vasael.ir

کد خبر: ۱۶۵۶۱
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۲ - 17 May 2020
فقه مقاومت / ۵

گفتگو | نمی توان با استناد به معاهده وستفالیا، از حمایت فلسطین دست کشید

وسائل ـ حجت الاسلام شعبان نیا با تبیین مبانی مقاومت در آموزه‌های دینی گفت: براساس فقه مقاومت، مقاومت منحصر به مرز‌های جغرافیایی نیست بلکه مقاومت در سطح امت اسلامی شکل می‌گیرد و این حمایت می‌تواند به اشکال گوناگون مانند لحاظ نظامی تا اقتصادی و حتی راهپیمایی و تظاهرات و فعالیت در شبکه‌های مجازی، باشد.

به گزارش خبرنگار وسائل، امروزه حمایت جمهوری اسلامیگفتگو | نمی توان با استناد به معاهده وستفالیا، از حمایت فلسطین دست کشید ایران از ملل مظلوم فلسطین و سوریه و عراق از منظر فقهی یکی از مباحث مهم فقه سیاسی است. برخی با استناد به نظم تعریف شده جهانی در قالب معاهده وستفالیا، کمک و مساعدت های جموری اسلامی از ملت مظلوم فلسطین را مذمت و خروج از قاعده جهانی قلمداد می کنند و آن را در تضاد با منافع ملی بر می شمارند، اما با مراجعه به آموزه های دینی این مطلب روشن می شود که دین مبین اسلام مرزها را بر اساس عناوینی مانند دارالاسلام و دارالکفر بنا نهاده است. برای روشن شدن این مطلب که: آیا این عناوین، تاریخ مصرف دارند و یا اینکه آیا در جامعه جهانی امروز، می توان روابط را بر اساس آنها تنظیم کرد،  پایگاه فقه حکومتی وسائل گفتگویی با حجت الاسلام قاسم شبان نیا؛ عضو هیأت علمی موسسه امام خمینی (ره) داشته است که متن آن در ذیل تقدیم می شود.

 

وسائل ـ آیا عناوین «دارالاسلام و دارالکفر» که در فقه سیاسی شیعه وجود داشته است امروزه که مرزهای جغرافیایی طبق معاهده وستفالیا تعیین می شود، کاربرد دارد؟

اسلام رسالت خویش را جهانی فرض کرده است لذا وظیفه اش را نیز باید جهانی در نظر بگیرد. ما به عنوان یک مسلمان معتقدیم که اگر در یک نقطه ای از عالم، ولو مسلمان هم نباشند اما افرادی مورد ظلم واقع شوند به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم که از آنها حمایت کنیم. بر همین اساس است که قرآن کریم افرادی را را به کمک مستضعفین نیامده اند، مذمت می کند و می فرماید: «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا؛ چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!»[1]

این آیه شریفه مذمت می کند کسانی که در برابر ظلمی که به شخصی می شود، سکوت می کنند، ولو آن فرد مسلمان هم نباشد. اسلام نسبت به هر فرد بشری که مورد ظلم واقع می شود حساس است، به نحوی که بر اساس موازین اسلام، آن شخص باید مورد حمایت مسلمانان قرار بگیرد. بدین جهت، اسلام اصلا مرز نمی شناسد و چون مرز نمی شناسد نسبت به تمام افراد بشر در کل عالم رسالت دارد. این مطلب در قانون اساسی نیز دیده شده است (اصل حمایت از جنبش های آزادی بخش در هر نقطه ای از دنیا). خلاصه آنکه، ما طبق آموزه های دینی هیچ مرزی نداریم نه تنها مرز جغرافیایی که حتی مرز اعتقادی هم نداریم.

اما برای اینکه مکلفین بتوانند در مقام عمل مرزها را تفکیک کنند، در روایات ما یک مرزبندی اعتقادی بیان شده است. در بعضی از روایات ما تعبیر «دارالاسلام» و در برخی دیگر تعبیر «دارالحرب» آمده است. البته روایتی که صریحا مرزها را بیان کند، نداریم اما وقتی در یک روایت «دارالاسلام»  و در روایات دیگر «دارالحرب» یا «دارلکفر» آمده می توان فهمید که اسلام در مقام عمل، برای مکلفین یک نوع مرزهای اعتقادی را به رسمیت می شناسد. فقهای ما بر اساس این روایات مرزهایی را تعریف کرده اند تا مکلفین بتوانند تکلیف خویش را بدانند و عمل کنند؛ مثلا اگر مسلمانی می خواهد گوشت تهیه کند اگر در بلاد اسلامی باشد محکوم به طهارت، ولی اگر از بلاد کفر می خواهد آن را تهیه کند حکم به نجاست آن گوشت داده می شود. این امر، از یک حکم جزئی شروع می شود و تا سطح کلان ادامه پیدا می کند. 

بنابراین اگر به مرزهای اعتقادی باور داشته باشیم به مرور زمان این دارها نقشش کم نمی شود، یعنی مرزهای اعتقادی همیشه وجود دارد ولو اینکه مرزبندی های جغرافیایی به لحاظ مصالح، امکانات و ... دست مان را بسته باشد و نتوانیم آن مرز اعتقادی را پیاده کرد اما ما موظفیم همیشه نگاه آرمانی خود را نسبت به مرزهای اعتقادی داشته باشیم. لازمه اش هم این است که برای مسلمانی که در کشور دیگر ساکن است، همان حکمی را قائل باشیم که برای فرد مسلمان در کشور خودمان قائل هستیم. در نتیجه، اگر شخصی در بلاد اسلامی دچار مشکلی شد و یا مورد ظلم واقع شود در درجه اول وظیفه تمام مسلمین است که نسبت به رفع آن ظلم اقدام نمایند.

در مورد فلسطین؛ علاوه بر اینکه بخشی از سرزمین اسلامی است صهیونیست ها در صدد آن هستند که این مرز اسلام و کفر را به نفع خودشان تغییر دهند. اگر ما غیرت دینی داشته باشیم نمی توانیم نسبت به کوچک شدن مرزهای اسلام و توسعه مرزهای کفر سکوت کنیم. به تعبیر دیگر، یکی از وظایف دولت اسلامی در سطح کلان، این است که اگر قدرت داشته باشد از طریق نظامی، و اگر مقدور نباشد از طریق اقتصادی و یا حتی فرهنگی از مسلمانانی که در مرزهای اسلام و کفر درگیر هستند، مراقبت و حراست کند، همانگونه که از مرزهای خود پاسداری می کند.  

بر این مبنا و بر اساس فقه مقاومت، مقاومت منحصر به مرزهای جغرافیایی نیست بلکه مقاومت در سطح امت اسلامی شکل می گیرد، لذا در هر کجای عالم اگر مقاومتی شکل گرفته باید از آن حمایت کنیم. این حمایت می توان در قالب اشکال گوناگون باشد؛ از نظر نظامی گرفته تا اقتصادی، با راهپیمایی و  تظاهرات باشد و یا با فعالیت در شبکه های مجازی که به تنویر افکار عمومی نسبت به مسأله فلسطین و هر ظلمی که در عالم رخ می دهد، کمک کند.

 

وسائل ـ طبق صحبت های شما اختیارات ولی فقیه محدود به مرزهای جغرافیای نمی شود؟

بله. هم اهل سنت و هم شیعه روی یک مطلب اتفاق نظر دارند و آن اینکه: اهل سنت معتقدند مسلمانان در یک زمان باید یک خلیفه داشته باشند، امامیه نیز معتقد است در یک زمان یک امام وجود دارد که تمام دنیا باید از  او تبعیت کنند. ولایت فقیه هم استمرار همان ولایت است بنابراین مطلوب این است که تمام مسلمین زیر پرچم یک ولی خدا حرکت کنند؛ البته این در زمانی است که امکان پذیر باشد اما در زمان حاضر، این مرزبندی هایی که انجام شده و متأسفانه اختلافاتی که بین کشورهای اسلامی ایجاد شده است و حتی جدا از اختلافات شیعه و سنی، اختلافاتی که بین خود شیعیان وجود دارد، ما را از آن وضعیت مطلوب دور کرده است.

خلاصه آنکه، ولایت از اصول اولیه شیعیان است اما تا زمانی که نتوانیم به آن نقطه مطلوب برسیم بنا بر حکم ثانوی ضرورت، فقهایی که در بلاد مختلف دارای شرایطی هستند، می توانند در محدوده هایی که امور شیعیان زمین نماند، اعمال ولایت کنند.

نباید فراموش کرد که علی رغم این مرز بندی ها، اصل اولی وحدت ولایت است؛ لذا شما می بینید که بخشی از مقاومت در جنوب لبنان شکل می گیرد و آنها اعتراف می کنند که ما با حکم ولی فقیه کار می کنیم! همچنین است بخشی که در افغانستان، پاکستان و عراق وجود دارد. در نهایت، ما باید به سمت وحدت ولایت حرکت کنیم و چالش های آن را برطرف کنیم؛ اما اگر امکان نبود باید برخی از فقها امورات مسلمین را مدیریت کنند تا حکمی بر زمین نماند.

 

وسائل ـ منظورتان این است که مرزبندی وستفالیایی تا زمانی است که حدود و مرز اعتقادی با مانعی مواجه باشد اما به محض آنکه آن مانع برطرف شد، اصل اولی مرزهای اعتقادی است.

این گونه مرزهایی قرار دادی در اسلام به رسمیت شناخته نمی شود؛ فرقی هم ندارد که مرز یک شهر با شهری دیگر باشد، یا استان با استانی دیگر و یا کشور با کشوری دیگر. این امور بر اساس قراردادهایی ایجاد شده است و مهم این است که ما نباید در تفکرمان مرز بندی داشته باشیم. یعنی باید بدانیم که من مسلمان در یک کشور، با فرد مسلمانی در کشور دیگر در یک رتبه و یک مرتبه هستیم و همه باید از یک ولی خدا تبعیت کنیم. در حال حاضر تنها کشوری که مدعی حکومت اسلامی است و مدعی است که بر مبنای تفکر ناب شیعه ایجاد شده است، جمهوری اسلامی ایران است. در هیچ کشور دیگری چنین حکومتی تشکیل نشده است که در رأس آن، ولی فقیهی قرار دارد که به اذعان دوست و دشمن دارای شرایط رهبری است. بنابراین، باید تمام مسلمان جهان از ولایت او تبعیت کنند تا زمینه تشکیل حکومت جهانی در عصر غیبت فراهم شود و ان شاءالله به ظهور حضرت حجت (عج الله تعالی فرجه) متصل شود.

 

وسائل ـ در همین رابطه و با این تفاوت مبنا، آیا دولت اسلامی موظف به تأمین منافع ملی است یا مسئولیت های فرامرزی نیز دارد؟

این منافات ندارد که ما منافعمان را بر اساس مصالح اسلامی تعریف کنیم. در بحث روابط بین الملل منافع ملی تحت تأثیر چند عامل است؛ مثل موقعیت جغرافیایی، فرصت ها و امکاناتی که کشور دارد. نکته ای که بیان می کنند این است که منافع یک کشور بر اساس آرمانها، ارزش ها و ایدئولوژی آن کشور تعریف می شود.

کشور ما بر اساس ارزش های اسلامی و دینی شکل گرفته است و این امر، مورد پذیرش آحاد ملت است. اگر این امر را پذیرفتیم حکایت از کشورهای تحت ظلم به ویژه کشورهای اسلامی مانند فلسطین، (در صورتی که قدرت داشته باشیم) جزء منافع ملی جمهوری اسلامی تعریف می شود و این چیزی خارج از منافع ملی نیست. واقعا تعجب می کنم از کسانی که این مطلب را نادیده می گیرند! اصلا شما در عالم نگاه کنید ببینید آیا کشوری که قدرت و امکاناتی داشته باشد مرز خودش را به مرز جغرافیایی محدود می کند؟! حتی می توان گفت امروزه کشورهایی که اندک قدرتی داشته باشند در کشورهای دیگر مداخله می کنند؛ البته تفاوت ما با آنها در این است که دخالت ما، نه برای منفعت طلبی، بلکه برای تأمین مصالح اسلامی و اعتقاداتمان است. / 229/404/م

پی نوشت:

[1] . نساء 75

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۱ / ۰۳ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۴:۱۱:۲۶
طلوع افتاب
۰۵:۵۴:۴۳
اذان ظهر
۱۳:۰۴:۴۹
غروب آفتاب
۲۰:۱۳:۵۹
اذان مغرب
۲۰:۳۳:۱۹