vasael.ir

کد خبر: ۱۶۰۲۶
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۵:۲۲ - 20 February 2020
حجت الاسلام والمسلمین ارسطا / ۸

فقه سیاسی | مسئوليت جامعه اسلامی نسبت به انجام مستحبات

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در پاسخ به اين اشكال كه اگر امری مستحب باشد چگونه دعوت به آن واجب می‌شود گفت: ما یک سلسله واجباتی داریم که اجتماعی است نه فردی؛ یعنی جامعه اسلامی را در نظر بگیرید که واجبات را انجام و محرمات را ترک می‌کنند، اما مستحبات را رعایت نمی‌کنند، اگر ترک این مستحبات، در جامعه زیاد شود، به نقطه‌ای می‌رسد که قطعا شارع راضی نیست و این از ارتکاز قطعی متشرعه فهمیده می‌شود.

به گزارش خبرنگار وسائل، حجت الاسلام والمسلمینفقه سیاسی | آيا جامعه اسلامی نسبت به انجام مستحبات در جامعه مسئوليت دارد؟ محمدجواد ارسطا در جلسه هشتم درس خارج فقه سیاسی که چهاردهم مهرماه 98 در مسجد امام سجاد(ع) پردیسان برگزار شد، با اشاره به آيه 104 سوره بقره گفت: برخی از فقها  دعوت به خیر را همان امر به معروف و نهی از منکر است كه بر اين اساس هیچ گونه اشکالی در واجب دانستن دعوت به خیر پدید نمی آید اما برخی كه دعوت به خیر را غیر از امر به معروف بوده و مقدمه آن است با اين اشكال مواجه می شوند كه دعوت به امر خیری که مستجب است به طریق اولی مستحب خواهد بود چگونه واجب باشد؟

وی در پاسخ به اين اشكال گفت: ما یک سلسله واجباتی داریم که اجتماعی است نه فردی؛ یعنی انحلالی به تمام مکلفین نیست. یعنی جامعه اسلامی را در نظر بگیرید که واجبات را انجام و محرمات را ترک می کنند، اما مستحبات را رعایت نمی کنند، واجبات مالی را می دهد اما همسایه امروز ندارد، او می گوید ترک مستحب حرام نیست و... ترک این مستحبات، در جامعه زیاد شود، به نقطه ای می رسد که قطعا شارع راضی نیست و این از ارتکاز قطعی متشرعه فهمیده می شود. جامعه بدون همه مستحبات و انجام مکروهات، جامعه است که مورد رضایت شارع نیست.

 

خلاصه جلسه گذشته

حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در جلسه گذشته در خصوص آیه شریفه 159 سوره اعراف گفت: این آیه سه دستور می دهد 1. عفو، 2. استغفار، 3. مشورت. بسیاری از مفسران چه در کتاب های آیات الاحکام و چه در کتب تفسیری گفته اند که سیاق آیه دال بر وجوب نیست بلکه مستحب است. دو مطلب عفو و استغفار واجب نبوده است به جهت آنچه که می دانیم عفو و استغفار واجب نبود است. باقی می ماند فعل شاور، با قرینه استحبابیت، دو امر قبلی قرینه می شود بر استحباب. 

استاد درس خارج در پایان با اشاره به اینکه اگر بخواهیم این سه را حمل بر وجوب کنیم موافقی در بین فقها نداریم و برخی از رفتارهای پیامبر خدا غیر از این وجوب را می گوید لذا نمی توان واجب گرف گفت: شاید آن رفتارهای پیامبر موردی بوده لذا باید بین احکام حکومتی و غیر آن تفاوت قائل شد.

 

اهم مطالب مطرح شده در این جلسه را در ادامه می‌خوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 دعوت به خیر مقدم است به امر به معروف و نهی از منکر

در امر به معروف و نهی از منکر ما موظف به انجام این وظیفه به ای نحوٍ نیستیم. علت و حکمت پاره ای از اوامر را نمی دانیم مانند خواندن نماز در هر صورت ولو در حال موت لمصلحه یعلمها الله؛ ممکن است قسمتی از آن برای ما معلوم باشد اما کامل روشن نیست.

اما پاره از واجبات برای تحقق هدف است اگر به شکلی انجام شود که هدف محقق نشود، کانّ واجب محقق نشده است. لذا در باب شرایط امر به معروف و نهی از منکر فقها بیان کرده اند که احتمال تاثیر است. اگر ما دانستیم که احتمال تاثیر وجود ندارد و یا اگر با دعوت به خیر هدف محقق شود نوبت به امر به معروف نمی رسد.

مرحوم امام در فروعات مترتب بر الشرط الثانی: أن یجوّز و یحتمل تأثیر الأمر أو النهی، فلو علم أو اطمأن بعدمه فلا یجب[1] می گوید: «لو علم أن إنکاره لایؤثر إلا مع الاشفاع بالاستدعاء و الموعظة فالظاهر وجوبه کذلک، و لو علم أن الاستدعاء و الموعظة مؤثران فقط دون الأمر و النهی فلا یبعد وجوبهما.» كلمه لا یبعد فتوا است.

 

وجوب دعوت به خير در جامعه اسلامی

بحث در آیه 104 سوره آل عمران است. «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ و باید از شما گروهی باشند که ]همه مردم را [ به سوی خیر ]اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی[ دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند.»

لام در» ولتکن «ظهور وجوب دارد در نتیجه دلالت بر دو موضوع دارد:

1. وجوب دعوت به خیر

2. وجوب امر به معروف و نهی از منکر

کلمه خیر حقیقت شرعیه و متشرعه ندارد. یدعون الی الخیر برخی از فقها گفته اند:  دعوت به خیر همان امر به معروف و نهی از منکر است مانند آیت الله نوری همدانی و خرازی و ...بر اساس این قول، هیچ گونه اشکالی در واجب دانستن دعوت به خیر پدید نمی آید؛ زیرا وجوب آن وجوب امر به معروف است که امام فرمود امر به معروف از ضروریات دین است.

اما بر اساس اینکه دعوت به خیر غیر از امر به معروف بوده و مقدمه آن است؛  و خیر حقیقت شرعیه و متشرعه نداشته باشد، و خیر شامل مستحبات  )مانند خیریت نماز شب و توجه به همسایه و خوش رویی و... ( و واجبات خواهد شد. لازمه این سخن خواهد شد که دعوت به خیر هم درباره مستحبات و واجبات واجب است.

وجوب دعوت به خیر در واجبات ممکن است اما در دعوت به امر مستحب چگونه واجب بشود. دعوت به امر خیری که مستجب است به طریق اولی مستحب خواهد بود. این اشکال بود که مطرح شد. اما پاسخ آن این است که:

جواب اول:

«دعوت به خیر سواء کان خیرا استحبابیا او خیرا وجوبیا»، واجب اجتماعی است. ما یک سلسله واجباتی داریم که اجتماعی است نه فردی؛ یعنی انحلالی به تمام مکلفین نیست. یعنی« اراد شارع ان یتحقق هذا الامر فی المجتمع الاسلامی، بحیث انه لا یرضی ان یخلو هذا الامر فی المجتمع ترک المستحبات فی الجتمع الاسلامی یعدی الی ما لا یرضی الشارع به».

قطعا برای تصور آن، جامعه اسلامی را در نظر بگیرید که واجبات را انجام و محرمات را ترک می کنند، اما مستحبات را رعایت نمی کنند، واجبات مالی را می دهد اما همسایه امروز ندارد، او می گوید ترک مستحب حرام نیست و... ترک این مستحبات، در جامعه زیاد شود، به نقطه ای می رسد که قطعا شارع راضی نیست و این از ارتکاز قطعی متشرعه فهمیده می شود. جامعه بدون همه مستحبات و انجام مکروهات، جامعه است که مورد رضایت شارع نیست. و عنوان جامعه اسلامی در این جامعه، صحت سلب دارد. صدق جامعه اسلامی بر این جامعه، بعید است.

امروز عبارتی داریم به نام سیاست گذاری در جامعه، یعنی ما نمی توانیم منتظر باشیم جامعه به سمت و سوی خاصی برورد مانند مدگرایی، مد تک تک افراد اشکالی ندارد اما اگر این عمومیت و همگیر شود، مشکل ایجاد شود و نهایتا تصمیم گرفته می شود که باید با آن مقابله کرد.

لذا ما باید قبل از شکل گیری جریان خاصی، سیاست گذاری کنیم. تجمل گرایی در بین مسئولین، شکل گرفته و در آستانه جریان است که باید جلوی آن را بگیرد. بنابراین یدعون الی الخیر، سیاست اجتماعی و واجب، اداره جامعه به نحو مطلوب است که با سیاست گذاری محقق می شود و این سیاست گذاری واجب است که همان یدعون الی الخیر این عنوان در کتاب و سنت نیست لذا باید به یک عنوان فقهی برگردانیم که آن امور حسبیه است که از طریق اولویت می توانیم بفهمیم. لذا سیاست گذاری نکردن، جامعه را به جایی می رساند که شارع به آن راضی نیست[2].

 

پاسخ دوم

لام ولتکن، لام امر است لکن به دو معنا به کار رفته است

1. واجب در خصوص خیرات واجب

2. مستحب در خصوص خیرات مستحب

یعنی استعمال حرف در دو معنا که مطابق برخی محققین علم اصول است که ممکن است یک حرف در دو معنا به کار رفته باشد. مطلوبیت دعوت به خیر اعم از واجب و مستحب پس لام را بر معنای عامی است. لایخفی که جواب اول صحیح است. زیرا مطلق وجوب اصل دعوت به خیر را پذیرفته ایم./906/229/ح

 

پی نوشت:

[1] . تحریر الوسیلة؛ ج 1 ،ص 467

[2] . کتاب فرهنگ فقه در موسسه آیت الله شاهرودی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۵ / ۱۲ /۱۴۰۲
قم
اذان صبح
۰۵:۰۶:۲۹
طلوع افتاب
۰۶:۳۰:۰۲
اذان ظهر
۱۲:۱۸:۲۵
غروب آفتاب
۱۸:۰۶:۰۸
اذان مغرب
۱۸:۲۳:۰۴