vasael.ir

کد خبر: ۱۵۹۶۸
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۱ - 12 February 2020
حجت الاسلام والمسلمین ارسطا / ۶

فقه سیاسی | شفقت عنصر کلیدی فریضه امر به معروف و نهی از منکر است

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین ارسطا با اشاره به آیات 103 تا 105 سوره آل عمران گفت: منشا امر به معروف و نهی از منکر از دلسوزی و شفقت مردم نسبت به یکدیگر است.

به گزارش خبرنگار وسائل، حجت الاسلام والمسلمین فقه سیاسی | شفقت و دلسوزی عنصر کلیدی فریضه امر به معروف و نهی از منکرمحمدجواد ارسطا در جلسه ششم درس خارج فقه سیاسی که هشتم مهرماه 98 در مسجد امام سجاد(ع) پردیسان برگزار شد، با اشاره به آیات 103 تا 105 سوره آل عمران گفت: تفرقه زمانی اتفاق می افتد که مردم نسبت به هم بی اعتنا باشند، پس با امر به معروف و نهی از منکر مردم به هم اعتنا پیدا کرده و موجب عدم تفرقه می شوند. زیرا منشا امر به معروف و نهی از منکر از دلسوزی و شفقت مردم نسبت به یکدیگر است. امر به معروف راهی است برای نبود تفرقه در بین مردم که از طریق هم بستگی اتفاق می افتد.

وی در ادامه گفت: آنچه بین امت ایجاد هم بستگی می کند همان دلسوزی و شفقت از است که عنصر اصلی امر به معروف و نهی منکر برخواسته است. لذا از بیت المال مسلمانان هزینه می شود برای اداره نامسلمانان شهروند کشور اسلامی است همان طور که حضرت امیر در ایام خلافتش با یک نصرانی روبرو می شد که گدایی می کرد. فرمود: ما هذا؟ این چه وضعیتی است؟ اصحاب حضرت گمان می کردند که چون نصرانی است وظیفه در قبال او ندارد لذا گفتند: نصرانی. حضرت فرمود: و استعلتموه حتی اذا عجز.

استاد درس خارج در پایان به وحدت امت اسلامی اشاره کرد و گفت: جماعتی که جنبه وحدتی در میان آنها باشد ممکن است زمانی یا مکانی یا وحدت در هدف باشد. در اینجا با توجه به موضوع آیه که امر و نهی است مراد وحدت در هدف است. انسجام این گروه وقتی تعیین می شود که مدیریت واحد با هدفگیری واحد مسئله امر به معروف و نهی از منکر را پی گیری کنند.

 

خلاصه جلسه گذشته

حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در جلسه گذشته با اشاره به کلام مرحوم علامه طباطبائی در خصوص مهجوریت قرآن در علوم اسلامی گفت: این واقعیت را نمی‏ توان انکار کرد که ارتباط علوم حوزوی با قرآن، هم اکنون هم تنگاتنگ نیست، به گونه ‏ای که اگر استناد به قرآن را از آنها حذف کنیم، خلل چندانی در استنباطات رخ نمی‏ دهد!

وی در نقد نگاه کسانی که روایات را در استنباط کافی می دانند اظهار داشت: خود روایات این نگرش به قرآن را نمی‌پذیرند. این روایات در سه دسته قابل صورت‌‏بندی است؛ الف) روایاتی که مبین جایگاه عظیم ‏الشأن قرآن است. ب) روایاتی که مبین نسبت قرآن و سنت است. ج) روایاتی که ملاک تشخیص حدیث صحیح از غیر صحیح را قابلیت ارجاع آن به قرآن می‏ داند.

استاد درس خارج در ادامه نقد این دیدگاه به دلیل عقلی پرداخت و گفت: قرآن برترین معجزه، بزرگترین پیامبر الهی است و جاودانه و جهانی است. اقتضای این عناصر و ویژگی‏ ها (بزرگترین معجزه، بزرگترین پیامبر الهی، جاودانه، جهانی) این است که قرآن دارای مفاهیمی به مراتب وسیع‏ تر از مفاهیمی است که ما می ‏توانیم از روایات استنباط کنیم. چنانکه که ائمه (ع) هم به ما یاد داده ‏اند که از آیات قرآن، خیلی بیشتر از آنچه تاکنون می‏ فهمیدیم، امکان فهم وجود دارد. این یعنی توسعه ضابطه‏‌مند استنباط از قرآن.

 

مشروح مطالب مطرح شده در این جلسه را در ادامه می‌خوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث در مقدمات امر به معروف بود که امر اول وجوب امر به معروف و نهی از منکر بود که به آیات تمسک می شود.

 

وجوب امر به معروف و نهی از منکر

آیه 104 سوره آل عمران

توجه به آیات قبل و بعد ما را در سیاق آیه و فهم معنای آیه دخالت دارد. وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّهِٰ جَمِیعاً وَ لا تَٰفَرَّقُوا وَ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّهِٰ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداٰءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواٰناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَٰفاٰ حُفْرَةٍ مِنَ اَلنّاٰرِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهاٰ کَذلِٰکَ یُبَیِّنُ اَللّهُٰ لَکُمْ آیاٰتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿آل عمران، 103 ﴾ و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهل بیت (علیهم السلام)]  چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که]پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن[ با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه های] قدرت، لطف و رحمت[خود را برای شما روشن می سازد تا هدایت شوید.

وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِٰکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ ﴿آل عمران،104﴾ و باید از شما گروهی باشند که[همه مردم را] به سوی خیر[اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند. وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اِخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ماٰ جاٰءَهُمُ اَلْبَیِّناٰتُ وَ أُولئِٰکَ لَهُمْ عَذاٰبٌ عَظِیمٌ ﴿آل عمران،105 ﴾ و[شما ای اهل ایمان !] مانند کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل روشن برای آنان آمد، پراکنده و گروه گروه شدند و [در دین] اختلاف پیدا کردند، و آنان را عذابی بزرگ است.

وقتی آیه 103 را با آیه 104 مورد دقت قرار دهیم، متوجه می شویم که یکی از عوامل جلوگیری از تفرقه در میان مسلمین امر به معروف و نهی از منکر است. زیرا امر به معروف دال بر این است که مردم نسبت به هم بی اعتنا و بی توجه نیستند) بی تفاوت تعبیر ناصوابی است زیرا تفاوت در جایی مطرح می شود که دو چیز را با هم بسنجند در ما نحن اینگونه نیست).

 

نکات آیه 103:

1. پرهیز از تفرقه و چنگ زدن به ریسمان الهی

2. با نعمتی که به شما داد الفت ایجاد کرد و به واسطه همین نعمت برادر هم شدید

3. شما در لبه پرتگاه آتش بودید که خداوند شما را نجات دهد.

 

آیه 104:

وجوب وجود گروهی برای امر به معروف همین افراد رستگار هستند.

 

آیه 105:

برگشت به دوری از تفرقه بعد از نشانها برگشت به تفرقه بعد از بینات موجب عذاب خواهد بود.

پس آیه امر به معروف و نهی از منکر ما بین دو آیه قرار گرفته است که خداوند در هر دو آیه پرهیز از تفرقه را بیان کرده است. آیات قرآن امر به تدبر به قرآن می کند که نقش جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در عدم تفرقه چیست؟

تفرقه زمانی اتفاق می افتد که مردم نسبت به هم بی اعتنا باشند. پس با امر به معروف و نهی از منکر مردم به هم اعتنا پیدا کرده و موجب عدم تفرقه می شوند. زیرا منشا امر به معروف و نهی از منکر از دلسوزی و شفقت مردم نسبت به یکدیگر است. امر به معروف راهی است برای نبود تفرقه در بین مردم که از طریق هم بستگی اتفاق می افتد.

گفتیم که عناصر تشکیل دهنده جامعه چهار چیز است که عبارت بود از: جمعیت، سرزمین، حکومت و حاکمیت که در منابع اسلامی از جمعیت به ملت و امت تعبیر شده است. چه چیزی تشکیل دهنده و علت اصلی شکل گیری یک ملت و امت، احساس هم بستگی است.

اگر این عنصر اصلی نباشد اگر از یک دین یا مذهب و یا ...هم باشند از هم می پاشد. امت اسلامی تنها از مسلمانان تشکیل نمی شود در کنار مسلمانان نیز غیر مسلمانان که زندگی می کنند جزو امت اسلامی محسوب می شود که شاهد آن حضور حضرت در مدینه و پیمانی که بین مسلمانان و یهودیان نوشته شده و در آن آمده است که از این پس مسلمانان و یهودیان یک ملت واحد است.

پس آنچه که بین آنها ایجاد هم بستگی می کند همان دلسوزی و شفقت از است که عنصر اصلی امر به معروف و نهی منکر برخواسته است. لذا از بیت المال مسلمانان هزینه می شود برای اداره نامسلمانان شهروند کشور اسلامی است همانطور که حضرت امیر در ایام خلافتش با یک نصرانی روبرو می شد که گدایی می کرد. فرمود: ما هذا؟ این چه وضعیتی است؟ اصحاب حضرت گمان می کردند که چون نصرانی است وظیفه در قبال او ندارد لذا گفتند: نصرانی. حضرت فرمود: و استعلتموه حتی اذا عجز.

(تهذيب الأحکام؛ تحقیق خرسان ج 6 ؛ ص 292)811 - 18 -  ـ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ بَلَغَ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ :مَرَّ شَیْخٌ مَکْفُوفٌ کَبِیرٌ یَسْأَلُ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَا هَذَا فَقَالُوا یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ نَصْرَانِیٌّ قَالَ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع اسْتَعْمَلْتُمُوهُ حَتَّى إِذَا کَبِرَ وَ عَجَزَ مَنَعْتُمُوهُ أَنْفِقُوا عَلَیْهِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ.

 

قاعده فقهی در بیت المال

معد للمصالح فراهم شده است برای صرف در مصالح مسلمان این نشان میدهد که یک عامل برای یکی بودن است که آن کرامت انسانی است. جوامع الکلم؛ کلمات کوتاه و پرمعناست که کرامت انسانی یکی از آن جوامع الکلم است.

 

نکته دیگر در عهدنامه مالک اشتر

مالک امیر مصر بود. حضرت فرمود: (نهج البلاغة؛ للصبحی صالح ؛ ص 427) أَشْعِرْ قَلْبَ کَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْق... شعار یعنی این را شعار قلبت قرار بده و قلبت را مالامال از رحمت و لطف و محبت برای مردم قرار بده و این امر مختص به مسلمانان نیست بلکه برای همه مردم است.

 

نکته دیگر در آیه امر به معروف

تفرقه قبل از آیه با تفرقه بعد از آیه امر به معروف متفاوت است. تفرقه قبلی، قبل از تشکیل امت بود که بر سر یک اسب چهل سال بین قبیله اوس و خزرج تفرقه بود. خداوند بین شما الفت ایجاد کرد. الفت مخصوص خداوند است و در قرآن این فعل را به پیامبرخدا نسبت نداده است، با اینکه پیامبرخدا بزرگترین مخلوق و مدیر و معصوم است.

لذا الفت خیلی مهم است وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ماٰ فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً ماٰ أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِٰنَّ اَللّهَٰ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿الأنفال، 63 ﴾ و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

با اهمیت بالای الفت، زائل کردن و از بین بردن چنین الفتی قطعا از گناهان بزرگ است. تفرقه بعد از مسلمان شدن و تشکیل امت است و خداوند در آیه 105 گوشزد می کند که ممکن است بعد از دریافت دین دچار تفرقه می شوید. از اینجا ارتباط رابطه آیه با روایات روشن می شود که در روایات دارد که بهما تقام فی الارض این نکته اول بود که با کنار هم گذاشتن این سه آیه کنار هم معلوم شد.

نکته مهم دیگر این است که مساله حفظ بین وحدت بین مسلمین، جز خط قرمزها و برترین ارزشهای دینی است. لذا چه خوب امام و آیت الله بروجردی و آسید ابوالحسنی اصفهانی (پسرش، روحانی جلیل القدر به دست یک سنی در صف نماز کشته شد در زمانی که ایشان مرجع بود.) این نکته را دریافته بودند. اگر امر به معروف در یک زمانی تبدیل به عامل تفرقه بشود؟ بی تردید امر به معروف در آن زمان واجب نیست. 

یکی از مواردی که قرآن به آن اشاره کرده است جریان هارون و موسی است. أَلاّتَٰتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی ﴿طه، 93 ﴾ از اینکه مرا  [در برخورد شدید با گمراهان] پیروی کنی؟ آیا از فرمان من سرپیچی کردی؟ قاٰلَ یَابْنَ أُمَّ لاتَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْراٰئِیلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ﴿طه، 94 ﴾ گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه سرم را، من ترسیدم که بگویی: میان بنی اسرائیل تفرقه و جدایی انداختی و سفارش مرا ]در حفظ وحدت بنی اسرائیل[ رعایت نکردی.

نکته دیگر اینکه گاهی سوال می شود که ما در فقه شیعه استناد به مقاصد شریعت داریم؟ بله داریم اما تحت این نام در فقه شیعه نیامده است بلکه گاهی با عنوان غرض شارع یا منویات شارع آمده است. و الغرض هو المقصد من التشریع واژه امر حقیقت شرعی ندارد لذا به عرف متشرعه سپرده می شود. مانند امر و نهی والدین به فرزند است که پدر از باب دلسوزی امر یا نهی می کند و این را فرزند درک می کند لذا اگر هم نارحت بشود به خود پدر بر می گردد.

در روایات که پیامبرخدا فرمود: الامام کالوالد الشفیق 8 - عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَةُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَایَةِ عَلَى مَنْ یَلِی حَتَّى یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ.

 

نکات دیگر آیه امر به معروف و نهی از منکر

استفاده از واژه امت است که دومین وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى اَلْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ أُولئِٰکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ ﴿آل عمران، 104 ﴾ جماعتی که جنبه وحدتی در میان آنها باشد. این وحدت ممکن است زمانی یا مکانی یا وحدت در هدف باشد.

در اینجا با توجه به موضوع آیه که امر و نهی است مراد وحدت در هدف است. انسجام این گروه وقتی تعیین می شود که مدیریت واحد با هدفگیری واحد مساله امر به معروف و نهی از منکر را پی گیری کنند. الانسجام یحتاج الی الانسجام فی الاداره و فی الهدف.

یدعون الی الخیر آیا یدعون الی الخیر غیر از امر به معروف است؟ در دعوت امر و نهی نیست اما امر و نهی الزام کردن  موید این مطلب این است که دعوت مقدم بر امر و نهی باشد.  و الشاهد علی ان الدعوه مقدم علی الامر بالمعروف ...: الاخبار المتعدده الداله علی السنه المعصومین فی هذا المعصومین خوات بن جبیر المعجم الکبیر للطبرانی (4/ 203)  4146ـ حَدَّثَنَا الْهَیْثَمُ بْنُ خَالِدٍ الْمِصِّیصِیُّ، ثنا دَاوُدُ بْنُ مَنْصُورٍ الْقَاضِی، ثنا جَرِیرُ بْنُ حَازِمٍ، ح وَحَدَّثَنَا أَبُو غَسَّانَ أَحْمَدُ بْنُ سَهْلٍ الْأَهْوَازِیُّ، ثنا الْجَرَّاحُ بْنُ مَخْلَدٍ، ثنا وَهْبُ بْنُ جَرِیرٍ، ثنا أَبِی.

قَالَ: سَمِعْتُ زَیْدَ بْنَ أَسْلَمَ، یُحَدِّثُ، أَنَّ خَوَّاتَ بْنَ جُبَیْرٍ، قَالَ: نَزَلْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ الظَّهْرَانِ، قَالَ: فَخَرَجْتُ مِنْ خِبَائِی فَإِذَا أَنَا بِنِسْوَةٍ یَتَحَدَّثْنَ، فَأَعْجَبْنَنِی، فَرَجَعْتُ فَاسْتَخْرَجْتُ عَیْبَتِی، فَاسْتَخْرَجْتُ مِنْهَا حُلَّةً فَلَبِسْتُهَا وَجِئْتُ فَجَلَسْتُ مَعَهُنَّ، وَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ فَلَمَّا رَأَیْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هِبْتُهُ واخْتَلَطْتُ»؟

أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا یُجْلِسُکَ مَعَهُنَّ « : وَسَلَّمَ مِنْ قُبَّتِهِ فَقَالَ قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ جَمَلٌ لِی شَرَدَ، فَأَنَا أَبْتَغِی لَهُ قَیْدًا فَمَضَى وَاتَّبَعْتُهُ، فَأَلْقَى إِلَیَّ رِدَاءَهُ وَدَخَلَ الْأَرَاکَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَىبَیَاضِ مَتْنِهِ فِی خَضِرَةِ الْأَرَاکِ، فَقَضَى حَاجَتَهُ  وَتَوَضَّأَ، فَأَقْبَلَ وَالْمَاءُ یَسِیلُ مِنْ لِحْیَتِهِ عَلَى صَدْرِهِ - أَوْ قَالَ: یَقْطُرُ مِنْ ثُمَّ ارْتَحَلْنَا فَجَعَلَ لَا یَلْحَقُنِی فِی الْمَسِیرِ إِلَّا قَالَ: ، »؟ أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا فَعَلَ شِرَادُ جَمَلِکَ « : لِحْیَتِهِ عَلَى صَدْرِهِ ـ فَقَالَ فَلَمَّا رَأَیْتُ ذَلِکَ تَعَجَّلْتُ إِلَى الْمَدِینَةِ، واجْتَنَبْتُ الْمَسْجِدَ ، »؟

السَّلَامُ عَلَیْکَ أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا فَعَلَ شِرَادُ ذَلِکَ الْجَمَلِ « وَالْمُجَالَسَةَ إِلَى النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَلَمَّا طَالَ ذَلِکَ تَحَیَّنْتُ سَاعَةَ خَلْوَةِ الْمَسْجِدِ، فَأَتَیْتُ الْمَسْجِدَ فَقُمْتُ أُصَلِّی، وَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْ بَعْضِ حِجْرِهِ فَجْأَةً فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ خَفِیفَتَیْنِ وطَوَّلْتُ رَجَاءَ أَنْ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی: وَاللهِ» طَوِّلْ أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا شِئْتَ أَنْ تُطَوِّلَ فَلَسْتُ قَائِمًا حَتَّى تَنْصَرِفَ « : یَذْهَبَ ویَدَعُنِی فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ أَبَا عَبْدِ اللهِ مَا فَعَلَ شِرَادُ ذَلِکَ « : لَأَعْتَذِرَنَّ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ولَأُبْرِئْنَ صَدْرَهُ، فَلَمَّا قَالَ ثَلَاثًا ثُمَّ لَمْ یُعِدْ لِشَیْءٍ مِمَّا » رَحِمَکَ ا للهُ « : فَقُلْتُ: وَالَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مَا شَرَدَ ذَلِکَ الْجَمَلُ مُنْذُ أَسْلَمَ، فَقَالَ »؟ الْجَمَلِ کَانَ.

جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج 15، ص: 422 « قلت: إطلاق أدلة حکومته خصوصا روایة النصب 1 التی وردت عن صاحب الأمر )علیه السلام( روحی له الفداء »یصیره من أولی الأمر الذین أوجب الله علینا طاعتهم، نعم من المعلوم اختصاصه فی کل ما له فی الشرع مدخلیةحکما أو موضوعا، و دعوى اختصاص ولایته بالأحکام الشرعیة یدفعها معلومیة تولیه کثیرا من الأمور التی لا ترجع للأحکام، کحفظه لمال الأطفال و المجانین و الغائبین و غیر ذلک مما هو محرر فی محله، و یمکن تحصیل الإجماع علیه من الفقهاء، فإنهم لا یزالون یذکرون ولایته فی مقامات عدیدة لا دلیل علیها سوى الإطلاق الذی ذکرناه المؤید بمسیس الحاجة إلى ذلک أشد من مسیسها فی الأحکام الشرعیة./906/229/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۱۱ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۶:۰۴
طلوع افتاب
۰۶:۵۰:۳۰
اذان ظهر
۱۲:۲۱:۰۵
غروب آفتاب
۱۷:۵۰:۵۵
اذان مغرب
۱۸:۰۸:۱۳