vasael.ir

کد خبر: ۱۴۳۸۰
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۱ - 21 August 2019

چرایی فانتزی شدن رسانه ملی، فریب یا غفلت؟

وسائل ـ ارزان شدن اندیشه باعث شده صنعت و تجارت نیز به طور جدی وارد این عرصه شده و به راحتی ایده‌ها، اندیشه‌ها و خلاقیت‌های انسان را قیمت گذاری نماید. با این اوصاف بایستی جبهه اصلی را دریابیم که در یک انتقال سریع به بستر رسانه‌ها منتقل شده است. برای اینکه در این تقابل جهانی رسانه‌ای شکست نخوریم و همچون فضاهای علمی که بعضا تعطیلی اندیشه و رکورد علمی را تجربه می‌کنند، قافیه را نبازیم، لازم است که راهبرد محور عمل نماییم. یعنی بایستی مولفه‌های اساسی و رسالت و چشم انداز و ماموریت رسانه‌هایمان در سطح خرد و کلان مشخص شود و تمام کاربران رسانه‌ای و جمعیت حاضر در جهان موازی، حضور در یک چارچوب و مرزهای ایدئولوژیک را درک و احساس نمایند.

به گزارش خبرنگار وسائل، روابط رسانه‌ها و فرهنگ یک رابطه چرایی فانتزی شدن رسانه ملی، فریب یا غفلت؟بسیار گسترده و پیچیده‌ای بوده و هست. ما شاهد یک نوع انقلاب رسانه‌ای در فرهنگ هستیم و این انقلاب رسانه‌ای انقلابی است که در حال دگرگون کردن ساختار احساسات جامعه ایران است.

 

آثار و پیامدهای انقلاب رسانه‌ای

این انقلاب رسانه‌ای شیوه و سبک زندگی ایرانی را به طور گسترده‌ای متاثر و دگرگون کرده است. این انقلاب رسانه‌ای نه تنها وجوه ذهنی و معنایی ما بلکه وجوه مادی یعنی شرایط عینی زندگی، کسب و کار، فعالیت‌های حرفه‌ای، درآمد و فرصت شغلی، انواع مشاغل، مناسبات مادی بین انسان‌ها، شیوه‌های رقابت و ستیز و چگونگی تنش‌های انسانی ـ که اجتناب ناپذیر در زندگی ما است ـ و دیگر شرایط عینی ما مثلا نهاد خانواده، نهاد دین، نهاد اقتصاد و نهاد سیاست را تحت تاثیر خودش قرار داده و می‌دهد.

به عبارت دیگر انقلاب رسانه‌ای از یک سو وجوه معنایی زندگی ایرانیان و از سویی دیگر وجوه عینی که در نهاد‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تبلور پیدا می‌کند را تحت تاثیر خودش قرار داده است. ما شاهد پیدایش یک نوع فرهنگ رسانه‌ای هستیم و می‌توانیم بگوییم هویت ایرانی در حال رسانه‌ای شدن است.

 

رسالت و جایگاه رسانه ملی

رسانه ملی هر کشوری، خط مقدم پیشرفت و توسعه فرهنگ عمومی آن جامعه می باشد. این طرز تلقی از آن رو اهمیت دارد که غالب اتفاقات مهم و بنیادین جامعه که قرار بود در دانشگاه ها و حوزه های علمیه و هیات های اندیشه ورز و اتاق های فکر رقم بخورد، بدلیل ساده اندیشی نظری و راحت طلبی عملی دچار تعطیلات و رکود جدی شده است.

به‌نوعی می توان گفت که تبدیل شدن تفکر و اندیشه به یک کالای تجاری و رایج شدن این تعبیر که چند می گیری که فکر کنی، باعث شده که جبهه مبارزه از اندیشکده ها به رسانه ها کشیده شود و جنگ های فانتزی بسیار وحشتناک و حساس را در عصر حاضر شاهد باشیم.

ارزان شدن اندیشه باعث شده صنعت و تجارت نیز به طور جدی وارد این عرصه شده و به راحتی ایده ها و اندیشه ها و خلاقیت های انسان را قیمت گذاری نماید. با این اوصاف بایستی جبهه اصلی را دریابیم که در یک انتقال سریع به بستر رسانه ها منتقل شده است.

برای اینکه در این تقابل جهانی رسانه ای شکست نخوریم و همچون فضاهای علمی که بعضا تعطیلی اندیشه و رکورد علمی را تجربه می کنند، قافیه را نبازیم، لازم است که راهبرد محور عمل نماییم. یعنی بایستی مولفه های اساسی و رسالت و چشم انداز و ماموریت رسانه های‌مان در سطح خرد و کلان مشخص شود و تمام کاربران رسانه ای و جمعیت حاضر در جهان موازی، حضور در یک چارچوب و مرزهای ایدئولوژیک را درک و احساس نمایند و به نوعی برنامه ریزی شود که تعلق خاطر به مرزهای خودی در عرصه بسیار گسترده رسانه ای داشته باشند.

اگر رسانه ملی تبدیل به یک فضای تجاری شود که بیشتر به فکر درآمدزایی بوده و مصرف شهروندان را قربانی کار و کاسبی خود نماید، به مرور شاهد افتضاحات و عقب نشینی هایی خواهیم شده که زمانی خط قرمز عقیدتی ما محسوب می شدند.

 

چرایی برخی اتفاقات فانتزی مخملی در رسانه ملی

قضیه عادل فردوسی پور و مزدک میرزایی و حضور بانوان در ورزشگاه و استفاده از داور زن در مسابقات ورزشی مردان و در این مورد اخیر که پخش فوتبال با قضاوت یک داور زن بود و ... همگی به دلیل تنبلی نظری رسانه ملی و قطع ارتباط با بدنه روشنفکری متعهد و مذهبی  و انقلابی است که باعث می شود توان تولیدی پایین و ضریب تبلیغی و ترویجی حداکثری را یدک بکشد.

رسانه اثر گذار، رسانه ای است که میزان تولیدات آن اثرگذارتر از جنبه تبلیغی و سودآوری آن باشد. گاهی اوقات تولیدات ارزشی مثل یک فیلم کوتاه که هزینه های بسیار پایین و اثرات بسیار بالایی دارد، می تواند جنبه تولیدی و تبلیغی را به طور همزمان ایفا نماید. خط تولید فرهنگی رسانه ای ما به شدت کم رونق بوده و سالی فقط یکی دو بار شاهد یک اثر رسانه ای در تراز پیشرفت و توسعه انقلابی و دینی می باشیم.

اما در این میان برای هضم نشدن در جریان حجیم رسانه ای بین المللی کاملا جهت دار، چه باید کرد؟ آیا نیازمند یک جنبش و فراخوان جدی تر از قبل نمی باشیم؟ آیا نیازمند یک رنسانس در عرصه رسانه و آموزش ها و تولیدات رسانه ای و البته مدیریت رسانه ای نیستیم؟ اینکه صرفا با شعار دموکراسی خواهی که بیشتر یک تز سیاسی بوده تا یک دغدغه مردمی و حقوق بشری، مشارکت و حضور مردم در صحنه سیاسی را ارتقا ببخشیم و مدیریت و حاکمیت موجود را مستحکم نماییم که یک سیاست غربی و بشر ستیزانه بوده تا بشردوستانه، کار انقلاب و رسانه انقلابی پیش نخواهد رفت و توقف در مرحله مشارکت سیاسی یک چشم انداز ایده آل به نظر نمی رسد.

قطعا حضور مردم و اطلاع مردم و کنش ها و واکنش های رسانه ای مردم نقطه عطفی برای تحولات اجتماعی می باشد، اما توقف در این گذرگاه فقط به سود سرمایه داران و تاجران عرصه رسانه خواهد بود و بس.

هر روز بایستی شاهد فشارهای جدیدی باشیم و عقب نشینی های جدیدتری را تجربه کنیم و دریغ از ذره ای تامل که خط قرمزهای گذشته، به عادت های امروزی تبدیل شده و دیگر کک کسی هم نمی گزد و اگر هم مقاومت مقطعی کنیم، سرانجامی جز آزادسازی باشکوه‌تر نخواهد داشت.

همه این بی خاصیتی و عقب نشستن نتیجه نداشتن راهبرد و استراتژِی مشخص در زمینه آموزش و تولید رسانه ای است که شهروندانی باهوش و منتقد در سطح مصرف رسانه ای و سازندگان متعهد در عرصه تولیدات رسانه ای تربیت نماییم. اگر به فرمایش امام خمینی(ره)، صدا و سیما یک دانشگاه عمومی است، پس لازمه آن برنامه ریزی آموزشی مشخص و مدون در ساحت تربیت و رشد انگیزه ها و اندیشه ها و کنش های مردمی است.

اگر بخواهیم از یک واقعیت امروزی در سطح کلان رسانه ای صحبت کنیم، باید عرض کنم که در سطح رسانه ملی همچون صدا و سیما به یک بحران فکری و توقف در ساحت اندیشه ورزی رسیده ایم که در انواع شبکه های آن قابل مشاهده می باشد.

مشاورین رسانه ای و گروه فکری در شبکه های کودک و نوجوان و جوان و ... حرف های تکراری و کلیشه ای می زنند و قالب ها و فرم های تازه و خلاق را در دستور کار قرار نمی دهند. نه مل مل حرفی نو برای گفتن دارد و نه شبکه ورزش باعث رشد و توسعه ورزش ملی شده است که اگر می شد، ضعیف ترین ورزش گروهی بدون مدال جهانی و حتی آسیایی مان در دهه های اخیر، فوتبال بزرگسالان نمی بود، با اینکه بیشترین همت و پوشش رسانه ای در اختیار پخش فوتبال ملی و باشگاهی داخلی و خارجی می شود.

 

تبیین جامعه شناختی خطاها یا فریب‌های رسانه‌ای

برای تبیین جامعه شناسانه این اتفاقات در عرصه رسانه که به نوعی عوام فریبی با چاشنی تبلیغات رخ می دهد و از طرفی نیز باعث عقب نشینی در سطح باورها و اعتقادات می شود، به نظریه هربرت مارکوزه، جامعه شناس انتقادی در زمینه صنعت فرهنگ نگاهی دوباره می نماییم و دلیل برخی رخدادهای رسانه ای در جهان رسانه ها را واکاوی و شناسایی می نماییم.

مارکوزه، تشدید و تعمیم فرایند همسان سازی و یکپارچگی فرد با جامعه را نوعی تسلیم در برابر اقتدار و شکلی از قهقرای روان شناختی یا بازگشت به همگونیِ گلّه وار، تضعیف قوای فکری و پذیرش منفعلانه و ناآگاهانه‌ی هر آن چه از سوی جامعه‌ی توده وار ارائه می شود، می داند.

مارکوزه، بر این باور است که صنعت فرهنگ، «نیازهای کاذب» را تولید و ارضاء می کند. از دید او، فرهنگ توده این کار را به دو شیوه انجام می دهد: شیوه اول آن است که محصولات خود را استاندارد می کند. به علاوه، به این محصولات استاندارد شده، فردیت دروغینی می بخشد تا تصور آزادی انتخاب و منحصر به فرد بودن را ایجاد کند.

علاقه مندی نظریه پردازان انتقادی به صنعت فرهنگ، بیانگر توجه آنها به مفهوم مارکسیستیِ «روبنا» در برابر زیربنای اقتصادی و تأکید بر ابعاد ذهنی و فرهنگی سلطه است. صنعت فرهنگ، مولد فرهنگ توده به عنوان فرهنگ جهت داده شده، غیرخودجوش، شیءواره شده و مصرفی است. مکتب انتقادی این فرهنگ را مجموعه ای از افکار از پیش بسته بندی شده‌ی توده ای می داند که توسط رسانه های جمعی انتشار می یابد و دارای آثار ساکت کننده و سرکوبگر است.

نظریه پردازان انتقادی، به چند دلیل بر فرهنگ تأکید بیشتری می کنند: یک دلیل آن است که تأثیر فرهنگ بسیار انفعالی تر از تأثیر کار است. چراکه کار عمدتاً هنگامی که مردم بر سر کارند بر آن ها تأثیر می گذارد، ولی تأثیر فرهنگ در تمام دقایق زندگی احساس می شود.

دلیل دیگر اینکه تأثر فرهنگ نامرئی و پوشیده است، زیرا به تدریج راه خود را به درون آگاهی مردم باز می کند و نحوه تفکر، احساس و رفتار آن ها را تغییر می دهد. دلیل سوم آن است که مردم در حینِ کار می دانند که تحت تسلط اند. این امر هنگامی که به آن ها دستور داده می شود، هنگامی که مجبورند کارهای معینی را در خط تولید انجام دهند، و هنگامی که از کار معلّق یا اخراج می شوند، کاملاً آشکار است. اما در مورد فرهنگ، نظارت تا حد زیادی نامرئی است. در واقع، مردم هر چه بیشتر خواهانِ فرهنگ توده اند، بدون آن که سلطه ای را که بر آن ها اِعمال می کند، دریابند./703/241/ح

 

علیرضا محمدلو

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۴۹
طلوع افتاب
۰۶:۴۹:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۰۱:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۱۲:۲۲
اذان مغرب
۱۹:۲۹:۱۷