vasael.ir

کد خبر: ۱۵۹۴۷
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۱:۵۳ - 08 February 2020

معرفی مقاله | زينب؛ الگوى سلامت روان

وسائل ـ اين نوشتار درصدد است نگرش حضرت زينب عليها السلام را به واقعه كربلا، از ديدگاه شناختى بك، مورد بررسى قرار دهد و با رويكرد توصيفى ـ تحليلى، سخنان بزرگ بانوى اسلام را در خلال حادثه كربلا استخراج نمايد. سپس با تبيين آن بر اساس سه مؤلفه اساسى نظريه شناختى بك (Becks Cognitive Theory) (در چارچوب جهان بينى اسلامى)، اسوه بودن حضرت زينب عليهاالسلام را ترسيم نمايد.

به گزارش خبرنگار وسائل، در مورد قيام عاشورا و نقش حضرتزينب؛ الگوى سلامت روان زينب عليهاالسلام، در منابع اسلامى مطالب فراوانى ذكر شده و در همين زمينه پژوهش هاى فراوانى صورت گرفته است. هر كدام از اين پژوهش ها، يك يا چند بعد از ابعاد شخصيت حضرت و نقش بى بديل ايشان را در حوادث گوناگون صدر اسلام به رشته تحرير درآورده اند. در اين بين، برخى نقش بى همتاى ايشان را در واقعه كربلا مورد بررسى قرار داده اند (مهمورى، 1381).

در نوشتار ديگرى، علاوه بر نقش، ابعاد شخصيتى ايشان مورد تحقيق قرار گرفته است (فاضلى، 1386). بعضى به بررسى گوشه اى از مقام علمى و جايگاه روايى ايشان پرداخته اند (مؤمنى، 1388). تحقيقات ديگرى، سخنرانى هاى حضرت را در كوفه (حسينى اجداد، 1388) و شام (پاك نيا تبريزى، 1389)، مورد بررسى قرار داده اند. اما در تحقيق حاضر، سعى شده با نگرشى دينى ـ روان شناختى، با استفاده از يكى از معروف ترين نظريات روان شناسى، حضرت زينب را الگوى سلامت روان معرفى نمايد.

بهداشت و سلامت روان، یکی از مهم ترین مباحث طـرح شـده در حیطه شخصیت و تعلیم و تربیت است که همواره مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. فرهنگ ها و سازمان ها و مکاتب روان شناسی در تعریف سلامت و بهداشت روانی مفاهیم مختلفی به کار برده اند. «فـرهنگ بـزرگ روان شناسی لاروس» بهداشت روانی را «استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و مؤثر کار کردن، برای موقعیت های دشوار، انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود توانایی داشتن» تعریف کرده است.

سؤال اساسی این است که از دیدگاه شناختی بک (برای مطالعه بـیشتر، ر.ک: عـلی نقی فقیهی و همکاران، 1386)، چگونه حضرت زینـب عـلیهاالسلام می تـواند یک الگـوی سـلامت روان و کنترل تکانه تـلقی گردد؟ سـؤالات فرعی نیز عبارتند از: جایگاه علمی و شناختی حضرت زینب علیهاالسلام چیست؟ مؤلفه های اساسی سلامت روان براساس دیدگاه شـناختی کدام است؟ نـگرش حـضرت زینب علیهاالسلام به واقعه کربلا بر اسـاس این مـؤلفه هـا چیست؟

 

سلامت روان براساس ديدگاه شناختى و مؤلفه هاى اساسى آن

از ديدگاه شناختى، افرادى كه سلامت روان دارند و از شخصيت سالم بهره مند هستند داراى استدلال ها و باورهاى صحيح هستند (Beck & et al, 1979, p. 275؛ گنجى، 1376، ص 321) و نگرش صحيحى در مورد خويش، وقايع پيرامونى و آينده دارند.

از اين رو، شناخت درمانگران معتقدند: نگرش نادرستى كه نسبت به وقايع پيدا مى كنيم ما را آشفته مى كند، نه خود وقايع. و شرط سلامت روان تصحيح خطاهاى شناختى است كه ازجمله آنها بى توجهى به امور مثبت، فاجعه سازى، پيش بينى منفى، استدلال هاى هيجانى، شخصى سازى، تعميم مبالغه آميز، تفكر تساوى گونه و غيره است.

 

نگرش فرد نسبت به خود

افراد افسرده، خود را بى ارزش تلقى مى كنند، توانمندى هاى خود را اندك ارزيابى مى كنند و از عزت نفس پايينى برخوردارند. علت اين امر مى تواند امورى مانند: احساس تقصير، احساس خجالت، خشم و توقعات بيش از حد و غيرواقعى از خود باشد. احساس تقصير، از آنجا سرچشمه مى گيرد كه فرد احساس مى كند مسئوليت همه شكست ها به عهده اوست و بايد به شيوه بهترى عمل مى كرد و اكنون هيچ نقشى در تغيير اتفاقات رخ داده، ندارد.

بعضى مواقع احساس تقصير، از احساس خجالت و كوچك شمردن خود سرچشمه مى گيرد كه فرد مقهور حوادث، رويدادها و جاه و جلال مادى مى شود (Beck & et al, 2004, p. 319؛ افروز، 1381). اميرالمؤمنين على عليه السلام در فراز زيبايى، خصوصيات مؤمنان واقعى را چنين توصيف مى نمايد: عَظُمَ الْخَالِقُ فِى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِى أَعْينِهِم (نهج البلاغه، بى تا، ص 30)؛ خدواند در نزد آنان بزرگ است و غير خدا در چشم آنان كوچك است. در چنين حالى، ما بايد به چنين افرادى كمك كنيم تا نگرش مثبتى از خود و داشته هاى خود پيدا كنند و حوادث روزگار آنها را به زانو درنياورد و عزت نفس از دست رفته را به دست آورند.

 

نگرش فرد نسبت به خود

افراد افسرده، خود را بى ارزش تلقى مى كنند، توانمندى هاى خود را اندك ارزيابى مى كنند و از عزت نفس پايينى برخوردارند. علت اين امر مى تواند امورى مانند: احساس تقصير، احساس خجالت، خشم و توقعات بيش از حد و غيرواقعى از خود باشد. احساس تقصير، از آنجا سرچشمه مى گيرد كه فرد احساس مى كند مسئوليت همه شكست ها به عهده اوست و بايد به شيوه بهترى عمل مى كرد و اكنون هيچ نقشى در تغيير اتفاقات رخ داده، ندارد. بعضى مواقع احساس تقصير، از احساس خجالت و كوچك شمردن خود سرچشمه مى گيرد كه فرد مقهور حوادث، رويدادها و جاه و جلال مادى مى شود (Beck & et al, 2004, p. 319؛ افروز، 1381).

اميرالمؤمنين على عليه السلام در فراز زيبايى، خصوصيات مؤمنان واقعى را چنين توصيف مى نمايد: عَظُمَ الْخَالِقُ فِى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِى أَعْينِهِم (نهج البلاغه، بى تا، ص 30)؛ خدواند در نزد آنان بزرگ است و غير خدا در چشم آنان كوچك است. در چنين حالى، ما بايد به چنين افرادى كمك كنيم تا نگرش مثبتى از خود و داشته هاى خود پيدا كنند و حوادث روزگار آنها را به زانو درنياورد و عزت نفس از دست رفته را به دست آورند.

 

نگرش فرد نسبت به آينده

افراد افسرده احساس مى كنند كه نمى توان به آينده اميدوار بود. چنين افرادى آينده ناموفقى را براى خويش پيش بينى مى كنند. به صورتى كه معتقدند هر كارى انجام دهند، در آينده چيزى را عوض نمى كند و سرنوشت تاريكى در انتظار آنهاست. حتى اگر بر مشكلى فايق بيايند، معتقد هستند مشكلات ديگرى در انتظار آنهاست (پروچاسكا و نوركراس، 1389، ص 416؛ افروز، 1381). براى كمك به اين افراد، بايد نگرش آنان را نسبت به آينده تغيير داد و با ارائه الگوى صحيح شناختى،ايشان رابه آينده اميدوارساخت.

حضرت زينب عليهاالسلام على رغم همه مصائب و غم ها، در مجلس يزيد آينده را براى خود و اهل بيت روشن مى بيند و دشمنان خود را خوار و زبون مى انگارد: ... اللَّهُ بَينَكَ وَ بَينَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنْ يكُونُ الْفَلْجُ يوْمَئِذٍ (محمدى اشتهاردى، 1377، ص 181)؛ به زودى خداوند بين آنان و تو را جمع كند، تا تو را به محاكمه بكشد، اكنون بنگر در آن دادگاه و محاكمه، چه كسى پيروز و چه كسى درمانده است؟ در جاى ديگرى، رو به ابن زياد فرمود: ... من تعجب مى كنم از كسى كه با قتل امامانش، دلش را شفا مى بخشد، و مى داند كه فرداى قيامت آنها از او انتقام مى گيرند (همان، ص 182).

 

نتيجه گيرى

در دنياى امروز سلامت روان يكى از مهم ترين دغدغه هاى بشرى است. اين امر در ديدگاه شناختى (كه از معروف ترين ديدگاه هاى سلامت روان است)، به تفسير واقعى و توجه به جنبه هاى مثبت حوادث جهان به دست مى آيد. ارائه يك الگوى موفق، باعث ارتقاى سلامت روان افراد جامعه مى شود. از اين رو، در چارچوب جهان بينى اسلامى، حضرت زينب عليهاالسلام يك الگوى موفق معرفى مى گردد، كه در شرايط بحرانى و حوادث بسيار جانكاه كربلا، بهترين نگرش و تفسير را ارائه مى نمايد.

در ديدگاه شناختى بك، سه مؤلفه سلامت روان عبارتند از: نگرش فرد به خود، نگرش فرد به جهان و نگرش فرد به آينده. اين مقاله نشان مى دهد در واقعه كربلا، حضرت زينب عليهاالسلام بهترين تفسيرها و نگرش ها را در سه زمينه فوق ارائه دادند كه مى تواند نقش الگويى موفق تربيتى در سلامت روان و كنترل تكانه باشد. اين امر مى تواند در حوادث و پيشامدهاى زندگى، چراغ راه مؤمنان باشد و افراد با تبعيت از ايشان و نوع تفسير صحيح‌شان، خود را از آسيب هاى روانى ناشى از حوادث برحذر دارند.

برای دیدن اصل مقاله اینجا را کلیک کنید./204/422/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
اوقات شرعی
۱۵ / ۰۵ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۴:۴۴:۴۰
طلوع افتاب
۰۶:۱۹:۵۸
اذان ظهر
۱۳:۱۲:۵۷
غروب آفتاب
۲۰:۰۴:۱۵
اذان مغرب
۲۰:۲۲:۲۷