vasael.ir

کد خبر: ۱۴۴۵۷
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۱ - 27 August 2019

نقد و بررسی کتاب بهداشت روانی با نگرش بر منابع اسلامی

وسائل ـ يکي از تأثيرگذارترين نيروهاي اجتماعي در قرن بيستم نهضت بهداشت رواني بود که به پيشگيري اختلالات رواني به جاي مراقبت و درمان صرف آن ها متمرکز شد. اين اثر از يازده فصل با نام هاي مفاهيم و مباني بهداشت رواني، نظريه هاي شخصيت سالم، نياز و بهداشت رواني، اعتقادات و بهداشت روان، نقش رفتارهاي ديني در بهداشت رواني، عوامل تهديد کننده بهداشت روان، خانواده و بهداشت رواني، مسائل اجتماعي و بهداشت رواني، محيط زيست؛ تکنولوژي و بهداشت رواني، يادگيري؛ نهاد آموزش و پرورش و بهداشت رواني، نهادهاي اجتماعي و بهداشت رواني تشکيل شده است.

به گزارش خبرنگار وسائل، مولفان درنقد و بررسی کتاب بهداشت روانی با نگرش بر منابع اسلامی چکیده این کتاب نهضت بهداشت‌روانی در قرن بیستم را از تأثیرگذارترین نیروهای اجتماعی اعلام کرده‌اند که به جای مراقبت و درمان صرف بر روی پیشگیری از اختلالات روانی متمرکز شده‌اند و این نگاه جدید، سلامت روانی را فراتر از نبود بیماری تلقی می‌کند و به دنبال تحول و انسجام شخصیت انسان‌ها و شکوفایی استعدادهای آنهاست.

 

اشکالات شکلی در این کتاب

این اثر از نظر نگارشی مناسب بوده، متنی بسیار روان و رسا دارد و برای خواننده درک مناسبی از مطالب و موضوعات گنجانده شده در آن فراهم می آورد. اما کاستی هایی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:

هر چند در این اثر قواعد ویرایشی و نگارشی در حد زیادی رعایت شده، اما در مواردی این مسأله مورد غفلت قرار گرفته است، از جمله: صفحه 518 بند دوم خط اول "بر روی"، صفحه 175 بند دوم خط چهارم "و پزشکان"، حرف " و "  اضافه است. صفحه 23 عنوان 4-1 "ملاک های ناهنجاری در متون علمی" ذکر شده است که واژه "در متون علمی "ضرورتی ندارد. صفحه 32 عنوان 5، "رابطه بهداشت روانی با دیگررشته های علمی" ذکر شده که بهتر است "دیگر حوزه های علم "ارائه شود.

موارد دیگری نیز وجود دارد که دارای اشکال است: در صفحه شناسنامه، نام دکتر "پرویز آزاد فلاح"، "فلاح آزاد" نوشته شده است که باید اصلاح شود. در صفحه 141 در پاورقی به جای واژه "همان منبع" یا "همان صفحه"، واژه "همان جا" آمده است که صحیح نیست. نام ناظر نیز اشتباه چاپ شده است. در صفحات 14، 35 و 37 هم به خوبی ویرایش انجام نشده است و یا جملات ناقص است. تایپ press  در فهرست شماره 450، perss آمده است.

از نظر نحوه کیفیت چاپ و نشر اثر، در این نسخه از کتاب که بررسی شد، صفحات مقدمه مولفین و فصل اول صفحات 1-16 دوباره چاپ شده است و این موضوع از نظر صفحه آرایی اشکال جدی بر کتاب وارد کرده است. صحافی کتاب مناسب و جذاب نبوده و بهتر است اصلاحاتی صورت گیرد. طرح جلد می توانست بهتر از این باشد.

میزان جامعیت صوری اثر و میزان بهره گیری از ابزارهای علمی (از فهرست مطالب تا نمایه) خوب است، از نمودار و جدول و آمار در حد قابل قبولی استفاده شده، اما برخی موارد دارای اشکال است، به طور مثال جداول صفحه 238 و 277 دارای اشکال است. برای جدول 238 عنوان "شکل" نوشته شده است، به علاوه دو خانه از این جدول خالی و بدون مطلب است.

جدول ص 277 شماره و عنوان ندارد و عناوین بالای هر ستون نیز مشاهده می شود که می تواند به ترتیب ستون 1 تا 3 گروه، انواع و نشانه ها یا تعریف را در نظر گرفت. در صفحه 484 جدولی ارائه شده که برای آن عنوان شکل نوشته شده است. شکل صفحه 144 نه عنوان دارد و نه زیرنویس. شکل 5 صفحه 83 گویا نیست. به علاوه در هیچ یک از فصل ها جمع بندی، خلاصه فصل ، تمرین و آزمون وجود ندارد. شیوه ارائه فهرست ها منظم نیست؛ در فصل دوم اشکال ارائه شده به صورت شکل 1، 2 و 3 ارائه شده است، لکن در فصل 3 اشکال به صورت 3-1 و 3-2 ارائه شده است.
 
نقدی بر محتوای کتاب

در این اثر، میزان دقت در نحوه به کارگیری اصطلاحات تخصصی و معادل سازی ها در مجموع در حد خوب ارزیابی می شود، ولی در برخی موارد اشکالاتی وجود دارد که باید اصلاح شود. مثلا یک نوع سردرگمی در دو واژه "بهداشت روانی" و "سلامت روانی" دیده می شود، هر چند بر اساس توضیح صفحه 10 این دو اصطلاح تفکیک شده ، اما در محتوا رعایت نشده و در بسیاری موارد به جای یکدیگر به کار رفته و یکدست نیستند. مثال دیگر پاورقی ص 99 شماره 3است که واژه Homosexuality  اشتباه تایپ شده است.

نحوه نظم منطقی و انسجام اثر، به طور کلی در درون فصل ها خوب است و در همه موارد عنوان فصول با محتوا و فهرست آن هماهنگی دارد، البته اگر در چینش فصل ها  تجدید نظر شود بهتر است. از نظر میزان تطابق اثر با اخرین سرفصل های مصوب، طبیعی است که به خاطر قدیمی بودن، هماهنگی زیادی وجود ندارد اما در کل نامناسب نیست.

نوآوری این کتاب به لحاظ توجه به دیدگاه ها و نگرش به منابع اسلامی قابل توجه است. از لحاظ میزان اعتبار و کفایت منابع اثر، از منابع بسیاری برای تدوین و تبیین موضوع های کتاب بهره گرفته شده است، ولی استفاده از منابع به روز و جدید، محدود است. از جهت میزان هماهنگی اثر با مبانی و نگرش اسلامی، کاملا مطابق است و سعی بر آن بوده است که ارزش های اسلامی به عنوان عوامل تأمین کننده بهداشت روانی فرد، جامعه و خانواده مطرح شوند. 

در این اثر نقاط ضعفی از لحاظ محتوایی مورد نظر قرار گرفته است که در ادامه به آن پرداخته می شود. از لحاظ تناسب و جامعیت موضوعی و محتوایی اثر با اهداف و نیازهای آموزشی درس، باید عنوان کرد که کتاب جامع می باشد اما با توجه به اهداف درس پیشنهاد می شود برخی مطالب حذف شده و برخی دیگر خلاصه شود، مثلا بهتر است فصل دوم (نظریه های شخصیت سالم)، فصل نهم (محیط زیست، تکنولوژی و بهداشت روانی)، فصل دهم (یادگیری، نهادهای آموزش و پرورش و بهداشت روانی) و فصل یازدهم (نهادهای اجتماعی و بهداشت روانی) حذف شود.

در این خصوص موارد زیر نیز حائز اهمیت است: در مقدمه مولفین، صفحه 3، بند 2، خط 2 و 3 آمده است که الگوی مورد پذیرش این کتاب همه جنبه های زیستی، روانی، اجتماعی و دینی انسان را در بر می گیرد؛ هر چند این مهم در برخی موضوعات به آن پرداخته شده اما این الگو در همه جا  رعایت نشده و در موارد متعددی تنها به یافته های روان شناسی غرب اکتفا شده و در جنبه های دیگر به آن پرداخته نشده است و حتی در مواردی که این مهم رعایت شده است، کفایت لازم را نداشته و به صورت وسیع و گسترده به آن پرداخته نشده است.

برای مثال ابتدای کتاب (مفاهیم و مبانی بهداشت روانی)، با ارائه تاریخچه بهداشت روانی در غرب آغاز شده و مفاهیم از متون آن ها استخراج شده؛ در حالی که بهداشت روانی همان گونه که مولفین در مقدمه مدعی شده اند می توانست با برجسته ساختن مفاهیم بهداشت روانی در اسلام و ادیان همراه باشد در حالی که در این خصوص، از صفحه 12 به بعد تنها به بیان کلی و بدون تیتر و با عناوین ریزتر اکتفا شده است و در نهایت نتیجه گیری ارائه می گردد که از این مهم غفلت شده است.

همچنین بهداشت روانی در متون دانشمندان ایرانی اسلامی فراوان است که در این باب مطلبی ذکر نشده است. اشکال عمده این کتاب می تواند عدم مقوله بندی و ارائه عناوین در قسمت هایی از کتاب است که دیدگاه اسلام در آن مطرح شده است. به عبارت دیگر در این بخش ها کلی گویی شده و مولفین نتوانسته اند مقوله بندی کرده و موضوعات را به صورت اصلی و فرعی تقسیم کرده و سپس نتیجه گیری نمایند.

در مقدمه کتاب آمده است که روش بررسی در این کتاب تحلیل تاریخی است. اگر چنین است باید در مطالب فصل 1 (صفحه 6) تامل کرد. زیرا آن چه که در زیر عنوان تاریخچه بیماری روانی ارائه شده است، دوره های بیماری روانی است که در متون غربی آمده است و رد پایی از مطالب و دیدگاه های دینی و تاریخ بهداشت روانی در ایران و اسلام در آن مطرح نشده است.

به علاوه بهداشت روانی به تاریخچه بیماری روانی محدود نمی شود، بلکه بهداشت روانی طیف وسیعی را در بر می گیرد از فعالیت سازنده و عملکرد مثبت و نشاط و .... با بررسی تعاریف ارائه شده در ص 12 می توان متوجه شد که طیف بهداشت روانی وسیع است و آغاز آن  بررسی تاریخچه بیماری روانی نمی باشد، بلکه بهداشت روانی زنجیره ای است که در نهایت حلقه های آن به بیماری و اختلال مربوط می شود. ولی به نظر می رسد مولفین بدون توجه به این مهم تنها به آن چه که در متون غربی آمده اکتفا کرده اند.

در فصل 10 نیز در مورد دیدگاه اسلام مطلبی ارائه نشده و ضرورت دارد که نویسندگان سبک تربیتی و آموزشی اسلام را در این خصوص ارائه نمایند (دیدگاه اسلام در مورد یادگیری، مواد آموزشی و ...). بهتر بود مطالب کتاب حاضر با اقدام های بهداشت روانی در ایران و اسلام آغاز می گشت، چرا که سابقه علمی بهداشت روانی در ایران و اسلام فرار و مقدم بر اقدامات غربی است. در این خصوص آثار ابوعلی سینا شاهد بر این امر است.


به لحاظ روزآمدی، کتاب در مجموع روزآمد نبوده و منابع آن قدیمی است. از نظر میزان دقت در استنادات و ارجاعات و توجه به اصول منبع دهی، موارد زیادی در متن وجود دارد که منبع آن مشخص نیست. به علاوه شیوه منبع نویسی در متن مناسب نیست. منابع در پاورقی آمده که رایج نیست، ضمن این که در همین شیوه هم یکدستی و یکنواختی ملاحظه نمی شود (ص 450، 458، 431، 440 و 441).
 
 
جمع بندی و ارائه پیشنهادها

با توجه به موارد فوق، لازم است موارد و عناوین  زیر مورد توجه قرار گیرد:
دقت در ویراستاری، صفحه آرایی، تصاویر و جداول.
اصلاح منابع.
استفاده دقیق تر از منابع دینی و متون جدید غربی.
تبیین عمیق از موضوعات بهداشت روانی در دیدگاه اسلام بر اساس اصول و فروع دینی و ارائه بحث های ویژه و نتیجه گیری، اجتناب از کلی گویی و شرح بدون توجه به اصول.
ارائه خلاصه فصل در انتهای فصول.
ارائه فصل نهایی به صورت جمع بندی و نتیجه گیری کلی کتاب.
ارائه تعریف و گستره مفهوم بهداشت روانی و محدود نکردن آن به بیماری و اختلال روانی.
در مفهوم بهداشت روانی، توجه به سلامت، شکوفایی و رفتار سالم به عنوان معیارها و ملاک های اولیه.
ارائه دیدگاه اسلام در بحث های جدید (اینترنت، نهادهای آموزشی و یادگیری و ...) در فصول آخر کتاب.
یکدست و یکنواخت نمودن مفاهیم و اصطلاحات تخصصی.
ضمنأ لازم است حجم کتاب به نصف کاهش یابد تا برای یک درس دو واحدی مناسب گردد، چراکه برخی مطالب ارتباط زیادی به بحث ندارد.

این کتاب به لحاظ هماهنگی مطالب روان شناختی با مسائل و نگرش اسلامی، در نوع خود منحصر به فرد می باشد. بنابراین پیشنهاد می شود فرد دیگری به جز نویسندگان کتاب (البته با هماهنگی گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موافقت آن ها) کتاب را مورد تجدید نظر قرار دهد تا هم به لحاظ حجمی و هم محتوایی با یک درس دو واحدی متناسب گردد و و به عنوان یک منبع اصلی در درس بهداشت روانی معرفی گردد. در حال حاضر به عنوان منبع کمک درسی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

در ادامه نقدهایی از اساتید دیگر را در مورد این اثر تقدیم می کنیم:

 

دکتر بوالهریرئيس انيستيتو روانپزشكی تهران

دو سه نکته را عرض می‌کنم: 1- در تدوین این کتاب نیازسنجی برای بهداشت روان با رویکرد اسلامی به نظر می‌رسد اتفاق نیفتاده است. یعنی ابتدا سنجیده شود نیاز جامعه (درمانگران و درمانجویان) چیست و بعد طبق آن نیاز کتابی تولید کنیم و منتش کنیم. بررسی نیروها و منابع انسانی نشده که چه کسانی جه روانشناسانی چه درمانگرانی هستند و چه کاستی‌هایی در میان آن‌ها و یا رابطه درمانی آن‌ها وجود دارد که ما ناظر به آن کاستی‌ها متن تولید کنیم.

وظایف جاری آن‌ها سنجیده نشده یا درنظر گرفته نشده. اول این کتاب بعد نگرشی را در خوانندگان بخصوص دانشگاهیان ایجاد نمی‌کند و انگیزه را ایجاد نمی‌کند. دوم اینکه باید دانش ارائه دهد که مطالب زیادی ارائه شده ولی شاید خیلی جاها به روز و مطابق دانش روز دنیا نبوده است. سوم اینکه متن آموزشی (آموزش) باید بتواند تغییر در رفتار ایجاد کند و مهارتی را یاد بدهد که بنده گمان می‌کنم این کار نشده است.

2- تدوین منبع درسی یا متن درسی خیلی دیگر مرسوم نیست مگر اینک با ارائه برنامه درسی، ساعات درسی، تعیین گروه مخاطب، سرفصل‌های موضوع و اهداف عملیاتی و ... باید باشد.

3- روش آموزشی درستی اگر نداشته باشیم نمی‌توانیم به هدفمان برسیم که روش خطابه شاید ضعیف‌ترین روش آموزشی باشد.

نکته دیگر اینکه پیش نیازها در این رشته و زمینه هنوز آماده نیست که با مطالعه چنین متنی برداشت درستی از منابع اسلامی پیدا شود. نکته بعد این که شاید زبان این کتاب برای اساتید و دانشجویان قابل فهم نباشد. ادبیات، ادبیات دانشگاهی نیست و همین باعث می‌شد استقبال نشود. هیچ روانپزشکی در تدوین کتاب شرکت نداشته است.

تلفیق ایدئولوژی با موضوعات علمی، مشکل ما ست. وقتی کسی روش شناسی خود را بیان نکند نمی‌تواند مباحث علمی دیگر را با روش شناسی دیگر رد یا اثبات خاصی کند. خوب بود فصلی برای روش شناسی می‌بود که رویکرد اسلامی را نیز در آن توضیح می‌دادند. این باعث می‌شود که خواننده هم پیشاپیش جبهه نمی‌گیرند در مقابل آن.

نکته دیگر اینکه قبل از انتشار کتاب ارزیابی شده پیش از این؟ جلسات نقدی بوده در خصوص این کتاب؟ چون در چنین کاری لازم است چنین ارزیابی‌هایی بشود (تا نقاط قوت و ضعف کار و ایرادات کار مشخص شود).

یکی از نقاط قوت ما تاریخ اسلام است در منابع اسلامی که متاسفانه در اینجا مغفول مانده است. خوب بود تاریخ علم در اسلام و جنبش‌های علمی در اسلام حتی در نیم صفحه، که به نظرم حتی ده بیست سی صفحه جا داشت، بیان می‌شد. که در این صورت جهان تشنه نکات جدیدی از دانش علمای اسلامی است.

نویسنده زیرکانه تعاریف جدید از سلامت روان را ارائه نداده و قدیمی‌ها را پراکنده گفته است. در این کتاب اصطلاحات و واژه‌های جدید و مدرن معنویت مثل اینتگرال تئوریا، را نمی‌بینیم. باید راجرز، یونگ و صاحبنظران جدید باشند.

ضعف عمده به نظر من در متدولوژی علمی است. بنابراین اعتبار پایین می‌آید. در نتیجه درجه موفقیت پایین خواهد بود. اکنون علوم انسانی بسیار به دقائق و ظرایفی دست یافته است که ما باید رعایت کنیم. مطالعه رفتار، مطالعه باور، مطالعه نگرش این‌ها نکاتی است که این کتاب باید به این سمت پیش برود.

 

حجت الاسلام دکتر مهکام

این کتاب اولین بار است که در این سطح و حجم و موضوع کار شده است. طبیعتاً زمان بسیاری برای مطالعه دقیق می‌خواهد که ما نداشتیم این فرصت را طبعاً نکاتی چند را متذکر می‌شویم. به نقد گذاشتن یک اثر شجاعت می‌خواهد که به سهم خود قابل تقدیر است. کار نقد کاری راحت است و قابل مقایسه با پژوهش و تدوین اثر نیست. لذا ما پیشاپیش تشکر و عذر خواهی خواهیم کرد.

 

اما نقد

ایرادات ویرایشی و غلط‌های املایی وجود دارد، مثلاً به جای چنانچه، چنانکه آمده است. یا مثلاً کلمه ای (نام شخصی) در متن فارسی منگل نوشته شده در پاورقی مرگل.

ایراداتی در فرایند دسته بندی مطالب است. مثلاً مطلبی در دسته بندی سیره اولیای دین آمده است درحالی‌که با ملاحظه مطلب در متن و برخی زیر عنوان‌ها می‌بینیم هیچ چیزی در خصوص اولیای دین وجود ندارد.

ناهمگونی در اشاره به دیدگاه اسلامی. بعضی جاها در داخل متن به آن اشاره شده به ضمیمه روایات، ولی در برخی فصول تیتر خورده است به عنوان بحث آیات و روایات و منابع اسلامی. در حالی که جاهایی چنین عنوانی نبوده است.

در خصوص محتوا، در مورد تعریف دیدگاه یک فرد زمانی که وارد یک متن می‌شود انتظار دارد در کتابی با نگرش به منابع اسلامی، با یک تعریف کاملاً مشخص یا به نوع دارای مؤلفه‌های بخصوص روبرو شود. اینجا از منظر اسلام تعریف روشنی ارائه نشده، تعریفی که بعنوان یک تعریف جامع نگر از جوانب مختلف و ابعاد مختلف روانشناسی (روانی اجتماعی زیستی و معنوی) ارائه شده که در اینجا پس از بیان این تعریف آن را مسلّم گرفته و پذیرفته شده است و در نهایت با حیات طیبه در فرهنگ اسلامی مقایسه شده و گویا همپوشانی آن هم تأیید شده و به نوعی تطبیق داده شده است.

در مبانی بهداشت روانی از دیدگاه اسلام، طبیعت مشترک انسانی، جاهایی خلط شده بین تعابیر فلسفی و روانشناختی که حتی من طلبه که تا حدی آشنا هستم گیر می‌کنم. گویا برخی اصطلاحات و مباحث و تعابیر نیاز به تبیین بیشتری دارد.

در فصل بعدی وارد نظریه شخصیت سالم شده‌اند که دیدگاه‌های مختلف آمده و در نهایت دیدگاه اسلام آمده است که به نظر من از نقاط قوت این متن و این کتاب است که من جای دیگر چنین پرداختی ندیده‌ام. این جای تقدیر و تشکر دارد.

نیازهای جنسی در بین نیازهای فیزیولوژیک و جسمی مطرح شده که به نظر بنده طبق برداشت و اطلاعت بنده نیاز جنسی بیشتر روانشناختی است تا جسمی. البته این یک سؤال است که برای بنده پیش آمده است نه نقد.

گویا همه جا در مباحث جنبه اسپیریچوال یا همان معنوی نسبت به چهارجنبه مذکور بولد و برجسته شده است در حالی که در اسلام تنها بعد معنوی وجود ندارد و برای تمامی ابعاد توصیه و مطلب وجود دارد.

طبقه بندی نیازها در این کتاب طبق هرم نیازهای مزلو آمده است و در کنار آن نیازها طبق معنویت ارائه شده است. اکنون سؤال این است که این نیازها که آقایان ذکر کردند از کجا آمده و منشأ پیدایش آن کجاست؟ این هرم از کجا آمده است؟ دسته بندی ما یا باید از پژوهش بیرون بیاید یا باید بگوییم از یک روایت بخصوص یا منبع اینچنینی گرفته‌ایم. مثل روایاتی که می‌گوید مثلاً ایمان چند بخش دارد و فلان و فلان.

در دسته بندی‌ها جزو عوامل تهدید کننده بهداشت روان، بحث محرومیت و تعارض و تنیدگی هست. در محرومیت و تعارض هیچ اشاره ای به دیدگاه اسلام نشده درحالیکه در تنیدگی تیتر خورده و چند بحث اسلامی مطرح شده. از طرفی ادعا شده در بحث تنیدگی مدل ارزیابی اسلام در مقابله با تنیدگی، این مدل از کجا آمده؟ آیا کار پژوهشی خاصی یا میدانی انجام شده است؟ در بحث روش‌های مدیریت استرس به یکی دو مورد اشاره شده درحالیکه خیلی بیشتر از این‌هاست که آقای نجیب الله نوری این‌ها را از منابع اسلامی جمع آوری و استخراج کرده‌اند.

در فصل دهم به مفاهیم یادگیری در مورد نهاد آموزش و پرورش تقریباً اشاره اسلامی آنچنانی وجود ندارد در حالیکه در مسائل اسلامی بحد کافی روایات در خصوص تربیت و آموزش داریم. حتی در بخش بازی و بهداشت روانی کودک این کتاب که اشاره خیلی اندکی شده، الان کتابی داریم در خصوص این موضوع از دیدگاه اسلام که نشان می‌دهد مطلب به اندازه کافی وجود دارد و جا داشت بیشتر بحث شود.

به نظر می‌رسد منطق و فرایند برداشت از روایات در این کتاب مشخص معلوم نیست بعضی جاها به خانواده حدیث استناد شده بعضی جاها تک حدیث بعضی جاها طور دیگر.

بعضی فصول در برخی تعریف‌ها به فصول دیگر توجه نشده که البته شاید تعدد نویسندگان کتاب باعث این امر شده باشد.

 

دفاع دکتر سالاری فر  از ناقدین

بعضی نقدها درست است و ما بعنوان قدم اول در این مسیر قبول می‌کنیم کاستی‌ها را. ما ادعایی نداریم بخواهیم برای دانشگاه منبع تهیه کنیم. ولی می‌بینیم یکی از منابع درسی بهداشت روانی است که مطرح است از ما خواستند منبعی در این زمینه تهیه کنیم که ناظر به منابع اسلامی هم باشد. طبیعتاً ساختار این ماده درسی (بهداشت روانی) به این شکل در منابع اسلامی وجود ندارد و باید ساختار را از خود این علم بگیریم. این درحالیست که اگر هم بخواهیم با ساختار جدید و ابداعی از اسلام مطلب در بیاوریم دانشگاهیان قبول نمی‌کنند چنین چیزی را. ما سعی کردیم با نگاه به نیاز دانشگاه به یک منبع بهداشت روانی از دیدگاه اسلام این کار را بکنیم. از سوی دیگر بحث ما بیشتر نظری و غیر کاربردی است.

ضمناً جالب است ذکر کنیم ابتدای این طرح ما آن را برای انستیتو فرستادیم، چون می‌دانستیم دوستان آنجا کار کردند، که البته متاسفانه بعد از چند ماه خبری نشد و پاسخی دریافت نکردیم.

ما جناب آقای دکتر آزادفلاح را بعنوان ناظر دانشگاهی انتخاب کردیم. از طرفی بسیاری از مباحث این کتاب علیرغم اشکالات مفید و کاربردی است. نمونه آن بحث احساس گناه است. هرچند قبول داریم گاهی اوقات در برخی بخش‌ها و مباحث زیاد کار شده و برخی جاها کمتر کار شده.

این حرف که کتاب (به لحاظ مطالب) سنگین است قبول داریم و ما معتقدیم اگر قرار باشد کتاب درسی باشد باید تغییرات زیادی بکند.

اینکه ما در حوزه روانپزشکی اصلاً اظهار نظر نکردیم چون حوزه تخصصی است و ما حق ورود به آن را نداشتیم. ما با هدف اساتید روانپزشک نگاشته‌ایم کتاب را اما مطالب روانی اجتماعی بهداشت روانی را برای روانپزشکان دیده‌ایم نه مسائل روانپزشکی.

ما سعی کردیم سوالاتی از این قبیل که چرا دین وارد بحث سلامت روان شده یا می‌شود را پاسخ دهیم. سؤالات مبنایی مانند این را جواب دادیم.

 

دکتر بوالهری

روش علمی می‌گوید استقراء را بکار بگیرید از جزء به کل بروید. تحقیقات جزئی و مقالات متعدد در نهایت منتهی شود به یک تئوری یا یک مدل کلی. حتماً دنیا منتظر نتایج چنین کارهایی است.

در کتاب مطلق نگری خیلی زیاد است که در علم اینطور نیست (حتی در حد ادبیات و نوع بیان جملات). به قول یکی از دانشمندان البته دینداران به دلیل همین مطلق نگری‌شان است که سلامت بیشتری دارند. ولی در یک متن علمی بهتر است همه جوانب را بنگریم و از مطلق نگری افراطی پرهیز کنیم.

 

دکتر مهکام

آقای سالاری فر بسیار خاضعانه بسیاری از نقدها را پذیرفتند که ما هم تشکر می‌کنیم. اما بعضی دسته بندی‌ها باید به نظرم تغییر کند. چند نکته برای رفع ابهام جلسه عرض می‌کنم: اینکه چرا از روانپزشک استفاده نکردید، ما بحث روانشناسی سلامت را داریم که نقش روانپزشک در آن بسیار پررنگ نیست، ولی در بحث این کتاب بیشتر مباحث روانشناختی است و بحث زیستی کمرنگ است و لزوم ندارد یک روانپزشک هم در تدوین باشد هرچند که بودن آن بهتر است.

در متدولوژی اولاً ما مبینیم در طول زمان از روش‌های صرفاً کمی به سمت روش‌های کیفی بیشتر میل می‌شود. و ما نباید تسلیم روش‌های تجربی بشویم بصورت مطلق. بلکه بهتر از روش‌های دیگر را هم مطرح کنیم. باید علاوه بر متدولوژی دانشگاهی متدولوژی اسلامی هم مطرح بشود هرچند اندک. همچنانکه با ارتباط من با بسیاری از اساتید دانشگاهی و مقاومت اولیه آن‌ها پس از آشنایی با اثر و کتاب استقبال کردند از آن. به نظر باید یک نرمش از دو طرف باشد هم از طرف اهالی دانشگاه و علم برای شنیدن مطالب حوزوی و اسلامی و هم از این طرف.

و نکته آخر اینکه من دیدم کتاب بسیاری از منابع جدید هم دارد و این درست نیست بگوییم از حد یونگ و فروید بالاتر نرفته است./504/422/ح

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۴۹
طلوع افتاب
۰۶:۴۹:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۰۱:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۱۲:۲۲
اذان مغرب
۱۹:۲۹:۱۷