vasael.ir

کد خبر: ۱۴۷۵۳
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۷:۵۲ - 26 September 2019
بخش دوم / در همایش «حسین بن علی در آیینه عرفان، کلام و اندیشه سیاسی» مطرح شد؛

نباید نسبت به آموزه‌های حسینی نگاه تقلیل‌گرایانه داشت

وسائل ـ دکتر پاکتچی گفت: مهم‌ترین پیام امام حسین(ع) در حوزه کلام این است که کلام را نباید از عمل جدا کرد. ساحت عمل اگر از ساحت نظر جدا شود و نظر به تنهایی باقی بماند مصیبت بار خواهد بود و در نهایت نتایج نامطلوبی حاصل می‌شود؛ عمل به نظر بهبود می‌بخشد و زمینه تکامل باور و ایمان را فراهم می‌کند و در نهایت نگاه ما به آموزه‌های امام حسین(ع) نباید تقلیل گرایانه باشد.

به گزارش خبرنگار وسائل، همایش «حسین بن علی در آیینهمهم ترین پیام امام حسین (ع) ضرورت هماهنگی گفتار و کردار است. عرفان، کلام و اندیشه سیاسی» عصر روز سه شنبه ۲ مهرماه به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با حضور اساتید دانشگاهی برگزار شد. در این همایش آقایان حجت الاسلام داود فیرحی، ناصر مهدوی، علی اکبر ثبوت و احمد پاکتچی به ایراد سخنرانی پرداختند.

پیش‌تر گزارش بخش نخست این همایش منتشر شد؛ آنچه اکنون می‌خوانید بخش دوم گزارش این همایش است.

دکتر پاکتچی در بخش دیگر این همایش پیرامون اندیشه کلامی امام حسین(ع) پرداخت و گفت: واقعا اعتراف می کنم که بحث از اندیشه کلامی امام حسین(ع) جزء سخت ترین مسائل است. توفیقی حاصل شد که چند دور احادیث حضرت را دوره کردم و آنهایی که به نوعی به حوزه کلام ارتباط داشت را بتوانم استخراج کنم و به یک تحلیل و دسته بندی برسم.

ولی با وجودی که احادیث از حضرت اباعبدالله(ع) در حوزه مباحث عقاید و کلام بسیار محدود و کم هستند در واقع ما به طور کلی از ایشان احادیث محدود و کمی در اختیار داریم ولی دست آورد بسیار جالب و مهمی است.

قبل از اینکه وارد احادیث شوم باید تجربه خودم را به عنوان یک مسلمان به عنوان مقدمه عرض کنم، ما امام حسین (ع)را بیشتر با عاشورا می شناسیم یعنی اگر از یک شیعه بپرسیم به غیر از عاشورا در مورد حضرت چه می داند خیلی از شیعیان ممکن است هیچ ندانند و برای آنها تمام زندگی معنوی آن حضرت در رویداد عاشورا خلاصه شده باشد البته خیلی هم نمی شود افراد را مورد تخطئه قرار داد. جامعه عصر امام متفاوت با دیگر امامان بود. هر امامی متناسب با آنچه در آن عصر وجود دارد باید عمل نماید.

به نظر می رسد اگر ما بخواهیم در بین ائمه اطهار (ع) شخصیت هایی را معرفی کنیم که بیشتر مرد عمل باشند یکی از چهره های شاخص امام حسین (ع) است و ما در دوران آن حضرت بیشتر عمل دیدیم تا سخن. علت این که مقدار احادیث کم است بدین سبب است. لذا اگر مقدار احادیث کم است نمی توان گفت که دستاورد مهمی وجود ندارد.

 

برتری عقل بر دیگر مباحث

دیلمی از کتاب اعلام الدین این حدیث را نقل کرده است «لا یکمل العقل الا باتباع الحق» این روایت را از آن نظر ابتدا مطرح کردم که ما بر اساس سنت، از عقل استفاده می کنیم و بسیاری از کتب کلامی ما بعد از خطبه بسم الله مشاهده می کنیم که وارد مباحث نظری و عقلی می شوند در بین شیعیان این یک موضوع جا افتاده است که ما اگر مباحث عملی و شرعی تقلید داریم در مباحث عقایدی نمی توانیم تقلید داشته باشیم بلکه بر اساس عقل باید به باورهای کلامی و اصول عقاید دست پیدا کرده باشد. اینها به ما اجازه می دهد که ما بحث را با مباحث عقلی شروع کنیم و این عبارت منقول از امام حسین(ع) به نظرم بسیار گویاست تحت عنوان اینکه عقل کامل نمی شود مگر با پیروی کردن از حق.

در تعبیر مضاف و مضاف الیه، بنده حق را به عنوان یک مقوله ارزشی در نظر می گیرم در واژه اتباع که به عنوان مضاف در اینجا به کار برده شده ما با پدیده عمل مواجه می شویم. در واقع بحث "practice" در مقابل "theory" و قصدم این است توجه دوستان را به این دو اصطلاح جلب نمایم. که چگونه ما در مباحث اندیشه ورزی دو جنبه نظری و عملی داریم. الاتباع الحق به جنبه عمل اشاره دارد و عقل با عمل کامل می شود شاید از آن دسته از عباراتی باشد که خیلی خوب متوجه شدیم.

پاکتچی همچنین اذعان کرد: ما این مطلب را خیلی خوب نفهمیدیم زیرا از عقل انتظار داریم که کارهای نظری انجام دهد پس در نهایت عمل به ما واگذار می شود حتی وقتی ما داریم در مورد عقل عملی صحبت می کنیم عقل عملی هم با عمل مستقیما کار ندارد بلکه عقل عملی مقدمات نظری عمل را فراهم می کند یعنی یکسری دستوراتی است که خوب و بد بودن را مشخص می کند عبارت بسیار قابل تاملی است که اگر امری را داریم به عنوان عقل و کار عقل نظریه پردازی است. در این فرمایش تاکید روی کمال است و آن چیزی که موجب کمال این عقل می شود عمل است.

در واقع این حدیث جای بسیار برای بحث دارد اما من می خواهم این حدیث را مبنایی قرار دهم برای اینکه این بحث را دنبال کنم. در بیانات امام حسین (ع) ما یک رابطه جدی «نظر» و «عمل» را مشاهده می کنیم و نسبت نظر و عمل در بیانات حضرت فوق العاده جدی است و این شاید یکی از درس هایی است از حضرت که ما تا به حال کمتر به این جنبه از آموزه های امام حسین(ع) توجه کرده ایم در ارتباط باور و شناخت یعنی حوزه نظر و نسبت آن با عرصه عمل ابتدا نظر دوستان را به آیه ۵۶ سوره ذاریات جلب می کنم.

در این آیات هدف از خلقت انسان و جن بیان شد است. انسان خلق شده تا عبادت پروردگار نماید اما عبارتی از امام حسین (ع) در منابع مختلف روایی نقل شده که هم در علل الشرائع ابن بابویه و در کنز الفوائد کراجکی و هم در نزهة الناظر حلوانی مشاهده می کنیم که خطاب به مردم می گوید خداوند بندگان را نیافریده است مگر برای شناخت خدا و عبادت او در نهایت از غیر خدا مستغنی می شوند.

وقتی در مورد این صحبت می کنیم که کسی غیر از خدا نباید پرستید و از هیچ کس غیر از خدا نباید استعانت جست، این را برابر توحید می گیریم و می گوییم در مباحث نظری نیز همین را مطرح کنیم ما ابتدا با یک سری استدلال های عقلی ثابت می کنیم خدا نمی تواند بیش از یک خدا باشد و بعد هم در عمل نباید غیر از خدا کسی را بپرستیم.

حضرت وقتی در اینجا می خواهند برای ما در مورد توحید قدم ها را بشمارند قدم اول را شناخت پروردگار می دانند، در مرحله بعد باید خدا را عبادت کند و وارد عرصه عمل شود اما وقتی این عمل را در واقع وارد می کند منجر به مرحله دیگر می شود که استغنا ما سوی الله می شود یعنی متوجه می شود چه نیازی به پرستش خدای دیگر است این مرحله بندی را معمولا در صورت بندی های رایج خودمان نداریم فکر می کنم اگر روی این روایت و روایت های مشابه یک مقدار بیشتر سرمایه گذاری داشته باشیم یک روانشناسی معرفت از آن خارج می شود و ما آن حلقه های مفقوده را تا اندازه ای می توانیم شناسایی کنیم.

وقتی مردم عمل نمی کنند به دنبال مشکلات می گردند. ماجرا این است که تمام این موارد از نظر و عمل منشعب می شود ولی ما عمل را نادیده می گیریم.

 

شناخت امام حسین از طریق شناخت عاشورا

وی افزود، ما امام حسین(ع) را با عاشورا می شناسیم البته که ما شیعیان در مورد عاشورا دچار هیچ سوءتفاهمی نیستیم و می دانیم حضرت در این نبرد  بر حق بودند ولی در یک مورد دچار مشکل هستیم؛ به هر حال عاشورا یک جنگ بود یعنی شاید ما همیشه ته دلمان فکر می کنیم که اگر می شد این جنگ اتفاق نمی افتاد و مسائل در صلح حل می شد در این صورت چه اتفاقی می افتاد که در واقع برای خودش یک صورت مسئله است، آیا ما در برخورد با مسائل حق و باطل وقتی با آموزه های امام حسین(ع) مواجه می شویم آیا امام آموزه هایی که در مورد حق و باطل دارند می تواند یک مدل تقلیل یافته از ماجرای عاشورا باشد؟ یا خیر؟

تصویر سازی ما در تعزیه ها اینطور است که یک عده لباس سبز می پوشند و یک عده لباس قرمز و کاملا با دو صف جدا از هم مواجه هستیم و حتی به این مسئله هم کار نداریم که بسیاری از مسلمانان در آن زمان بودند که نه لباس سبز بر تن داشتند و نه لباس قرمز!

 

توجه به کلمه لا اله الا الله حصنی

پاکتچی در ادامه اظهار داشت: ما ماجرا را خیلی محدود و تقلیل یافته به یک صورت بندی ساده تبدیل می کنیم و این صورت بندی ساده برای ما مطبوع است و راحت به کار ما می آید. اگر یک سوی سکه مسئله کربلا و عاشوراست یک طرف دیگر سکه به حدیث امام رضا(ع) برمی گردد که برای مردم نیشابور خواندند «کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» اما به سلسله سند این حدیث کمترتوجه کرده ایم.

امام رضا(ع) این مطلب را از امام حسین(ع) نقل می کند و امام حسین(ع) هستند که این حدیث را از امیرالمومنین(ع) نقل می کنند یعنی اینکه امام حسین(ع) هم جزء مروجان این حدیث است. اگر کسی زیر این چتر قرار بگیرد عذاب خداوند شامل او نمی شود. بنابراین اگر ما بخواهیم کربلا و عاشورا را درست بفهمیم باید در کنار تقابل قطبی سیاه و سفید یا قرمز و سبز، به کلمه لا اله الا الله حصنی توجه داشته باشیم.

اگر ما در آموزش های امام حسین(ع) فقط یک بازه یکی دو ماهه را ببینیم و بقیه دوره امامت حضرت را نادیده بگیریم طبیعتا در این باره دچار تندروی شدیم و بخش مهمی از کار حضرت را نادیده گرفته ایم. باز در ادامه به برخی از احادیث به نقل از امام حسین(ع) اشاره می کنم که کاملا درگیر مسائل عقایدی شدند با همان معنایی که در مباحث کلام می‌شناسیم مثلا روایتی که در مقابل خوارج وجود دارد در باب توحید صفاتی که حدیثی طولانی است و متن آن در تحف العقول آمده است.

این موضوع روایت های مشابهی هم دارد که با کمک آنها مسئله را باز می کنم؛ حدیثی است معروف به ذعلب یمانی که در نهج‌البلاغه آمده است. ذعلب از حضرت می پرسد آیا خدایت را دیده ای و حضرت می فرماید چگونه من خدایی را می پرستم که او را ندیده ام حتما او را دیده ام. ادامه این روایت را در کتاب کفایه الاثر از امام حسین(ع) داریم.

اگر کسی بخواهد به رؤیت الله برسد در واقع باید به مرحله عمل رسیده باشد. جنبه دیگر، مکالمات امام حسین(ع) در باب توحید و پرهیز از تشبیه و شناخت درست خداوند در خطاب با خوارج است.

در برخی از منابع روایی به تصریح گفته شده نافع ابن ازرق نزد ابن عباس آمده و گفت و گویی صورت گرفت که حضرت را دعوت به توحید می کند بحث ما با خوارج سر مسئله توحید نبود. وقتی ما خوارج را مورد انتقاد قرار می دهیم غالبا در مورد دیدگاه های سیاسی آنها صحبت می کنیم یا بحث های آنان در مورد چیستی ایمان؟ ما تا به حال با خوارج درگیر نبودیم که چرا خوارج قائل به تشبیه اند؟ چرا توحید آنها مشکل دارد؟ مشکل ما از جنبه های دیگری بود. نکته اینجاست که در تعریف امام حسین(ع) رابطه بین توحید و ایمان یک پیوست دارد در حالی که در صورت بندی های ما در کتب کلامی یک گسست کامل دیده می شود.

این اختلاف دقیقا به جدایی ساحت عمل و نظر بر می گردد. گفت و گویی بین امام حسین(ع) و معاویه صورت می گیرد و امام می گوید مشکل پدر تو چه چیز بود که با اهل بصره جنگید، اهل بصره را کشت و پس از جنگ با دو لباس در خیابان های بصره بدون زره و شمشیر می چرخید؟

امام حسین(ع) در جواب بحث را به مسئله جبر و اختیار و مسئله قضا و قدر الهی کشاند و اینکه امیرالمومنین(ع) می دانست اتفاقی برایشان نخواهد افتاد و اگر هم اتفاقی بیفتد قضا و قدر الهی است.

اما از نظر کلامی اگر نگاه کنیم پیوند نظر و عمل است و خیلی جالب است که ما شیعیان در طول تاریخ همیشه پز دادیم که جبری نیستیم. اما بسیاری از ما عملکرد جبری داریم یعنی در عمل به یک صورت و در نظر به یک شکل دیگر عمل کردیم. موضوعی که اینجا مطرح می کند نسبت بین عقیده و عمل است.

وی در پایان خاطر نشان کرد: مهم ترین پیام امام حسین(ع) در حوزه کلام این است که کلام را نباید از عمل جدا کرد. ساحت عمل اگر از ساحت نظر جدا شود و نظر به تنهایی باقی بماند مصیبت بار خواهد بود و در نهایت  نتایج نامطلوبی حاصل می شود، عمل به نظر بهبود می بخشد و زمینه تکامل باور و ایمان را فراهم می کند و در نهایت نگاه ما به آموزه های امام حسین(ع) نباید تقلیل گرایانه باشد.

 

مهم ترین پیام امام حسین (ع) ضرورت هماهنگی گفتار و کردار است.

 

دکتر ثبوت در ادامه همایش در زمینه وجه عرفانی شهادت امام حسین(ع) در قیام عاشورا به ایراد سخنرانی پرداخت و در ابتدا به بررسی فهرستی از تفاسیری که در این زمینه ارائه شده است، اشاره کرد و گفت: تفسیر اول همان عناصری است که در اشعار سید مرتضی مشاهده می کنیم. وقتی در کتب کلامی سید از جمله تنزیه الانبیا و کتاب شافی مراجعه می کنیم ایشان از ماجرای کربلا یک تفسیر عقل گرایانه ارائه می دهد و زمانی که سراغ اشعار می رویم در اشعار عناصری را مشاهده می کنیم که دستمایه تفاسیر عرفانی قوم بعد قرار می گیرد.

سید بن طاووس در مقدمه لهوف پاره ای از همین اشعار را به عنوان عناصری که می تواند دست مایه تفاسیر عرفانی خودش قرار دهد یاد می کند. انسان وقتی تفسیر محی الدین عربی را می فهمد و زبان پر رمز و راز و اشاره شیخ را درک می کند که این چهار پنج سطری که در این باره نوشته شده است را متوجه شود.

تفسیر بعدی مولانا جلال الدین و تفسیر سید ابن طاووس است که هر دو به  هم خیلی نزدیک هستند. پس از این تفسیر شاه عبدالعزیز دهلوی و بعد تفسیر صفی علی شاه و تفسیر عرفای متأخر مانند مرحوم آقای قاضی و مرحوم آقای حداد می باشد. بعد از این فهرست حال به سراغ دو تفسیری که خیلی به هم نزدیک هستند می رویم، یعنی تفسیر سید بن طاووس و مولانا جلال‌الدین، و می خواهیم ببینیم که مبنای این دو تفسیر چیست؟

ما وقتی سراغ واقعه عاشورا می رویم دو جبهه مشاهده می کنیم، یک جبهه، تبهکاری و جنایت است و در جبهه دیگر محنت، بلا و رنج است. وظیفه ما در برابر این جبهه دوم که هر آنچه در آن مشاهده می شود رنج و مصیبت و آلام و درد است چیست؟ ما چه واکنشی در برابر این جبهه دوم باید از خود نشان دهیم؟

 

وظیفه ما در مقابل دو جبهه

وی خاطر نشان کرد: وظیفه ما نسبت به جبهه دوم در یک کلمه عزاداری، گریه و زاری است، که البته متاسفانه حتی عزاداری هم آن صورت صحیح و خالصش را حفظ نکرده و شکل هایی به خود گرفته که بدون هیچ تردیدی خلاف شرع است.

سید بن طاووس و مولانا جلال‌الدین، ماجرای کربلا را با نگاه دیگری بیان کرده اند، یعنی در جبهه دوم که ما جز رنج و گرفتاری چیزی ندیدیم آنها طور دیگری بر اساس آیات قرآن کریم به مسئله نگاه می کنند. خداوند می فرماید «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون» سپس می فرماید که شهیدان راه حق غرق فرح و شادی هستند «فرحین بما آتاهم الله من فضله» غرق شادی برای آنچه که خداوند از عنایات خود به آنها ارزانی داشته است.

و باز تاکید مجدد برای شادی آنها، و شادمانی برای آن کسانی که هنوز به آنها نپیوسته اند «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» آنها نه دینی دارند و نه اندوهی می‌بینید؛ در یک آیه سه بار تاکید می شود روی این نکته که شهیدان راه خدا و راه حق، غرق شادی هستند. در آیه بعد برای بار چهارم تاکید می شود «يستبشرون بنعمة من الله وفضل» این شهیدان شادمانند برای آنچه خداوند از نعمت خود برای آنها ارزانی داشته و خداوند اجر و پاداش آنها را ضایع نمی کند.

 

شور و شادی و نشاط در واقعه عاشورا

اینگونه نیست که در وقایع عاشورا در سخنانی که رد و بدل شده صرفا سخن از محنت و مصیبت و رنج و آلام باشد. سیدالشهدا(ع) وقتی از برادرزاده خود در مورد مرگ در راه حق می پرسند ایشان پاسخ می دهد، احلی من العسل. در شب عاشورا اصحاب امام حسین(ع) که یقین کردند که فردا خبری از حیات نیست باهم شوخی و مزاح می کنند و باز می بینید امام(ع) وقتی می خواهند اصحاب را دعوت به جانبازی کنند می فرمایند کدام یک از شما است که خوش نداشته باشد که از زندان رهایی یابد و به قصر منتقل شود و باز خود امام(ع) در روز عاشورا هر چه شرایط بر او سخت تر می شود و به لحظات شهادت نزدیک تر می شود چهره اش بشاش تر می شود.

پس از امام(ع) هم وقتی که ابن زیاد به طعنه از زینب(س) می پرسد که این ماجرا را چه طور دیدی می فرماید«ما رایت الا جمیلا» جز خوبی و نیکی و زیبایی چیزی ندیدم و زمانی که ابن زیاد امام سجاد(ع) را تهدید به قتل می کند. امام می فرماید مرا به قتل تهدید می کنی نمی‌دانی که قتل برای ما یک امر عادی است و کرامت ما در شهادت است‌.

دکتر ثبوت در ادامه اظهار داشت: امام (ع) در مصائبی که بر او وارد شده در نهایت می فرماید تمام اینها فخر من است؛ سید بن طاووس می گوید با توجه به آنچه که ما از آیه کریمه می فهمیم وقتی شهیدان به عالم دیگر منتقل شدند غرق شادمانی هستند و ما هم در شادی آنها باید شاد باشیم.

هنگامی که سید بن طاووس در مقابل سنت عزاداری شیعه قرار می گیرد، در جمع بین سنت عزاداری با آنچه که در آن آیات مشاهده کردیم، می گوید: بله از آغاز محرم تا روز عاشورا که روزها و ساعات و دقایق هجوم مصائب و بلیات بر سیدالشهدا(ع) است باید ما هم به تبع آنها محزون باشیم ولی پس از شهادت، یعنی پس از عاشورا آنها در مقامی قرار می گیرند که غرق شادی هستند و از آن پس ما هم باید به آنها در شادی اقتدا کنیم./504/241/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۰۷ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۱:۴۶
طلوع افتاب
۰۶:۱۵:۵۳
اذان ظهر
۱۱:۵۱:۵۳
غروب آفتاب
۱۷:۲۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۴۳:۲۱