vasael.ir

کد خبر: ۱۵۷۵۶
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۲ - 13 January 2020
مباحثی از درس خارج فقه‌القضاء؛ آیت‌الله رشاد / ۱۲

غایت فقه‌القضاء

وسائل ـ غایت قضاء یعنی دادرسی با غایت فقه‌القضاء که به‌مثابه علم است دو امر متفاوتند، همانطوری که غایت هر یک از آن‌ها با غایت و هدف تألیف اثر پیرامون آن‌ها متفاوت است. ما در حال حاضر در صدد تبیین غایت قضاء و دادرسی در اسلام هستیم؛ البته ممکن است غایت قضا و دادرسی غایت بعیده فقه‌القضاء قلمداد شود
به گزارش وسائل، آنچه پیش‌روی خوانندگان قرار دارد،غایت فقه‌القضاء سلسله مباحثی برگرفته از دروس خارج فقه آیت‌الله رشاد است که تحت عنوان «فقه القضاء» (و به تعبیر مناسب‌تر فقه السلطة القضائیة)، روز‌های فرد، در حوزه علمیه امام رضای تهران ارائه می‌شود و توسط حجت‌الاسلام هادی افخمی، از متن نوشته استاد، ترجمه و تنظیم می‌شود.
 
نظر به ویژگی‌های این سلسله دروس و شامل بودن آن بر مباحث جدید و مسایل و موضوعات کاربردی قضائی، انعکاس و انتشار آن می‌تواند نقش بسزایی در تحقق اهداف تحول‌گرایانه قوه‌قضاییه و آشنایی قضات جوان و دیگر عوامل درگیر فرایند دادرسی، با مباحث فقه‌القضاء، ایفاء کند.
 

«غایت» به مثابه چهارمین مؤلفه رکنی دانش فقه القضاء

پیش از ورود به بررسی غایت فقه القضاء، لازم است به برخی از نکات مقدماتی اشاره کنیم. این نکات مقدماتی عبارتند از:
یکم آنکه: واژه‌های «غرض»، «داعی»، «هدف»، «غایت»، «فائده»، «ثمره»، «نتیجه»، «اثر» و امثال آن، از جمله واژگانی هستند که: «اذا اجتمعا افترقا، و إذا افترقا اجتمعا»: آن‌گاه که با هم و در کنار هم به کار بسته می‌شوند دارای معانی مختلف می‌شوند و آن‌گاه که جداگانه استعمال می‌شوند، ممکن است در معانی یکسان استعمال شده باشند.
 
 
تفاوت‌های غرض و داعی

واژه‌های «غرض» و «داعی»، در زبان فارسی به «چرایی» و «انگیزه»، تعبیر می‌شود. این واژگان با کلمات «هدف» و «غایت» که خوب است در فارسی به «برایی» و «انگیخته» معنا شوند، از جهات گوناگونی تفاوت دارند:
۱. از نظر مفهوم؛
۲. از حیث ماهیت؛
۳. از جهت مصداق؛
۴. جهت دیگر در تفاوت میان این دوگانه‌ها این‌که: دو واژه اول حاکی از حالت و حقیقتی‌اند که مقدم بر فعل است و دو واژه دوم متاخر از فعلند؛ در نتیجه دو واژه اول بر دو واژه دوم مقدم هستند؛
۵. از آنجا که دو واژه نخست (غرض و داعی)، به جهت این که مقدم بر فعلند از جمله مبادی اراده به شمار می‌آیند بر عکس دو واژه دوم («هدف» و «غایت») که در تحقق، متاخر از فعلند این چنین نیستند؛
۶. تفاوت دیگر آن است که «داعی» و «غرض» از جمله مفاهیم ذهنی هستند، بر خلاف «هدف» و «غایت» که از مفاهیم خارجی هستند؛
۷. با این توضیح، «داعی» و «غرض» را باید در میان علل فعل و همان امری انگاشت که از آن به «علت غایی» تعبیر می‌شود؛ و حال آنکه «هدف» و «غایت»، این چنین نیستند، بلکه مترتب بر فعل ارادی و متاخر از آنند؛ و از بدیهیات حِکمی غیر قابل تردید آن است که تأخر علت از معلول محال است.
 
بنابراین: چه بسا در موارد بسیاری شی‌ء تحقق می‌یابد، اما «هدف» و «غایت» محقق نمی‌شود؛ با این وصف چطور ممکن است که «هدف» و «غایت»، علت تحقق آن شی‌ء قلمداد شود؟

همچنین «هدف» و «غایت» صرفا با برنامه‌ریزی و عمل ارادی محقق می‌شود و به «شخص» و «فاعل» (انجام‌دهنده کار) نیز منتسب می‌شود، نه به اشیاء و افعال انتساب (چون فاعل تنها به مرید عالم اطلاق می‌شود)؛ در حالی که مفاهیم «فائده»، «ثمره»، «نتیجه» و «اثر» در مواردی بدون برنامه محقق می‌شود و به فعل و شی‌ء منتسب می‌شوند و نه فاعل.
 
 
تفاوت غایت قضاء با غایت فقه‌القضاء

دوم اینکه: غایت قضاء (دادرسی) با غایت فقه‌القضاء (به‌مثابه علم) دو امر متفاوتند، همانطوری که غایت هر یک از آن‌ها با غایت و هدف تألیف اثر پیرامون آن‌ها متفاوت است. ما در حال حاضر در صدد تبیین غایت قضاء و دادرسی در اسلام هستیم؛ البته ممکن است غایت قضا و دادرسی غایت بعیده فقه‌القضاء قلمداد شود.

سوم اینکه: برای آنکه قلمرو بحث و محور آن که ما در حال حاضر در صدد آن هستیم روشن شود به تبیین غایات افعال الهی و احکام آن که مراتب گوناگونی دارد می‌پردازیم؛
 
این غایات عبارتند از:
غایت ایجاد عالَم (جهان): آیات متعددی در قرآن کریم بیانگر غایت پدید آمدن جهان است؛ خداوند در سوره انبیاء آیه ۱۶ می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا لَاعِبِینَ»؛ (ما آسمان و زمین، و آنچه را در میان آنهاست از روى بازى نیافریدیم!)
و در آیه دیگری می‌فرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» ۱؛ (همان‌ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد می کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمان‌ها و زمین می اندیشند؛ (و می گویند:) بار الها! این‌ها را بیهوده نیافریده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!)
و همچنین در سوره مبارکه ملک آیه دو می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»؛ (آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مى‏کنید، و او شکست‏ناپذیر و بخشنده است.)
 

غایت خلقت جن و انس
 
در قرآن کریم غایت خلقت جن و انس، عبادت الهی تصریح شده است. به طوری که می‌فرماید: «وَ ما خَلقتُ الجنَّ وَ الإنسَ الّا لِیَعبُدُونَ» ۲؛ (من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!
 
و همچنین در کتاب علل الشرایع از امام صادق (ع) چنین روایت شده است که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به سمت یاران‌شان شتافتند و فرمودند: «ایّها النّاسُ إنّ اللَّه جلّ ذکره ما خلق العباد الّا لیعرفوه، فإذا عرفوه عبدوه، و إذا عبدوه استغنَوا بعبادته عن عبادة من سواه». فقال له رجل: یا ابن رسول اللَّه بأبی انت و امّی، فما معرفة اللَّه؟ قال: «معرفة اهل کلّ زمان إمامَهم الّذی تجب علیهم طاعته».‌ای مردمان خدای جلیل الذکر بندگان را خلق نفرمود: مگر بدان جهت که او را بشناسند و پس از آن به عبادت او بپردازند و زمانی که او را عبادت کردند به واسطه آن از عبادت غیر او بی‌نیاز شوند. در ادامه شخصی سوال کرد:‌ای فرزند پیامبر پدر و مادرم به فدای شما: معرفت خدا چیست؟ حضرت فرمودند: معرفت خدا آن است که مردم هر عصری امام خود را که پیروی از او واجب است را بشناسند.۳
 

غایت رسالت
 
خدای سبحان در بیان غایت رسالت می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ» ۴؛ (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آن‌ها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و