vasael.ir

کد خبر: ۱۵۴۵۵
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۷ - 03 December 2019
در یادداشتی بررسی شد؛

فرآیند تصویب قانون اساسی به روایت آیت الله مکارم شیرازی

وسائل ـ روشی که بر مجلس خبرگان حاکم بود، روش سخت گیرانه‌ای بود. یعنی به آسانی از یک قانون عبور نمی‌کردند. می‌دانستند که این قانون، قانون اساسی است نه قانون‌های معمولی که امروز بنویسند بعد ببینند مشکلاتی دارد بعد از سه ماه و شش ماه عوض کنند. می‌دانستند قانون اساسی ماندگار است.
به گزارش وسائل، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ....نظام نوپای جمهوری اسلامی، مسال گوناگونی را در مسیر حرکتش تجربه کرد که تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و تدوین قانون اساسی جدید از جمله آن به شمار می‌آید. [۱]
 
مجلس خبرگان قانون اساسی، متشکل از فقها و علما و اسلام شناسان مورد اعتماد مردم و انقلاب، روشنفکران تحصیل کرده در رشته‌های مختلف، در راستای بررسی نهایی قانون اساسی، برای تصویب توسط مردم، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ با ۷۵ نماینده تشکیل شد.

در این میان آیت الله العظمی مکارم شیرازی، با کسب ۸۴ درصد آرا، به عنوان منتخب مردم استان فارس به مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راه یافت و در قالب عضویت در کمیسیون زبان و مذهب، [۲]عضویت در کمیسیون تنظیم آئین نامه داخلی و عضو اصلی شورای هماهنگی، [۳]در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش بسزایی داشت. [۴]
 
«آیت الله العظمی مکارم شیرازی» در این روایت، با اشاره به ترکیب اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی و نحوه مدیریت آن، فضای حاکم بر این مجلس، چگونگی طرح و تصویب اصل ۱۱۰ (وظایف و اختیارات رهبر)، چگونگی رسمیت بخشی به مذهب شیعه در قانون اساسی، ارزیابی وضعیت خصوصی‌سازی در اصل ۴۴ ... و فرآیند کلی و راهبردی تصویب قانون اساسی را مورد توجه قرار داده است. [۵]
 
 
ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی

اولین نکته مهم در مورد مجلس خبرگان قانون اساسی ترکیب این مجلس است؛ شایسته ترین، باسوادترین و آماده‌ترین علما، شخصیت‌ها و افراد انقلابی آن روز در آنجا جمع بودند، یعنی واقعاً ترکیب بسیار ترکیب شایسته‌ای بود. ما هر چه نگاه می‌کردیم افراد باشخصیت، علما، دانشمندان و افراد انقلابی و اهل علم و استاد جمع بودند. این ترکیب ترکیبی بود که منحصر به همان مجلس بود که بعد از آن در آن سطح، هیچ مجلسی تشکیل نشد و مایه امیدواری بود که چنین مجلسی، قانون اساسی خوبی بنویسد و تجربه هم نشان داد که قانون خوبی نوشته شد. [۶]
 
 
شیوه مدیریت شهید بهشتی

مدیریت این مجلس بسیار عالی بود. مدیریت مجلس خبرگان قانون اساسی عمدتاً با مرحوم آیت الله شهید بهشتی بود. من با مرحوم بهشتی از بیست سال قبل از انقلاب هم مدرسه بودیم؛ هر دو در مدرسه حجتیه بودیم امام موسی صدر هم می‌آمد و هم بحث بودیم هر سه نفر با هم بودیم، شهید بهشتی بیست سال قبل از انقلاب درباره تاریخ مشروطیت مطالعه می‌کرد و قانون اساسی کشور‌های مختلف را مطالعه کرده بود. تجربه خوبی در این مسائل داشت احاطه خوب، حوصله، مدیریت و اجتهاد خیلی خوبی داشت. اداره خوب شورای انقلاب و مجلس خبرگان قانون اساسی مرهون همین مدیریت مرحوم بهشتی بود. [۷]
 
 
فرآیند تدوین و تصویب قانون اساسی

روشی که بر مجلس خبرگان حاکم بود، روش سخت گیرانه‌ای بود. یعنی به آسانی از یک قانون عبور نمی‌کردند. می‌دانستند که این قانون، قانون اساسی است نه قانون‌های معمولی که امروز بنویسند بعد ببینند مشکلاتی دارد بعد از سه ماه و شش ماه عوض کنند. می‌دانستند قانون اساسی ماندگار است.

من یادم است آن زمان در مورد برخی مواد که بحث شد آراء به اجماع و حتی دو سوم هم نمی‌رسید. عده‌ای گفتند با اکثریت آراء تصویب شود. مرحوم بهشتی گفت: ما باید هر کاری بکنیم تا مصوبه‌ها با دو سوم آراء باشد. اینقدر بحث و بررسی و کم و زیاد و تعدیل می‌شد تا دو سوم آراء کسب می‌شد. یعنی سخت گیرانه عمل می‌شد تا پایه‌ها محکم بشود.
 
شهید بهشتی (ره) می‌گفت، قانون اساسی اکثریت آراء فایده ندارد قوانین با دوسوم آراء باید تصویب شود. [۸]لذا روش، روش سخت گیرانه‌ای بود گاهی روز‌ها و ساعت‌ها طی می‌شد ماده قانونی مورد بحث قرار می‌گرفت تا تصویب می‌شد. بخاطر همین سخت گیری‌ها مدت تصویب قانون اساسی که یک ماه تعیین شده بود به دو ماه تبدیل شد. آنچه جوانان امروز باید بدانند این است که چقدر آن زمان برای این قانون زحمت کشیده شد نمایندگان می‌خواستند تا آنجایی که می‌توانند کاری خوب و عالی باشد. [۹]
 
 
حال و هوای حاکم بر مجلس خبرگان قانون اساسی

نکته مهمی که درباره مجلس خبرگان قانون اساسی وجود دارد حال و هوای خاص حاکم بر آن بود. تازه انقلاب شده بود. محیط، محیط انقلابی بود. افکار مردم، انقلابی بود. ارزش‌های انقلابی مثل عدالت، آزادی، عزت، سلامت انسانی، حمایت از مظلومان دنیا و حمایت از قشر‌های مستضعف خیلی پر رنگ بود. این ارزش‌ها در متن قانون اساسی پیاده شد. آن وقت حال و هوا و فضا چیز دیگری بود. فضایی بود که برای نوشتن قانون اساسی خیلی مفید و با ارزش بود. ارزش‌های آن زمان، در تصویب قانون اساسی نقش داشت. [۱۰]
 
 
رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه در قانون اساسی

من (در مجلس خبرگان) جزو گروه مذهب و زبان بودم و طبعاً در گروه ما یکى از برادران اهل سنت، مولوى عبدالعزیز که مرد فاضل و ملایى بود و زیاد مى توانستیم با او تفاهم کنیم و یکى از موبدان زرتشتى و یکى از سران مسیحیت و یکى از سران یهود بود و از این نظر وضع کمیسیون و گروه ما با همه گروه‌ها تفاوت داشت، ما در برابر مذاهب مختلف مى بایست بنشینیم و مسائل مربوط به مذهب و جایگاه آن را در قانون اساسى تصویب کنیم و آماده کنیم براى طرح در مجلس عمومى، ما زحمت زیادى کشیدیم تا توانستیم از طریق منطقى مواد مربوط به مذهب رسمى را در قانون اساسى جاى بدهیم که مذهب رسمى، مذهب شیعه اثنى عشریه است و در عین حال اقلیت هاى مذهبى در جمهورى اسلامى محترمند و حقوق شهروندان ایرانى را دارند و مشکلى از نظر زندگى در درون جامعه اسلامى ندارد.
 
عجب این که در آن ایام فرقه ضاله بهائیت به جنب و جوش شدیدى افتاده بودند، این‌ها با یک برنامه مفصل و ادعاى زیاد و ارقام دروغین درباره جمعیت خود در کشور و این که عده ما از سایر اقلیت‌ها بیشتر است و تماس هاى مکرر با خارج و داخل، اصرار داشتند که باید ما را هم در اقلیت هاى رسمى جاى دهند.
 
من کاملا با تاریخ این جمعیت آشنا بودم و از همان موقع که شاید طلبه پانزده و یا شانزده ساله بودم در شیراز، گاهى به جلسات آن‌ها مى رفتم و با آن‌ها مناظره مى کردم... و در جلسات عقاید و مباحث خودمان در قم هم بررسى زیادى درباره آن‌ها کرده بودیم که این‌ها دقیقاً رابطه با استعمار دارند.
 
در دامن روس‌ها متولد شدند و در آغوش انگلیس‌ها پرورش یافتند و در خدمت آمریکایى‌ها قرار گرفتند و الآن هم در حال حاضر چه دفاع سختى از سوى کنگره آمریکا از آن‌ها مى شود و نشان مى دهد که تا چه حد مورد علاقه و حمایت آن‌ها هستند، من این را کاملا مى دانستم، دوستان عزیز دیگرى هم که از روحانیون در آن گروه بودند آن‌ها هم بحمدالله روشن بودند و لذا سخت در مقابل این درخواست، مقاومت کردیم و اصرار آن‌ها سبب شد که ماده قانون اساسى را در مورد مذهب رسمى طورى ببندیم که به اصطلاح ما طلبه‌ها «نفى ماعدا» کند، یعنى غیر از کلیمى ها، و نصارى و زرتشت که سه اقلیت سنتى مورد حمایت قانون از قدیم بودند و در کتب فقهى ما هم به عنوان اهل کتاب شناخته شده اند و نزد فقها به عنوان، اهل ذمه محسوب مى شوند، دیگرى را شامل نشود. ما چنان قانون اساسى را نوشتیم که دقیقاً مذاهب ساختگى استعمار را نفى کند.[۱۱]
 
به هرحال همه زحمت زیادی کشیدند ما هم زحمت زیادی کشیدیم که توانستیم مساله مذهب را بصورت پخته، عاقلانه، خوب و با در نظر گرفتن حقوق همه افراد به تصویب برسانیم. در ص