vasael.ir

کد خبر: ۱۴۸۹۶
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۱ - 07 October 2019
حجت الاسلام جوان آراسته:

حق آزادی در نهضت حسینی، توأم با مسئولیت است

وسائل ـ عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: یکی از برداشت‌های ناصواب و غیر دقیقی که از مسئله آزادی در نهضت حسینی می‌شود، این است که امام حسین(ع) یاران خود را مطلقا آزاد گذاشته است. آری، ایشان به یاران خود آزادی داد ولیکن این آزادی توأم با مسئولیت در برابر خداوند است. بدین جهت در بند ششم از اصل دوم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران مقرر شده است که «کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا».
به گزارش خبرنگار وسائل، در راستای سلسله نشست های حق آزادی در نهضت حسینی، توأم با مسئولیت استهم اندیشی اساتید و فضلای حوزه و دانشگاه در مورد چگونگی بهره‌مندی از میراث فکری نهضت حسینی برای حل چالش های امروز جامعه بشری، نشست علمی با موضوع «آزادی انتخاب مردم بین مسیر حق یا باطل پس از روشنگری های لازم» پنجشنبه 10 مهر ماه در کمیسیون حقوق بشر قم برگزار شد.

در این نشست علمی، حجت الاسلام دکتر حسین جوان آراسته؛ استاد حقوق و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و حجت الاسلام دکتر محمد حسن موحدی ساوجی؛ استاد الهیات و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید به عنوان ارائه دهنده و دکتر محمد حسن ضیایی فر به عنوان دبیر حضور داشتند.

آنچه در ذیل می‌خوانید، مشروح مطالب ارائه شده در این نشست است:
 
 
حق آزادی در نهضت حسینی، توأم با مسئولیت است

در ابتدای این نشست دکتر ضیایی فر در خصوص ضرورت بحث علمی پیرامون موضوع نشست اظهار داشت: امروزه در جهان تلاش های بسیاری صورت گرفته تا نشان دهد که تفکر اسلامی برای انتخاب مردم اهمیتی قائل نیست و بسیاری از جریان های اسلامی در صدد این هستند که ولو با زور، مردم را به بهشت ببرند و چنین نگاهی، منجر به تضییع حقوق مردم، برخوردهای خشن با مردم، دخالت در حریم خصوصی و پیامدهای این چنینی می شود.

این اشکالات سبب شد تا ما بر اساس میراث فکری امام حسین(ع) به این مهم بپردازیم و رویکرد ایشان را مورد بررسی قرار دهیم. البته قبل از ایشان، سیره رسول اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) در این مورد، خود پاسخی محکم است بر این اشکالات واهی و سست، ولیکن در تفکر و عملکرد امام حسین(ع) نکات شگرفی وجود دارد که تامل در آنها لازم به نظر می رسد. حال با توجه به ایام محرم و صفر که گوش ها شنوا تر است و چشم ها باز تر، زمان را مناسب دیدیم تا حداقل جوانان ما به میراث اصیل عاشورا پی ببرند.
 
 
حق آزادی در نهضت حسینی، توأم با مسئولیت است
 

در ادامه حجت الاسلام دکتر موحدی ساوجی اظهار داشت: وقتی ما از آزادی انتخاب سخن می‌گوییم مقصودمان این نیست که در برابر پرورگار مسئولیتی نداریم؛ بلکه مراد این است که در این دنیا کسی ما را مجبور به گزینه خاصی نمی کند. بر اساس کتاب های آسمانی یکایک انتخاب ها در سرای آخرت مورد سوال قرار خواهد گرفت.

نکته دیگر آنکه، برخی از قرائت های دینی بین الرشد هستند که هیچ شکی در حقیقت بودن آنها نیست. برخی دیگر نیز بین الغی هستند که به اتفاق اندیشمندان دینی باطل می باشد. اما برخی از قرائت ها مورد اختلاف هستند. مقصود ما از باطل، بین الغی است زیرا حتی اگر اقلیتی از اندیشمندان دینی ادعایی را حق بدانند ما نمی توانیم آن را باطل بدانیم.
 

اصل بر آزادی در انتخاب است / عدم آزادی نیازمند دلیل است

اصل عدم سلطه یک انسان بر انسان دیگر، جزء اصولی است که تقریبا مورد اتفاق فقها است. این اصل استثنائی دارد و آن جایی است که دلیل قاطعی از ناحیه شارع مقدس وجود داشته باشد. اگر بخواهیم آزادی انتخاب راه باطل را از شخص دیگری بگیریم، در حقیقت می خواهیم نوعی اعمال ولایت و سلطه نسبت به او داشته باشیم که نیازمند دلیل قاطع است. به تعبیر دیگر، اصل بر این است که آزادی انتخاب وجود دارد و کسی که خلاف آن را ادعا می کند باید دلیل بیاورد.
 

با دلیل ظنی نمی‌توان حقوق اساسی انسان را سلب کرد

مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری معتقد است که سیره عقلا بر این است که در امور مهم نمی توان به خبر ثقه اتکاء کرد زیرا خبر ثقه ظنی است و در آن احتمال خلاف وجود دارد. ایشان به محقق حلی استناد می کند؛ محقق حلی در شرایع الاسلام، جلد 4، صفحه 115 می فرماید «التهجم على الدماء بخبر الواحد خطر؛ تعرض به خون های افراد، با استناد به خبر واحد امر خطرناکی است». مرحوم محقق حلی و مرحوم محقق خوانساری این مسئله را در مورد مبحث قتل نفس مطرح کرده اند.

مرحوم آیت الله منتظری در بحث کرامت انسان می فرماید از منظر شریعت انسان بما هو انسان دارای نوعی از کرامت است که به حوزه تشریع نیز تسری پیدا می کند. به تعبیر دیگر، وقتی که این کرامت ثابت شود، لازمه اش اثبات حقوقی است که متمایز کننده انسان از سایر موجودات است؛ نظیر حق آزادی بیان.

ما معتقدیم، نباید گفت که ادعای محقق خوانساری تنها مربوط به جان انسان است بلکه به نظر می رسد با استناد به خبر واحد و به طور کلی هر دلیل ظنی، نمی توان هیچ حق بنیادی و اساسی را از انسان سلب کرد مگر اینکه از جانب شارع مقدس دلیلی که سندا و دلالتا محکم و قاطع باشد، وجود داشته باشد.
 

چند دلیل بر اثبات حق آزادی انتخاب

گرچه همان طور که گفتیم مدعی عدم حق آزادی انتخاب برای ادعای خود نیازمند دلیل است ولیکن با این حال ما می توانیم برای اثبات حق آزادی انتخاب چندین دلیل ارائه کنیم.
 

دلیل اول / مشیت الهی بر مختار بودن انسان است

دلیل اول این است که مشیت خداوند متعال بر مختار بودن انسان است. خداوند رحمان در آیه 2 از سوره مبارکه انسان می فرماید «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا؛ ما آدمى را از نطفه‌اى آميخته بيافريده‌ايم، تا او را امتحان كنيم. (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم! ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!». بر این اساس، اختیار کفور بودن به انسان داده شده است.

در جایی دیگر می فرماید: «وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ؛ و بر خداست که راه راست را (به بندگان) نشان دهد؛ امّا بعضی از راه‌ها بیراهه است! و اگر خدا بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدایت می‌کند (ولی اجبار سودی ندارد)».

همچنین در آیه 3 و 4 از سوره مبارکه شعراء چنین آمده است «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ * گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی به خاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند! اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردن های‌شان در برابر آن خاضع گردد!». خلاصه آنکه، بر اساس آیات متعددی از قرآن کریم، مشیت خداوند متعال بر مختار بودن انسان است.
 

دلیل دوم / تاکید بر تفکر حتی در امور دینی

دلیل دوم، تاکیدی است که در آیات متعدد از قرآن کریم بر «تفکر» شده است و بدیهی است که نتایج تفکر متفاوت است و در نهایت یکی از آنها حق است. حال آیا می توان از راهی که بر اساس تفکر و بدون عناد پیموده شده است، نهی کرد؟ مسلما خیر. در نتیجه، لازمه تاکید بر تفکر این است که دیدگاه های مختلفی ایجاد می شود که قاعدتا حق و باطل در آنها ممزوج است.
 

دلیل سوم / آزادی تکوینی در انتخاب دین

دلیل سوم، آیات متعددی است که دال بر آزادی تکوینی در انتخاب دین هستند. مهم ترین آیه در این مورد، «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» است. دین‌داری با اکراه قابل جمع نیست؛ در غیر این صورت، نفاق است. نیز در سوره یونس خطاب به نبی اکرم(ص) می فرماید «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛ و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!)». بر این امر آیات متعددی تصریح دارد.
 

دلیل چهارم / فحوای قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم»

مرحوم آیت الله منتظری در کتاب در اسات خود، یکی از ادله اینکه چرا انسان می تواند سرنوشت سیاسی خود را انتخاب کند را، فحوای قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم» می داند. ایشان معتقد است اصل اولی بر این است که هر انسانی بر اموال خود مسلط است و وقتی انسان بر اموال خود مسلط باشد، به طریق اولی بر جان و فکر خود مسلط است. وقتی کسی نمی تواند بر اموال انسان مسلط باشد، به طریق اولی نمی تواند بر اندیشه وی مسلط شود و انتخاب و سرنوشت سیاسی و یا دینی او را تحت سلطه خود قرار دهد.
 

دلیل پنجم / سیره معصومین

تفاوت سیره و فعل در این است که «فعل» تنها با یک بار انجام دادن محقق می شود اما سیره نیازمند استمرار است. حال وقتی ما سیره پیامبر اکرم(ص)، امیرالمومنین(ع)، امام حسن مجتبی(ع) و سید الشهدا(ع) را نگاه می کنیم مشاهده می کنیم که این بزرگواران هیچ مسلمانی را مجبور به بیعت نکردند؛ علی رغم اینکه راه این عزیزان حق بود و بی تردید هر کسی که در مقابل آنها بود راه باطل را انتخاب کرده بود.

گرچه اباعبدالله(ع) حکومتی نداشت، با این حال بر این سیره استوار بود. علی رغم حقانیتی که در گفتار و رفتار امام حسین(ع) بود و علی رغم روشن بودن بطلان عقیده یزیدان، با این حال سید الشهدا(ع) حتی تشریعا کسی را ملزم به همراهی نکرد. حضرت(ع) بارها اطرافیان خود را مختار کرد تا هر که خواست بتواند کربلا را ترک کنند. البته سیدالشهدا(ع) راه را روشن کرد که نتیجه همراهی با ایشان سعادت و در مقابل، نتیجه عدم همراهی شقاوت است. آری، وی روشنگری کرد ولیکن هیچ گونه اجباری در کلام و رفتار ایشان به چشم نمی خورد.
 

آزادی انتخاب باطل و تکلیف به اتلاف کتب ضاله

اشکال: ما از طرفی می گوییم مردم در انتخاب باطل آزاد هستند ولیکن در مقابل، از ترویج کتب ضاله نهی می کنیم. آیا این دو با یکدیگر سازگارند؟

پاسخ: در این خصوص باید چند نکته مورد بررسی دقیق قرار گیرد؛ اولا باید بررسی شود که بر فرض تکلیف ما به نابودی کتب ضاله، آیا هدم آنها وظیفه فردی است یا حکومت؟ باید ثابت شود که وظیفه حکومت است و لازمه اینکه وظیفه حکومت باشد این است که ما ثابت کنیم که حکومت می تواند پیرامون تمام گناهان شهروندان دخالت کند، حتی گناهانی که شخصی است و به جامعه مربوط نمی شود. اگر ما بگوییم حکومت چنین اختیاری دارد پس می تواند تمام کتب ضاله را نابود کند و گرنه، لااقل حکومت مجوزی برای نابودی برخی از کتب ضاله ندارد.

سوال دیگر آنکه، برفرض که حکومت می تواند کتب ضاله را نابود کند، در زمان ما که وسایل ارتباط گسترش جمعی افزایش پیدا کرده و امکان نابودی کتب ضاله نیست ما چه تکلیفی داریم؟ مرحوم آیت الله منتظری در این مورد سه احتمال داده است؛ احتمال اول این است که تکلیف ساقط است. احتمال دوم این است که بگوییم کتب ضاله ای که در بازار وجود دارد اما پاسخ آنها توسط دانشمندان داده شده، در حکم اتلاف است. احتمال سوم این است که بگوییم مقصود از اتلاف کتب ضاله، پاسخگویی با آنها است.
 
 
حق آزادی در نهضت حسینی، توأم با مسئولیت است
 
 
مبنای حق بنیادین آزادی یا حق طبیعی بشر است یا کرامت انسان

در ادامه حجت الاسلام دکتر جوان آراسته در خصوص موضوع محل بحث گفت: اگر بخواهیم ترجمه دیگری از این موضوع با ادبیات حقوق بشری داشته باشیم، مسئله بررسی حق تعیین سرنوشت مطرح می شود.

مبنای حق بنیادین آزادی یا حق طبیعی بشر است یا کرامت انسان. اگر مبنا حق طبیعی باشد، تنها تعیین حق می کند و در ذی حق بودن انسان راهگشا است اما اگر مبنا، کرامت انسان شد، هم تعیین کننده حق آزادی است و هم تعیین کننده حد آزادی. همانطور که کرامت انسانی بدوا اصل آزادی را تایید می کند، همانطور اجازه نمی دهد که ما هر نوع آزادی را داشته باشیم.
 

مسئولیت انتخاب اشتباه و باطل با فرد مختار است

در مباحث حقوقی به طور عام و در مباحث حقوق بشری به طور خاص، بین حق بودن و حق داشتن انسان ها مرزبندی وجود دارد. طبیعتا حق داشتن (و یا بر اساس برخی تعابیر، حق بر خطا بودن) بر این اساس است که ما چیزی را ناحق بدانیم. ما در حقوق از «حق داشتن» بحث می کنیم، یعنی با قطع نظر از باطل و خطا بودن انتخاب، به انسان ها این حق را می دهیم که در گزینش آن آزاد باشند و حتی توان انتخاب مسیر اشتباه را داشته باشند.

البته طبیعتا باید مسئولیت این انتخاب اشتباه را بپذیرند. در بند سوم ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر پس از طرح حق آزادی بیان عقیده، تاکید می کند که آزادی بیان را نمی توان محدود کرد مگر در مواردی نظیر اینکه آزادی بیان به نظم عمومی، عفت عمومی و حقوق دیگران خدشه وارد کند. در نتیجه آزادی ها حدودی دارند و فردی که انتخاب می کند مسئولیتش را نیز باید به عهده بگیرد.
 

آگاهی بخشی و روشن گری، امری لازم قبل از آزادی

قید «پس از روشن گری های لازم» در موضوع نشست، نشان از دقت نظر و توجه کافی در انتخاب عنوان نشست دارد زیرا در گام های اولیه نهضت سیدالشهدا(ع) و قبل از مختار کردن یاران، روشن گری و آگاهی لازم توسط حضرت(ع) انجام شد.

بر اساس برخی اسناد، در سال 58 (یعنی دو سال قبل از مرگ معاویه)، سیدالشهدا(ع) خطبه منا را ایراد کردند، در حالی که مخاطبین این خطبه خواص، علما و بزرگان دین بودند. امام(ع) در این خطبه به مخاطبین خود تذکر می‌دهد که آنها وظایف خود را در راستای روشنگری مردم انجام ندادند. در عین حال، حضرت(ع) در سطح بالاتری از روشنگری به مخاطبین خود یادآوری می کند که آنها (یعنی عالمان و بزرگان حاضر در مجلس) وظیفه داشتند که تصدی امور را به عهده بگیرند، نه افراد گمراه و منحرف.
 

بصیرت دهی امام حسین، عمدتا در سایه امر به معروف و نهی از منکر تحقق پیدا می‌کند

اولین سند مکتوبی که از شروع نهضت امام حسین(ع) در برابر یزید در اختیار ما است، وصیت نامه ایست که ایشان خطاب به برادر خود محمد بن حنفیه نگاشته اند. روشن گری اباعبدالله(ع) در این وصیت و پس از آن عمدتا در قالب امر‌ به معروف و نهی از منکر است.

امام(ع) در این وصت نامه پس از حمد و ثنای الهی، متذکر می شوند که قیام‌شان برای اصلاح جامعه است، نه دنیا و حکومت و عیش و نوش. «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی، أُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی و أبی؛ من برای جاه طلبی و کام جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم».

همان طور که ملاحظه می شود، فرمایش حضرت(ع) نوعی روشن گری است. جان کلام ایشان این است که جامعه در آن دوران فاسد و منحرف از مسیر نبی اکرم(ص) بوده است. این جامعه باید اصلاح شود و کسی که اصلاح جامعه اولا و بالذات وظیفه اوست، سیدالشهدا(ع) است و هیچ کسی برای قیام، تبیین و روشنگری شایسته تر از ایشان نیست.

در ادامه حضرت(ع) پس از شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل، روشنگری دیگری در قالب امر به معروف و نهی از منکر انجام می‌دهند. ایشان خطاب به سپاهیان حر می فرماید «أَیُّهَا النّاسُ؛ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله علیه وآله) قالَ «مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ.
 
اى مردم! پیامبر خدا (ص) فرمودند «هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار مى کند؛ و او با زبان و کردارش با وى به مخالفت بر نخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر (دوزخ) بیاندازد».

سید الشهدا(ع) در ادامه روشنگری را در قالب بیان مصداق ادامه می دهند و می فرمایند «ألا وَ إِنَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَةَ الرَّحْمنِ، وَ اَظْهَرُوا الْفَسادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتَأْثَرُوا بِالْفَیءِ، وَ أَحَلُّوا حَرامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلالَ اللّهِ، وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ؛ هان اى مردم! این گروه (بنى امیّه) به طاعت شیطان پایبند شده و از پیروى خداوند سرپیچى کرده اند، فساد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل کرده اند. آنان بیت المال را به انحصار خویش درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده اند و من (که فرزند رسول خدایم) به قیام براى تغییر این اوضاع، از همه کس سزاوارترم».

حتی در شعارهای امام(ع) در روز عاشورا نیز روشن گری ایشان نمود واضحی دارد. ایشان روز عاشورا در حالی که تمام افرادشان به شهادت رسیده اند، در مقابل لشکر سی هزار نفری خطاب به نیروهای ابن سعد می فرمایند «أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ؛ آگاه باشید که فرومایه، فرزند فرومایه، مرا در بین دو راهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم».

در جایی دیگر می فرماید «فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرما؛ به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم». اگر این شعارها چیزی جز روشنگری نباشد پس چیست؟!
 

آزادی در نهضت سید الشهدا

امام حسین(ع) علاوه بر روشنگری، حق آزادی را نیز بارها برای یاران خود مطرح کرد. برای تعیین حق سرنوشت، شبی مهم تر از شب عاشورا نیست. ایشان یاران خود را جمع می کنند و پس از حمد و ثنای الهی به آنها فرمود «فَاِنِّی لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْلی وَ لا خَیْراً مِنْ اَصْحابِی وَ لا اَهْلَ بیت اَبَرَّ وَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ بَیْتی فَجَزاکُمُ الله عَنِّی جَمیعاً خَیْراً.وَ قَدْ اَخْبَرَنِی جَدَّی رَسُولُ الله(ص) بِأنّی سَاُساقُ اِلَی الْعِراقِ فَاَنْزِلُ اَرْضاً یُقالُ لَها عَموُرا وَ کَرْبَلا وَ فیها اُستَشْهَدُ وَ قَدْ قَرُبَ الْمَوعِدُ. أَلا وَ إنَّی اَظُنُّ یَوْمَنا مِنْ هوُلاءِ اْلاَعْداءِ غَداً وَ انِّی قَدْ اَذِنْتُ لَکُمْ فَانطَلِقُوا جَمیعاً فی حِلٍّ لَیْسَ عَلَیکُمْ مِنِّی ذِمامٌ وَ هذا اللَّیلُ قَدْ غَشِیَکُم فَاتَّخِذُوهُ جَملا وَ لِیأْخُذْ کُلُّ رَجُل مِنْکُمْ بِیَدِ رَجُل مَنْ اَهْلِ بَیْتِی فَجزاکُمُ اللهُ جَمِیعاً خَیْراً وَ تَفَرَّقُوا فی سَوادِکُم وَ مَدائِنِکم فَاِنَّ القَوْم اِنَّما یَطُلبُونَنی وَ لَوْ اَصابُونی لَذَهلُوا عَنْ طَلَبِ غَیْری».

«من اصحاب و یارانی بهتر از یاران خود ندیده ام و اهل بیت و خاندانی با وفاتر و صدیق تر از اهل بیت خود سراغ ندارم. خداوند به همه شما جزای خیر دهد. جدم رسول خدا(ص) خبر داده بود که من به عراق فرا خوانده می شوم و در محلی به نام «عمورا» و یا «کربلا» فرود آمده و در همانجا به شهادت می رسم و اینک وقت این شهادت رسیده است، چراکه گمان می کنم همین فردا، دشمن جنگ خود را با ما آغاز خواهد نمود. حالا شما آزاد هستید و من بیعت خود را از شما برداشتم و به همه شما اجازه می دهم که از این سیاهی شب استفاده کرده و هر یک از شما دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به سوی آبادی و شهر خویش حرکت کند و جان خود را از مرگ نجات بخشد؛ زیرا این مردم فقط در تعقیب من هستند و اگر بر من دست بیابند با دیگران کاری نخواهند داشت، خداوند به همه شما جزای خیر و پاداش نیک عنایت کند».

حتی ایشان قبل از عاشورا و پس از آگاهی بخشی لازم در خطبه ای که در هفتم ذی الحجه مطرح کرد، فرمودند «الحَمدُ للّه وما شاءَ اللّه ُ ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه، صَلَّی اللّه ُ عَلی رَسولِهِ وسَلَّمَ، خُطَّ المَوتُ عَلی وُلدِ آدَمَ مَخَطَّ القِلادَةِ عَلی جیدِ الفَتاةِ، وما أولَهَنی إلی أسلافِی اشتِیاقَ یَعقوبَ إلی یوسُفَ، وخِیرَ لی مَصرَعٌ أنَا لاقیهِ، کَأَنّی بِأَوصالٍ یَتَقَطَّعُها حدیث عَسَلانُ الفَلَواتِ بَینَ النَّواویسِ وکَربَلاءَ، فَیَملَأُنَّ مِنّی أکراشًا جَوفی وأجرِبَةً سَغبی لا مَحیصَ عَن یَومٍ خُطَّ بِالقَلَمِ، رِضَا اللّه ِ رِضانا أهلَ البَیتِ، نَصبِرُ عَلی بَلائِهِ ویُوَفّینا اُجورَ الصّابِرینَ، لَن تَشِذَّ عَن رَسولِ اللّه صلی الله علیه و آله لُحمَتُهُ، وهِیَ مَجموعَةٌ لَهُ فی حَظیرَةِ القُدسِ تَقَرُّ بِهِم عَینُهُ، ویَتَنَجَّزُ لَهُم وَعدُهُ. مَن کانَ فینا باذِلاً مُهجَتَهُ ومُوَطِّنًا عَلی لِقائِنا (لقاءِ اللّه ِ ـ خ ل) نَفسَهُ فَلیَرحَل، فَإِنّی راحِلٌ مُصبِحًا إن شاءَ اللّه.

سپاس برای خداست، آنچه خدا بخواهد همان خواهد بود و هیچ نیرویی حکم فرمانیست مگر به اراده خداوند و درود خدا بر فرستاده اش باد. مرگ بر انسان ها لازم افتاده همانند گردن بند که لازمه گردن دختران است. و من به دیدار نیاکانم آن چنان اشتیاق دارم مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف! و برای من قتلگاهی معین گردیده است که در آنجا فرود خواهم آمد، گویا با چشم خود می بینم که درندگان بیابان ها در سرزمینی در میان نواویس و کربلا اعضای مرا قطعه قطعه و شکم های گرسنه خود را سیر و انبان های خالی خود را پر می کنند.

از پیشامدی که با قلم قضا نوشته شده است، چاره و مفریّ نیست، و آنچه خدا راضی است، نیز خشنود هستیم. در مقابل بلا و امتحان او صبر و استقامت می ورزیم و خدا اجر صبر کنندگان را بر ما عنایت خواهد نمود. در میان پیامبر و پاره های تن وی هیچ گاه جدایی نخواهد افتاد و در بهشت برین کنار او خواهند بود، زیرا آنان وسیله خوشحالی و روشنی چشم پیامبر بوده و وعده او نیز به وسیله آنان تحقق خواهد پذیرفت. آگاه باشید که هر یک از شما که با خداست در راه ما از خون خویش بگذرد و جانش را در راه شهادت و لقای پروردگار نثار کند، آماده حرکت با ما باشد که من فردا صبح حرکت خواهم کرد. ان شاء الله».
 

آزادی، توأم با مسئولیت در برابر خداوند متعال است

یکی از برداشت های ناصواب و غیر دقیقی که از مسئله آزادی در نهضت حسینی می شود، این است که امام حسین(ع) یاران خود را مطلقا آزاد گذاشته است. آری، ایشان به یاران خود آزادی داد ولیکن این آزادی توأم با مسئولیت در برابر خداوند است. بدین جهت در بند ششم از اصل دوم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران مقرر شده است: «کرامت‌ و ارزش‌ والای‌ انسان‌ و آزادی‌ توأم‌ با مسئولیت‌ او در برابر خدا».

آری، همین سید الشهدا(ع) که یاران خود را آزاد می گذارد، در مقام اتمام حجت به عبید الله بن حر جعفی فرمود «اكنون كه ما را یاری نمی كنی، زودتر از اینجا خارج شو، زیرا هركس فریاد استغاثه ما را بشنود و ما را یاری نكند، خداوند متعال او را به صورت، به آتش جهنم می اندازد». این بیان نشان می دهد که آزادی، آزادی توأم با مسئولیت است. سیدالشهدا(ع) شب عاشورا نیز افراد خود را آزاد می گذارد ولیکن این آزادی همراه با مسئولیت در برابر خداوند قادر و توانا است.

به همین خاطر، پس از ایراد این سخنرانی یاران اباعبدالله(ع) خطاب به ایشان عرض کردند اگر برویم جواب خداوند را چه بدهیم؟! همین نکته در بحث های حقوق بشری نیز وجود دارد؛ یعنی چنانچه ما در این بحث ها بر آزادی تاکید می کنیم، آزادی همراه با مسئولیت مقصودمان است.
 
بنابراین سید الشهدا(ع) در ابتدا روشن گری کرد؛ در ادامه آزادی را بیان فرمود و در انتها، بر همراهی این آزادی با مسئولیت در برابر خداوند متعال تاکید کردند.

داستان حر، نمونه بارز آزادی مسئولانه است. حر بن یزید ریاحى رو به عمر بن سعد کرد و گفت آیا با این مرد می‌جنگى؟ گفت آرى به خدا جنگى که آسان‌‎ترین شکل آن پراندن سر و قطع دست هاست، حر رفت و در جایگاهش ایستاد و لرزه به تنش افتاد، مهاجر بن اوس‏ به او گفت به خدا که کارت عجیب و شبهه بر انگیز است، اگر پرسیده می‌شد اشجع کوفیان کیست، از تو چشم نمی‌پوشیدم، این چه وضعى است که در تو مى‌‏بینم؟ حر گفت به خدا خود را در گزینش بهشت و دوزخ مخیر مى‏‌بینم، به خدا قسم که جز بهشت را بر نگزینم گرچه قطعه قطعه و سوزانده شوم.

حر در انتخاب راه خود مختار بود منتها می دانست اگر در این آزادی راه باطل را انتخاب کند در برابر خداوند متعال مسئولیت دارد و به همین خاطر، پس از آن اسب خود را به سوى حسین(ع) رانده و در حالی که دست هایش را بر سر نهاده بود، مى‌‏گفت خداوندا به سویت بازگشته و توبه کردم، توبه‌‏ام را بپذیر، چراکه من دل هاى دوستانت و فرزندان رسول‌الله را به وحشت و اضطراب افکندم.
 

مقصود از آزادی، آزادی تکوینی است و نه تشریعی

مقصود ما از آزادی، آزادی تکوینی است و نه تشریعی. حق داشتن صرفا در حوزه تکوین است و الا در حوزه تشریع ما باید تنها به سراغ حق برویم. آری، به لحاظ تکوینی با استناد به تمام آیاتی که ذکر شد و آیات متعدد دیگر ما آزادیم. آزادی در این حوزه با اجبار سازگاری ندارد و اساسا اجبار و اکراه در این حیطه شدنی هم نیست. دین امر عقیدتی است و اکراه بردار نیست./501/241/ح
 

تهیه و تنظیم: مجتبی گهرگزی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۱ / ۰۹ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۳۳:۴۲
طلوع افتاب
۰۷:۰۳:۴۶
اذان ظهر
۱۲:۰۰:۳۸
غروب آفتاب
۱۶:۵۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۱۵:۰۲