vasael.ir

کد خبر: ۱۴۴۷۵
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۱ - 01 September 2019

یادداشت | اسلام و مسأله ترور

وسائل ـ امام خمینی فرمودند گمان نکنید که اینها از روى قدرت یک همچو کارهایى را انجام می‌دهند، یک بمب در یک جا منفجر کردن، یک بچه دوازده ساله هم می‌تواند او را بگیرد یک جایى بگذارد و خود او منفجر بشود. این قدرتى نیست، این کمال ضعف است، اینهایى که از اینجا فرار کردند و از خارج دستور می‌دهند که مردم را اغتیال کنند، و به طور دزدکى بکشند، اینها تز نامردهاست.

به گزارش خبر‌نگار وسائل، هشتم شهریور ماه، که حادثه یادداشت | آیا اسلام با ترور موافق است ‏یا خیر؟ آیا مسلمانان اجازه دارند با استناد به سیره معصومین، دست‏به ترور بزنند؟ /// 8 شهریورتروریستی انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر اتفاق افتاده را بهانه‌ای قرار دادیم تا به مساله ترور و تروریسم از دیدگاه اسلام بپردازیم چراکه برخی با انحراف تاریخ، سعی در القاء این مساله دارند که اسلام، خود، بنیانی بر ترور دارد و مصادیقی از آن در تاریخ پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) بیت گزارش شده است.

ترور اقدامى ترس آفرین، وحشت ‏آمیز، غیر‌قانونى، پنهانى، غافل‌گیرانه، رعب‏ انگیز و . . . است که با کشتن افراد مخالف (مخالفان سیاسى) و تخریب اماکن متعلق به آنها از طریق روش هاى زورمدارانه، با وسائل و ابزار خشن صورت می گیرد. در حالى که روایات اسلامى ترور را به عنوان نشانه ‏اى از علائم ظهور امام زمان‏ علیه السلام مخالف ایمان و اسلام و . . . ذکر کرده و آن را باطل مى‏ داند.

در فرهنگ و عرف سیاسى، تعاریف مختلفى از ترور و تروریست (terrorist) و تروریسم (terrorism) ارائه شده که در عین تنوع، بسیار به هم شبیه ‏اند. در عوض، معناى ترور در اسلام چندان از پراکندگى برخوردار نیست، و اغلب در یک گستره و فضاى محدود به کار رفته است. به همین جهت، قبل از ورود به بحث، تشریح مفهوم ترور در فرهنگ علوم سیاسى که بیشتر متاثر از فرهنگ غرب است و نیز توضیح ترور در فرهنگ اسلامى اجتناب‏ ناپذیر است.

 

تشریح مفهوم ترور

الف) ترور در فرهنگ علوم سیاسى

درباره ترور مى‏ توان به سخنان والتر لاکوئیور رئیس شوراى پژوهش بین ‏المللى مرکز مطالعات راهبردى و بین‏ المللى آمریکا استناد کرد. به عقیده وى: «تروریسم به عنوان کاربرد زور یا تهدید به زور در داخل یک کشور به منظور ایجاد ترس و وحشت در جامعه، تضعیف و حتى سرنگونى نهادهاى موجود و ایجاد تغییرات سیاسى تعریف شده است.

او مى‏ افزاید بزرگ ترین تحولى که طى سال هاى اخیر صورت گرفته، این است که تروریسم دیگر، فقط جنبه نظامى ندارد و فعالیت هاى تروریستى از حمله علیه اهداف ویژه، همچون مقامات سیاسى به سمت کشتارهاى عمومى و کور در حال حرکت است.

البته تاریخ نشان مى‏ دهد که تروریسم غالبا تاثیر سیاسى اندکى داشته است. و گروه‏ هاى تروریستى پس از سال ها مبارزه مسلحانه و از دست دادن تعداد زیادى از نیروهاى خود، شاهد پیشرفتى در کارشان نیستند. بلکه تروریسم مایه تشدید خصومت و جنگ و مانع از برقرارى صلح است. بنابراین، برخلاف انتظار، عملیات تروریستى نتایج معکوس در افکار عمومى به وجود آورده است.

به این دلیل که، تصمیم به استفاده از خشونت تروریستى، همیشه یک تصمیم عقلانى نیست؛ زیرا اگر این‏طور بود، باید میزان تروریسم در جهان بسیار اندک باشد. تلاش تروریستى، در 99 درصد محکوم به شکست است، اما همان یک موردى که شانس موفقیت دارد، می‌تواند قربانیان زیادى برجا گذارد، خسارات مادى بسیارى به بار آورد و وحشت و هراس بزرگتر از هر چیزى که جهان تاکنون تجربه کرده است، ایجاد کند.» (1)

ب) ترور در ادبیات عرب

معادلى که براى واژه ترور، در ادبیات قدیم و جدید عرب به کار می رود، باهم متفاوت است؛ اما در معنا، تفاوتى بین آن دو به چشم نمى‏ خورد. در مجموع، در زبان عربى براى کلمه ترور سه معادل وجود دارد:

1 - فتک: در کتاب فرهنگ اصطلاحات معاصر، فتک به معناى، ترور کرد، کشت، از میان برد، و به قتل رسانده، آمده است. (2) در لسان‏ العرب، الفتک؛ یعنى هر شخصى که فردى را بى خبر و از روى غفلت‏ بکشد، و نیز، به معناى شخصى است که از غفلت فرد دیگرى استفاده می کند و او را می کشد یا مجروح مى‏ سازد.(3)

2 - ارهاب: کلمه ارهاب و مشتقات آن، در ادبیات قدیم عرب به معناى ترس، ترسانیدن و دچار هراس کردن بود. قرآن هم بر همین معنا تاکید دارد. به عنوان نمونه به این آیه بنگرید: «ایاى فارهبون‏» (4) : (در راه انجام وظیفه، و عمل به پیمان ها، تنها از من بترسید).

3 - اغتیال: اغتیالا یا قتله غیلتا؛ یعنى پنهانى و به شکلى که مقتول با خبر نشود، او را از پاى در آوردن. در المنجد، الغیلة به معنى فریب دادن و به ناگاه کشتن و قتله غیلة به معنى به او نیرنگ زد و به ناگاه او را کشت، آمده است. به عبارت دیگر، اغتیال به معناى ترور و سوء قصد و محاولة الاءغتیال به معناى طرح ترور و توطئه ترور به‏ کار مى‏ رود.

ج) ترور در زبان فارسى

در فرهنگ فارسى عمید ترور (Terreur) به معنى ترس زیاد، بیم هراس، خوف و وحشت است، و در اصطلاح سیاست؛ یعنى کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم. تروریست ( (Terroriste به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم‏کش، آنکه براى رسیدن به هدف خود کسى را به طور غافل گیرانه بکشد و یا ایجاد وحشت و هراس کند. تروریسم (Terrorisme) روش کسانى است که آدم‏ کشى و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریق که باشد، براى رسیدن به هدف هاى سیاسى خود از قبیل تغییر حکومت‏ یا در دست گرفتن زمام امور لازم و مباح مى‏ دانند.(5)

به ‏طور خلاصه مى‏ توان گفت: ترور در لغت‏ به معناى ترس، هراس، خوف و وحشت است و در اصطلاح سیاسى به معناى کشتن و از بین بردن مخالفان و ایجاد رعب و وحشت میان مردم مى‏ باشد. تروریست ‏به عامل ترور، آدم کشى، و به‏طور کلى به کسى اطلاق می گردد که براى رسیدن به هدف خود، کسى را غافل گیرانه بکشد و یا ایجاد وحشت و هراس نماید.

تروریسم روش کسانى است که آدم کشى و تهدید مردم و ایجاد خوف و وحشت را به هر طریقى که باشد براى رسیدن به هدف هاى خود لازم و درست می دانند. در نتیجه، علاوه بر شیوه و روش اقدام، انگیزه افراد یا گروه ‏ها در انجام عمل، ملاک تروریستى بودن یا تروریستى نبودن عمل را مشخص مى‏ کند.

یعنى اگر فرد یا گروهى با هدف سرقت ‏یا کسب منفعت اقتصادى اقدام به آدم‌کشى نمایند، به این عمل، عمل تروریستى اطلاق نمی گردد؛ چراکه مى‏ بایست انگیزه فرد یا گروهى که دست ‏به آدم کشى یا ایجاد رعب و وحشت مى‏ زنند، سیاسى باشد.

به عنوان مثال، پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، برخى از گروه ‏هاى سیاسى، با قتل، آدم‌کشى و ایجاد رعب و وحشت، قصد ساقط نمودن انقلاب اسلامى و به دست گرفتن امور را داشتند؛ یعنى براى وصول به اهداف سیاسى، اقدام به قتل و خون‌ریزى مى‏ کردند، از این رو اقدام آنها دقیقا یک اقدام تروریستى بود.

علاوه بر افراد یا گروه ‏هاى سیاسى که ممکن است‏ براى وصول به اهداف سیاسى اقدام به عملیات تروریستى نمایند، گاهى اوقات دولت ها در داخل مرزهاى جغرافیایى و حتى در وراى مرزهاى جغرافیایى خود دست ‏به ترور مى‏ زنند و براى دست‏یابى به اهداف سیاسى، مخالفین خود را با عملیات تروریستى به قتل مى ‏رسانند، به این گونه اعمال «تروریسم دولتى‏» اطلاق مى‏ گردد.

به عنوان نمونه می ‏توان از عملیات سازمان C.I.A ایالات متحده آمریکا نام برد که بر اساس آنچه توسط اعضاى سازمان تحت عنوان خاطرات منتشر شده و یا اطلاعاتى که سازمان راسا به چاپ رسانده، در پنجاه سال اخیر این سازمان ده ها عملیات تروریستى را در وراى مرزهاى جغرافیایى خود از آمریکاى لاتین گرفته تا آفریقا، آسیا، خاورمیانه و خاور دور انجام داده است. مانند کودتاى 28 مرداد 1332 ایران.

 

حرمت ‏شرعى ترور

روایات متعدد و فراوانى در حرمت و منع ترور و قتل پنهانى وجود دارد که هیچ گونه تردیدى را درباره حرمت ترور از دیدگاه اسلام باقى نمى‏ گذارد.

1 - پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله فرمود: وقتى در معراج بودم، چیزها و مواردى را دیدم. پرسیدم اینها چیست؟ گفتند: اینها نشانه‏ هاى آخرالزمان است. پرسیدم: «الهى فمتى یکون ذلک؟ فاوحى الى عزوجل: یکون ذلک اذا رفع‏العلم و ظهرالجهل و کثرالقراء و قل العمل و کثر الفتک و قل الفقهاء الهادون و کثر فقهاء الضلالة الخونه و کثرالشعراء.»(6)

یعنى: چه زمانى آخرالزمان است؟ خداوند عزوجل فرمود: آخرالزمان وقتى است که علم محو شود و جهل ظاهر گردد، قاریان قرآن زیاد شوند و عمل کاهش یابد، ترور بالا رود، فقهاى هدایت‏گر اندک و فقهاى گمراه و خیانت کار زیاد و شاعران فراوان شوند.

2 - در شرح نهج ‏البلاغه ابن ابى‏ الحدید آمده است: هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله رحلت فرمود و على‏ علیه السلام به غسل و دفن آن حضرت مشغول بود، با ابوبکر براى خلافت‏ بیعت‏ شد. در این هنگام زبیر و ابوسفیان و گروهى از مهاجران با عباس و على‏(ع) براى تبادل نظر و گفت‏ وگو خلوت کردند.

آنان سخنانى گفتند که لازمه تهییج مردم و قیام بود. عباس گفت: سخنان شما را شنیدم و چنین نیست که به سبب اندک بودن یاران خود از شما یارى بخواهیم و چنین نیست که به سبب بدگمانى، آراى شما را رها کنیم.

ما را مهلت دهید تا بیندیشیم، اگر براى ما راه بیرون شدن از گناه فراهم شد، حق میان ما و ایشان بانگ برخواهد داشت؛ بانگى چون زمین سخت و دشوار، و در آن صورت دست هایى را براى رسیدن به مجد و بزرگى فرا خواهیم گشود که تا رسیدن به هدف، آنها را جمع نخواهیم کرد.

و اگر چنان باشد که به گناه درافتیم، خوددارى خواهیم کرد و این خوددارى هم به سبب کمى شمار و کمى قدرت نخواهد بود. به خدا سوگند اگر نه این است که اسلام مانع از هرگونه غافل گیرى (فتک و ترور) است، چنان سنگ هاى بزرگ را بر هم فرو می ‏ریختم که صداى برخورد و ریزش آن از جایگاه ‏هاى بلند به گوش رسد.(7)

3 - على‏ علیه السلام در فرمانش به مالک اشتر نوشت: «ثم اکثر تعاهد قضائه و افسح له فى البذل ما یزیل علته، و تقل معه حاجته الى الناس، واعطه من المنزله لدیک ما لا یطمع فیه غیره من خاصیتک لیامن بذلک اغتیال الرجال عندک.»(8)

سپس (قاضى را به حال خود مگذار) و در کار او بررسى و تحقیق فراوان انجام بده و در بذل حقوق براى قاضى، آن اندازه وسعت ‏بده که نیاز او را برطرف نماید و احتیاجش به مردم از بین برود، و آن مقام را در نزد خود براى قاضى منظور مدار که کسانى دیگر از خواص کارگردانان تو در آن طمع نکنند، و تا بدین جهت از غافل‌گیر کردن [ترور] و دستبرد دیگر مردانى که در دستگاه تو هستند، در امان بماند.

4 - ابوصباح کنانى به امام جعفر صادق‏(ع) مى‏ گوید: «ان لنا جارا من همدان یقال له الجعد بن عبدالله یسب امیرالمؤمنین‏ علیه السلام افتاذن لى ان اقتله؟ قال: ان الاسلام قید الفتک، و لکن دعه فستکفى بغیرک قال: فانصرفت الى الکوفه فصلیت الفجر فى المسجد و اذا انا بقائل یقول: وجد الجعدبن عبدالله على فراشه مثل الزق المنفوح میتا، فذهبوا یحملونه اذا لحمه سقط عن عظمه، فجمعوه على نطع و اذا تحته اسود فدفنوه.» (9)

یکى از همسایه‏ هایم که از قبیله همدان و نامش جعد بن عبدالله است، به على‏(ع) دشنام مى ‏دهد. آیا اجازه مى‏ دهى که او را بکشم؟ فرمود: اسلام ترور را منع کرده است. او را رها کن؛ زیرا به زودى فرد دیگرى این کار را انجام مى‏ دهد.

ابوصباح کنانى مى‏ گوید: به سوى کوفه رفته و در مسجد مشغول نماز صبح شدم. در این حال گوینده‏ اى مى‏ گفت: جعد بن عبدالله مانند مرده‏اى که باد کرده بود، در رختخوابش پیدا شد. سپس گروهى رفتند و او را حمل کردند. در این حال گوشتش از استخوانش جدا می‌‏شد. از این رو، جسد او را بر روى پوستى جمع کردند. در این شرایط دیدم که زیر جسد او سیاه بود. سپس او را به خاک سپردند.(10)

نتیجه‏ اى که از این روایات مى‏ توان گرفت، آن است که «الایمان قید الفتک، المؤمن لایفتک اى الایمان، یمنع من الفتک کما یمنع القید عن التصرف‏» (11)؛ ایمان مانع ترور است و مؤمن ترور نمی کند؛ یعنى اینکه ایمان ترور را منع می‌کند، همانند کسى که دستش بسته است و قادر نیست کارى انجام دهد.(12)

بنابراین، از روایات استفاده می‌‏شود که هرگونه کشتن به صورت پنهانى (ترور) شرعا حرام و ممنوع است. اسلام حتى خدعه و نیرنگ در جبهه اسلامى و خودى را جایز نمى‏ داند. خلاصه اینکه یک مسلمان، مسلمان را در مسائلى که باهم اختلاف دارند، نمى‏ کشد.

 

ترور یا مجازات اسلامى

در برخى از آیات و روایات، به ظاهر منعى بر کشتن برخى از انسان‌ها وجود ندارد، اما بررسى عمیق این آیات و روایات، نتیجه دیگرى به دنبال دارد.

در آیات ذیل، کشتن برخى از انسانها مجاز شمرده شده است: 1 - «یا ایها الذین ءامنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى‏»(13) اى افرادى که ایمان آورده‏اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است.

2 - «من اجل ذلک کتبنا على بنى اسراءیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فى الارض فکانما قتل الناس جمیعا» (14) به همین جهت، بر بنى‏ اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته.

3 - «انما جزاؤ الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فى الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا» کیفر آن که با خدا و پیامبرش به جنگ بر مى‏ خیزند، و اقدام به افساد در روى زمین مى‏ کنند (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏ برند) فقط این است که اعدام شوند، یا به دار آویخته گردند.

 

اسلام و نمونه‏‌هایى از نفى ترور

در تاریخ اسلام و تاریخ انقلاب اسلامى، نمونه‏ هاى فراوانى از نفى ترور وجود دارد که به چند نمونه از آن اشاره مى‏ شود:

1 - مسلم بن عقیل از ترور عبیدالله بن زیاد خوددارى کرد: به پیشنهاد شریک، تصمیم بر آن شد که مسلم پشت پرده کمین کند و در وقت‏ حضور ابن زیاد، با علامتى که به مسلم مى‏ دهند (آب خواستن شریک) بیرون آمده و او را به‏ قتل برساند . . . ابن زیاد آمد و نشست و صحبت‏ هایى کردند. ولى وقتى شریک، آب طلبید، مسلم براى اجراى طرح، بیرون نیامد و با تکرار علامت، باز هم از مسلم خبرى نشد.

ابن زیاد که احتمال خطرى را مى‏داد، از هانى پرسید: او چه مى‏ گوید؟ گفتند: تب کرده و هذیان مى‏ گوید. اما عبیدالله بن زیاد، زود از آنجا رفت. پس از رفتن او، از مسلم پرسیدند چرا نقشه را عملى نکردى؟ گفت: . . . به خاطر سخنى که على‏(ع) از پیامبر اسلام‏(ص) نقل کرده که ایمان، مانع کشتن غافلگیرانه(ترور) است. (15)

2 - عمار سجستانى مى‏ گوید: «در مسیر سجستان تا مکه با ابابحیر عبدالله نجاشى همراه بودم. او بر عقیده زیدیه بود. هنگامى که به مدینه رسیدیم من نزد امام صادق‏(ع) رفتم و او به نزد عبدالله بن حسن رفت. وقتى بازگشت او را محزون و بسیار ناراحت و نالان یافتم. به او گفتم، تو را چه می شود ابابحیر؟ گفت: براى من از امام صادق‏(ع) اجازه بگیر که انشاءالله فردا صبح به نزد او برویم.

فردا صبح به نزد امام صادق‏(ع) رفتیم . . . ابا بحیر عرض کرد: فداى تو شوم، من پیوسته از بازگو کنندگان فضل شما می ‏باشم. حق را نزد شما می ‏بینم نه کس دیگرى. من سیزده نفر از خوارج را به قتل رسانده ‏ام. زیرا شنیده‏ام که همه آنها از حضرت على‏(ع) تبرى مى‏ جستند. امام صادق‏(ع) فرمود: یا ابا بحیر اگر آنها را به امر امام‏(ع) کشته بودى، ایرادى نداشت.» علامه مجلسى در مرآة العقول در شرح این خبر مى‏ گوید: «قتل این چنین افرادى واجب نمى ‏باشد.»

3 - امام خمینى‏(ره) حاضر نشدند حکم ترور حسن‏على منصور، عاقد و طراح کاپیتولاسیون را صادر کنند: «در قضیه ترور حسن على منصور با اینکه . . . نماینده‏اى [را گروه مؤتلفه اسلامى] خدمت ایشان به نجف جهت استیذان فرستاد، آن حضرت (امام خمینى ‏قدس سره) از صدور چنین حکمى استنکاف ورزیدند و این [گروه] ناچار شد، به سراغ بعضى دیگر . . . برود.»(16)

4 - محسن رضایى در مصاحبه‏ اى با کیهان گفت: «ایشان (امام خمینى‏ قدس سره) خط مشى مسلحانه را نفى مى‏ کردند؛ یعنى به عنوان استراتژى، کار مسلحانه را قبول نداشتند . . . [تا] جایى که ایشان اجازه، اعدام خسرو داد (فرمانده نیروى هوایى رژیم پهلوى) را ندادند؛ یعنى آن دوستى که واسطه ما با حضرت امام بود، گفت که حضرت امام سکوت کردند و ما از سکوت، برداشت مخالفت کردیم . . . حضرت امام کار مسلحانه را به عنوان یک مشى و استراتژى قبول نداشتند. ایشان اصل مبارزه را در توده ‏هاى مردم مى‏ دیدند و لذا بر آگاهى مردم تاکید داشتند.» (17) در واقع امام با هر اقدام نظامى مخالف بود. روش امام براى تاثیرگذارى و تحول اجتماعى، یک روش فرهنگى بود.

5 - در سیره حضرت امام‏(ره)، بعد از انقلاب اسلامى هم موردى از دستور ارهابى از سوى ایشان دیده نمى‏ شود. بلکه آن را از ناحیه هر کسى که بخواهد، انجام گیرد، محکوم مى‏ کند: «گمان نکنید که اینها از روى قدرت یک همچو کارهایى را انجام مى‏ دهند، یک بمب در یک جا منفجر کردن، یک بچه دوازده ساله هم مى ‏تواند او را بگیرد یک جایى بگذارد و خود او منفجر بشود. این قدرتى نیست، این کمال ضعف است.

من ابن‏ ملجم را از اینها مردتر مى‏ دانم، براى این که او آمد در حضور مردم، کار خودش را کرد و خداوند او را لعنت کند. و اینها آن مردانگى آن نامرد را هم ندارند و به طور دزدى یک کارى انجام مى‏ دهند و خودشان را اصلا ظاهر نمى‏ کنند.

من آن عباس آقا را که صدراعظم ایران (امین السلطان) را در نزدیک مجلس با هفت ‏تیر زد، در حضور همه و خودش را بعد هم دید گرفتار می ‏شود، کشت، او را مرد می دانم و اینها را نامرد. اینهایى که از اینجا فرار کردند و از خارج دستور می دهند که مردم را اغتیال کنند، و به طور دزدکى بکشند، اینها تز نامردهاست.» (18)

پس در نهایت  می توان گفت: در سیره عملى مردانى که مجسمه اسلام‏ اند، ترور جایى ندارد، زیرا ترور با ایمان و اسلام در تضاد است./702/241/ح

 

علی علوی

 

منابع:

1) والتر لاکوئیدر، تروریسم فرامدرن، ترجمه على صباغیان، منبع:(Hamshahri Internetversion of Tehran Persias Daily)

2) نجف على میرزایى، فرهنگ اصطلاحات معاصر، دارالاعتصام، قم، 1376، ذیل کلمه فتک

3) لسان العرب، ذیل کلمه فتک .

4) بقره/40 .

5) فرهنگ فارسى عمید، ذیل کلمه ترور .

6) علامه مجلسى، بحار الانوار، پیشین، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403ق . ، ج 52، ص 277 .

7) شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحدید، تحقیق محمد ابوالفضل، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1285 ق . ، ص 219 .

8) علامه مجلسى، پیشین، ج 47، ص 137 .

9) علامه مجلسى، پیشین، ج 47، ص 137 .

10) بقره/178 .

11) مائده/32 .

12) مائده/33 .

13) جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، قم، 1368، ج 1، صص 610 – 602

14) ناصر مکارم شیرازى و دیگران، تفسیر نمونه ، ج 44، ص 255;

15) جواد محدثى، مسلم بن عقیل، دفتر تبلیغات اسلامى، قم، 1375، ص 25 .

16) جمعى از نویسندگان، تساهل و تسامح، آفرینه، تهران، 1379ش . ، ص 35پ .

17) مصاحبه محسن رضایى با روزنامه کیهان (19 بهمن 1378) ص 8 .

18) امام خمینى‏رحمه الله، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى‏رحمه الله، تهران، 1378، ج 15، ص 139 .

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۴۹
طلوع افتاب
۰۶:۴۹:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۰۱:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۱۲:۲۲
اذان مغرب
۱۹:۲۹:۱۷