vasael.ir

کد خبر: ۱۵۷۹۲
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۸ - ۱۹:۳۸ - 19 January 2020

معرفی مقاله | حقوق معلولین در فقه فریقین

وسائل ـ اساساً یکی از ملاک‌های مهم و علائم ترقی و تمدن در عصر حاضر نحوه رسیدگی و توجه به معلولین است، فلذا بر فقهای مذاهب و حاکمان جوامع اسلامی لازم و واجب است که به معرفی رویکرد اسلام به حقوق معلولین قیام نمایند و عدالت و حقوق بشر را در قالب توجه معلولین بر جهانیان بشناسانند.
به گزارش خبرنگار وسائل، گرچه اساس و بنیان استنباطمعرفی مقاله | حقوق معلولین در فقه فریقین احکام در مذاهب مبتنی بر قرآن و سنت می‌باشد، لکن از یک سو روش‌های اصولی، تفسیر و استنباط از قرآن و سنت میان مذاهب متفاوت بوده و از دگر سو اختلاف در منابع فقه موجب اختلاف احکام و فتاوی در بعضی از موضوعات میان مذاهب اسلامی شده است.
 
همچنین از آنجا که پیشینه و قدمت مذاهب غیرشیعی در حکومت داری نسبت به مذهب شیعه بیشتر است، سؤالی که پیش می‌آید، این است که: تاریخ و فتاوای علمای این مذاهب چه رویکردی به حقوق معلولین داشته اند؟ تحقیق پیش رو سعی دارد با بازخوانی و کنکاش در تاریخ حاکمان اهل سنت و منابع فقهی شیعه و سنی.

پاسخی درخور برای این سؤال بیابد که رویکرد مذاهب مختلف نسبت به حقوق معلولین چگونه است؟ تحقیق ثابت کرده است که از دیدگاه فقهی همه مذاهب، معلولین در تمام ابعاد انسانی دارای حقوق تعریف شده می‌باشند، که این حقوق بعضاً به عهده حکومت و بعضاً به عهده جامعه می‌باشد و در طول تاریخ و در حکومت‌های صدر اسلام به آن عمل و این حقوق ادا می‌شده است و در ادامه تاریخ نیز بر حکومت‌های اسلامی اعطای حقوق معلولین واجب است. در این تحقیق به موضوع مناسب سازی به عنوان یکی از حقوق عقلی و شرعی معلولین پرداخته شده است.
 

طرح مسئله

معلولیت به ناتوانی در انجام تمام یا قسمتی از فعالیت‌های عادی زندگی فردی یا اجتماعی به علت وجود نقصی مادرزادی یا اکتسابی، در قوای جسمانی یا روانی اطلاق می‌شود. استیفای حقوق معلولین و توانمندسازی معلولان برای داشتن یک زندگی مستقل و مشارکت آن‌ها در تمام جنبه‌های زندگی، متوقف بر قائل بودن چنین حقی برای آنهاست. بر حاکمیت لازم است که بر اساس معاهدات اجتماعی میان حکومت و افراد شرایط زندگی متعارف و برخورداری مساوی با دیگران را برای معلولین فراهم نماید.
 
بر این اساس معلولیت و چالش حقوق آن‌ها در عصر حاضر حقیقتی انکارناپذیر است و جوامع پیشرفته با این حقیقت به شکل واقعی مواجه شده و برای این اقلیت بزرگ حقوقی قائل اند و به ادای آن پایبند. آگاهی نسبت به رویکرد اسلام به پدیده ناتوانی، ضمن زدودن برخی تصورات نادرست، تأثیر به سزایی در بهبود نگرش افراد معلول نسبت به خود و جامعه نسبت به آن‌ها داشته و مبنای تقاضا و عرضه خدمات ویژه به افراد معلول و سایر حقوق اجتماعی آنان است.

در تعریف انسان معلول و ازکارافتاده آمده است: «کسی که فاقد عملکرد جسمی، توان ذهنی و سلامتی روحی و روانی، در حدی پایین‌تر از استاندارد و زندگی عادی در جامعه باشد، معلول محسوب می‌شود. اما سازمان بهداشت جهانی این تعریف را نقد کرده و معتقد است که ناهماهنگی نقص اعضا در یک فرد با منظر و استاندارد جامعه را می‌توان معلول بودن و یا (غیرعادی) بودن تعریف کرد.

اما عادی و غیرعادی بودن امری است نسبی و در هر جامعه‌ای متفاوت است. برای آنانی که همه چیز را از زاویه زبده پروری و امتیازات و حق ویژه نگاه می‌کنند، طبیعی است که جامعه را هم به سالم‌ها و معلولین، عادی‌ها و غیرعادی ها، زنان و مردان، فرماندهان و فرمان بران، ارزش‌ها و بی ارزش‌ها تقسیم کنند.»
 

حقوق معلولین در آیات و سنت فریقین

برخی از ادله دال بر حقوق معلولین به شرح زیر می‌باشد:

۱. آیات

۱. حقوق معلولین به اعتبار برابری در خلقت و عدم تفاوت میان مردمان غیر از مالک تقوی. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ اى مردم! ما شما را از نرى و ماده اى بیافریدیم و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامىترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است».
۲. به اعتبار برادری ایمانی و اقتضائات آن. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ هرآینه مؤمنان برادران یکدیگرند».

اطلاق آیات و تصریح به عدم تأثیر تفاوت‌های ظاهری افراد بشر در برخورداری از امتیازات، به گونه‌ای است که می‌توان در پرتو آن حقوق معلولین را به اثبات رساند، به طوری که وجهی برای استثناء نمودن معلولین در برخورداری از این حقوق باقی نماند. گرچه نتوان از اطلاق مجموعه آیات دال بر رحمت الهی و رعایت حق برادری میان مؤمنین، وجوب حقوق معلولین را استنباط کرد، اما گستردگی این دست آیات، ما را به استظهار وجوب چنین حقی رهنمود می‌سازد.
 

۲. روایات

روایات بسیاری در مورد قضاء حاجات مؤمنان، توقیر افراد با ایمان، ادخال سرور بر آنان. اکرام و مهربانی، از بین بردن تنگناها، اهتمام به امور مسلمانان، یاری ضعفا و مظلومین و رفع ظلم از آنان، فریادرسی، از بین بردن حزن و اندوه مؤمنین، اطعام مؤمن، آب دادن به او و عناوین بسیار دیگری از این قبیل وارد شده است. بدیهی است که افراد مریض و معلول نیز مشمول همه این عناوین هستند. در لسان روایات کیفیت پیوند اعضای یک امت و وظایف آن‌ها نسبت به یکدیگر بیان شده، که برخی از این روایات عبارت است از:
 

الف. اهل سنت

در سنت نبوی توصیه و سفارش به احسان و برآوردن حوائج مردم شده است؛ این توصیه‌ها عام هستند. خصوصیت عام این گونه است که شامل همه افراد می‌شود (الا ما خرج بالدلیل) و، چون دلیلی برای خروج معلولین از حکم وجود ندارد، روایات شامل آنان نیز خواهد بود.
 
در این باره نصوص فراوانی وارد شده است؛ از جمله:
۱. ولی امر مسلمانان در برابر همه مردم مسئولیت دارد و معلولین نیز از جمله مردم هستند. «همه شما نگهبانید و همه شما در برابر مردم مسئول هستید و امام نگهبان و در برابر مردم مسئول است».

۲. برآوردن نیاز‌های معلولین از مهمترین امور، ولی امر و حکومت اسلامی است، لذا از سهل انگاری در این مهم تحذیر شدید شده است. از ابی مریم ازدی نقل است که به معاویه گفت: شنیدم رسول خدا (ص) می‌فرمود: «هر کس را که خداوند بر امور مسلمانان بگمارد و او آنان را از مایحتاجشان محروم کند و ایشان را با فقرشان رها کند، خدواند نیز در قیامت او را محتاج و با فقرش تنها می‌گذارد».
 

ب. شیعه

۱. خدا را! خدا را! برای طبقه پایین جامعه بترسید، کسانی که راه چاره ندارند؛ از جمله مساکین و محتاجین و گرفتاران و زمین گیرشدگان...» نهج البلاغه، نامه ۵۳. لفظ الله الله از الفاظ تحذیر است و بر وجوب پرهیز از محذورمنه دلالت دارد.

روایت می‌گوید: بترسید بترسید، در عدم توجه و رسیدگی به امور طبقات پایین و کسانی که راه چار‌های ندارند، که آنان مساکین و نیازمندان و گرفتاران و زمین گیران هستند. با تدقیق در طبقه بندی‌های اجتماعی به وضوح آشکار است که افراد معلول عمدتاً از طبقه پایین جامعه بوده و به طور مشخص زمین گیرشدگان، همان معلولین هستند که باید حقوقشان رعایت گردد.

۲. رسول خدا (ص) فرمود: هر کس به یاری معلولی قیام کند، برای او هفتاد و سه حسنه خواهد بود؛ یکی آنکه دنیا و آخرت او اصلاح می‌شود و باقی آن درجات او را بالا می‌برد.

۳. امیرالمؤمنین (ع) از قول پیامبر (ص) فرمود: اگر کسی نابینایی را چهل قدم عصاکشی نماید، از آنچه زمین را پر از طلا کنند و به او بدهند، اجرش بیشتر است.
 

وظیفه دولت اسلامی در برابر حقوق معلولین

مسئولیت حکومت اسلامی: انسان‌ها با اجناس مختلف و ادیان گوناگون در جوامع با عنوان رعایا شناخته می‌شوند و رعایا شامل افراد غنی و فقیر، سالم و بیمار و معلول می‌شوند، که حکومت‌ها در برابر همه آن‌ها مسئول هستند. افراد در سایه حکومت زندگی می‌کنند و در برابر انجام تکالیف اجتماعی، از حقوقی برخوردارند. روایات زیر بر حقوق مردم از جمله معلولین و متقابلاً بر وظیفه حاکم اسلامی دلالت دارد:

۱. ولی امر مسلمانان در برابر همه مردم و از جمله معلولین مسئولیت دارد. «همه شما انسانید و همه شما در برابر مردم مسئول هستید و امام نگهبان و در برابر مردم مسئولید.
۲. کسی را که خدا بر امور مالی مردم بگمارد و او هنگام مرگ با حال خدعه و فریب مردم بمیرد، خداوند بهشت را بر او حرام خواهد کرد.
 

وجوه مختلف وظایف دولت اسلامی در برابر حقوق معلولین
 
الف. لزوم رفق و دلسوزی بر مردم: از واجبات، ولی امر مسلمین رفق و دلسوزی و آسانگیری بر مردم است و معلولین به این موضوعات از دیگران سزاوارترند. آیه شریفه می‌فرماید: «وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروى مىکند، بال فروتنى فرود آر»؛ و رسول خدا (ص) فرمود: «خدایا! هر کس که در کاری بر امت من متولی می‌شود، اگر بر آنان سخت گرفت، تو بر او سخت بگیر و هر کس که در کاری بر امت من متولی می‌شود و با آنان مدارا می‌کند، تو نیز با او مدارا فرما».

ب. وجوب قضای حاجات مردمان: برآوردن نیاز‌های افراد جامعه و از جمله معلولین از مهمترین امور، ولی امر و حکومت اسلامی است و لذا در روایات از سهل انگاری در این کار پرهیز داده شده است.
 

۳. جمع بندی 
 
عدالت فراگیر به گونه‌ای که شامل معلولین نیز بشود، از واجبات حاکم اسلامی است. بر حکومت اسلامی واجب است که ضمن آنکه به تمامی شئون و نیاز‌های مردم از قبیل: خورد و خوراک، مسکن و لباس و پوشش توجه می‌کند به افراد معلول و نیاز‌های آن‌ها نیز توجه بایسته داشته باشد. حکومت اسلامی بایستی موضوع پیشگیری از معلولیت‌ها را در سرلوحه امور قرار داده و در صورت بروز معلولیت، با وضع قوانین و مقررات خاص.

عطوفت و مهر خود را به معلولین نمایان کرده و آموزش، درمان و سایر نیاز‌های آنان را به بهترین وجه که متضمن کرامت انسانی است، تأمین نماید. اساساً تشکیل حکومت‌ها به آن دلیل است که امور مربوط به مردم به طور نظام‌مند اداره و رسیدگی شود. برای آنکه زندگی مردم با یکدیگر به سامان باشد، به ناچار قوانینی ضرورت دارد که گرچه برحسب اجتماعات مختلف تفاوت پیدا می‌کند، اما در محیط یک اجتماع باید درباره عموم اجرا شود.

تأمین اجتماعی در هر سطحی از جوامع، از ضروری‌ترین حقوق اجتماعی افراد است. برخورداری از منافع زندگی اجتماعی به نسبت شأن و جایگاه افراد، بر حاکمیت واجب و لازم است. دولت‌ها نه تنها حق ندارند به محرومیت کسانی که به دلیل معلولیت، از برخی از مواهب اجتماعی محروم هستند نظاره گر باشند، بلکه بر اساس مطالب مذکور فراهم نمودن زندگی متعارف برای معلولین نسبت به سایر افراد جامعه از اولویت ویژ‌های برخوردار است.

زندگی متعارف به این معناست که هر آنچه اکثریت جامعه از آن بهره مندند، اقلیت جامعه یعنی معلولین، بدون وجه و دلیل از آن محروم نباشند.
 

نتیجه

۱. احکام متعالی اسلام در تمام مذاهب به شکل متعادل این ظرفیت را دارد که پاسخگوی نیاز‌های انسان و جوامع بشری باشد و رابطه میان جوامع و افراد و اجتماع را تنظیم و ساماندهی نماید.

۲. گرچه مذاهب مختلف اسلامی در برخی از احکام شرعی با یکدیگر اختلاف دارند. لکن به طور قطع می‌توان گفت: در موضوع معلولین بین همه مذاهب اسلامی اتفاق نظر در آراء و فتاوی وجود دارد. اطلاق و عمومات آیات قرآن کریم که مستند همه مذاهب است بر توجه به معلولین و حقوق آن‌ها دلالت دارد.

۳. امروزه موضوع توجه به نیاز‌های معلولین نه تنها در جوامع پیشرفته، امری مفروض و بدیهی است، بلکه در میان آن‌ها رقابت بر سر ارائه خدمات به معلولین می‌باشد، به گونه‌ای که جوامعی که از مدنیت بیشتری برخوردار هستند، در تأمین نیاز‌های معلولین پیشتازتر بوده و قویتر عمل می‌نمایند.

۴. اساساً یکی از ملاک‌های مهم و علائم ترقی و تمدن در عصر حاضر نحوه رسیدگی و توجه به معلولین است، فلذا بر فق‌های مذاهب و حاکمان جوامع اسلامی لازم و واجب است که به معرفی رویکرد اسلام به حقوق معلولین قیام نمایند و عدالت و حقوق بشر را در قالب توجه معلولین بر جهانیان بشناسانند.

۵. بیان احکام روح بخش اسلام در دفاع از معلولان، توسط فق‌های مذاهب و ارائه آن در منظر معلولین موجب تقویت اعتقاد آنان به اسلام و باور‌های دینی خواهد شد.

۶. در فقه و سنت فریقین، اطلاق آیات و روایات این ظرفیت را دارد تا حقوق معلولین را نسبت به حاکمیت و جوامع اسلامی تعریف و تعیین نماید.

۷. پس از اثبات حق معلولین از طریق ادله قرآنی و سنت، در فقه و سنت فریقین، به دلیل تلازم میان حق و تکلیف و به دلالت التزام منطقی، انجام این تکالیف بر دیگران خصوصاً بر حاکم اسلامی نیز ثابت می‌شود.

گفتنی است، مقاله «حقوق معلولین در فقه فریقین» دکتر حسن ابوطالبی، دکتر محمد جعفری هرندی و دکتر سید محمد رضا آیتی سیدمحمدرضا نگاشته شده و در دو فصلنامه فقه مقارن، سال ششم، شماره ۱۱، در بهار و تابستان ۱۳۹۷ منتشر شده است.
 
برای مشاهده مقاله، اینجا را کلیک کنید./204/241/ح
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۳۰ / ۱۱ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۰۳
طلوع افتاب
۰۶:۴۸:۱۹
اذان ظهر
۱۲:۲۰:۵۵
غروب آفتاب
۱۷:۵۲:۴۷
اذان مغرب
۱۸:۱۰:۰۲