vasael.ir

کد خبر: ۱۴۶۳۶
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۳ - 09 February 2020
گفتگوی مرتبط با پرونده ضمان قدرت نشریه وسائل؛

مسئولیت قدرت و پاسخگویی مسئولان / همه جامعه موظف به انتخاب اصلح هستند

وسائل ـ عضو گروه فقه سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفت: اگر کسی متصدی مسئولیتی شود و آن کار دچار مشکلاتی شود، به خاطر اینکه خود را بر فرد اصلح ترجیح داده است، طبیعتا باید در محضر خداوند پاسخگو باشد؛ اما به صورت عادی در فضای جامعه طبق آیه «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» همه جامعه موظف و مسئول هستند که در راستای فرد اصلح گام بردارند.
به گزارش خبرنگار وسائل، قدرت موضوعی است که در فضای مسئولیت قدرت و پاسخگویی مسئولان / همه جامعه موظف به انتخاب اصلح هستنداجتماعی ـ سیاسی خودش را نشان می‌دهد و در فضای جامعه شناسی سیاسی دیدگاه‌های مختلفی به تدریج مطرح شده است؛ اما نظام سیاسی اسلام، قدرت را امری ذاتاً شرّ نمی‌داند، بلکه آن را زمینه ساز اجرای فرامین الهی می‌شمارد.
 
بر این اساس درصدد است مطابقِ منطقی خاص، قدرت سیاسی را به صورت فعال و دائم، تحدید و کنترل نماید، یا بعد از نظارت بیرونی با الزام اوصافی برای حاکمان و نظارت درونی، افرادی فرهیخته و با تقوا را بر اریکه‌ قدرت مستقر کند.

در همین راستا سرویس سیاسی نشریه تخصصی وسائل در نخستین شماره خود به موضوع «ضمان قدرت» پرداخته است؛ در ارتباط با این موضوع خبرنگار وسائل نیز گفتگویی با حجت الاسلام ذبیح الله نعیمیان، عضو گروه فقه سیاسی دانشگاه باقرالعلوم (علیه‌السلام) داشته است که متن آن تقدیم خوانندگان می‌شود:
 
 
وسائل ـ درباره بحث قدرت در نظام سیاسی اسلام و ابعاد نظارت درونی و بیرونی بر عملکرد مسئولان توضیح دهید؟
 
اگر بخواهیم قدرت را با نگاه موضوع شناسی نگاه کنیم، باید بگوییم چه تحلیل‌هایی در مورد قدرت وجود دارد، قدیم‌تر با نگاهی خشن به قدرت نگاه می‌کردند و قدرت خشن را برجسته می‎کردند؛ قدرت‌های فیزیکی، نظامی، قدرت‌های عریان و سخت سیاسی را مدنظر قرار می‌دادند؛ در فضای نظریه‌های متأخرتر جامعه‌شناسی سیاسی به قدرت‌های نرم و مثلا قدرت‌‎های مویرگی در سطح جامعه نگاه می کردند.
 
این زاویه بحث به ما کمک می‌کند، اگر بخواهیم جامعه را اداره کنیم، هر کدام از این پدیده‌های اجتماعی و از جمله قدرت چگونه می‌توانند در جامعه نقش آفرین باشند؛ در نگاه مثلا روانشناسی اجتماعی جدید، شما به جای اینکه یک زندانی را بخواهید، با محرک‌ها و محدودیت‌های فیزیکی و خشن کنترل کنید، می‌توانید یک نوع نظارتی بگذارید، مثلا دوربینی برایش بگذارید، او خودش را در بعضی موارد کنترل خواهد کرد.

تمام آثاری که قدرت سخت دارد، ممکن است اینجا به کار گرفته نشود؛ اما قدرت نرم برای شما آورده‌ای دارد که انتظاری که از او می‌توانیم داشته باشیم، فراتر از انتظاری است که از کارکردها و تأثیر قدرت‌های سخت و خشن می‌توانید داشته باشید.

در مفهوم دیگر از قدرت، ما به نهادهای دارای قدرت و مناصب اجتماعی سیاسی رسمی و غیر رسمی نگاه می کنیم، می‌خواهیم ببینیم نهادهای دارای قدرت، بلکه نهادهایی که ویژگی‌های آنها به گونه‌ای است که می‌گوییم این نهادها عین قدرت‌اند، چگونه تعامل کنیم؛ علی الخصوص اگر بخواهیم با نگاه دینی به این مسائل نگاه کنیم، اینها را چگونه مورد بررسی قرار دهیم.


وسائل ـ یکی از مسائل مهم در بحث نظارت بر قدرت و صاحب منصبان قدرتمند و جایگاه‌هایی که آنها به مثابه کانون‌های قدرت تلقی می‌شوند، این است که چگونه باید نظارت شوند؛ تعبیر دیگر اینکه آیا مصونیت دارند یا باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشند؟
 
از منظر دینی می‌توانیم این بحث را با نگاه کلان اندیشه‌ای یا با نگاه فقهی بررسی کنیم، هر کسی که می‌خواهد در جامعه نقش آفرین باشد، نقش آفرینی او به عنوان یک عملکرد انسانی می‌تواند از منظر دینی و فقهی مورد بررسی قرار گیرد؛ یعنی این فرد آیا می‌تواند از چنین منصب، قدرت و جایگاهی برخوردار باشد یا نه، اگر فردی به یک منصبی رسید، تصدی‌گری او مشروعیت دارد یا نه؟

پس این زاویه بحث، ما را وارد بحث‌های فقهی می‌کند، به ویژه با نگاه فقه سیاسی و فقه حکومتی؛ ما می‌توانیم در مورد هر منصب به صورت جداگانه به بررسی بپردازیم که مشروعیت تصدی این فرد برای این منصب چیست و چه ویژگی ها و صلاحیت‌هایی باید داشته باشد.
 
در مرحله بعد هنگامی که می‌بینیم او چه کارهایی می‌تواند انجام دهد، بحث از اختیارات و حیطه مشروعیت فعالیت او می‌رسد، فرض کنید یک فرد تصدی گری‌اش نسبت به یک منصب مشروعیت دارد و واجد صلاحیت‌های لازم برای آن منصب است و او تصدی مشروعی خواهد داشت؛ اما پس از تصدی نوبت به اعمال ولایتی خواهد پرداخت که تصدی آن منصب برای او چنین جایگاهی را تعریف کرده است.

بنابراین می توانیم در حیطه اختیارات آن فرد در آن منصب به بحث بپردازیم، هر منصبی اختیارات خاص خود را می‌تواند به دنبال داشته باشد، چنانکه می‌توانیم از حقوق آن فرد در آن منصب نیز بحث کنیم؛ یعنی غیر از حقوق شخصی خود یعنی حقوقی که برآمده از تصدی آن منصب است و برای حسن اجرای وظایفی که بر دوش خود دارد، ما چه حقوقی را برای او خواهیم داشت.
 
مسئله سوم، قبل از اینکه به مسئله مسئولیت پذیری او برسیم، ناگزیر باید درباره هر منصب، اختیارات و حقوق مربوط به آن منصب، بررسی کنیم تا بتوانیم به تحلیل مناسبی در زمینه مسئولیت پذیری و کیفیت نظارت بر عملکرد آن فرد در منصب مورد تصدی او برسیم. یعنی اگر فردی برخوردار از یک حیطه یا وظایف است، در مرحله نظارت بر عملکرد او این مسئله و این ضابطه مطرح خواهد شد که آیا شما فراتر از اختیارات خود به اقداماتی پرداخته اید یا نه؟

اگر صاحب آن منصب بخواهد فراتر از اختیارات و وظایفش از امکانات در اختیار خودش استفاده کند، طبیعتا فعالیت او می تواند مورد اشکال و مواخذه قرار گیرد؛ از سوی دیگر اگر حقوقی که آن فرد در آن منصب پیدا کرده است مورد توجه قرار گیرد، این حقوق به او اجازه می دهد که از خود در مقام پاسخگویی حفاظت و صیانت کند و بگوید که من این اختیارات و این حقوق را دارم و حقوقی را که به واسطه این وظایف پیدا کرده‌ام، به من اجازه داده است که چنین اقداماتی انجام دهم.

یعنی مسئله نظارت از منظر دینی و فقهی و فقه حاکمیتی یک امر خشک و امر محدودبین نمی‌تواند باشد، نگاه نظارتی ابتدا باید از تناسب اختیارات با حقوق ناشی از این اختیارات و وظایف شروع کند و ضابطه مهم برای نظارت این است که نظارت متناسب با حیطه اختیارات و وظایف حقوق باشد.

اما در اینجا ما ناگفته این پیش فرض را در نظر گرفته‌ایم، فردی که واجد حقوق و وظایفی شده، این حقوق و وظایف از منظر دینی بر عهده یک فرد است و آن فرد می‌بایست پاسخگوی عملکرد خود باشد و حتی پاسخگوی عدم اقدام‌های خود باشد.
 
اگر وظیفه‎ای بر دوش اوست و به آن وظیفه نپردازد، باید در برابر آن پاسخگو باشد، اگر وظیفه ای را به خوبی انجام داد، از امتیاز لازم در تصدی گری و اعمال اختیارات و ولایت خود برخوردار خواهد بود؛ اما اگر استفاده نابه جا از آن اختیارات و حقوق کند، اقتضای دیگری دارد و در این مورد نیز مقتضی پاسخگویی بلکه مجازات‌هایی است.

بنابراین ما این امر را در این سطح می توانیم امری بدیهی بگیری