vasael.ir

کد خبر: ۱۵۸۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۰ - 03 February 2020

ارائه نظریه ارتکازات عقلایی از سوی آیت الله مبلغی

وسائل ـ آیت الله مبلغی در خصوص نحوه تولد ارتکازات عقلایی گفت: ارتکاز از فعال کردن دو وضعیت ثابت طبیعی و فطری (عقل عملی و حیثت عقلائی) در قبال وضعیت‌های متغیر (قضایای اجتماعی ) پدید می‌آید.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست علمی «نظریه ارتکازاتارائه نظریه ارتکازات عقلائیه از سوی آیت الله مبلغی (ماهیت، حجیت و نقش‌های متنوع و محوری آن در استنباط)» با ارائه آیت الله احمد مبلغی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی در مدرسه فقهی امام باقر (علیه السلام)، 13 بهمن 98 برگزار شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح مطالب ارائه شده در این جلسه است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث ارتکاز را می شود در سه بخش فلسفی، اصولی و تاریخی بررسی كرد.

 

1.فلسفی: در مطالعات فلسفی ارتكاز، ما به دو وضعیت ما قبل نص (نص شرعی) و ما بعد نصِ ارتكاز توجه می کنیم. چون ارتكاز را كه ما اصولی ها نساختیم بلكه ما كشف كردیم. ما باید در نگاه فلسفی مان به وضعیت ارتكاز به شرایط قبل از نص توجه كنیم. طبعا بحث های بعد از نص ناظر به نص است و در ادبیات اجتهادی باید ورود پیدا كنیم.

2.اصولی: در این سطح، بحث متمركز بر حجیت انواع ارتکاز است.

3.تاریخ: در مطالعات تاریخی ما به دنبال رصد، تحلیلِ تاریخی نسبت به نگاه اصولی به ارتكاز و بهره گیری از ارتكاز در فقه هستیم.

 

بحث فلسفی در ارتکازات

دو محور كلان و كلی از بحث فلسفی ارتكاز در كار است كه یكی وضعیت اولیه ارتكاز است یعنی وضعیت ما قبل از نص و دیگری ثانویه یعنی ما بعد از نص. سخن در اینجا ناظر به وضعیت اولیه یعنی ما قبل از نص است. مقصود از وضعیت اولیه ارتكاز، پیش از حركت ارتكاز به سمت فهم نص و استخدام این ارتكاز برای كشف معنای نص است به عبارت دیگر می خواهیم یک تحلیل داشته باشیم از اینکه ارتکازات از کجا آمده است. بحث امروز و این جلسه ما فقط ناظر به وضعیت اولیه است كه در این بخش چند محور باید مورد بحث قرار گیرد:

 

محل بحث وضعیت ما قبل از نص

تعریف ارتکاز عقلائی

مراحل چهارگانه ارتكاز

تفاوت شناسی ارتکاز عقلایی با موارد هم افق یا مشابه

خصوصیات ارتکاز عقلائی

 

1.تعریف ارتکاز عقلائی

الارتکاز تَلَقٍ ادراکی (ارتكاز دریافت است اما دریافت معرفتی نه احساسی) یتوفر لنا عامة العقلاء بما هم عقلاء (نزد عموم عقلا از آن حیث كه عقلا هستند) و لها صفات اربع:1. استقرار و ثبات دارد مثل بودن آب در زیر زمین، 2. نهفته اند، 3. حاضر اند، 4. فعال هستند.

فعالیت‌شان به این است كه نقش مرجع را ایفاء می کنند یعنی عقلاء به هنگام مواجه با قضایای ذات الصله و مترتبته، سریع عقلاء به این مرتكزات نگاه می كنند با ابزار مرتکزات به حلّ آن قضیه یا ارزیابی نسبت به آن مسأله می پردازند، پس دور مرجعی دارند. دور مرجعی دارند به این معنا كه به شكل اتوماتیك وار به آنها مراجعه می كنند.

چرا مراجعه می كنند به مرتكزات؛ برای 1. ساختن یک رفتار و چون همه دارای این مرتكز هستند به صورت یكسان؛ لذا در یك جامعه همه به سمت این مرتكزات رفته اند و همه باهم بدون تفاوت، یك سلوكی را می سازند كه در صورت تكرار و اجتماعی شدن سیره را می سازند، 2. ساختن کلام، 3. یا ساختن یک ارزیابی نسبت به یک قضیه خاص

 

2. مراحل چهارگانه ارتکاز در وضعیت اولیه

مرحله تولد

مرحله استقرار و کمون

تطبیق

تبدیل به سیره

 

مرحله اول، تولد ارتکاز

ارتکاز از فعال کردن دو وضعیت ثابت طبیعی در قبال وضعیت های متغیر پدید می آید. اصولا سه چیز دست به دست هم می دهند تا یك مرتكز شكل بگیرد، دو چیز آن ثابت و یك چیز آن متغیر است. آن دو امر ثابت كه طبیعی هستند و فطری هستند یكی عقل عملی است و دیگری حیثت عقلائی است و آن چیزی كه متغیر است قضایای اجتماعی است.

عقل عملی در ورای عقلا كه واجد و مالك حیثیت عقلائیه هستند قرار دارد و این عقلا از خاستگاه عقل عملی حركت می كنند به سمت یك قضیه خاص كه متغیر است و بعد یك اعتباری را عقلا می سازند، آن اعتبار می شود مرتكز. پس مرتكز فعل عقلا است منتها عقلایی كه از خاستگاه عقل عملی آمده اند و حركت كرده اند و با این مسأله مواجه شدند.

 

جایگاه عقل عملی در ارتکازات عقلایی

عقل عملی را با عقلا نباید یكی بگیریم؛ زیرا عقلا حاصل اجتماع است بنابراین اگر فقط یك نفر در این عالم خلق شده بود دیگر نمی شد گفت عقلا. فرد حیثیت عقلائیه ندارد بله عقل عملی دارد كه به خیر و شر، نفع و ضرّ، حسن و قبح عملی آن حكایت می كند اما این شخص واحد در عالم حیثیت عقلائیه ندارد.

چون این حیثیت زمانی است كه انسان ها زندگی اجتماعی تشكیل می دهند، محدویت ها شكل می گیرد، و در این شرایط است كه آن انسان به جهت میل قرار گرفتنش در جامعه، عقل عملی اش فعال می شود، در این انسان ها یك حیثیت عقلائیه پدید می آید و این حیثیت عقلایی كه از خاستگاه عقل عملی حركت می كند، اعتباراتی را می سازد.

مثلا ملكیت را اعتبار می‌کند؛ وقتی یك نفر در عالم بود معنا ندارد بگوید من مالك هستم، خب همه چیز برای او بود دیگر بحثی مطرح نمی شد؛ لذا وقتی بحث از ملكیت مطرح می شود كه چند نفر باشند و هر كدام می خواهند مالك شوند و این شخص می گوید من زودتر حیازت كردم پس مال من است. مالكیت در این شرایط برای تنظیم روابط اعتبار می شود.

 

عقل عملی خاستگاه ارتکازات عقلایی

از آنجا كه خاستگاه ارتكازات عقلائیه، عقل عملی است لذا همه به یک شکل فكر می كنند. عقل عملی حكم به خیر و شر می كند اما عقلا مصداق های این خیر و شر را در یك محدوده خاص و یك منطقه خاص كه آن منطقه زندگی اجتماعی است با محدودیت هایش كه نیازمند تنظیم روابط است، در این منطقه عقل عملی آن حیثیت عقلا را فعال می كند تا مصداق ها را بسازند.

به عبارت دیگر مصداق را عقلا برای احكام عقل عملی می سازند. عقلا با حیثیت عقلایی خود از عقل عملی به سوی قضایای زندگی حركت می كنند و در مواجه با آنها اعتباراتی را سریع و نهانی شكل می دهند. از بس سریع و نهانی است این اعتبارات را می گویند ارتكاز، ركیزه شده، مرتكز شده، مستقر شده كأنه انسان دائما با این مرتكز است. بنابراین مرتکز فعل عقلائی است که همیشه با فاعل همراه است.

تولد مرتكزات از رهگذر عبور بشر با عنوان عقلا در ظرف اجتماع انجام می گیرد. بشر به عنوان عقلا در ظرف اجتماع، با مواجهه با قضایای اجتماعی و جمعی مرتكزات را می سازد. اما چون مرتكزات به صورت سریع انجام می گیرند و به صورت نهانی انجام می گیرند به ركائز نام گذاری شده اند. یعنی همیشه با انسان همراه هستند. یعنی بدون اینكه شما بدانید و بفهمید در حال ساخت این مرتكزات هستید. می سازید ولی با شماست چون امكان ندارد شما نسازید.

به عبارت دیگر اگر عقل عملی در وراء حیثیت عقلائی قرار بگیرد و عقلا را به سمت داشتن مواجه خاص با قضایای خاص زندگی حرکت دهد در این صورت حکم عقل عملی تبدیل به یک اعتبار عقلائی می شود. اعتبار عقلایی فعل عقلا است ولی با تكیه بر حكم عقل عملی.

 

دیدگاه ملاصدرا در رابطه با عقل عملی

عقل عملی بر اساس دیدگاه ملاصدرا صنعت هم می سازد اما لازم نیست عقلا باشند اگر یك نفر صنعت را بسازد براساس عقل عملی می سازد. پس اینطور نیست كه تصور شود همیشه اینها متلازمان باشند. عقل عملی فعال است گاه در ورای دانش و تجربه قرار می گیرد و با ابزار دانش حركت می كند.

البته این مباحث مربوط به عقل عملی را طبق دیدگاه ملاصدرا بیان می كنم؛ زیرا ملاصدرا قائل است به اینكه وظیفه عقل عملی یك وظیفه گسترده ایست و همه مجاری حیات بشری را دربر می گیرد. به گونه ای كه حتی حیات متحول و متطور بشر در ظرف زمان در رهگذر فعال كردن عقل عملی و تطبیقاتش انجام می گیرد.

عقل عملی در نگاه ملاصدرا شامل حسن و قبح؛ منفعت و مضرت؛ خیر و شر؛ استنباط از شرع و تکامل معنوی و تربیت روحی می شود لذا علم اخلاق محصول عقل عملی در ساحت حسن و قبح است؛ علم سیاسات محصول و مولد عقل عملی است اما در ساحت نفع و ضرر؛ شغل ها و صنایع و علوم تجربی در ذیل عقل عملی و فعال شدن عقل عملی هستند منتها در ناحیه خیر وشر؛ عقل عملی در استنباط از شرع هم فعالیت دارد منتها در علم فقه؛ تكامل روحی و معنوی منتها در علم تهذیب نفس. در واقع انسانیت تجربیات و دینیات همه از رهگذر عقل عملی نشات می گیرد.

 

حضور عقل عملی در جزئیات زندگی بشر

به طور خلاصه عقل عملی له احکام اولیه و اساسیه و مبنائیه اما اینگونه نیست كه این عقل عملی نیاید در جزئیات و دخالت نداشته باشد بلكه طبق دیدگاه ملاصدرا در جزئیات زندگی انسان ها هم حضور پیدا می كند. این عقل عملی دائما در سیاست به دنبال مصلحت و منفعت و دوری از مفسده است؛ در صنعت به دنبال خیر و شر است؛ و در اخلاق دنبال حسن و قبح است.

خلاصه اینکه عقل عملی دائما پل احداث می کند و از روی این پل ها حرکت می کند، یکی از پل هایی که عقل عملی می زند، حیثیت عقلائی است. منتها عقلاء یك حدود خاصی دارد در صنعت كه عقلا حضور ندارند بلكه آنجا عقل عملی می آید و آن را مدیریت می كند. عقل عملی مثل فرمانده و راننده است كه این دانش را به سمت خیر و دوری از شر می برد.

عقلا هم یک سری احکامی را وضع می کنند، و این احكام همان ارتکازات‌شان است و این ارتكازات از عقل عملی بر می‌خیزد. اگر عقل عملی نباشد عقلا این چنین مرتكزاتی ندارند. منتها رنگ عقلایی دارد چون عقلا حكم‌شان برای تنظیم روابط در شرایط محدودیت هاست.

اگر عقل عملی در ورای حیثیت عقلا قرار بگیرد و عقلا را به سمت قضایای خاص زندگی حركت بدهد در این صورت حكم عقل عملی تبدیل به یك اعتبار عقلایی می شود. اعتبار عقلا فعل عقلاست با تكیه بر احكام عقل عملی. به تعبیر دیگر مصدایق عقل عملی را عقلاء به جهت داشتن حیثیت عقلا می سازند بر این اساس اعتباراتی كه عقلا می سازند در حقیقت مصادیق احكام عقل عملی است ولی این مصادیق دائما در رفتارها و در حكم رفتارها مانند ارزیابی ها قرار می گیرند.

آنچه محل اختلاف است ارتکاز عقلایی نیست بلکه محل اختلاف ارتکاز عرفی است البته امکان دارد ارتکاز عرفی پادرمیانی کند دوتا عرف دارای ارتکاز متفاوت باشند ولی از یک ارتکاز عقلایی حرکت کرده باشند و آن را تبدیل کرده باشند به دو ارتکاز متفاوت در قبال هم ولی به هر حال آنچه دارای اختلاف است ارتکازات عرفیه است نه عقلائیه./501/229/ح

 

تهیه و تنظیم: علیرضا فلاحی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۱۸ / ۰۴ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۴:۱۶:۴۳
طلوع افتاب
۰۶:۰۰:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۱۲:۱۳
غروب آفتاب
۲۰:۲۲:۱۰
اذان مغرب
۲۰:۴۱:۳۲