتباط برقرار کرده‌اند. بنابراین سبب اقوی از مباشر است.

اشکال: نفس حضور در اجتماع ناقل بیماری است، لذا حتی با رعایت همه مراقبت‌های بهداشتی باز هم بیماری منتقل شده و در نتیجه موجب مرگ دیگری می‌شود، لذا نمی‌توان گفت سبب اقوی است.

پاسخ: در صورتی که بیمار می‌دانست ناقل بیماری است، ضمان ثابت می‌شود. اما در صورتی که نمی‌دانست ناقل بیماری است همچنان که در بیشتر موارد چنین است. بنابراین سخن در جایی که به ویروس بیمار شده اما به همکاران خود نمی‌گوید، بخاطر ترس رفتن به بیمارستان در این فرض قطعاً ضامن است.

مراد از اقوی بودن سبب از مباشر این است که می‌دانست ناقل بیماری است اما اطلاع به دیگران نمی‌داد. فرض این‌که شخص بیمار به این قصد ارتباط با دیگران برقرار می‌کند که بیماری را به آن‌ها منتقل کند، چنین فرضی نادر است و اقوی بودن سبب از مباشر این معنی نخواهد بود.

بنابراین حکم کلی ضمان انتقال بیماری روشن شد، اما اثبات موضوع نیاز به احراز است و حکم کلی کافی در اثبات موضوع نیست./908

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۳۰ / ۰۶ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۵:۲۸:۵۹
طلوع افتاب
۰۶:۵۳:۲۵
اذان ظهر
۱۳:۰۰:۱۲
غروب آفتاب
۱۹:۰۵:۱۴
اذان مغرب
۱۹:۲۲:۰۵