vasael.ir

کد خبر: ۱۵۹۲۸
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۲ - 06 February 2020
در نشستی علمی صورت گرفت؛

بررسی فقهی الزام حکومتی در مسئله حجاب

وسائل ـ نشست بررسی فقهی الزام حکومتی در مسئله حجاب به همت مرکز جامعه علوم اسلامی در سالن جلسات این مرکز برگزار شد.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست علمی بررسی فقهی الزام حکومتی بررسی فقهی الزام حکومتی در مسئله حجابدر مسئله حجاب پنج شنبه 17 بهمن 98 با ارائه حجت الاسلام علی صالحی منش پژوهشگر پژوهشگاه فقه نظام و با دبیری حجت الاسلام رجبی برگزار شد.

در ابتدای این نشست حجت ‎الاسلام رجبی ضمن تشکر از حضّار جلسه به معرّفی این نشست و ارکان آن پرداخت و گفت: موضوع کرسی نشست بررسی فقهی الزام حکومتی مسئله حجاب و تاریخچه آن و ادله مخالفین و موافقین در این مسئله است. بعد از گزارش دبیر جلسه حجت الاسلام صالحی منش به ارائه مطالب خود پرداخت که گزارش آن به شکل ذیل تقدیم می گردد:

 

فهم رابطه الزام با حکومت

چون موضوع بحث ما الزام حکومتی است بهتر است که رابطه الزام با حکومت را قبل از ورود به بحث مورد بررسی قرار دهیم. به نظر می‌رسد که اگر این دو مفهوم به خوبی لحاظ شود کسی شک در این مطلب نخواهد کرد که الزام همیشه با حکومت همراه خواهد بود و از ذاتیات حکومت می‌باشد لذا در اشکالاتی هم که در زمینه مفاهیم مختلف فقهی در زمینه الزامات حکومتی مطرح شده، هیچ‌کس اصل الزام در حکومت را نفی نکرده است.

 

اهمّیت مسئله حجاب در بین سایر موضوعات شرعی

وقتی که به محدوده مسائل شرعی می‌رسیم حرف و حدیث‌ها از اینجا شروع می‌شود که آیا حکومت در این مورد خاصّ می‌تواند الزام کند یا نه؟ مسئله حجاب از شرعیّات است و در بحث الزام حکومتی در مسئله حجاب می‌توان گفت دشوارترین مسئله است، چون همه نقض و ابرام‌هایی که در موضوعات دیگری شرعی و فقهی وجود دارد در اینجا هست، علاوه بر اینکه اشکالات و غوامضی در مسئله حجاب وجود دارد که در سایر مسائل چنین چیزی نیست و اگر این مسئله حلّ شود اشکالات مربوط به الزام در سایر موضوعات شرعی و فقهی نیز حل خواهد شد.

 

بیان چند نکته

نکته اول این است هر چند پرداختن به مسئله حجاب از چارچوب‌های مختلف قابل بحث است امّا ما صرفاً با روش فقهی می‌خواهیم مسئله را حل کنیم. نکته دوم این است که در روش فقهی هم ما به دنبال کشف حکم اولی هستیم و با این معیار بحث را پیش می‌بریم و آنچه که در زمینه تزاحمات پیش خواهد آمد یا ضرورت و مسائل مهمّه آن را اقتضای خواهند کرد که دست از حکم اولی برداریم بالذات مورد بحث ما نیست.

 

ادله الزام حجاب

مهم ترین دلیل الزام حجاب در حکومت اسلامی امر به معروف و نهی منکر است که در ضرورت و وجوب آن بحثی وجود ندارد و سه مرحله انکار قلبی، تذکر زبانی و استفاده از قدرت برای آن شمرده شده است که نشان می دهد در اسلام استفاده از اجبار در حکم شرعی جایز است.

البته در صورت شرایط و حفظ حدود؛ نکته مهم این است که عموم فقها استفاده از قدرت را مختص به حکومت دانسته اند که این نکته نشان می دهد استفاده از قدرت در امر به معروف و نهی از منکر از وظایف حکومت است از سوی دیگر موضوع امر به معروف و نهی از منکر عام است که شامل تمام وظایف شرعی از جمله حجاب می شود.

از سوی مخالفین الزام حکومت به حجاب پنج اشکال به استدلال امر به معروف و نهی از منکر گرفته شده است؛ معروف ترین اشکال این است که گفته می شود معروف و منکر به معنای هنجار و ناهجار است به عبارت دیگر موردی که جامعه حسن آن را شناخته باشد معروف و موردی که جامعه قبح آن را شناخته باشد منکر است.

این گونه نیست که هر حکم شرعی متعلق امر به معروف و نهی از منکر شود بلکه در ابتدا باید در قالب عرف قرار گیرد و اگر حسن آن به مرحله ای رسید که جامعه آن را به عنوان هنجار پذیرفت معروف است و اگر فعل حرامی قبح آن به حدی رسید که جامعه آن را نپذیرفت منکر می شود که وجه این استدلال استفاده از لغت است و می گویند منکر یعنی رفتار زشت.

برخی از اشکال کننده ها گفته اند در استعمالات قرآن کریم دیده می شود هر زمانی که از کلمه منکر استفاده شده ظلم اجتماعی است و مردم آن را متوجه می شوند یکی از افرادی که این اشکال را بیان کرده آقای ایازی است همچنین مرحوم آیت الله حائری در مجله خاتون مصاحبه ای دارد که این نظریه را تا حدی مطرح کرده است.

به صورت کلی این استدلال نمی تواند وجاهت فقهی داشته باشد به دلیل اینکه اولا باید توجه کرد رعایت نکردن حجاب خودش مراتبی دارد و دلیل بیان شده اخص از مدعی است زیرا مراتبی از حجاب در جامعه ما منکر حساب می شود و آن را نمی پسندند.

از سوی دیگر اینکه گفته می شود عموم لغوین این معنا را بیان کرده اند اشتباه است زیرا لغویون معانی مختلفی برای منکر و معروف بیان کرده اند به عنوان مثال آیت الله شب زنده دار 30 معنی برای آن مطرح کرده است و با یک نقل قول لغوی نمی توان نتیجه فقهی گرفت.

اشکال دوم بر استدلال امر به معروف این است که می گویند امر به معروف گرچه واجب است اما زمانی قابل اجرا است که موجب مفسده نباشد و امروزه اگر بخواهیم قوانینی مانند حفظ حجاب را در جامعه تحمیل کنیم مفسده دارد که در این صورت وجوب امر به معروف تقیید می خورد که آقای سروش محلاتی در مقاله حکومت و ابزارهای الزام به شریعت در شماره چهار به تفصیل این استدلال را مطرح کرده اند.

همچنین خود این اشکال تأیید الزام حکومتی است، اگر گفته می شود نباید مفسده ای باشد و مفسده شرط عدم الزام است نشان می دهد الزامی باید وجود داشته باشد که این شرط را دارد از سوی دیگر مفسده به صورت مطلق نمی تواند مقید باشد.

یکی دیگر از ادله، دلیل تعزیر است که عموم فقها ادله تعزیر را نسبت به گناهان عام می دانند یعنی حاکم حق دارد در مقابل هر گناهی، گناهکار را تعزیر کند البته امام خمینی(ره) و برخی از فقها آن را به گناه کبیره مقید کرده اند و برخی قیود دیگر مانند مصلحت را بیان کرده اند.

حتی طبق نظر ضیق امام اگر فرض کنیم بی حجابی گناه کبیره نیست و تعزیر نیز مقید به گناه کبیره و برای افرادی است که از مطلق گناه کبیره اجتناب کنند، باز هم می توان از ادله تعزیر استفاده کرد زیرا اصرار بر گناه صغیره نیز گناه کبیره شناخته شده است؛ در مسئله ما اگر فردی یک شب بی حجاب بود ادله تعزیر شامل آن نمی شود اما اگر فردی همیشه بی حجاب باشد ادله تعزیر نیز شامل آن می شود.

 

روایات مربوط به ادله مخالفین

1- روایت حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لَا بَأْسَ بِالنَّظَرِ إِلَى رُءُوسِ أَهْلِ تِهَامَةَ وَ الْأَعْرَابِ وَ أَهْلِ السَّوَادِ مِنْ أَهْلِ الذِّمَّةِ لِأَنَّهُنَّ إِذَا نُهِينَ لَا يَنْتَهِينَ وَ قَالَ الْمَغْلُوبَةُ لَا بَأْسَ بِالنَّظَرِ إِلَى شَعْرِهَا وَ جَسَدِهَا مَا لَمْ يُتَعَمَّدْ ذَلِكَ.

اشکال) چطور از جواز نظر پل به عدم الزام حجاب می زنیم. نگاه کردی اشکال ندارد ولی دلالت بر حلیت کار آنها ندارد. ثانیا حکومت که نگاه نمی کند شخص نگاه می کند. اذا نهین یعنی قدرت بر نهی نداری که آنها منتهی شوند.

2- در اصول کافی روایت شده است: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَا يُقَامُ عَلَى أَحَدٍ حَدٌّ بِأَرْضِ الْعَدُوِّ. ابو مريم گويد: امام باقر عليه السّلام فرمود: امير مؤمنان على عليه السّلام فرمود: براى كسى در سرزمين دشمن حد نمى‌زنند.

در علل الشرایع روایتی داریم: أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّاز