vasael.ir

کد خبر: ۱۴۸۰۷
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۱۲ - 30 September 2019
در سلسله نشست‌های «علم و جنسیت» مطرح شد؛

کثرت مسائل زنان در فقه و غفلت فقها از این ظرفیت

وسائل ـ دکتر علاسوند گفت: بسیاری از مسائل در فقه، مربوط به زنان است، ولی در فقاهت مطرح نبوده است؛ همچنین در کتب فقهی از جواهر گرفته تا سایر کتب، مسئله فقهی آنان مردانه بوده و سوژه‌های زنان در دانش علوم اسلامی مسئله نبوده است، لذا باید این مسئله زنان در علوم اسلامی گسترش پیدا کند.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست «چیستی جنسیت» عدم توجه مسئولین به مفهوم «عدالت جنسیتی»؛ دلیل ورود نگاه فمنیستی به ایراناز سلسله نشست های علم و جنسیت با حضور دکتر فریبا علاسوند، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده، هفتم مهر ماه در مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران برگزار شد.

در ادامه مشروح مطالب مطرح شده از سوی ایشان در این نشست را می خوانید:

این موضوع، موضوع پیچیده ای است و ابعاد مختلفی دارد. تعبیر «جنسیت» بسیار استفاده می شود ولی نادرست است و این تعبیر نادرست باعث می شود که ما را طرف گفت‌وگوی خودشان قرار نمی دهند. در دانش جنسیت، یک بحث خیلی فراگیر وجود دارد و آن بحث موانع است که بنده حداقل ۳ دسته از موانع واقعی را پیدا کردم؛ یکی موانع ساختاری، دوم موانع عرفی و فرهنگی و سوم موانع ایدئولوژیک است.

به طور کلی این موضوع یعنی ربط میان دانش و جنسیت در دنیا، از دهه ۶۰ یا ۷۰ میلادی مطرح می شود و در دهه ۸۰ یا ۹۰ میلادی تحقیقات فراگیر آغاز می شود و این تحقیقات کما کان وجود دارند و این تحقیقات مبنای تغییرات در آموزش و پرورش کشورهای بزرگ مثل آمریکا و کشورهای اسکاندیناوی شد. این تحقیقات فضا را تعدیل کرد و بعد از این کوشش ما باید ببینیم که چقدر از تفاوت ها کما کان وجود دارند و نمی گذارند که آن نگاه برابری ایجاد شود؟

 

شروع تحقیقات از صفر در حوزه زنان عاقلانه نیست

تقریبا می شود گفت که ما از جایی شروع کردیم که در دنیا تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است و اگر ناظر به آن تحقیقات، مسیر خود را ادامه ندهیم و از صفر شروع کنیم، اصلا کار عاقلانه ای نیست. در ایران هم، تحقیقات نسبت به مسئله علم و جنسیت جدید است و به دنبال آنکه فمینیسم برخی ذهنیات را خراش داد و به بنیادهای سنتی ما ناخنک کشید، در این میان عده ای هم از سیاست گذاران به این موضوع پرداختند و تغییر و تحوّلاتی صورت گرفت، ما دو دهه پژوهش در حوزه تأثیر تفاوت های جنسیتی بر مسئله علم و دانش اعم از در ایران داریم که عمدتاً در دانشگاه‌ها این تحقیقات صورت گرفت و نباید به آن بی‌اعتنا باشیم.

تمام این تحقیقات دو دسته هستند: یکی از این دو دسته شامل تحقیقات سویه‌دار فمینیستی است که سعی می کنند که نتایج را اغراق آمیز بگیرند یعنی کنش ذهنی آنها در ارائه نتایج بی تاثیر نیست و دسته دوم که ربطی هم به تحقیقات فمینیستی ندارد و در واقع این تفکرات موجب ایجاد انگیزه برای شروع این تحقیقات شد و نتایج آن از تحقیقات فمینیستی متعادل‌‌تر بود بنابراین حتما بخشی از آن مطالب قابل استناد است.

 

لزوم شناخت اصطلاحات در حوزه زنان

بحث راجع به «چیستی جنسیت» است و این مبدأ خوبی است زیرا در حوزه مطالعات زنان و جنسیت خیلی از کلماتی که به کار می روند، یک اصطلاح هستند و یک مبدأ نظری هستند. بنده در کلاس های خودم وقتی می خواهم درس فمینیستی بدهم ابتدا اصطلاح شناسی می کنم، مثلا من وقتی می گویم فمینیسم و فمینیزم و فمنیتی یا فمنایز یا فمین، این لغات کلی باهم متفاوت است، هر کدام از این واژه ها علی رغم اینکه از نظر ریشه شناسی به یک لغت بر می گردند ولی هر کدام دارند به یک بخشی از آن ایدئولوژی بزرگ فمینیستی اشاره می کنند. بنابراین استخدام واژه ها در جای خود بسیار مهم است.

 

جنسیت معادل واژه «gender» نیست

در فارسی جنس و جنسیت را به کار می‌بریم، ولی تفاوت میان آن را چندان مورد مداقه قرار نمی‌دهیم؛ جنسیت را که به عنوان معادل واژه «gender» انگلیسی قرار می‌دهیم دقیقاً گویای این واژه نیست، این کلمه، کلمه ای است که به بزرگ ترین رویداد ترمینولوژیکی و معناشناختی فمینیستی اشاره می کند زیرا اگر تمام کوشش فمنیست ها را بخواهیم خلاصه کنیم واقعا از هر جای آن که وارد شویم به واژه«gender»  می رسیم.

اما ابدا بار معنایی آن را ندارد برای همین هم در حوزه مطالعات فمینیستی و اسناد بین المللی ما وقتی می گوییم جریان های جنسیتی، عدالت جنسیتی، هر چیزی که با این کلمه «gender» ترکیب شود، ترجمه آن به جنسیت غلط است. ولی وقتی کلمه جنسیت را به کار می بریم چون اصلا چنین بار معنایی ندارد، انگار داریم مترادف به کار می بریم و منظور از آن مرد و زن است ولی مقصود از کلمه «gender» اصلا مرد و زن نیست.

 

اهداف تفکیک میان اصطلاحات در غرب

تفکیک میان مرادف جنسیت یعنی «sex» و «gender» در واقع در دهه ۶۰ میلادی به این دو هدف صورت گرفت که؛ یک فهرست تفاوت های میان مردان و زنان را کم کند و این ذهنیت را از بین ببرد که تفاوت های میان مردان و زنان منشا زیستی، طبیعی و بیولوژیکی است. دوم اینکه با کوچک کردن این فهرست از اهمیت تفاوت میان مردان و زنان بکاهند و زمانی که شما یک فهرستی دارید که شامل ۶۰ مورد می شود و این فهرست به ۲ مورد تقلیل پیدا می کند و به نظر می رسد که این دو مورد قابل چشم پوشی است ولی آن ۶۰ مورد قابل چشم پوشی نبود.

 

فرهنگ و جامعه؛ عامل تورم مردانگی در دنیا

چه امر معنا شناختی وجود داشت که این کار منطق داشته باشد؟ فمینیست ها یک نظام توجیهی برای این کار داشتند تا در جامعه فهم شود و مورد پذیرش باشد. توجیه آنها این بود که چیزی به نام زن بودن و زنانگی و مرد بودن و مردانگی بیش از آنکه طبیعت به ما پیام می‌دهد، متورم و بزرگ شده است یعنی تعاریفی از مرد و زن دارند که منشا آن را طبیعت و هورمون و زیست نمی دانند؛ فرهنگ، تربیت، خانواده، اجتماع، علم و دانش به تورم مردانگی و زنانگی در دنیا دامن زده است. یعنی حرکت فمینیستی به منظور برملا کردن نقش عناصر فرهنگی، اجتماعی در تعریف مردانگی و زنانگی بوده است.

تا نیم قرن قبل، اگر خانواده‌ای برای تحصیل فرزندان خود تصمیم می‌گرفتند، به پسران اجازه می دانند و به دختران اجازه نمی‌دادند تا تحصیل کنند؛ یعنی یک سری عرفیات و پیش‌فرض‌هایی و قوانین نانوشته ای وجود داشته است که باعث محرومیت زنان به اسم زن بودن و برخورداری مردان به اسم مرد بودن ‌شده است.

پس این تفکیک میان «sex» و «gender»  به این هدف صورت گرفت که این دست های پنهان را حذف کند و فرصت برای پیشرفت دختران و زنان را فراهم کند. اگر تا همین حد باشد می توان پذیرفت و در این حد قابل انکار نیست.

 

وجود محرومیت علیه زنان در ۴۰ سالگی انقلاب

حتما در عرف، فرهنگ ها حتی در جوامع دینی به استناد دین که برداشت های غلطی هم هستند، تعریفی برای زنانگی شده است که نتیجه آن ستم، محرومیت و نابرخورداری علیه زنان شده است. مثلا در بعضی قومیت های ایران هم هنوز در همین آغاز هزاره سوم و با وجود گذشتن ۴۰ سال از انقلاب اسلامی با آن پرچمی که مرحوم امام(ره) در دفاع از حقوق زنان بلند کرد و رهبر معظم انقلاب ادامه دادند، باز هم به اسم همین عناصری که گفتم این محرومیت ها وجود دارد.

فمینیست ها آن امر فی الجمله را به صورت خیلی بزرگ و نمادین و اغراق شده مطرح کردند و در واقع یک عنوانی به نام «gender» برای آن درست کردند و گفتند که بسیاری از تفاوت هایی که در دنیا گزارش می شود حتی شامل رفتارهایی می شود که شاید هزاران سال در نوع بشر سابقه دارد، در حوزه «gender» است.

 

فمینیست فقط به نقش اجتماعی مادر نگاه می‌کند

در کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان بیان شده که مادری، «نقشی اجتماعی» است؛ این جمله که جزء باورهای فمینیستی است، حتی از سوی برخی معممین روشنفکر در حوزه که حتی ادعای اجتهاد را هم دارند مورد تأیید قرار گرفته است، در حالی که این جمله، یک جمله شناخته شده در متون فمینیستی است و این معنا درست نیست، زیرا صرفاً به نقش اجتماعی مادر توجه کرده‌اند و نه ماهیت زنانگی مادران. و بر همین مبنا «مادری» قابل توزیع میان مردان و زنان مساوی است و تغییرات قانونی که آنها ایجاد کردند مثل مرخصی مادری.

 

تغییر گفتمانی در اصطلاحات برای پیشبرد اهداف فمینیستی

این تغییر در معنای مرد و زن بودن را در مفاهیم و جملات مختلف و در نتیجه در اسناد مختلف و برنامه های عملیاتی مختلف اعمال کردند. مثل اینکه قبلا وقتی می نوشتند «man» و «woman» این دو کلمه کلماتی هستند که برای مونث و مذکر انسانی به کار می رود ولی الان در هر جای دنیا برای تعیین جنسیت می نویسند «male» و «female» یعنی مذکر و مونث. چرا این واژه تغییر کرد؟ برای اینکه بگویند که کلمه مرد و زن خیلی اغراق شده و خیلی دارد مردانگی و زنانگی را نشان می دهد و «male» و «female» بهتر است. یعنی همان نرینگی و مادینگی که واژه هایی زیست شناسی است. و این یعنی حرکت کردن در حداقل هایی در مرد و زن بودن، و صرفا یک امر زیستی است.

«gender» واژه ای است که تعلیق دارد و چون مرجع تربیتی خانواده، فرهنگ ها و ... تغییر می کنند. تقریبا تا ۵۰ سال وقتی می گفتند «gender» منظور همین بود که عرض کردم. این مسئله سبب می‌شود چیزی به مفهوم جنسیت اضافه یا کم شود؛ بر این اساس، فمینیست‌ها معتقدند که زن موجودی است که باردار می‌شود و می‌زاید و نه بیشتر و اینکه بگوییم زن عاطفی‌تر و منقادتر است، فقط تابع محیط و نوع تربیت و فرهنگ است.

تا مدت ها منظور آنان همین بود و همین هم خیلی تحوّل ایجاد کرد که به آن انقلاب جنسی می گویند. یکی از کتاب هایی هم که محتوا و ابعاد این انقلاب جنسی را به صورت جذاب و همه فهم تبیین کرده است، کتاب «زن بودن» تونی گرنت است.

 

عدم توجه مسئولین به مفهوم «عدالت جنسیتی»؛ دلیل ورود نگاه فمنیستی به ایران

 

جریانات فمینیسم ابزار دست صهیونیست‌ها

همین مسئله سبب شد تا مفهوم جنسیت از سال ۲۰۰۰ به بعد تغییرات زیادی یافت؛ یک چیزی که مسلم گرفتند این بود که طبیعت باعث ایجاد مذکر یا مونث می شود و گاهی هم یک جهش ژنتیکی باعث می شود که آن فرد ترنس شود ولی از سال ۲۰۰۰ به بعد تلاش های پشت پرده که به جریان های صهیونیستی می رسید، مفهوم جنس را هم متزلزل کردند. فمینیست ابزار دست صهیونیست است.

کریستین دلفی می‌گفت ما یک ظرف داریم به نام جنس طبیعی، همان چیزی که اندام های معین بارداری را در زنان فراهم کرده است و بیشتر از آن می شود «gender» و امر فرهنگی. او می گفت نباید جنس طبیعی باعث شود که بی دلیل این جنسیت توسعه پیدا کند و بگویید زن یعنی این و آن که مثلا یک موجود عجیب و غریبی از زنانگی بسازید که در طول تاریخ ساختند.

این تحول جدید در حوزه مفهوم «gender» در واقع جنس بیولوژیک را هم مخدوش و سر ریز کرده است؛ این آشفتگی از مفهوم جنسیت به مفهوم جنس صورت گرفت. می گویند ما اصراری نداریم که هویت جنسی یک امر ثابت است. قبلا می گفتند هویت جنسیتی امر ثابتی نیست و جامعه باید دید خودش را از زن اصلاح کند و می گفتند هویت جنسیتی در اختیار خود افراد بگذارید.

 

اختیاری بودن هویت جنسی در دنیای امروز

از سال ۲۰۰۰ به بعد می گویند حتی هویت جنسی هم اختیاری است و تحت تأثیر عوامل بیرونی است و می‌تواند شامل گرایش زن به زن، مرد به مرد باشد؛ از سال ۲۰۰۰ به بعد هر سندی که مربوط به زنان است یا سند پایه ۲۰۳۰ کلمه «LGBT» و گاهی هم «LGBTQ» به کار می برند و این کلمات در تمام اسناد است.

 

تبیین لغات به کار رفته در اسناد بین المللی

«L» یعنی لزبین ها، زنان همجنس گرا، «G» یعنی گی، مردان همجنس گرا، «B» مخفّف by sexual یعنی کسانی که گاهی گرایش به مرد دارند و گاهی به زن، «T» یعنی ترنس ها که واقعا اختلال کروموزمی دارند و «Q» مخفّف queer یعنی کسانی که اصلا هیچ جنس بیولوژیکی وجود ندارد و ممکن است طرف من حتی آدم نباشد. آن قدر اینها رادیکال هستند که برخی از فمینیست ها اینها را قبول ندارند و به همین جهت در اسناد بین المللی هنوز «Q» به کار نمی رود.

 

عدم شناخت «عدالت جنسیتی»؛ علت اصلی ورود فمینیست به ایران

غرض اینکه جنسیت این قدر تحوّل پذیر است. این افراد معتقدند که هر کسی می‌تواند صرفاً بر پایه غریزه جنسی هویت خود را تعریف کند؛ بنابراین نباید ما در داخل کشور بی‌دقتی در تعریف جنسیت داشته باشیم. به عنوان مثال اواسط دولت نهم در وزارت خارجه بحثی مطرح شد که برای حقوق زن و مرد مفهوم‌سازی کنیم؛ دوستان اصول‌گرایی که تخصص نداشتند، طرحی را با مفهوم پذیرش عدالت جنسیتی با ضمیمه دو صفحه‌ای نوشتند و ارائه کردند که بگویند ایران طرفدار عدالت جنسیتی است.

ارائه این طرح در حالی بود که مفهوم عدالت جنسیتی در دنیا تغییر معنایی داده بود و وقتی از عدالت جنسیتی سخن گفته می‌شد، مراد این بود که مثلاً اگر کسی گرایش به همجنس دارد، نباید ممنوع شود «LGBT»؛ یعنی ما این طرح را ارائه کردیم، سبب خوشحالی آنان شد که ایران تعریف آنان را پذیرفته است.

وقتی این طرح از سوی ایران ارائه شد، خودمان در سطح بین‌المللی برای خودمان مسئله درست کردیم؛ متأسفانه در اسناد بالادستی ما در داخل کشور هم سبب شد تا دولتی که اصلاحاتی و اعتدالی است و رویکرد حوزه زنان آن فمینیستی است، به همین اسناد استناد کنند که در دو دولت اخیر این مسئله وجود دارد.

 

علت تغییر شعار سازمان ملل در حوزه زنان

سازمان ملل متحد شعاری را مطرح کرد با عنوان «با هدف برابری در فرصت ها، زنان وارد پروسه توسعه شوند» تا موانع برای ریاست جمهوری، رهبری، استاد شدن و کار کردن زنان بر طرف شود. فمینیست ها بعد از مدتی با این طرح سازمان ملل مخالفت کرد و گفتند که با قانون نمی توان این موانع را از بین برد به همین جهت کماکان هیلاری کلینتون رئیس جمهور نمی شود، کماکان کارفرما زن را استخدام نمی کند و مسائلی از این دشت؛ بنابراین شعار از زنان و توسعه به «gender» و توسعه تغییر کرد.

به همین جهت برابری جنسیتی به عدالت جنسیتی تغییر کرد یعنی تا یک مدت به جای رفع موانع ملزم هستید که سهمیه و تسهیلات به زنان بدهید حتی اگر صلاحیت نداشته باشند.

 

عدم صلاحیت ایران در آموزش از نگاه غرب؛ حاصل بی سوادی مسئولان

سهمیه گذاری خیلی وقت ها منطق قابل قبولی دارد ولی در اینجا با این کار به عدالت جنسیتی رسیدند. این حرف را با بی دقتی در نظام بین الملل به کار بردند و مهر پای آن خورد، حال در ایران دو اتفاق می افتد؛ یکی در حوزه آموزش است که سند یونسکو می گوید اگر در یک کشوری یک شخص همجنس‌گرا نتواند به راحتی و در نهایت آزادی بگوید من همجنس‌گرا هستم، آن کشور صلاحیت کافی برای آموزش ندارد و باید توبیخ شوید زیرا خودمان برای خود مساله درست کردیم چون عدالت جنسیتی را نفهمیدیم.

بی‌تردید هیچ کسی نمی‌تواند جنس بیولوژیکی را منکر شود و حتی فمینیست‌های رادیکال هم معتقدند که جنسیت بیولوژیکی بسیار قوی است، لذا برخی اندیشمندان مانند داروین معتقدند که پدیده زایش چیزی است که طبیعت به صورت هدفمند آن را در طول تاریخ حفظ کرده است زیرا مفید به حال او بوده است؛ بنابراین مسئله بارداری، زنان را در برهه‌هایی متوقف می‌کند، ولی باز هم از آن شادمان هستند.

 

تبیین پدیده زایش و فرایند آن

پدیده زایش یک فرآیند است و از سن ۹ سالگی شروع می شود و زنان را درگیر می کند و نشانگانی که دختران و زنان هر ماه تجربه می کنند تا اتفاقات بارداری تا پیامدهای بچه دار شدن، آنقدر این پدیده عمیق و مهم است که «روی بامیستر» می گوید درست است که زنان در عرصه های متفاوتی ستمگرانه عقب نگه داشته شدند اما بخش بزرگی از تفاوت های مردان و زنان که فمینیست ها اسم آن را عقب ماندگی می گذارند حول محور زایش و بارداری است. و البته مردان هم در آن تقصیری ندارند که بخواهیم آن را به گردن آنها بیندازیم.

روی بامیستر همچنین می گوید تعدادی زیادی از بانوان فارغ التحصیل کالج کرنل در آمریکا می گویند که می خواهند با یک بچه در خانه تنها بمانند و نهایتا یک کار پاره وقت داشته باشند. در سال ۲۰۰۴ مجله تایم این گزارش را داد که ۲۲ درصد از زنان فارغ التحصیل دارنده مدارک حرفه ای و تخصصی در حال حاضر با فرزندان خود در منزل می مانند و کلا هیچ کار بیرونی ندارند. ا

ز هر ۳ نفر زنی که دارنده مدرک تجارت MBA هستند در مواجهه با یک نفر از بیست مرد، به کار تمام وقت مشغول هستند. در سال ۲۰۰۱ در نظرسنجی از فارغ التحصیل زنان هاروارد، یک سوم به کار مشغول نبودند و یک سوم مشغول به کار پاره وقت.

 

استفاده از ظرفیت بانوان با توجه به جنسیت آنان

من با استفاده از ظرفیت بانوان در جامعه مخالف نیستم، ولی هر برنامه‌ریزی هم برای به فعلیت رساندن زنان صورت می‌گیرد، مبتنی بر واقعیت جنسیت باشد، زیرا زنان از ۹ سالگی تا دوره‌ای که نمی‌توانند باردار شوند، درگیر این پدیده هستند. ما مفهوم اغراق‌شده فمینیستی را قبول نداریم و تحولات بعد از سال ۲۰۰۰ را هم قبول نداریم، اما در بسط مفهوم جنسیت نمی‌توانیم نقش اجتماعی، تربیتی، خانوادگی، فرهنگی، دینداری و مذهب را منکر شویم. لذا باید طوری بسط یابد که ظلم به زنان نشود.

 

نظام جنسیت، خواست اسلام است

از تک گزاره‌های اسلامی بر می‌آید که اسلام می‌خواهد نظام جنسیت وجود داشته باشد و دختران را دخترانه و پسران را پسرانه بار آورد و تربیت کند؛ کارول گیلیکان کتابی دارد به نام «the different voice»، او می گوید من نمی گویم که مرد فراتر است و زن پست تر، او فمینیست است ولی فمینیست ها او را قبول ندارند زیرا می گفت دخترها و پسرها بر هم برتری ندارند ولی باهم تفاوت دارند، این تفاوت را ببینید.

اسلام رشد عاطفی را در دختران مورد تشویق قرار داده است ولی می خواهد که جامعه بر مدار مردان و زنان جلو رود اما فاصله بی دلیل میان زنان و مردان هم نباید وجود داشته باشد و باید بر مبنای سخنان امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، حوزه جنسیتی خود را از نو بسازیم و سامان دهیم.

 

رشد کاریکاتوری حوزه خواهران در تحصیلات تکمیلی

تحقیقات بسیار زیاد غرب بر روی دو محور بوده است؛ یکی توانایی های شناختی و دیگری توانایی های تحصیلی است. الان در حوزه رشته های تحصیلات تکمیلی رشد کاریکاتوری داریم که منشأ آن مشخص نیست که آیا شناختی است یا انگیزشی؟ یا می بینیم در حوزه خواهران همه دارند تفسیر می خوانند، من نمی دانم چرا؟ تغییراتی که در حوزه محرومیت زدایی زنان درست شد، باعث شد که در دبستان و راهنمایی دخترها جلوتر بودند و در دبیرستان و دانشگاه پسرها جلوتر بودند و در قله ها پسرها فقط بودند.

در عین حال، حوزه علمیه خواهران در بحث کلامی و رفتاری و ادبی می توانند پیشرفت بیشتری داشته باشند. خود بنده از یکی از بزرگان شنیدم که ما به مردان مجتهد هم بیشتر از انگشتان دو دست نیاز نداریم و زنان اصلاً نیازی نیست وارد اجتهاد شوند؛ بنابراین وقتی دیدگاه این است، بقیه ماجرا روشن است.

 

برخی موانع ایدئولوژیک درست می‌کنند

موانع دینی هم واقعاً از سوی برخی افراد درست شده است، بدون آنکه نظر دین این باشد؛ در شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی افرادی به عنوان روحانی و کارشناس حضور می‌یابند و اظهار نظر می‌کنند، در صورتی که تخصصی هم ندارند، ولی اینها چون روحانی هستند، جریان سازی و موانع ایدئولوژیک هم ایجاد می‌کنند.

 

موانع پیشرفت زنان متدین را برطرف کنیم

اگر فقط این قشر جامعه که افراد متدین و متعهد هستند، مشغول فرزندآوری شوند، آن وقت همه فمینیست‌ها و سکولارها و ضد دین‌ها می‌روند درس می‌خوانند و مدرک گرفته و پست‌های مدیریتی را خواهند گرفت و بچه‌های متدین و حزب‌اللهی‌ها در یک دهه آینده دست‌شان به جایی نخواهد رسید و عرصه را به آنان واگذار خواهند کرد، لذا باید این موانع را رفع کنیم تا هماهنگی میان پیشرفت زنان و مسائل زنانگی آنان از جمله فرزندآوری ایجاد شود.

 

کثرت مسائل بانوان در فقه

بسیاری از مسائل در فقه، مربوط به زنان است، ولی در فقاهت مطرح نبوده است؛ مانند موضوع احتلام زنان و ساختن وضوخانه ویژه زنان در مساجد بین راهی؛ همچنین در کتب فقهی از جواهر گرفته تا سایر کتب فقهی، مسئله فقهی آنان مردانه بوده و سوژه‌های زنان در دانش علوم اسلامی مسئله نبوده است، لذا باید این مسئله زنان در علوم اسلامی گسترش پیدا کند.

اگر تحول در حوزه خواهران را می‌خواهیم، این تحول در شرایطی که برخی افراد نیرومند وجود دارند و معتقدند که زنان مثلاً فقه و فلسفه نمی‌فهمند و نیازی نیست به درجات علمی و اجتهادی برسند، صورت نمی‌گیرد؛ ما در حوزه خواهران باید خبره پرورش دهیم؛ نه اینکه اقیانوسی با عمق یک وجب درست کنیم. ایشان فرموده آنچه دین در مورد تفاوت زن و مرد می‌گوید، باید بپذیریم، ولی مابقی را نباید تفاوت قائل شویم؛ در این صورت این لیست بزرگ نخواهد بود گرچه تأثیرگذار و جدی است./501/241/ح

 

تهیه و تنظیم: محمد حائری شیرازی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۰۷ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۱:۴۶
طلوع افتاب
۰۶:۱۵:۵۳
اذان ظهر
۱۱:۵۱:۵۳
غروب آفتاب
۱۷:۲۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۴۳:۲۱