vasael.ir

کد خبر: ۱۶۳۶۴
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۱ - 25 April 2020
در نشست علمی مجازی «انسان عصر انتظار» تبیین شد؛

تکامل انسان در عصر غیبت / تأکید آیات و روایات بر تشکیل حکومت اسلامی

وسائل ـ رئیس مرکز تخصصی مهدویت گفت: آیات زیادی داریم در مورد ضرورت حرکت و اینکه چرا برای حکومت اسلامی کاری نمی کنید؟ اساسا فلسفه بعثت انبیاء در قرآن «لیقیمَ الناسُ» بوده نه «لیقیموا الناسَ بالقسط» یعنی خود مردم باید چارچوب های عادلانه را قوام ببخشند. از سوی دیگر مجموعه روایاتی داریم درباره حرکت برای برقراری نظام الهی و حدود؛ ماهیت احکام الهی برای برقراری نظم و عدالت است که اهمیت حکومت در دوره انتظار را برای ما اثبات می‌کند.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست علمی مجازی تکامل انسان در عصر غیبت / تأکید آیات و روایات بر تشکیل حکومت اسلامی«انسان عصر انتظار» به همت خبرگزاری رسا، پایگاه تخصصی فقه حکومتی وسائل، کارگروه دانشگاهیان ستاد هماهنگی های فعالیت های مهدوی کشور و مرکز تخصصی مهدویت عصر روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت ماه برگزار شد.

حجت الاسلام دکتر داود فیرحی استاد دانشگاه تهران در این نشست علمی به عنوان ارائه دهنده بحث پیرامون انسان عصر انتظار به بیان دیدگاه های خود پرداخت و نظریات چهارگانه این حوزه را مورد بحث و بررسی قرار داده و حجت الاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی رئیس مرکز تخصصی مهدویت و حجت الاسلام دکتر غلامرضا بهروزی لک استاد حوزه و دانشگاه نیز به عنوان نقاد بحث های ارائه شده از سوی حجت الاسلام والمسلمین فیرحی پرداختند. در ادامه گزارش تفصیلی این نشست تقدیم می‌شود:

 

تکامل انسان در عصر غیبت / تأکید آیات و روایات بر تشکیل حکومت اسلامی

 

در ابتدا دکتر علیرضا داودی دبیر نشست و سردبیر پایگاه فقه حکومتی وسائل، به تشریح مقدمات بحث و اهداف برگزاری نشست پرداخت و سپس حجت الاسلام فیرحی در ارائه مطالب خود گفت: ایام ماه شعبان منتسب به امام عصر(عج) و همچنین فرارسیدن ماه شریف رمضان را تبریک می‌ گوییم و آرزو می‌ کنیم این ویروس از سر بشریت رفع شود.

ما بحثی را به درخواست یک سری از دوستان در دانشگاه فردوسی مشهد اجمالا مطرح کردیم و نظرشان این بود که خلاصه بحث را دوباره طرح کنیم. سئوالی که در ذهن ما وجود دارد این است که انسان عصر انتظار چطور انسانی است؟ و اگر بخواهیم به تعبیر برخی از دانشمندان این انسان را نقاشی کنیم چطور این نقاشی و مجسمه یا نماد انسان عصر انتظار را بکشیم و درست کنیم؟

به قول دانشمندان اروپایی تعریف تیپ ایده آل از انسان عصر انتظار وجود دارد، مثلا برخی گفته اند این انسان منفعل است یعنی منتظر است تا امامش بیاید و کاری انجام بدهد، برخی گفته اند فعال است و برخی گفته اند رادیکال و برخی نیز او را ستیزه گر و متحیر و ستیزه جو و پرخاش گر تعریف کرده اند.

بحث های زیادی مطرح شده است ولی اگر ما مجموعه روایات را نگاه کنیم متوجه می شویم که این روایات، وجوه متفاوتی دارند اما متناقض نیستند بلکه آن چیزی که اهمیت دارد امکان ارائه تصویری از مجموعه این منابع است، بنابراین در ابتدای بحث خودمان، یکی دو مورد از مفردات بحث را به صورت خلاصه اشاره می‌ کنیم.

 

انسان عصر انتظار، انسانی ناقص است

وقتی صحبت می‌ کنیم از انسان عصر انتظار، در واقع از انسانی صحبت می‌ کنیم که خودش به تنهایی قادر به رسیدن به کمال و سعادت مادی و معنوی نیست. علامه طباطبایی(ره) در این راستا می‌فرماید: انسان ذات ناخود بسنده دارد و سرشت او به گونه ای خلق شده و فطرت او به گونه ای سرشته شده که مکملی احتیاج دارد و برای تنظیم روابط قوای درونی خود و هم تنظیم روابط خودش باید با خانواده و جامعه و سرانجام با جهان در ارتباط باشد.

بنابراین به طور کلی این انسان نا تمام است؛ این پیش فرض مسلمانان ها است و تفاوت تشیع با بقیه مسلمانان در این است که از منظر شیعه این انسان ناتمام تنها با آمدن وحی تمام نمی شود بلکه نیازمند معصوم حاضر ناظر در زندگی است، البته این نظریه جهانی است و در ادیان دیگری از جمله در یهود و مسیحیت و جاهای دیگر وجود دارد.

نکته دومی هست که این انسان، منتظر یک نجات است. مفهوم نجات این است که انسان در وضعی قرار دارد که این وضع راضی کننده و رضایت بخش نیست، هرچند ممکن است کسی بگوید وضع بهتر شده است ولی این امید هست که بیش از پیش وضع بهتر شود.

 

نابسمانانی جامعه در عصر انتظار

جامعه عصر انتظار یک جامعه نابسمانان و در انتظار سامان و زندگی تدبیر انسان ها بارکجی است که بدون نجات بخش به مقصد نمی رسد و از نظر ایجابی مفهوم انتظار یا انسان عصر انتظار پیش فرض هایی دارد از جمله اینکه یک ابر انسان دارد که جهانی است و برای نجات می آید که مربوط به فرقه خاصی نیست.

آخرین ویژگی این است که این نظم آینده بشر یک نظم طبیعی نیست بلکه نظم دست ساز با حضور معصوم است یعنی خرد انسان به همراه عصمت معصوم جامعه را می‌ سازد؛ اگر این بحث را داشته باشیم بیشترین مسئله این است که قطع نظر از فضای ما بعد ظهور، آن را بتوانیم تصویر کنیم، چون ما در آن دوره یعنی دوره ظهور نیستیم و خیلی لزومی ندارد که به آن بپردازیم، بحث در این است که این انسان و جامعه و طبیعت ناکامل در عصر انتظار چطور انسانی و جامعه و طبیعتی است و چه طور زندگی می‌ تواند داشته باشد؟

 

نظم‌های ایجاد شده در عصر غیبت، شکننده است

به طور کلی باید بگوییم که انسان عصر انتظار نا تمام است، پس نظم را می‌ سازد و عاقل است و از تجربه خود و دیگران استفاده می‌ کند ولی عصر(عج) انتظار عصر نظم های شکننده است یا نظم هایی است که در معرض بی نظمی است. در واقع عصر انتظار عصر نظم های شکننده است نه اینکه نظم نیست بلکه انسان به دست خودش نظم می‌ سازد و ممکن است با تجربه و خطا پیشرفت کند ولی در مجموعه شکننده است.

عصر انتظار، عصر خرد آدمی و خیال آدمی است و عصری است که چون خرد و اندیشه آدمی به نسبت ناکافی است نظم ها شکننده است و عصری هست که همیشه ظلم و بی عدالتی هست، گاهی کم می‌ شود و گاهی زیاد می‌ شود یعنی انسان عصر انتظار هیچ گاه نباید از خودش انتظار و توقع داشته باشد که جامعه ای می‌ تواند درست کند که خالی از ظلم و بی عدالتی باشد.

 

تقیه و حیرت در دوران غیبت

این انسان عصر انتظار در واقع در عصری زندگی می‌ کند که کم و بیش عصر حیرت و تقیه است، یعنی برخی از چیزها را نمی تواند انجام بدهد، برخی از فقها معتقد بودند که شاید نتواند اصلا حکومت یا حداقل حکومت کامل تشکیل بدهد. این عصر، عصر تقیه زمانیه است و برخی از چیزها را باید به زمان خود امام زمان(عج) واگذار کرد همچنان‌که مرحوم شیخ انصاری قائل بود که با غیبت آن امام خیلی از چیزها معلق شده و مهمترین آنها خود امام است و طبعا برخی از مهمترین مزایا را هم نداریم مثل تشکیل حکومت های کاملا اسلامی. عصر انتظار، عصر حداقل ها و نقصان ها، احتیاط ها و تجربه ها و خطاها و در عین حال عصر امیدها و آرزوها است.

 

نظریه‌های چهارگانه تشکیل حکومت در دوران انتظار

از منظر تیپ بندی در قالب چهار نظریه می‌توان بحث را ادامه داد: نظریه اول نظریه تقیه کامل و انزوای کامل است، در ادبیات حقوقی می‌ گویند «گتو شدن» یعنی چون امام معصوم به عنوان محور مؤمنان غایب است ما هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم و انسان عصر انتظار بدون همکاری با نظام های سیاسی خودش را توی این مسافرخانه به تعبیر مسیحی ها «گتو شده» می‌ برد.

نظریه دوم منع مشارکت اصلاحی است؛ برخی این نظریه را به انجمن های