vasael.ir

کد خبر: ۱۴۷۴۵
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۲ - 25 September 2019
بخش نخست / در همایش «حسین بن علی در آیینه عرفان، کلام و اندیشه سیاسی» مطرح شد؛

انکار درس آموزی عاشورا پشتوانه علمی ندارد

وسائل ـ دکتر مهدوی گفت: برخی تحصیل کردگان که در فضای مجازی بسیار سخنرانی می کنند؛ این روزها عادت کرده اند بی محابا به امام حسین(ع) بتازند و شگفت آور است که بخشی از این گویندگان معتقدند که از حسین(ع) نمی توان آموخت. برای من همیشه این سوال مطرح بود که بر اساس چه پشتوانه نظری می گویند که از حسین(ع) نمی توان آموخت و چقدر پژوهش و تحقیق در این زمینه انجام شده که در نهایت این نتیجه گیری حاصل شده است؟

به گزارش خبرنگار وسائل، همایش «حسین بن علی در تقابل دو مجلس کوفه و شام در متون امام سجاد (ع)آیینه عرفان، کلام و اندیشه سیاسی» عصر روز سه شنبه ۲ مهرماه به همت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در مرکز همایش‌های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با حضور اساتید دانشگاهی برگزار شد. در این همایش آقایان حجت الاسلام داود فیرحی، ناصر مهدوی، علی اکبر ثبوت و احمد پاکتچی به ایراد سخنرانی پرداختند.

حجت‌الاسلام داود فیرحی به عنوان اولین سخنران، به  چند نکته در مورد مسائل بعد از حادثه عاشورا پرداخت و گفت: دو متن کوتاه  پیرامون امام سجاد(ع) استخراج نموده ام که در کتاب احتجاج طبرسی در جلد دوم بدان اشاره شده و در این جلسه بیشتر روی این مسئله تمرکز می نمایم. یک احتجاج کوتاهی که در کوفه اتفاق افتاده است و احتجاج دیگر در شام است و در مجموع در حدود دویست کلمه است و متن کوتاهی دارند.

 

متن‌ها، آینه زمان هستند

وی در ادامه متذکر شد: این دو متن منتخب ویژگی خاصی دارند که قبل از آن پیش فرضی را خدمت شما عرض می نمایم، می گویند متن ها، آینه زمان هستند کلمات و ترکیبات آنها چیزی را نشان می دهند که ممکن است  خیلی ها میل به کتمانش داشته باشند.

بنابراین اصحاب زبان شناسی جدید و به‌خصوص دانش های تفصیلی جدید یک پیش فرض دارند و آن پیش فرض این است که متن دو جور پیام دارد یک پیامی که مصرح است و در خود متن است و دیگری پیامی است که ناگفته‌های گفته شده متن است، یعنی متن چیزی را دارد می گوید که یک تصریح بدان وارد نشده و آن قسمت بسیار مهم است.

در واقع این دو متن، ویژگی های دوران اباعبدالله الحسین(ع) را برملا می کند. که این ویژگی را من در دو تیتر خلاصه کردم و خدمتتان عرض می کنم. یک چیزی در این متن است به خصوص در متن کوفه که آن برجسته کردن مسئله مجازات و خشونت است.

دوستانی که تاریخ جرم و جزا را مطالعه کرده اند مستحضر هستند که در تمام نظام های سیاسی یک مفهومی به نام مخالف وجود دارد یعنی هیچ نظام سیاسی وجود ندارد که مخالف نداشته باشد حالا گاهی از دیدگاه مخالفین، مخالف مشروع است و از دیدگاه اکثریت ممکن است موافق مشروع باشد.

 

اشاره امام سجاد به حق مخالف

پیام امام سجاد (ع) به گونه ای است که اشاره به حق مخالف دارد. در سنت پیامبر(ص) که تا زمان حضرت علی (ع) هم ادامه داشت سنت جذابی بود کسی اگر بیعت نمی کرد، او را مجبور به بیعت نمی کردند و اگر بیعت می کرد توقع داشتند که به عهد خود وفا کند مثلا در ادبیات حضرت امیر(ع) راجع به طلحه و زبیر این گونه آمده است حضرت می فرمایند من که شما را مجبور به بیعت نکردم ولی چون بیعت کردید شما شرعا باید به لحاظ حقوقی به بیعت خود عمل کنید.

بنابراین در آن زمان موضوع حق مخالف وجود داشت البته اینطور نبود که کاملا رعایت شود ولی اصول این دیدگاه در دولت وجود داشت در ادبیات این دوره ما شاهد هستیم حق مخالف به هم ریخته و بعد نه تنها مخالف محترم دیده نمی شود بلکه با خشونت تمام با او رفتار می شود و حتی هتک حرمت صورت می گیرد. مثلا در فرمان عبیدالله که می گوید در پشت استخوان ‌های حسین بن علی(ع) اسب برانید تا اینکه اشد مجازات را داشته باشد.

حجت الاسلام فیرحی افزود: نظریه های کلاسیک اگر دوره صدر اسلام تا زمان حضرت امیر (ع) را استثنا کنیم به تدریج برگشت به سنت ایران و روم و دولت اموی روی این سنت قرار داشت. در زمان خلیفه دوم اینگونه نبود مثلا بانوی مسنی به فرماندار کوفه اعتراض کرد خلیفه دوم، فرماندار را عزل کرد و گفت یا این خانم راست می گوید و حق این است که تو عزل شوی و یا این خانم برداشتش اینگونه است که برداشت خیلی از افراد نیز است. بنابراین یک نفر را برداشتن بهتر است که جمعی را بخواهیم قانع کنیم.

این مسائل در آن زمان وجود داشته ولی از سال چهل به بعد این مسئله بر هم می ریزد و به سنت قدیم، یعنی به دوران پیامبر(ص) و خلفای راشدین برمی گردد منظور قبل از سال اول تا چهلم هجرت است. در کتاب مجازات بر تنبیه میشل فوکویاما، توضیح می دهد که مخالفان را چنان تنبیه می کردند که یک نوع ایجاد وحشت در همه به وجود آید یعنی در کربلا خشونت بسیار بالا رفته بود.

اصولا خشونت در سنت این دوره به عنوان یک رسانه بود که خودش را نشان می داد نمایش مجازات، اسب دواندن، سر بریدن، آتش زدن داشتند تا اینکه دیگران بفهمند وقتی با خاندان پیامبر(ص) این گونه برخورد می شود دیگران شرایط بهتری نخواهند داشت.

 

ویژگی‌های منحصر به فرد خطبه امام سجاد در کوفه

خطبه امام سجاد(ع) در کوفه بر ملا کردن این مسئله است و دقیقا توضیح می دهد که این رفتارها خلاف عرف و انسانیت و شرع است که در حال وقوع است.

ببینید تاریخ‌نگاری این طور توضیح می دهد که امام سجاد (ع) متولد سال سی و هشتم است و اگر این درست باشد که به احتمال زیاد نظر مشهور است. احتمالا شعبان سال سی و هشت باشد یعنی زمان خلافت امام علی (ع) به دنیا آمده و در سال شصت و یک، ایشان یک جوان ۲۲ ساله است که با صحبت های‌شان گفتمان حاکم را وارونه می کند.

 

تفاوت ادبیات مدرن و کلاسیک

حجت الاسلام فیرحی در ادامه متذکر شد: ادبیات مدرن کوشش می کند که مجازات را پنهان کند تا آن جایی که همیشه رسانه ها فاش می کنند ولی دولت این مسئله را پنهان می کند. ادبیات کلاسیک استراتژی دولت فاش سازی خشونت بود یعنی از طریق برملا کردن و چیزی به نام استراتژی «هراس» ایجاد می شد.

هراس از دیدن خشونت پیدا می شد. امام سجاد(ع) به همین مسئله اشاره می کند. زندگی آن حضرت همیشه با بیماری گره خورده بود به دلایلی این اتفاق افتاد و حتی مادرشان نیز از بیماری خاصی رنج می برد و زود از دنیا رفت.

اما همین انسان که آدمی تصور نمی کند چنین ادبیات شفاف و کوبنده و ویرانگری داشته باشد به ناگاه فضا را تغییر می دهد. کسی امام سجاد(ع) را به آن مراسم دعوت نکرده است و به ایشان زمان صحبتی داده نشده است اما با چند دقیقه ایراد سخن اهل مجلس را وادار به احترام می کند. در حالی که تحت شدیدترین فشار روحی، ذهنی، جسمی و امنیتی قرار دارد و آن کلمات را مطرح می کند.

 

ره توشه عاشورا برای خلافت امویان

عاشورا دو تز برای خلافت بنی امیه داشت اول اینکه دولت مشروع متعلق به بنی امیه است و بنی امیه نماینده پیامبر(ص) است، دوم اینکه کسانی اعتراض کردند و حق آنها خشونت بوده است؛ در ادامه سعی می کردند تبار کشته شدگان را پنهان کنند تا معلوم نود اینها چه کسانی هستند.

حضرت می فرماید کسی که مرا می شناسد دیگر نیاز به معرفی نیست و احتیاج به توضیح ندارد و آنهایی که مرا نمی شناسند یعنی اشاره دارد به کسانی که امروز به عنوان ناآشنا به ما نگاه می کنند اما چشم های‌شان دروغ نمی گوید و آنها ما را می شناسند.

حضرت می فرماید به تعداد اندکی که ما را نمی شناسند من خودم را معرفی می کنم؛ من فرزند حسین مذبوح هستم. مذبوح پیچیده ترین کلمه است مذبوح یعنی ذبح شده، نمی گوید کشته شده، ذبح شدیدترین نوع مجازات است. همانگونه که در ادبیات داعش هم بیشتر از «ذبح» در رسانه ها استفاده می کردند تا اینکه هراس را جهانی کنند.

مستحضر هستید که فرق جرم با گناه زیاد است. جرم یعنی خلاف مقررات یک جامعه اما گناه یعنی خلاف یک باور دینی عمل کردن. یعنی من نه مخالف اسلام عمل کرده بودم و نه خلاف عرف یا قواعد حاکم به جامعه بودم من فرزند کسی هستم که به حریم خصوصی او حمله کردند.

دارایی آنها را گرفتند زیرا مالکیت مقدس ترین چیز است. کسی که در دفاع از مال و خانواده اش کشته شود از نظر خداوند شهید است و در ادبیات دینی، دارایی قداست دارد تهاجم به دارایی خطرناک است. نعمت هایش را از او گرفتند و مال او را غارت کردند و خاندانش را اسیر کردند. من فرزند کسی هستم که با شکنجه کشته شد. اما همه اینها افتخار ماست.

حجت الاسلام فیرحی به خطبه بعدی امام پرداخت که مربوط به مجلس شام است و گفت: ادبیات امام سجاد (ع) در شام متفاوت است ادبیات تهاجمی نیست. مردم شام ورثه پیامبر(ص) را بنی امیه می دانند و دفاع از بنی امیه را دفاع از دین و دیانت می دانند و این با نظر کوفیان متفاوت است، کوفیان هیچگاه اعتقاد چندانی به بنی امیه نداشتند و از قدیم با شام درگیر بودند و اختلافات زیادی باهم داشتند در کوفه این انسانیت ها از بین می رود.

اما در شام اینگونه نیست کلا شام در جهل مرکب است. یک شامی هیچگاه مانند یک کوفی فکر نمی کند برای شامی دفاع از معاویه و یزید دفاع از پیامبر(ص) است یعنی دفاع از اهل بیت است.

دیلم نقل می کند که من در شام بودم زمانی که اسرای پیامبر(ص) را آوردند جلوی مسجدی که شبیه مسجدالنبی بود؛ یعنی محل قداست مسلمانان است در واقع زمانی که اسرا را آوردند در مقابل مسجدی که صاحب قداست است، یک نفری از شیوخ اهل شام بلند شد و گفت شکر خدایی را که شما را کشت و شما را هلاک کرد، کشتن با هلاک کردن فرق دارد هلاک منهدم کردن یعنی اثر چیزی را پاک کردن است. در اینجا این خطبه ها است که دارد بازی را وارونه می کند و بازنده را برنده معرفی می کند.

 

درخشش امام سجاد در مجلس شامیان

امام سجاد(ع) یک جوان بیست و دو ساله ای است که تجربه مواجهه با چنین بحران هایی را بالطبع ندارد. امام کامل ساکت شد تا شیخ شامی تمام حرف هایش را زد. حضرت اینطور گفت آنقدر ساکت شدم که از سخن گفتن فارغ شوی، برنده نهایی ما هستیم و هر چه در دل داشتی از بغض و کینه و دشمنی گفتی تا چیزی باقی نماند. پس حال تو ساکت باش زیرا که این بار حق من است تا صحبت کنم، با گیرایی سنگینی که در کلامش وجود دارد مرد شامی نیز سکوت کرد.

امام پرسید آیا کتاب خدا را خواندی؟ آیا این را خوانده ای که پیامبر فرمود من از شما هیچ چیزی را نمی خواهم فقط احترام به خویشان من، گفت بله من خوانده ام‌. دوباره حضرت می فرمایند ما همان هایی هستیم که تو هر روز می خواندی.

صحبت ها ادامه دارد تا آنجا که امام می فرمایند «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیرا» شما نماد پاکی و طهارت را کشتید بعد شیخ شامی به هم می ریزد و یزید به دروغ می گوید که احترام کنید و اسرا را برگردانید در حالی که در نامه های قبلی یزید گفته شده بود یا بیعت بگیرید یا سرش را بیاورید و این نشان از آسیبی است که به مشروعیت دولت اموی وارد شده است.

 

تقابل دو مجلس کوفه و شام در متون امام سجاد (ع)

 

مردی به دنبال کرامت انسانی

دکتر مهدوی سخنران دیگر همایش اظهار داشت: اسنادی که در زمینه عاشورا داریم که به تاریخی غنی برمی گردد و عجیب است که چرا اقبال نمی ورزیم و بی توجه هستیم. برخی تحصیل کردگان که در فضای مجازی بسیار سخنرانی می کنند و این روزها عادت کرده اند بی محابا به امام حسین(ع) بتازند و شگفت آور است که بخشی از این گویندگان معتقدند که از حسین(ع) نمی توان آموخت. برای من همیشه این سوال مطرح بود که بر اساس چه پشتوانه نظری می گویند که از حسین(ع) نمی توان آموخت و چقدر پژوهش و تحقیق در این زمینه انجام شده که در نهایت این نتیجه گیری حاصل شده است؟

معتقدم عاشورا یک حادثه واقعا استثنایی است، حتی اگر منابعی هم نداشتیم که امروزه منابع غنی از عاشورا داریم، خود عاشورا رویداد عجیبی است یعنی اسنادی که از دوران شاگردان امام صادق(ع) به دست آمده و نقد هایی که در تاریخ مطرح شده که بخشی از آنها در تاریخ طبری ذکر شده است. در همان واقعه اگر نگاه کنیم ما با یک حادثه تحسین برانگیز و ماجرای شکوهمند مواجه هستیم.

دکتر مهدوی اذعان داشت: مسلمانان متاسفانه باهم تلاش کردند که این پدیده به شکل الگو در نیاید. خداوند در قرآن وقتی می خواهد الگوی ضلالت تفکیک شود و مسئله ملموس تری خلق شود الگویی به نام حضرت ابراهیم(ع) را نشان می دهد، روح قرآن داستان پیامبران است و داستان آنها باعث می شود انسان ها را با صحنه های عینی و ملموس وادار به تفکر کند.

مخصوصاً داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن آورده می شود تا بعدها مسلمانان کج نروند و به نام تدین انواع تخلفات صورت نگیرد تا مرتب با این ترازو به قول مولانا بیداری خود را تست کنند. البته مردم ترازو را فراتر از عقل نمی دانند؛ در حدیثی از امام حسین(ع) نیز آمده است که عقل را با حق نمی توان درست کرد عقل را با عقل می توان درست کرد.

مسلمانان پس از شهادت امام علی(ع) حاضر نبودند هزینه بپردازند؛ مسلمانان حتی بعد از مرگ پیامبر(ص) حاضر نبودند برای دین داری خود هزینه پرداخت کنند چراکه به یک مال و منال و شکوه و قدرت رسیده بودند و می‌خواستند امور را بی هزینه پشت سر بگذارند.

عاشورا از طریق معاندان و مخالفان حذف نشد؛ امروز اگر می گویند نمی توان از عاشورا درس گرفت درست می گویند زیرا ما چیزی از عاشورا نگذاشتیم باقی بماند برای ما مسلم شده که در عاشورا قیام شده ولی ما قیامی در عاشورا مشاهده نمی کنیم، خود امام حسین(ع) می فرماید که من برای قدرت و مقام قیام نمی کنم. قیام امام حسین(ع) حق اعتراض به حاکم اسلامی را داد؛ حضرت به دنبال زندگی بود به دنبال خستگی و ملال نبود.

تنها فرصت ما برای آنکه در قیامت سربلند باشیم همین زندگی دنیوی است برای همین می گفتند آنها به دنبال زندگی فاخر بودن، می خواستند زندگی ارزشمند داشته باشند و در آن آزادی باشد در آن حق انتقاد باشد حق اعتراض و حریم خصوصی باشد به فساد و رانت و بی عدالتی بتوان انتقاد کرد.

همه اینها را از عاشورا درس گرفتیم یا آنقدر عرفانی شد که گفتند امام(ع) به دنبال کشته شدن و کسب مقام عرفانی بود و یا آنقدر جبری شد که گفتند از قبل پیامبر خدا(ص) مشخص بود که چنین اتفاقاتی خواهد افتاد و یا آنقدر سیاسی شد که دچار مشکلاتی در عقلانیت شد.

دکتر مهدوی در پایان خاطرنشان کرد، به نظرم هیچ کدام از اینها نبوده است و تنها یک نکته مرکزی در واقعه عاشورا وجود داشت، اینکه مردی به دنبال زندگی فاخر است مردی به دنبال کرامت انسانی است مردی به دنبال زندگی است که نعمت هایی که خداوند متعال نصیب او کرده را کسی از او نستاند، مردی در آن روز شکوهی از خود نشان داد که در تاریخ بی نظیر بود و هر چه زمان می گذرد بیشتر روشن خواهد شد که این مرد به دنبال زندگی فاخر بود؛ لذت زندگی در پشت قلب های پاکیزه و ناب است./504/241/ح

 

ادامه دارد.....

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۰۷ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۱:۴۶
طلوع افتاب
۰۶:۱۵:۵۳
اذان ظهر
۱۱:۵۱:۵۳
غروب آفتاب
۱۷:۲۶:۱۲
اذان مغرب
۱۷:۴۳:۲۱