vasael.ir

کد خبر: ۱۴۴۹۴
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۵ - 01 September 2019

تأثیر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی در فهم بیشتر علوم انسانی

وسائل ـ نظریه «اعتباریات»، یک ابداع نظری و ابتکاری معرفت‌شناسانه است که با رویکرد روانشناسی ـ معرفت‌شناختی تدوین شده‌است. علامه‌ طباطبائی اعتباریات را افکار عملی و اجتماعی انسان بر می‌شمارد که آدمی به کمک عوامل احساسی می‌کوشد تا میان دو جهان حقیقی، وساطت بر قرار سازد. علامه‌طباطبائی به‌ مثابه طرحی بدیع، نظریه اعتبارات را تدوین کرد.

به گزارش خبرنگار وسائل، ادراکات اعتباری در افتراقی از ادراکات حقیقی، بخشی از نظام معرفتی است که تا پیش از علامه در فلسفه اسلامی پیشینه‌ای ندارد. گرچه فیلسوفان اسلامی از اعتباریات بالمعنی‌الاعم (معقولات ثانیه) سخن گفته‌اند، اما اعتباریات بالمعنی‌الاخص (یا اعتباریات اجتماعی) از ابتکارات بدیع علامه‌طباطبائی محسوب می شود.

اعتباریات که در آثار مختلف علامه به‌ویژه در المیزان، اصول فلسفه، برهان، رساله اعتباریات مطرح شد، عمدتا ناظر به ساحات اجتماعی و عملی است، اما در عین‌حال بخش مهمی از معرفت‌شناسی است. علامه در مقاله‌های سوم تا پنجم اصول فلسفه از ادراکات حقیقی و در مقاله ششم از ادراکات اعتباری سخن به میان آورده است. اعتباریات نه همچون ادراکات حقیقی رابطه توالدی و استنتاجی دارند و نه برهانی‌اند. اساس طرح اعتباریات، نظریه «انسان‌شناسی» علامه‌طباطیایی است.

این نظریه هم  می‌تواند به شناخت صحیح از انسان، نیازها و پرسش‌ها و نیز غایات و اهداف او کمک کند و هم اسباب شکل‌گیری نظامات جمعی و زندگی اجتماعی، بنیان‌های حقوق و اخلاق جمعی را شرح دهد. نتایج معرفتی اعتباریات را هم می‌توان در مسأله ملک و حکومت اجتماعی ملاحظه کرد که قدرت سیاسی را امری انسانی بر می‌شمارد و هم در کشمکش‌های امروزین علوم‌ انسانی دید.

اعتباریات، قلمروی روشن از درک مناسبات و روابط اجتماعی انسان، نیازهای اساسی آدمی، اهداف و اغراض او در حرکت استکمالی و بالأخره چارچوبی نیرومند از نظریه‌پردازی در علوم‌انسانی، اخلاق و قدرت سیاسی عرضه می‌کند. در نوشتار حاضر در صددیم تا وجوه ابداعات علامه در اعتباریات را بررسی کرده و نتایج و پیامدهای معرفتی آن را مورد توجه قرار دهیم.

در این زمینه دیدگاه‌های اندیشمندان را به شرح ذیل تقدیم می کنیم:

 

اعتباریات اجتماعی مورد غفلت واقع شده است

 

حجت‎الاسلام رضا ملایی در نشست تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(ره) در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در قم گفت: نظریه اعتباریات در حوزه اسلامی سازی علوم انسانی دخالت زیادی دارد.

وی افزود: نظریه اعتباریات از ۵ دهه گذشته رشد کرده است و این رشد نیز تکاملی بوده است؛ این نظریه یک ظرفیت درونی و وجوه مثبت فراوانی داشته و به همین دلیل رشد کرده است؛ عامل دیگر رشد این نظریه، برخورد انتقادی با این نظریه بود که اولین کسی که به نقد این نظریه پرداخت، شهید مطهری بود که البته ایشان به دنبال تکمیل این نظریه بود.

استاد حوزه با ذکر این مطلب که اعتباریات اخلاقی از اهمیت خاص برخوردار است و جزو دانش های بنیادی به حساب می‎آید، بیان کرد: نفوذ اخلاق و ارزش‎ها در حوزه علوم انسانی بسیار مهم است؛ اگر انسان تکلیف خود را با مساله اخلاق حل نکند نمی‎تواند در حوزه های دیگر تکلیف خود را مشخص کند.

پژوهشگر فلسفه اسلامی یادآورشد: از نظر شهید مطهری نظریه اعتباریات دو تاکید در حوزه اخلاقی دارد؛ علامه مبانی مفاهیم اخلاقی را اعتباری دانسته اند؛ شهید مطهری معقتد بود که بنیان ثابت و خوبی در این زمینه بیان نشده است و یا آن مقداری که مرحوم علامه در خصوص اعتباریات اخلاقی بحث کرده تا بنیان ثابتی برای آن بنا کند کافی نبوده است وبه تبع آن شهید مطهری به دنبال حل مساله می‎رود.

وی گفت: در پاسخ به این مساله ۵ دسته وجود دارد؛ شهید مطهری به پیش فرض اول دست نمی‎زد ولی از طریق مساله فطرت و… سعی می‎کند که فطرت را به عنوان یک بنیان ثابت برای برخی از اعتباریات بیان می کند.

ملایی یادآورشد: طیف دیگر که کم هم نیستند برخلاف شهید مطهری از این مساله عدول کردند و گفتند اینکه مفاهیم اخلاقی را اعتباری بدانیم غلط است؛ در این میان شاگردان علامه هر کدام سعی کردند که بنیان‎های دیگری در این زمینه ایجاد کنند.

وی گفت: راه دیگر را حضرت آیت‎الله‎ جوادی آملی باز کردند که مبتنی بر اصول حکمت متعالیه است؛ ایشان امر متعادل را مطرح کرد و سعی کردند که این نظریه را ارائه کنند که اعتباریات اخلاقی تشکیکی و در عین اینکه اعتباری هستند و وجهی از حقیقت را دارند.

این استاد حوزه با اشاره به گروه‎های دیگری که روی این نظریه کار کرده‎اند بیان کرد: مسیر دیگری که در بیشتر در فضای حوزه، پیگیری شد احیای رقبای نظریه علامه بود از جمله محقق عراقی از این منظر بود؛ دسته پنجم نیز از منظر زبان به بحث نظریه اعتباریات اخلاقی پرداختند.

وی افزود: نتیجه آن شد که اولا نظریه اعتباریات در حوزه اخلاقی رشد کرد و ما امروز از وجوه مختلف می‎‏توانیم از مبحث اعتباریات اخلاقی دفاع کنیم؛ در عین حال اتفاق دیگر آن بود که نظریه اعتباریات در حوزه اعتباریات اخلاقی رشد کرد و در حوزه نظریه اعتباریات اجتماعی متوقف ماند که بسیار مهم بود؛ از جمله ملکیت و زوجیت و نهادها و ساختارها و نظام ها…؛ واقعیت این است که حوزه معاصر دغدغه اخلاقی داشت و مساله او گریز از نسبیت بود.

این استاد فلسفه اسلامی با ذکر این مطلب که از اعتباریات اجتماعی غفلت کردیم، یادآورشد: و علامه بیش از تابعین خود به این مبحث پرداخت؛ غفلت دیگر ما عدم توجه به لوازم روش شناختی نظریه اعتباریات است که جز یک مورد به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است.

وی گفت: مرحوم علامه بیان می‎کند که گزاره های اعتباری از جنش مشهورات و مسلمات هستند به خصوص در حوزه اجتماعی محصول توافقات اجتماعی هستند و جنس آنها از جنس یقینی و بدیهی نیست؛ ایشان در نتیجه بیان می‎کند که در حوزه مطالعات اعتباری نمی‎توانیم از روش‎های برهانی استفاده کنیم و چاره‎ای جز تن دادن به روش‎های نظری نداریم و ایشان حتی به روش شعری نیز اشاره می کند.

ملایی یادآورشد: نکته دیگر آن است که باید خلاء این نظریه در حوزه روش شناسی را حل کنیم و راه حل ارائه کنیم؛ حکمت عملی ما متکی بر مفاهیم اعتباری است و اگر روشی که متکی به این روش است جدلی است پس حکمت عملی ما نیز باید جدلی باشد؛ اگر به تراث اندیشمندان مسلمان از فارابی تا امروز مراجعه کنیم برهانی بودن حکمت عملی را به وفور می‎بینم.

این پژوهشگر فلسفه اسلامی یادآورشد: اتفاق سومی در حال رخ دادن است آن است که در یک دهه کنونی سه نوع تفسیر متفاوت با شهید مطهری از نظریه اعتباری را می‎بینیم که اولین تفسیر آنکه حوزه حکمت عملی را به حکمت عملی بسط دادند.

وی در پایان بیان کرد: نظریات اعتباریات از جهاتی نیازمند بازسازی است و لوازم شناختی نیاز این نظریه است؛ نکته دیگر اهمیت بازخوانی نظریه اعتباریات و تاکید بر یک قرائت رسمی از اندیشه علامه در این زمینه است.

 

اعتباریات اجتماعی مورد غفلت واقع شده است

 

جمیله سادات علم الهدی در نشست تبیین نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و تداوم آن در در علوم انسانی اسلامی که در دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم در قم برگزار شد گفت: این نظریه را در کنار برخی از اصول فلسفه صدرایی از جمله حرکت جوهری قراردادیم.

وی افزود: مساله تکوین اعتباریات بسیار مهم است و خود علامه نیز بیان می کند که باید به دورانی برگردیم که آن را نوزادی می گوییم؛ باید روی برهان تجربی توجه کنیم زیرا یکی از امتیازات علوم انسانی توجه به برهان تجربی و توجه به عینیات است.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی یادآورشد: در حوزه تعلیم و تربیت، برخی از عالمان این حوزه نظریات خود را با تجربیات عینی خود توسعه می دهند؛ روش شناسی علامه این فرصت را ایجاد می کند که از مشاهدات استفاده کنیم و آنها را به شکل مفصل مورد کاربرد قراردهیم.

وی گفت: در دوران نوزادی اتفاقاتی رخ می دهد که می توان آنها را به عنوان مبنا در نظر گرفت و روی آنها متمرکز شد؛ نوزاد، در ابتدا اختلاف فشار و دما و رطوبت و نور را درک می کند؛ این درک، درک ساده ای نیست و با یک رنجش همراه است و علائم حیاتی نوزاد نیز از همین جا قابل شناسایی است. در این دوره ادراک رنج با ادراک حسی کاملا همراه است؛ در زمانی که می خواهیم کسی را از کما خارج کنیم از درد و رنج استفاده می کنیم تا این شخص را از کما خارج کنیم؛ اگر از این نوع روانشناسی تحولی استفاده کنیم، در واقع از علم و ارزش به همراه هم استفاده می کنیم؛ جامعه از نقطه خانواده توسعه پیدا می کند و فرد نیز به جامعه می پیوندد؛ در هنگام پیوستن به اجتماع مفهوم استخدام در نظریه علامه بسیار مهم است.

علم الهدی اظهار کرد: اگر علوم انسانی یا علوم اجتماعی را به معنی تبیین پدیده های اجتماعی بگیریم، نظریه اعتباریات علامه در تبیین نظریه اجتماعی به خصوص اصل استخدام کمک بسیار مهمی به ما می کند. نوزادان در کارکردن با اشیا به دنبال رسیدن به علم و درک هستند؛ آنها تمام حواس خود را به کار می گیرند و با کارکردن اشیا به دنبال درک آنها هستند؛ به نظر می رسد در بحث ناملایماتی که با بدن طبیعی رخ می دهد، دفع چنین رنجی به غایت اولیه فرد برای توسعه ادراکات انسان مبدل می شود.

پژوهشگر حوزه علوم تربیتی گفت: وقتی انسان سعی می کند رابطه های شخصی را کشف کند در ابتدا در زمینه دفع رنج، آن را تجربه می کند؛ این مساله ادراکی در رابطه سیاست و علم نیز خود را نشان می دهد؛ سیاست گذاری برای توسعه علوم انسانی مقدم بر توسعه خود آن علم است نه موخر از آن؛ در این زمینه باید به مباحث ادراکی و اراده به خوبی توجه نکنیم.

وی با ذکر این مطلب که رابطه خطی بین دانستن و شوق داشتن و انجام فعل وجود ندارد بلکه این عناصر به شکل خطی فعالیت می کنند، تصریح کرد: رابطه بین ضرورت و نیاز نیز از مقولات بسیار مهم است؛ نیاز برگرفته از آگاهی است؛ نیاز آگاهی به یک ضرورت و یک خلا و نقص است؛ اگر نیاز را به معنی فقدان وضعیت مطلوب بگیریم، آگاه شدن به این قضیه را یک نیاز می دانیم و به همین دلیل به طبقه بندی نیاز می پردازیم. هر نوع احساس نیازی که در روانشناسی بحث می کنیم خروج بحث عینی به سمت اعتبار ضرورت به اتفاقی که رخ می دهد ولی نکته مهم این است که این موارد به شکل اتمیک بررسی می شوند؛ در حالی که چنین چیزی نیست بلکه خود اعتبار «من» که متمرکز بر بدن مادی و طبیعی است و ثانیا مجموعه شرایط را مد نظر قرار می دهند بسیار مهم است.

وی گفت: امروزه با توسعه ارتباطات هرچه در این ارتباطات غرق می شویم بیشتر به شباهت های اجزای مختلف حاضر در این ارتباطات پی می بریم؛ به نظر می رسد به لحاظ موقعیت اجتماعی و تاریخی و طبیعی، شباهت های بسیاری با هم داریم؛ البته این بحث را نمی توانیم با فطرت مساوی بدانیم؛ این شباهت ها دست را برای رسیدن به نسبیت باز نمی گذارد؛ ضمن اینکه حداقل در آیات قرآن کریم کلیدواژه هایی را بررسی کردیم که تا حدود زیادی این مساله را بیان می کند که شواهدی را از این آیات در خصوص بحث اعتباریات وجود دارد که از جمله آنها کلمه «اتخاذ» است. چالش شناختی که درگیر آن هستیم شامل اعتبار معانی و سازگاری تصاویر ذهنی با واقعیت و تنوع و تعدد معانی، تنوع تصویرهای ذهنی که برای معانی اعتبار می شوند و… است.

علم الهدی در پایان یادآورشد: در علوم اجتماعی و برای بسط نظریه اعتباریات در علوم اجتماعی می توانیم از فلسفه های معاصر کمک بگیریم و بنده نیز بیان می کنم که به بحث برهان های تجربی در این زمینه توجه کنیم.

سیدعلی سیدی فرد در ادامه این نشست با بیان اینکه در دیدگاه علامه، اعتبار وجوب شرط لازمه هر فعلی است گفت: در اینجا چند پرسش در خصوص اصل نظریه مطرح است؛ اول اینکه وقتی ایشان اعتبار را شرط لازم فعل می دانند، سوال این است که چرا این ضرورت باید وجود داشته باشد؟ نکته دیگر اینکه آیات اعتبار یک عمل ذهنی، ارادی است؟ سوال بعدی آن است که آیا اعتبار ضرورتا در ظرف قضیه صورت می پذیرد؟

وی با اشاره به بصیرت های این نظریه گفت: مراد فضای اجتماعی یک فضای دلالی است؛ فضای دلالی نیز مجموعه ای از نمادها، فهم های متقابل و تعاملات است؛ نمادها موجب فهم متقابل می شوند و فهم متقابل زمینه ساز تعامل است. در میان اعتباریات عام قبل الاجتماع اصل اعتبار اخف و اسهل دارای لوازمی خاص در حیطه مدیریت فضای اجتماعی است؛ طبق این اصل اگر یک کنش گر میان حداقل دو فصل یکسان مخیر شود برای فعلی که انرژی کمتری می برد و آسان تر است، اعتبار وجوب می کند. به نظر می رسد که از اصل انتخاب اخف و اسهل دو اصل فرعی قابل استناد است؛ اصل اول اصل دسترسی پذیری است و این مساله برای ما در زندگی به شدت قابل فهم است زیرا شرایط اجتماعی باعث اجبار افراد به آن کارها می شود.

این پژوهشگر بیان کرد: اصل دوم اصل سنت گرایی است؛ به نظر می رسد مفهوم اخف و اسهل به اندازه ای موسع است که شامل امور ذهنی نیز اخف و اسهل می باشند؛ سنت را به معنی الگوهای درونی شده را تعبیر می کنیم؛ وقتی یک امری از نظر ذهنی خفیف المعونه است دیگر افراد همین مدل را قبول می کنند و روی آن استمرار می ورزند. اگر بخواهیم رفتار مردم را در جهت خاصی تغییر دهیم یا معنی خاصی را به آنها معرفی کنیم باید حوزه های دسترسی آنها را تغییر دهیم و یا اگر امری را می خواهیم به آنها بقبولانیم باید را در همان بافت سنتی آنها جای دهیم.

سیدی فرد یادآورشد: اصل طبیعی نمودن و سنتی گرایی یک اصل در این زمینه است؛ اصل سنت گرایی کارایی ایجابی بیشتری دارد؛ وجود گزینه های بدیل نیز در کنار طبیعی نمودن از دیگر اصول کنش گری است. حفظ عادت های ذهنی برای مردم اخف و اسهل است و برای اینکه امر جدیدی را معرفی کنیم باید در غالب کانتکس ذهنی افراد کار کنیم؛ در اینجا ابتدا باید واقعیت های اجتماعی را به خوبی بشناسیم، سپس نزدیک ترین مفاهیم بین الاذهانی را درک کنیم، سپس جفت سازی امور با نمادهای سنتی را انجام دهیم و در آخر سر ایجاد افتران شدید میان آنها است. فارابی زمانی که می خواهد منطق را در جهان اسلام وارد کند بیان می کند که ارسطو مباحث خود را با اصطلاحات مشهور اهل زمانه خود مطرح می کند و او نیز با همین روش منطق را معرفی کرد؛

وی در پایان گفت: از نظریه اعتباریات می توان در حوزه هایی چون تغییر اجتماعی استفاده کرد که از جمله اصول آن می توان به اخف و اسهل استفاده کرد که دارای زیر مباحثی هستند که از جمله آنها می توان به سنت گرایی اشاره کرد.

 

اعتباریات اجتماعی مورد غفلت واقع شده است

 

قاسم پورحسن، دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی درباره نقش و تأثیر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی در فهم بیشتر علوم انسانی گفت: تا زمانی که فهم صحیحی از اعتباریات علامه طباطبایی حاصل نشود و فهم درستی از علوم انسانی در ایران شکل نگیرد، نمی توانیم نسبت میان اعتباریات و علوم انسانی را بشناسیم. از زمانی که علامه طباطبایی نظریه اعتباریاتش را در آثار مختلف مطرح کرد، فهم دقیق و جامعی از نظریه اعتبارات علامه ارائه نشده است.

 

نظریه اعتباریات علامه معرفت شناسانه است

وی افزود: من در نوشته ای با عنوان «اعتباریات اجتماعی و نتایج معرفتی علامه طباطبایی» بر این مساله تاکید کردم که اساساً نظریه اعتباریات نظریه معرفت شناسانه است یا نظریه روانشناختی یا جامعه شناسی و انسان شناسی؟ من در آن نوشته در ابتدا اعلام کردم که این نظریه معرفت شناسانه است. بنابراین باید ابتدا اعتباریات را بشناسیم.

 

نظریه اعتباریات افکار عملی و اجتماعی انسان را بررسی می کند

پورحسن افزود: خلاصه بنیان های اعتباریات علامه طباطبایی شامل این می شود که وی می خواهد جامعه و انسان را بفهمد و اینکه سیر طبیعی شکل گیری جوامع و اندیشه های اجتماعی انسان چگونه است. پس نظریه اعتباریات افکار عملی و اجتماعی انسان را بررسی می کند و نگاه تدریجی که نسبت میان انسان و جامعه را شکل می دهد. به طور کلی تفاوت جوامع در چیست؟ علامه طباطبایی بر اساس نظریه ادراکات اعتباری عنوان می کند که ما جوامع ساده، جوامع بسیط بدون اعتباریات گسترش یافته و جوامع پیشرفته و پیچیده با ادراکات اعتباری کلان داریم.

وی افزود: در دیدگاه اول علامه طباطبایی، به طور کلی گونه های جوامع بر اساس گونه های اعتباریات شکل می گیرد. پس آن قدر اعتباریات دارای اهمیت است که می توانیم بر اساس آن نوع جامعه را تعریف کنیم، یعنی یا جامعه صاحب عقلانیت و پیشرفت و علم است و یا نیست.

دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در دیدگاه دوم علوم انسانی مانند دانش تجربی نیست که تنها بر اساس پیشرفت های حوزه ای در یک حوزه خاص شکل بگیرد. علوم انسانی منبعث از عقل جمعی جامعه است نه تعدادی خاص از نخبگان در حوزه علمی خاص. پس وقتی علوم انسانی را تعریف می کنیم باید به تفاوت اصیل و گوهری علوم انسانی از علوم طبیعی توجه کنیم. این گونه نیست که جامعه بتواند در زمان کوتاه دارای رشد جهشی در علوم انسانی شود. بلکه در اثر بلوغ تدریجی و طولانی صاحب علوم انسانی می شود.

 

اعتباریات، اندیشه های اجتماعی انسان است

وی ادامه داد: علوم انسانی با تفکر و تفکر با حیطه اجتماعی در پیوند است. علامه طباطبایی تاکید می کند که اعتباریات اندیشه های اجتماعی انسان است. اعتباریات افکار عملی انسان است یعنی انسان دارای نیازهایی است که اعتباریات را خلق می کند. آن نیازها و اغراض و پرسش ها همان جهان حقیقی اوست که در جامعه وجود دارد و انسان برای آن بایدها و ضرورت و خواستن را ایجاد می کند.

پورحسن اضافه کرد: خواستن و ارزش گذاری ها چه در حیطه علم و چه در حیطه اخلاق اعتباریاتی است که انسان خلق می کند. علامه طباطبایی در نگاه ظریفی بیان می کند که اعتباریات قابل گسترش و تغییر پذیر است و سبب پیشرفت و کمال جامعه می شود. ما باید از تفاوت های اعتباریات قبل الاجتماع و اعتباریات بعدالاجتماع با اطلاع باشیم زیرا در صورت بی اطلاعی کمک گرفتن از اعتباریات دشوار می شود.

وی در ادامه گفت: منظور من در اینجا اعتباریات بعدالاجتماع است. این اعتباریات با عقل جمعی و گسترش عقل و چیرگی خرد و زندگی جمعی و قرارداد اجتماعی انسان ها روبرو است. اعتباریات از حیث اجتماعی باعث مدنیت می شود و زور و استبداد را کمرنگ می کند و عقل جمعی و نفع جمعی را به همراه دارد و مناسبات و روابط متعادل را شکل می دهد.

 

ثمرات نظریه اعتباریات علامه در حوزه علوم انسانی

وی با بیان اینکه اعتباریات علامه طباطبایی سه ثمره مهم در حوزه علوم انسانی دارد، گفت: ثمره اول اینکه علوم انسانی برخلاف ادعایی که مطرح می کنیم یکپارچه نیست یعنی مجموعه ای از نظریاتی داریم که به آن علوم اجتماعی می گوییم. مجموعه این نظریات برخواسته از کثرت عقل جمعی و نیازها و اجتماع هاست.

پورحسن افزود: اینگونه نیست که بگوییم نظریه واحدی به نام علوم انسانی وجود دارد. دیدگاه اعتباریات بیان می کند که محال است در علوم انسانی واجد نظریه ثابت و واحدی باشید زیرا با عقل ها و اقتضائات و پرسش های مختلف مواجهه هستید. نباید تصور شود که در دنیا نظریه ای غیر قابل تغییر و غیر قابل نقدپذیری به نام علوم انسانی وجود دارد و هیچ کس نمی تواند از چمبره آن خارج شود.

وی تصریح کرد: ثمره دوم که اعتباریات علامه درباره علوم انسانی ارائه می دهد درباره تغییرپذیری علوم انسانی است. اساسا علامه در اعتباریات قائل به این نیست که علم از ویژگی ثبات برخوردار است و غیرقابل تغییر نیست. این خصلت درونی علم از دیدگاه علامه و برگرفته از نظریه اعتباریات است. اینطور نیست که علوم انسانی غیرقابل تغییر باشد و نمی توان آن را نقد کرد و پارادایم دیگری درباره علم بوجود بیاوریم. پس اعتباریات علامه به ما می فهماند که چارچوب و الگوی پارادایمی علم در علوم انسانی چیست.

پورحسن بر اینکه از دیدگاه علامه جوامع بر اساس پیشرفتی که دارند علوم انسانی متفاوتی دارند، تاکید کرد و گفت:  پیشرفت می تواند دارا بودن جامعه از وجهی از علوم انسانی باشد که به مراتب بالاتر نرسیده باشد اما جامعه دیگر به طور کلی از نظریه قالب در علوم انسانی خارج شده باشد. خاصیت علوم انسانی اینگونه نیست که معیار ثابتی داشته باشیم و بر اساس آن معیار علم بوجود آمده و هیچ جامعه دیگری نتواند پارادایم دیگری از علم را بوجود آورد.

وی افزود: چارچوب علم تغییر پذیر است و بر اساس جوامع و پرسش ها و اقتضائات شان و اغراض شان تغییر می کند. ما علم را برای اغراض مان به خدمت می گیریم و جوامع اغراض متفاوتی دارند. دیدگاه اعتباریات این مساله را به ما عنوان می کند.

وی افزود: ثمره سومی که از دیدگاه اعتباریات نسبت به علوم انسانی داریم این است که ما نمی توانیم برای علوم انسانی نسخه واحدی بپیچیم. یعنی نمی توانیم بگوییم ما با علم انسانی در همه ادوار مواجهه هستیم. نظریه اعتباریات به منفعت و مصالح و اقتضائات اجتماعی هر جامعه بازمی گردد. یعنی هر جامعه اقتضایی متفاوت از جامعه دیگر دارد.

پورحسن افزود: در این صورت اعتباریات به ما می گوید که با پارادایم های گوناگونی از علم و علوم انسانی مواجهه هستیم. اینگونه نیست که ادعا شود نمی توان خارج از عالم غرب علوم انسانی دیگری تولید کنیم. این نظر برخلاف چارچوب علم در علوم انسانی است، یعنی فرآیند تولید علم بر اساس چارچوب علم اینگونه است که هر جامعه ای اگر کوشش کند تا اغراض آن تحقق پیدا کند، ابزارهایی برای آن از جمله علم، حکومت و مناسبات اجتماعی فراهم می کند.

وی اذعان کرد: ابزارهای فراهم شده در برخی امور مشترک کل انسانها و در بسیاری دیگر از امور متفاوت هستند. هر جامعه ای اگر در تولید علم شراکت کند، آن علم می تواند متناسب با اغراض او به وجود بیاید. گسترش علم بر اساس مرزهای شراکت فقط از دیدگاه اعتباریات علامه فهمیده می شود. ممکن است در علم پژوهی و کاوش و جستجوی بنیان های علم بتوان این موضوع را فهمید.

وی افزود: این نکته که ما در درون علم غربی قرار داریم و دست و پا زدن برای تبیین علم بیهوده است و باید قول به امتناع را بپذیریم، از نظر علامه طباطبایی یعنی منطق علم و جامعه و پیشرفت را متوجه نشده ایم. ما به واسطه اعتباریات می فهمیم که جامعه و علم چیست و چگونه اغراض انسانی و مصالح و منفعت های جمعی انسان شکل می گیرند؟

 

کار مطلوبی درباره نسبت اعتباریات و علوم انسانی انجام نشده است

پورحسن با بیان اینکه متاسفانه درباره نظریه اعتباریات تاکنون کار نشده است، گفت: نوشته مطلوبی درباره نسبت اعتباریات و علوم انسانی نداریم و اگر هم وجود دارد بیشتر تفننی است، یعنی بر اساس نگاه دقیق ساختار اعتباریات شکل نگرفته است. چگونه می توانیم با مطالعه دقیق نظریه اعتباریات بگوییم شکل دادن پارادایمی درباره علوم انسانی امکان پذیر است یا خیر؟

وی بیان کرد: بحث اعتباریات علامه طباطبایی لزوما متوجه علم نیست بلکه درباره اجتماع است. وقتی علامه سرشت اجتماع را بیان می کند به امکان رشد جوامع می پردازد که جوامع چگونه شکل می گیرند. اعتباریات علامه طباطبایی دارای نگاه فلسفه اجتماع است. علامه طباطبایی بیان می کند که اجتماع اتفاقی به وجود نمی آید و اگر اجتماعی بدوی و ساده است بر اساس اعتباریاتش است.

پورحسن اضافه کرد: اعتباریات منبعث از عقل است. مثلا بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس فهمی از دموکراسی ندارند زیرا نتوانستند به عقل جمعی رشد یافته التفاتی نشان دهند. این جوامع در نسبت با عقل جمعی بدوی هستند و نسبت به رشد عقل جمعی ساده هستند و پیشرفته تلقی نمی شوند اما جامعه ای که به دموکراسی اهمیت می دهد و معتقد است تمام بنیان های حکومت بر اساس اراده جمعی است دیگر جامعه استبدادی و بدوی و ساده نیست.

دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: نمی توان انتظار داشت جامعه ای مانند امارات و عربستان و بحرین و قطر فهمی از دموکراسی داشته باشند و عقل جمعی آنها رشد کرده باشد. عقل جمعی صرفاً به معنای داشتن پول و ساختن ساختمان نیست بلکه رشد عقل جمعی از نظر علامه طباطبایی طولانی است.

پورحسن با ذکر اینکه علامه طباطبایی معتقد است اجتماع اتفاقی به وجود نمی آید بلکه بر اساس عقل شکل می گیرد، گفت: هر چه عقل چیره تر و رشد یابنده تر شود، می فهمد که به جای استبداد و زور باید حکومت داشته باشد که منبعث از اراده جمعی انسانها باشد. کانت در رساله صلح پایدار بیان می کند که جوامعی که دارای رشد عقلانی هستند، صلح را می فهمند و جوامعی که رشد عقلانی ندارند چیزی به جز جنگ ندارند. 

وی بیان کرد: جنگ و صلح و رشد و شکوفایی و بها دادن به عقل اتفاقی نیست. دیدگاه علامه بنیان فلسفی است برای اینکه اجتماع را فهمید و در نسبت با آن گستره علم را فهم کرد. پیشرفت جامعه به تولید فکر است و تولید فکر ناشی از این است که عقل فربه شود. عقل به معنای حاکم نیست بلکه عقل همه جامعه باید فربه شود زیرا می داند اغراض و مصالح دارد و آن را با اعتباریات وضع می کند.

پورحسن با بیان اینکه از دیدگاه علامه طباطبایی جامعه ای که اعتباریات را می فهمد از وضع طبیعی بیرون آمده است، گفت: وضع طبیعی وضع پیشاعقل و پیشاقانون و پیشاتفکر است در جامعه ای که علم و اندیشه نمی تواند شکل بگیرد. اما در جامعه ای که اعتباریات را می فهمد علم و چارچوب آن را هم می فهمد و می داند برای اغراضی در حوزه های انسانی، علوم انسانی شکل دهد.

وی بیان کرد: علامه طباطبایی در نظریه اعتباریات از امکان ظهور علوم انسانی به معنایی خاص دفاع می کند یعنی هر جامعه ای اغراضی دارد و علم خود را سامان می دهد. اعتباریات باید مطابق با پرسش ها و مقتضیات و نیازهای انسان ها باشد. نیازهای جوامع و انسانها متفاوت هستند. این مهم ترین نظریه ای است که می توان از امکان گسترش مرزهای دانش در پرتو شرافت و سهیم بودن دانش دفاع کنیم.

 

ظریه اعتباریات علامه در تبیین نظریه اجتماعی کمک بسیار مهمی به ما می کند.

 

عطاالله رفیعی آتانی  گفت: رسیدن به قرائت رسمی و ارائه جامع از مجموعه آثار علامه از نظریه اعتباریات یک نیاز مهم است و قطعا از طرح های فردی و گروهی حمایت می کنیم.

وی افزود: ما به دنبال آن هستیم که نظریه اعتباریات را به علامه بشناسیم؛ گام دوم، مبانی ولوازم این نظریه (بخصوص لوازم روش شناختی) است که باید در این خصوص نیز یک فعالیت پژوهشی انجام دهیم. گام سوم، ارایه تفسیرهای جدید از نظریه است که در اینجا ماتن به اندازه متن اهمیت ندارد زیرا با این رویکرد می توانیم کارهای مهمی در این عرصه بدست آوریم.

رفیعی آتانی بیان کرد: گام بعدی آن است که اگر بخواهیم یک مجموعه آثار دقیق را جمع آوری کنیم باید دیدگاه های سایر متفکران اسلامی را نیز در این زمینه و مستقل از علامه و نه مکمل علامه را بررسی کنیم؛ گام بعدی نیز نقد این دستاوردها خواهد بود. طبعا با انجام این مرحله باید به یک محصول جدیدتری خواهیم رسید؛ گام بعدی فعالیت های مقایسه ای با محصولات متفکران غربی است؛ بررسی های مقایسه ای نیز باید با رعایت اصول و ضوابط خاص باشد.

دبیر مجمع عالی علوم انسانی اسلامی عنوان کرد: گام بعدی نیز رابطه علوم اسلامی از جمله فقه و فلسفه و اخلاق و عرفان و.. با نظریه اعتباریات است؛ گام آخر نیز پژوهش در قلمرو مناسبات اعتباریات با علوم انسانی است که این بحث نیز باید به شکل کاملا پخته و قوی مطرح شود. اگر این مسیرها را طی کنیم قطعا بهترین مسیر را رفته ایم که قطعا اسلامی تر از این نمی توانیم کاری انجام دهیم و محتوای کار را به سمت اسلام سوق دهیم.

وی در پایان از حضور فعالان علمی حوزوی و دانشگاهی در این نشست تجلیل کرد.

جوانعلی آذر، در ادامه این نشست گفت: در ایران به مبانی بیش از حد توجه می کنیم؛ مثلا بحثی در دنیا به عنوان سبک مدیریت دولتی مطرح است ولی هنوز کتابی در زبان لاتین برای طبقه بندی آنها وجود ندارد بلکه یک نشریه ما سه جلد کتاب را به عنوان گونه شناسی تولید کرده است.

وی افزود: تب مبانی نویسی در ایران جدی است البته به این معنی ملتزم نیستیم که مبانی نویسی کار خوبی نیست ولی اندیشمندان اجتماعی ما باید بیشتر به فضای عینیت اجتماعی حرکت کنند.

این پژوهشگر بیان کرد: چالش هایی از جمله چالش قرائت ها در نظریه اعتباریات وجود دارد؛ البته اثر علامه در این زمینه زبان علمی روز نیست و البته این زمینه چاره ای هم نداشت؛ ایشان از ادبیات خاصی در آثار خود اشاره می کند که نظرات شاگردان ایشان را نیز متاثر کرده است.

جوانعلی آذر گفت: سه نظریه اعتباریات شامل نظریه اعتباریات در نجف، نظریه اعتباریات در تبریز و نظریه اعتباریات در قم توسط علامه مطرح می شود که علامه در هر کدام از آنها به یک مساله خاص توجه می کند. نظریه اعتباریات در تبریز با توجه به بازاندیشی خود رساله های تلفیقی را بیان می کند زیرا ایشان در این دوره تحقیق و تدریس نداشتند و به بازاندیشی خود می پرداختند.

وی افزود: ایشان در برگشت به قم با چالش مارکسیست ها مواجه می شوند و در آنجا سعی می کنند از نظریاتی چون اعتباریات استفاده کنند. نظریه اعتباریات در علوم اجتماعی و مدیریت دارای کاربرد است؛ مدیریت یک رشته ای مجمع از رشته های مختلف است؛ کارکرد عامی نیز این نظریه در فضای روش شناسی علوم اجتماعی دارد که ایشان به فضای نظریه پردازی تفسیری نزدیک شده اند و البته مطلب ایشان در حوزه تفسیر محض نیست.

جوانعلی آذر گفت: در مدیریت سه کار انجام می شود که شامل تصحیح مبانی مدیریت، ارایه یک سری مفهوم بنیادی درون مدیریت و ارایه ظرفیت هایی جهت باز اندیشی در این عرصه است. شهید مطهری در زمینه جامعه شناسی به اصالت جامعه اشاره می کند؛ اگر کسی در این زمینه به دنبال دلالت باشد سوالات متعددی در ذهن او شکل می گیرد؛ اعتبار اجتماعی که از سوی شهید مطهری بیان می شود که اعتبار تعینی است ولی در فضای سازمان می توانیم از هستی شناسی تعیینی بحث کنیم.

وی افزود: اعتباریات یک نظریه مدیریتی نیست ولی اگر کسی خوانش مدیریتی از این بحث داشته باشد می تواند مبانی مدیریتی را در این حوزه به خوبی دریافت کند که مبانی پایه ای مدیریت را منعکس می کند. اگر مدیریت را به معنی تصمیم گیری بدانیم مباحثی اعتباریاتی چون باید ها و اعتبار حسن مطرح می شود؛ در اینجا این دو در کنار هم شکل می گیرند و به کنش مبدل می شوند؛ در زمانی که دولت مردم را به انصراف از یارانه تشویق می کرد غایتی برای این انصراف مشخص نشده بود و به همین دلیل مشکلات پابرجا نیست.

جوانعلی آذر گفت: اگر مدیریت را به معنی انجام کار تعریف کنیم مدیر را کسی معرفی می کنیم که از بی امکاناتی با کار درست به بهترین شکل ماموریت خود را انجام دهد؛ در این فضا اعتبار لغویت خود را نشان می دهد. اگر تعریف مدیریت را انجام کار از طریق دیگران بدانیم، بیان می شود در کتاب پست کاپیتالیست بیان می شود که در دوره سنتی مدیریت سرمایه داری جدید است زیرا در دوره سنتی تخصص محور بود و همه کارها را خودش انجام می دهد ولی شما باید تخصص ها را طوری در کنار هم جمع کنید که به محصول مبدل شود.

وی افزود: در گذشته رابطه های مدیر و کارگر، رابطه اجاره ای بود ولی امروز روابط تقسیم شده است و رابطه نیز ریاست و مرئوسی نیست بلکه به تعبیر مرحوم علامه اعتبارات رد خصوص تساوی طرفین دیگر کسی محتاج کسی نیست بلکه تخصص ها باعث می شود روابط تغییر کند هرچه متخصص تر باشد روابط تساوی طرفین شکل می گیرد.

 

نظریه اعتباریات علامه در تبیین نظریه اجتماعی کمک بسیار مهمی به ما می کند / تأثیر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی در فهم بیشتر علوم انسانی

 

مهدی عاشوری گفت: نظریه اعتبارات، اصالتا انسان شناختی است. علامه طباطبایی در مقاله ششم اعتباریات به اعتباریات اعم و اخص تقسیم می‎کند؛ در این زمینه سوالی مطرح است که ظرف تحقق اعتباریات کجا است؟ اگر بخواهیم جنبه‎های نظری اعتباریات در انسان‎شناسی در حیات انسان را نشان بدهیم ابتدا باید مشخص کنیم که شان حدود اعتباریات چیست.

پژوهشگر فلسفه اسلامی بیان کرد: تقریرهای مختلفی از نظریه اعتباریات بیان شده است؛ نخستین تقریر، تقریر منطقی است که نکته آن اعتباریات به مثابه مشهورات است و مدعی آن نیز آن است که در مورد اعتباریات برهان جاری نمی‎شود.

وی افزود: تقریر دوم معرفت شناختی است که نکته آن ما بازاء ادراکات اعتباری در ظرف توهم است؛ مدعی‎اش نیز آن است که ادراکات اعتباری صدق و کذب ندارند.

عاشوری اظهارکرد: تقریر فرااخلاق، تقریر دیگر است که نکته‎اش آن است که در هر اندیشه اعتباری مفهوم ضروررت بر غیر شی خود اطلاق شده است و مدعی آن حسب و قبح تابع احساسات و اعتبارها است؛ تقریر بعدی تقریر انسان شناختی است.

این پژوهشگر فلسفه اسلامی بیان کرد: ارکان اعتبار دارای چند عنصر است که شامل محل اعتبار، مبداء اعتبار، امر اعتباری، اعتبار کننده، وجه اعتبار و آثار اعتبار است.

وی با طرح این پرسش که ظرف تحقق امور اعتباری چیست؟ بیان کرد: علامه برای پاسخ به مساله چیستی ماهیت دو دیدگاه را مطرح می‏‎کند؛ اولین آن دیدگاه ذهنی بودن ماهیت است؛ ماهیت و حدی که بر شی اطلاق می‎شود هم در عنوان اولی شی یعنی حمل ماهیت بر شی خود و هم در عنوان ثانوی اعطا شده است؛ یعنی اطلاق اعتباری بر شی دیگر از سنخ اندیشه هستند با این تفاوت که رابطه شی با عنوان اولی ذاتی و با عنوان ثانوی اعتباری است؛ علم به عنوان اولی حصولی است ولی ادراک عنوان ثانوی و غیر حقیقی است و نمی توان برهان بر آن اقامه کرد.

این پژوهشگر فلسفه اسلامی یادآورشد: دیدگاه تحقق تبعی ماهیت دومین دیدگاه در این زمینه است؛ زمانی که یک اعتبار معقول است و امر اعتباری واقعیت خارجی پیدا می‎کند که نحوی از تناسب میان محل اعتبار و مبدا اعتبار وجود داشته باشد که این تناسب منشا اعتبار شود و آن اعتبار را مواجه سازد.

وی گفت: آثاری که از یک موجود صادر می‎شود ناشی از وجود آن است؛ پس آثار حقیقی واقعیت اعتباری ناشی از وجود اعتبار است؛ واقعیت‎های اعتباری در حیات انسانی شامل مبادی صدور فعل از انسان، شان وجود شناختی مصنوعات فناورانه، شان وجودشناختی واقعیت‎های اجتماعی، هستی شناسی و واقع نمایی ادراکات ویژه است.

عاشوری در خصوص این سوال که شان وجودشناختی مصنوعات فناورانه چیست؟ بیان کرد: در اینجا محل اعتبار، اشیا مرکب مختلفی که به عنوان مرکب فاقد ذات مشترک هستند ولی حتی ممکن است جنس‎های مختلف داشته باشند ولی کارکردی مشابه دارند.

وی گفت: مبدا اعتبار نیز وحدت شخصی یک مصنوع و وحدت نوعی مصادیق یک دسته از اشیا یا کارکرد یکسان است و امر اعتباری نیز شامل وحدت شی مرکب است؛ اعتبار کننده نیز سازنده و کاربر مصنوع فناورانه است و وجه اعتبار نیز طبقه بندی اشیا است و کارکرد مصنوع نیز آثار اعتبار است.

این پژوهشگر فلسفه اسلامی در پایان بیان کرد: کلان نظریه‎های انسان‎شناسی نوصداریی در زمینه نظریه حدوث جسمانی نفس و نظریه فطرت و نظریه اعتباریات است./503/422/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۴۹
طلوع افتاب
۰۶:۴۹:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۰۱:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۱۲:۲۲
اذان مغرب
۱۹:۲۹:۱۷