vasael.ir

کد خبر: ۱۵۷۳۹
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۷ - 12 January 2020

دیدگاه قرآن درباره ستم پذیری و ستم ستیزی / ملتی که ستم‌پذیر است پَست و فرومایه است

وسائل ـ یکی از وجوه تاویلی آیات تنزیلی کربلای خونین، ستم ستیزی آن است. همه آنانی که در کربلا، نقش الهی را بر صفحه کائنات رقم می‌زدند، با ستم ستیزی به میدان آمدند و در این راه سخنان گفته و کارهای سترگ کرده اند که سرمشق همه آزادگان جهان و ستم ستیزان دنیاست.

به گزارش خبرنگار وسائل، رخداد بزرگ و بی مانند كربلا كه اوج سعادت ها و شقاوت هاست، دربردارنده آموزه هاي بسياري است. آيات روشن آن، همانند آيات قرآني داراي بطون بسيار است. هر مطالعه آن، به انسان درس زندگي مي آموزد و با هر قرائت جديد از اين آيات روشن، انسان گامي بلند در مسير خودسازي برمي دارد.

بي گمان مصداق «اقرء فارق؛ بخوان و برآي» در اين آيات كربلايي موج مي زند؛ چرا كه رخداد كربلا و واقعه عاشوراء تاويل آيات قرآن صامتي است كه مفسراني راسخي چون اباعبدالله الحسين(علیه السلام) و ياران باوفايش با خون الهي خود در بيابان تفتيده طف رقم زدند.

يكي از وجوه تأويلي آيات تنزيلي كربلاي خونين، ستم ستيزي آن است. همه آناني كه در كربلا، نقش الهي را بر صفحه كائنات رقم مي زدند، با ستم ستيزي به ميدان آمدند و در اين راه سخنان گفته و كارهاي سترگ كرده اند كه سرمشق همه آزادگان جهان و ستم ستيزان دنياست.

نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي تنزيلي و تأويلي قرآن و عاشوراء بر آن است تا گوشه اي از اين ستم ستيزي را تبيين كند و ديدگاه قرآن را پيرامون ستم پذيري و ستم ستيزي تشريح نمايد اينك با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

 

مظلومان ستم ستیز و ستم سوز

بی‌گمان بسیاری از امور جهان دارای دو وجه است. شاید برای همین است که خداوند، رستگاری را در نفی و اثبات «لااله الاالله» نهاده است؛ چرا که بی نفی خدایگان، هرگز نمی توان به خدای یگانه ای رسید که هستی را آفریدگاری و پروردگاری می‌کند. ازاین رو جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید که ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا که بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت؛ زیرا نفی ستم در هر شکل و اندازه آن، زمینه تحقق و اقامه عدالت می‌باشد.

خداوند، عدالت را تنها در سایه سار نفی هر گونه ظلم و ستم گری در آدمی می‌داند و لذا هر گونه گرایش ولو اندک به ظلم را قبیح می‌شمارد و از آن نهی می‌کند. این بدان معناست که شخص نه تنها خود نباید اهل ظلم و ستم باشد، بلکه حتی نباید گرایش به ستمگران و ظالمان داشته باشد. از این رو می‌فرماید: «و به کسانی که ستم کرده اند متمایل مشوید که آتش دوزخ به شما می‌رسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد.» (هود، آیه 113)

بنابراین، اگر گرایش به ظالم هر چند اندک حرام است و خداوند وعده آتش دوزخ را می‌دهد، پس هر گونه همکاری با ظالم، وضعیت بدتری دارد و خشم و انتقام الهی را نسبت به چنین همکاری تشدید می‌کند.

از آن جایی که ریشه بسیاری از ستمگری ها، خودخواهی است، شخص در پی آن است که به طریقی خود را حفظ کند. تمایلات خانوادگی نیز در همین قاعده می‌گنجد. تمایلات خانوادگی موجب می‌شود تا ناخواسته انسان گرایش به ظلم پیدا کند و حقی را تباه سازد. از این رو خداوند می‌فرماید: دادگری کنید، هر چند درباره خویشاوند شما باشد. (انعام، آیه 152)

این سخت گیری تا آن جایی است که مراعات عدالت را حتی نسبت به دشمنان لازم برمی شمارد و می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، برای خدا به دادگری برخیزید و به عدالت شهادت دهید، و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.» (مائده، آیه 8)

بنابراین عدالت خواهی می‌بایست در رگ و ریشه شخص نفوذ کند تا خواسته و ناخواسته به اجرای آن قیام نماید. بخشی از عدالت خواهی در نفی ستمگری و گرایش به ستم و ستمگران نهفته است. بنابراین شخص عدالت خواه لازم است عدالت را در نفی ستم نیز بجوید. این نفی ستم هم در حوزه گفتار و هم در مقام عمل است. به این معنا که آن چه از عدالت خواهی و ستم ستیزی در خود به عنوان بینش دارد، در مقام گفتار نیز آورد و در مقام عمل انجام دهد. پس هرگاه ستم و ستمگری رادید، آن را با زبان انکار کند و به مقابله با آن برخیزد و در مقام اجرا و عمل نیز عدالت را انجام دهد.

براساس آموزه‌های الهی، انسان ها همان گونه که باید عدالت خواه و ستم ستیز باشند، باید در شرایطی که به ایشان ستم روا می‌شود دست بر روی دست نگذارند بلکه به مقابله با ستم و ستمگران برخیزند. به این معنا که ستم ستیزی به عنوان امری واجب بر شخص ستم شده و افراد جامعه است. هیچ کس نمی تواند به سبب این که در معرض ستم است و یا به وی ستم می‌شود، نسبت به ستم و ستمگران واکنش نشان ندهد و ستم پذیر باشد؛ چرا که ستم پذیری، خود گناهی نابخشودنی است.

مظلوم کسی است که به وی ظلم شده است ولی منظلم کسی است که ظلم و ستم را پذیرفته و به آن تن داده و نسبت به آن واکنش منفی نشان نمی دهد و به مبارزه با آن نمی پردازد. از نظر اسلام پذیرش ظلم و ستم روا نیست و شخص به سبب همین پذیرش ظلم نشان می‌دهد که گرایش به ظلم و ظالم دارد و می‌بایست به سبب همین پذیرش و رکون، مجازات شود.

مظلوم باید در برابر ظلم و ستم بایستد و تن به ظلم و پذیرش آن ندهد. از این رو براساس آموزه‌های قرآنی و اسلامی مظلوم می‌بایست انسان ستم ستیز بلکه ستم سوز باشد تا با مبارزه خود ریشه ستم و ستمگری را بسوزاند و از میان بردارد؛ چنان که امام حسین(ع) و یاران مظلوم وی در کربلاچنین کردند و علیه ظلم و ستم قیام کرده و ریشه‌های ظلم و ستم اموی را سوزاندند و ستم ستیزی و ستم سوزی را در جامعه اسلامی بلکه جامعه انسانی نهادینه کردند، به گونه ای که رهبران هندوی هند از آن حضرت(ع) برای مبارزات خویش الگو گرفتند و وی را سرمشق مبارزات خود قرار دادند.

 

دیدگاه قرآن درباره ستم پذیری و ستم ستیزی / ملتی که ستم‌پذیر است پَست و فرومایه است

 

در این زمینه آیت الله جوادی آملی گفتگویی دارند که در ادامه تقدیم می گردد: به ما گفتند بجنگید با دشمن بیرون، بخواهید بجنگید سلاحتان آهن است، این بیگانه خواست اهانت کند، آسیب برساند به نظام اسلامی به عزیرترین سربازان و سپهبدهای ما، این شهید را از ما گرفته، این عزیزان ما هم با چهار تا موشک او را خفه کردند، این سلاح بیرونی است به نام آهن؛ که خدای سبحان از همه اینها بپذیرد، به همه قدرت عطا کند، عنایت عطا کند، جدّیت عطا کند، اینها شاگردان حضرت امیر هستند.

این مفسر قرآن با بیان اینکه ملت نباید ستم پذیر باشد، اظهار کرد: شما این کلمه حَجَر را در نهج البلاغه در این آدرسش و فهرست کلمات نهج البلاغه ملاحظه کنید، حضرت فرمود: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» سنگ را از همان جایی که آمد برگردانید، حالا یک کسی به شما سنگ زد بگویید گذشت، عیب ندارد، نه! عیب دارد چرا عیب ندارد؟ ملت ستم‌پذیر نباشید آنکه ستم‌پذیر است پَست و فرومایه است این بیان نورانی است که فرمود: «لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ‏» «إحتمله» یعنی این بار را تحمل کرد فرمود ستم و استکبار را جز فرومایه کسی تحمل نمی‌کند.

ملت عزیز که زیر بار ظلم نمی‌رود بیگانه هر جسارتی بخواهد بکند! «ضیم» با صاد ضاد یعنی ستم و ظلم. «احتمله» یعنی قبول کرد این بار را بُرد، تحمل کرد ستم را، استکبار را، تحمیل را، جز ملت پَست کسی تحمل نمی‌کند.

این ملت ما این طور شد به لطف الهی هیچ تحمل کرد، عزیزانه انقلاب کرد، بعد درباره این جمله هم فرمود «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» سنگ را از همان جایی که آمد فوراً برگردانید، سنگ‌خور نباشید، این عزیزان ما هم همین کار را کردند هنوز بدن مطهر شهید سپهبد قاسم سلیمانی (رضوان الله تعالی علیه، سلام الله علیه و علی الشهدا) را دفن نکردند این عزیزان جبران کردند، این دستور حضرت امیر است، فرمود «رُدُّوا» یعنی «رُدُّوا»! «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» یک ملت سنگ‌خور نباشید، این می‌شود حسنه دنیا./504/422/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۰ / ۰۱ /۱۳۹۹
قم
اذان صبح
۰۵:۱۶:۱۵
طلوع افتاب
۰۶:۴۳:۱۴
اذان ظهر
۱۳:۰۸:۴۱
غروب آفتاب
۱۹:۳۳:۳۰
اذان مغرب
۱۹:۵۰:۴۱