vasael.ir

کد خبر: ۱۵۹۸۷
تاریخ انتشار: ۰۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۵:۲۳ - 23 February 2020
یادداشت اختصاصی؛

چرا امر به «معروف»؟

وسائل ـ حجت الاسلام حائری شیرازی در یادداشتی نوشت: اگر معروف را به «کار خوب شناخته شده» یا به قول آیت الله شهید بهشتی(ره)، «کار همه کس شناس» تعریف کنیم، فرق معنایی این واژه با مفاهیم عام ارزشی اخلاقی همچون فضیلت، خیر، احسان، برّ و عمل صالح و با مفاهیم کلی رفتارهای اجتماعی چون سیره، رسم، آیین، سنت و عادت و همچنین با مفهوم مخالف یعنی منکر، روشن خواهد شد.

به گزارش خبرنگار وسائل، اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و جایگاهچرا امر به «معروف»؟ آن در نظام فرهنگی و اجتماعی، امری غیر قابل انکار است. اما پیاده سازی این فریضه الهی در متن جامعه نیازمند بررسی‌های دقیق پژوهشی است.

مدتی قبل، نشست «امر به معروف و نهی از منکر در آینه قرآن و حدیث» با ارائه حجت الاسلام مرتضی حائری شیرازی، کارشناس علوم قرآن و حدیث با گرایش اخلاق و پژوهشگر حوزه امر به معروف و نهی از منکر، برگزار شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، نوشته این استاد حوزه و دانشگاه است که در این راستا، به پایگاه فقه حکومتی وسائل ارائه داده است:

آیا تا به حال در نحوه شکل‌گیری برخی اصطلاحات فکر کرده‌اید؟ آیا این سئوال پیش آمده است که چرا در برخی اصطلاحات از برخی واژه‌ها استفاده شده و از واژه‌های مترادف آنها کمکی نپذیرفته‌اند؟ چرا در اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» از این واژه‌ها استفاده شده است؟ چرا امر به «معروف»؟ چرا نهی از «منکر»؟

اگر معروف به معنای کار خوب است، در زبان عربی و در قرآن کریم و روایات، معادل این واژه را بسیار داریم. کلماتی چون خَیر، بِرّ، حَسَن، عمل صالح و ... در نگاه اول مترادف هستند، چرا از این واژگان استفاده نشده است؟ یا حدّاقل در یک مورد گفته می‌شد «امر به معروف» و در موردی دیگر «امر به خیر» بیان می‌شد!؟

یا اگر معروف به معنای واجبات است، پس می‌توان جای آن از کلمات واجب یا فریضه استفاده کرد! ولی می‌بینیم که نه در قرآن و نه در روایات، هیچگاه امر به خیر، امر به احسان، امر به برّ، امر به فریضه و ... به صورت اصطلاح به کار نرفته و فقط «امر به معروف و نهی از منکر» اصطلاح شده و بر آن تأکید فراوان شده است.

این مبنای قرآنی وجود دارد که استفاده از واژه‌ها در قرآن کریم به دلیل ویژگی خاص آن واژه است و اگر یک کلمه، مترادفاتی دارد و می‌بینیم در برخی آیات فقط از واژه خاص استفاده شده و نه از مترادفات آن، به خاطر ویژگی خاص آن واژه بوده است.

این دقت من را بر آن داشت تا در پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد خود در دانشگاه قرآن و حدیث قم (سال 1396)، تمرکز ویژه بر واژه «معروف» داشته باشم و پایان‌نامه «مفهوم معروف، عوامل پدیداری و روند شکل‌گیری آن از منظر قرآن و حدیث» را با راهنمایی حجت الاسلام سید محمد کاظم طباطبایی[1] و مشاوره دکتر محسن جوادی[2] به سرانجام برسانم.

بحث از «امر به معروف و نهی از منکر» در منابع علوم مختلف به شکل کتاب و مقاله بسیار است. در این راستا تعاریفی از معروف ارائه شده است که مفهوم‌شناسی دقیقی مشتمل بر پژوهش لغوی همراه با بررسی استعمالات قرآنی و حدیثی یافت نشد.

در تعریف «معروف» عده‌ای آن را به واجبات و مستحبات یا فقط به واجبات دینی تعریف کرده‌اند و برخی دیگر آن را به «شناخت» و جمعی دیگر به دلیل استعمال معروف برای مصادیقی از کارهای پسندیده، آن را به «کار خوب» معنا کرده‌اند.

با سیری در آیات و روایات می‌بینیم که تاکید بر عمل «معروف» بسیار وجود دارد و در تمام آنها از این واژه استفاده شده است. چه خصوصیتی در مفهوم «معروف» نهفته است که دیگر الفاظ همنشین و جانشین، آن خصوصیت را ندارد؟

در برداشت‌های قرآنی و حدیثی، رسیدن به مفهوم اصلی واژگان استعمال شده از ضرورت و اهمیت ویژه برخوردار است، به همین دلیل در فهم، عمل و در نهایت کاربردی کردن فریضه «امر به معروف و نهی از منکر»، مفهوم شناسی و فهم واژگان تشکیل دهنده آن برای ما ضروری است.

برای فهم دقیق از واژه «معروف» باید با روش اجتهادی، علاوه بر جستجوی معنای واژه در کتب لغت، به بررسی استعمالات قرآنی و حدیثی نیز دقت کنیم. در کتب لغت کهن عرب، به چند ویژگی «معروف» توجه شده است.

اول آنکه این واژه برگرفته از «عَرَفَ» است و گوهر معنایی آن «معرفت» و «شناخت» است.

دوم، فرق معنایی «معرفت» با «علم‌آموزی» است. معرفت و شناخت وقتی حاصل می‌شود که نوعی شهود در کنار علم آموزی باشد.

سومین ویژگی «معروف»، توجه به گستره شناخت در معروف است؛ یعنی معرفت فقط برای قشر تحصیل کرده نیست بلکه برای هر انسانی که به پدیده‌ای توجه کند و ارتباط با آن پیدا کند می‌تواند به آن پدیده معرفت پیدا کند.

چهارم، توجه به این نکته که در استعمالات زبان عرب، «معروف» در برابر «منکر» است. یعنی در مفهوم معروف و مصداق‌های آن، بار معنایی مثبت نهادینه شده است و کارهای مثبت و خوب از مصادیق معروف است و کارهای ناپسند مصداق منکر.

با توجه به این چهار نکته، معروف یعنی «کار خوب شناخته شده در میان انسان‌ها» و بر این اساس دارای سه رکن معنایی درهم تنیده است: معرفت، شهرت و فضیلت.

استعمالات قرآنی درباره «معروف» در حدود چهل مورد است که در هیچ یک از آنها «معروف» را در مصداقی منحصر نکرده است؛ بلکه در همه موارد مسلمانان را به انطباق کار خود بر منوال «معروف» و متداول در جامعه تشویق کرده است. در موضوعاتی چون حقوق والدین،[3] حقوق زن،[4] حقوق یتیمان،[5] قول معروف،[6] اخذ دیه،[7] وصیت کردن[8] و امر به معروف و نهی از منکر[9]، واژه «معروف» با این معنا، به کار رفته است.

اما در استعمالات روایی مقداری تفاوت وجود دارد. در برخی روایات، سفارش به کار «معروف» دارد و در برخی دیگر، مصداق مشخصی را برای این مفهوم معرفی کرده است. نکته قابل توجه در روایات و کلام بزرگان این است که به دلیل کثرت استعمال و تطور معنایی در طول سالیان و قرن‌های متمادی، واژه معروف به معنای مشهور هم به مورد استعمال قرار گرفته است ولی از بحث ما خارج می‌باشد.

در این راستا باید به آرای اندیشمندان بزرگ اسلامی مراجعه کرد. در اینجا هم اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی معروف را فقط کار شناخته شده و برخی آن را کار خوب معرفی کرده‌اند. بیشتر دانشمندان مسلمان معروف را کار خوبی که عقل و شرع خوب بودن آن را امضا کرده باشند؛ معرفی کرده‌اند.

اگر معروف را به «کار خوب شناخته شده» یا به قول آیت الله شهید بهشتی(ره)، «کار همه کس شناس» تعریف کنیم، فرق معنایی این واژه با مفاهیم عام ارزشی اخلاقی همچون فضیلت، خیر، احسان، برّ و عمل صالح و با مفاهیم کلی رفتارهای اجتماعی چون سیره، رسم، آیین، سنت و عادت و همچنین با مفهوم مخالف یعنی منکر، روشن خواهد شد.

اما آنچه نیازمند معروف شدن یک رفتار یا هنجار در جامعه است، چیست؟ این عوامل را «عوامل پدیداری معروف» می‌نامم. عوامل پدیداری معروف آن دسته از حجت‌های مورد قبول برای عموم جامعه می‌باشند که موجب می‌شوند کاری مورد پسند عمومی واقع شود یا عموم مردم از آن دوری کنند. این عوامل عبارتند از: فطرت، عقل، دین، قانون و عُرف.

فطرت به معنای سرشت مشترک از جنس دانش، ارزش و گرایش در میان انسان‌ها و زبان فطرت، فرهنگ عمومی و مشترک میان همه انسان‌ها است. از این رو فطرت به دلیل گستره و نفوذی که در میان انسان‌ها دارد می‌تواند عاملی مهم در پیدایش معروف در جامعه باشد.

عقل، از آن جهت که به سبب شناخت نیکی، شر، صلاح و فساد، انسان را از غلتیدن در تباهی بازمی‌دارد، نیرویی نگهدارنده است. بنابراین پشتوانه‌ای برای شکل گیری کار خوب در جامعه می‌شود و عامل پدیداری معروف به شمار می‌آید. بیشتر اندیشمندان اسلامی در تعریف معروف، عقل را از عوامل پدیداری آن بر شمرده‌اند و قبول دارند کار خوب شناخته شده در پس عقول سالم مردم جامعه شکل می‌گیرد.

دین برای شکوفایی و تربیت فطرت و عقل آمده و به دلیل اتصال به عالم غیب، ثابت و غیر قابل تغییر است. قرآن کریم کلیات دین را منطبق با فطرت و عقل سلیم معرفی کرده است[10] و همان‌طور که کلیات فطری انسان‌ها در تمام زمان‌ها یکسان است، امور بیان شده از طرف دین نیز برای همه انسان‌ها در تمام زمان‌ها ثابت و غیر قابل دگرگونی است.[11] از این رو یکی از عوامل مهم در ایجاد معروف میان جامعه، بشمار می‌آید.

قانون به فرمانی کلی برای همه جامعه که بر همه جزئیاتش منطبق گردد گفته می‌شود و دارای بندهای گوناگونی است. قانون الهی، قانون طبیعت، قانون زبان فارسی و ... از مدل‌های مختلف قانون‌اند. هر کدام، پیوند میان تک ‌تک افراد جامعه و گروه‌های انسانی است که مشخص کننده حق و وظیفه افراد است و جهت پیشگیری از اختلاف میان انسان‌ها وضع گردیده است. خیلی از معروف ‌های جوامع، قانون آن جامعه شده است و گاه قوانین به صورت معروف درآمده‌اند.

عُرف نیز از عوامل پدیداری معروف به شمار می‌آید. عُرف در لغت با معروف مترادف است ولی در اصطلاح به معنای عادت است و منظور از عُرف در اینجا، قاعده و عادت زندگی روزمره مردم یک جامعه است. بحث از عرف به عنوان یکی از عوامل پدیداری معروف با بحث از دیگر عوامل تفاوت دارد.

فطرت و عقل به عنوان دو عامل خدادادی و ذاتی انسان می‌باشد که انسان در آن هیچ دخالتی ندارد. دین و قانون نیز دو عاملی هستند که با تدوین قرارداد و برنامه‌ریزی جهت تعیین روش زندگی، در زندگی فردی و اجتماعی انسان تأثیرگذار هستند. ولی عرف پدیده‌ای است نانوشته که خود به خود و بدون برنامه‌ریزی قبلی به وجود می‌آید.

برای نمونه می‌توان به عزاداری دهه اول ماه محرم اشاره کرد. این عزاداری که از ده روز تا دو ماه در مناطق مختلف به طول می‌انجامد، «کار خوب شناخته شده» در میان شیعیان است. سبب معروف شدن این رسمِ پسندیده، عاملی جز عُرف نیست. دلیل عقلی و نقلی در بیشتر این موارد وجود ندارد. همچنین عدم برگزاری مجالس شادی در نُه روز اول ماه محرم، اگر چه روز شهادت نیست؛ هم دلیلی جز عرف ندارد.

اما باید به این نکته توجه داشت که این عوامل، کار خوب نمی‌سازند، بلکه کارهای خوب را در جامعه به «معروف» تبدیل می‌کنند. یعنی باید در طی یک روند، کار خوب را به «کار خوب شناخته شده» یا «کار خوب همه کس شناس» تبدیل کنند. این کار را، روند شکل‌گیری معروف یا روند معروف سازی در جامعه می‌نامم، روندی از فضیلت‌ها به معروف در جامعه.

معروف، مفهومی است که مصادیقی از فضائل اخلاقی را در ضمن خود دارد که آن فضائل در روندی از «کار خوب» به «کار خوب شناخته شده» تبدیل شده‌اند. این روند، سیری منطقی دارد و اسلام با توضیح و پیاده سازی آن در ابتدا، روشی منطقی برای هر جامعه‌ و فرهنگی معرفی کرده است و می‌توان در سه مرحله بیان کرد.

مرحله نخست تبیین فضیلت‌ها است. در این مرحله باید اول رابطه میان عقل و فطرت به عنوان دو عامل درونی با دین به عنوان دو عامل بیرونی در روشن شدن خوبی‌ها از بدی‌ها نمایان گردد. همچنین انواع روش تبیین فضائل بیان شود. این روش‌ها را می‌توان با الگو گیری از روش دینی، در جوامع پیاده کرد تا رفتارهای ناشایست اصلاح شده و رفتارهای شایسته کم کم به معروف در جامعه و به صورت متعارف تبدیل گردد.

مرحله دوم، معروف سازی است. در روند شکل‌گیری معروف، پس از تبیین فضائل و خوبی‌های اخلاقی توسط دین، نوبت به توضیح و بیان فضیلت‌هایی که قرار است معروف شود؛ می‌رسد. یعنی باید مصادیقی را برای معروف برشمرد تا اگر معروف است بر معروفیت باقی بماند و اگر نیست کم کم شناخت فراگیر نسبت به آن حاصل شود.

بنابراین اسلام با بیان برخی مصادیق از رفتارهای خوب به عنوان مصداق برای معروف، جهت عمومی شدن شناخت نسبت به آن خوبی‌ها فرهنگ‌سازی کرده است. برای این جهت از چند شیوه می‌توان بهره برد. تبلیغ، تشویق و امر به معروف و نهی از منکر از شیوه‌هایی است که برای معروف سازی به کار برده شده است و هر کدام شیوه اجرایی خاص خود را دارد.

مرحله آخر و پس از شکل گیری معروف، نوبت به پاسداری و نگهداری از آن می‌رسد. سفارش به انجام امور بر منوال معروف و تأکید بر آن، همچنین امر به معروف و نهی از منکر در این مرحله به جهت پاسداری از معروف است. از همین رو است که در منابع اصیل دینی، سفارش بسیار بر این فریضه شده است.

با این تصویری که از مفهوم معروف از استعمالات قرآنی و حدیثی، برای ما شکل گرفت، معنای امر به معروف و نهی از منکر، اراده و فرمان برای شکل‌گیری و فراگیر شدن کار خوب شناخته شده در جامعه است. بر این اساس نکات ارزشمند روایات و فقهای بزرگ بر شیوه انجام این فریضه و شرط تأثیرگذاری روشن‌تر خواهد شد و امید می‌رود که این فریضه نه تنها بین حکومت و مردم، بلکه میان مردم هم پر رنگ شود./704/241/ح

 

پی نوشت:

[1] . استادیار دانشگاه قرآن و حدیث و رئیس پژوهشکده حدیث پژوهشگاه قرآن و حدیث.

[2] . استاد دانشگاه قم.

[3] . لقمان / 15

[4] . بقره / 228

[5] . نساء / 6

[6] . بقره / 263

[7] . بقره / 178

[8] . بقره / 180

[9] . آل عمران / 104

[10] . روم/ 30.

[11] . تسنیم تفسیر قرآن کریم. ج 13. ص 446.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۲ / ۰۱ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۵:۲۸:۳۵
طلوع افتاب
۰۶:۵۴:۰۵
اذان ظهر
۱۳:۱۰:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۲۷:۱۵
اذان مغرب
۱۹:۴۴:۱۵