vasael.ir

کد خبر: ۱۴۳۷۲
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۴۱ - 18 August 2019
پای درس امیرالؤمنین علیه السلام؛

تقوای سیاسی؛ پیچیده‌ترین و سخت‌ترین نوع تقوا / عواقب نداشتن تقوای سیاسی

وسائل ـ یکی از عوامل مهم و اساسی در ثبات و کارآیی نظام‌های سیاسی، مسأله صلاحیت و کارآمدی کارگزاران و مدیران است. بررسی سیستم‌های اقتصادی و سیاسی کشورهای مختلف جهان به خوبی نشان می‌دهد که نقش مدیران و کارگزاران صالح در پیشبرد اهداف حکومت‌ها تا چه حد منشأ اثر بوده است.

به گزارش خبرنگار وسائل، یکی از عوامل تقوای سیاسی پیچیده ترین و سخت ترین نوع تقوا است / عواقب نداشتن تقوای سیاسی / ویژگی های کارگزاران دولتی از دیدگاه نهج البلاغهمهم و اساسی در ثبات و کارآیی نظام‌های سیاسی، مسأله صلاحیت و کارآمدی کارگزاران و مدیران است. بررسی سیستم های اقتصادی و سیاسی کشورهای مختلف جهان به خوبی نشان می دهد که نقش مدیران و کارگزاران صالح در پیشبرد اهداف حکومت ها تا چه حد منشأ اثر بوده است.

نکتۀ حائز اهمیت در این زمینه آن است که هر نظام حکومتی بدون توجه به نقش کارگزاران صالح و مدیر نخواهد توانست در نیل به اهداف، از خود کارآمدی نشان دهد و در این راستا تفاوتی میان حکومت دینی و غیردینی یا لائیک وجود ندارد.

یکی از الگوهای بسیار مناسب در جهت اثبات این مدعا، سیرۀ مولا امیر المؤمنین علی(ع) در دوران زمامداری است که هم از باب سنت و هم از جهت مدیریت معقول می توان در آن دقیق شد و از آن بهره گرفت. آن حضرت(ع) در سیرۀ سیاسی خود به خوبی نشان داده اند که یکی از عوامل فروپاشی نظام های سیاسی، ناکارآمدی آن و زوال عدل است که عمدتا به دلیل مدیریت ناصالح و ناسالم رخ می دهد.

هر جامعه برای ادامه و ادارۀ زندگی اجتماعی خویش، ناگزیر به تشکیل حکومت است؛ و در این مسیر باید به مواردی توجه شود:

1- برای ادارۀ بهتر جامعه، باید تقسیم کار صورت گیرد و افرادی برای تصدّی مسئولیت ها تعیین شوند.

2- همۀ کارگزاران در کنار هم، مجموعه ای تشکیل می دهند که در جهت ادارۀ بهتر جامعه و رسیدن به هدف از تشکیل حکومت، گام برمی دارند. (حسینی اصفهاین، 1384: 16)

3- هر یک از اعضا و کارگزاران باید صلاحیت لازم برای ادارۀ جامعه را داشته باشد.

4- اگر یکی از اعضا فاقد صلاحیت و ویژگی لازم باشد، چرخۀ ادارۀ جامعه با مشکل مواجه خواه دشد.

5- بنابراین، حاکمان و کارگزاران ذی صلاح باید تحت نظارت مستمر باشند تا صلاحیت آنان همواره بازبینی شود و با آسیب شناسی رفتار آنان، با متخلّفان برخورد مناسب صورت پذیرد. (حسینی اصفهانی، 1384: 15)

اما در میان همۀ حکومت ها تاکنون هیچ حکومتی به مانند حکومت امیر المؤمنین علی(ع) در امور کارگزاران خود حساسیت و دقت به خرج نداده است. این واقعیت را می توان از نامه ها و خطبه های گوناگون حضرت به کارگزاران و والیان حکومتی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و دینی جست‌وجو کرد؛ فرمان ها و دستوراتی که از جامعیت فوق العاده و بی نظیری برخوردار بود. (حسینی اصفهانی، 1384: 87)

در تمامی نامه ها و عهدنامه های آن حضرت (ع) به کارگزاران، مسألۀ رعایت تقوا و ترس از خدا و توجه به آخرت ملاحظه می شود. دقت ایشان در رعایت حال مردم و حفظ شخصیت آنها و پرهیز از زورگویی و تهدیدشان به این سبک در سایر رهبران دیده نمی شود. فرمان هایی که رهبران غیر الهی در عزل و نصب کارگزاران خود صادر می کردند، از آنجا که فاقد بینش کلی در ابعاد وجود انسان بود، عموما به حکومت و جامعه لطمه وارد می کرد.

بدین ترتیب مشاهده می شود که در اندیشۀ سیاسی حضرت علی(ع)، اهمیت فوق العاده ای به مسألۀ ویژگی های کارگزاران حکومتی داده شده، به طوری که هلاکت و هدایت جامعه به آن ربط داده شده است. از طرف دیگر، از دیدگاه حضرت امیر(ع)، احراز قدرت سیاسی وسیله ای جهت خدمت به خلق و رفع مشکلات و توسعۀ معیشت و اقامۀ عدل و آبادانی آخرت است.

لذا حضرت در نامه ای به استاندار خود در آذربایجان فرمودند: ان عملک لیس بطُعمةٍ و لکنه فی عُنقک أمانة (نهج البلاغه: نامۀ 5). امارت و زمامداری یک طعمه و لقمۀ چربی در دست تو نیست که بتوانی آن را ببلعی بلکه آن یک امانت است که بر گردن تو آویخته شده است و تو نسبت به آن مسئول و پاسخگو خواهی بود.

بنابراین در نگاه علی(ع)، مسئولیت امانتی است جهت خدمت به خلق و برای رضای خالق. به همین جهت ایشان پاسخگویی به داور اعظم و مالک روز جزا و پاسخگویی به مردم را کرارا به کارگزاران خود متذکر شده اند و آنان را از عواقب امور بیم و هشدار داده اند. (سرمد، 1386: 211)

در تاریخ، نمونه های زیادی از حکومت ها وجود دارد که بی دینی را در جامعه ترویج می کردند و مدت های طولانی به حکومت خود ادامه می دادند؛ اما حکومت های جائر که تنها به زور قدرت ظالمانۀ خود تکیه می زدند، تنها توانسته اند زمان کوتاهی بر مردم حکمرانی کنند و سرانجام به واگذاری قدرت و از دست دادن حکومت مجبور شده اند. از طرف دیگر، تنها با رعایت عدل است که حکومت صاحب اموال فراوان و سرزمین های آباد می شود و جامعه رو به صلاح و رستگاری حرکت می کند. (ابن طباطبا، 1360: 19 )

نکتۀ حائز اهمیت در این زمینه آن است که داشتن صلاحیت های تخصصی، تجربی، خانوادگی و تربیتی و دینی، شرط لازم برای یک کارگزار حکومتی محسوب می شود، اما این شروط به هیچ وجه کافی نیست. اگرچه برای داشتن یک حکومت پایدار و موفق، عملکرد مطلوب کارگزارن در طول دوران صدارت و قدرت آنان الزامی است، نظارت مستمر بر کارگزاران و والیان از سوی حاکم اسلامی در این راستا کاملا ضروری به نظر می رسد.

کرارا اتفاق افتاده است که حکومت ها با برگزیدن کارگزاران توانمند و صالح در رأس امور، پس از مدتی رو به فساد و انحطاط رفتند و نتوانستند ثبات و کارآیی از خود نشان دهند. علت چنین امری، عدم نظارت بر عملکرد کارگزاران از سوی حکم مافوق است. (پیروز و دیگران، 1385: 244-245)

 

ویژگی‌های مثبت کارگزاران

1 ـ خدامحوری

کسی که در وادی ادارۀ جامعه و مسائل سیاسی قدم می گذارد و می خواهد به مردم خدمت کند، باید در هر شرایطی خداباور و خدامحور باشد؛ چراکه قدرت و ریاست به طور طبیعی غرورآفرین ست و از این رو، سیاستمداران بیش از دیگران در معرض لغزش و سقوط قرار دارند. یاد خدا و توجه به او، نیرویی است که همواره انسان را در لغزشگاه ها و خطرها حفظ می کند.

حضرت علی(ع) بدین دلیل، در دستور العمل خود به مالک اشتر فرمان می دهند: «خداوند سبحان را با قلب و دست و زبان یاری نما؛ زیرا خدای بزرگ، یاری و عزّت کسی را که یاری اش کند و عزیزش بدارد، تضمین کرده است.» (نهج البلاغه: نامۀ 53) خدامحوری، آثار متعددی همچون اخلاص در عمل، دوری از گناه و قرب الی اللّه دارد؛ و هدف عالی در تربیت اسلامی، رسیدن به مقام قرب الهی است. علاوه بر این، اگر مدیران و سیاستگذاران جامعه براساس خداباوری و حق مداری حرکت کنند و در راه خدا قدم بردارند، خداوند محبت آنها را در دل مردم جای می دهد. (واثقی، 1380: 56-58)

 

2 ـ حق مداری

حضرت علی(ع) در زمینۀ حق مداری، به مالک اشتر برای انتخاب همکاران نزدیکش دستور می دهند: «افراد حق گو را به خود نزدیک کن! از میان خواص خود، کسی را به خود نزدیک تر کن که در حق گویی ـ گرچه گفتار حق تلخ است ـ صراحت لهجه داشته باشد.» (نهج البلاغه: نامۀ 53) همچنین دربارۀ حق والی و رعیت می فرماید: هرگاه رعیت حق والی و والی حق رعیت را ادا کند، حق در بین آنها عزیز و قواعد دین استوار و روزگار اصلاح می شود. (نهج البلاغه: نامۀ 53) بنابراین، یکی از صفات برازندۀ زمامدار، حق گویی و حق مداری ست که طبق کلام رسول خدا(ص)، «حق را باید گفت، هرچند در ذائقۀ بعضی تلخ آید». (کلینی، 1388 ق، /1حکمت 8)

 

3 ـ عدالت خواهی

سراسر زندگی حضرت علی(ع) نشان دهندۀ اعتدال و اجرای عدالت در جامعه است. ظلم ستیزی ایشان و مبارزه با ستم و بیدادگری، چه در دوران حکومت و چه پیش از آن، از ویژگی های زندگی آن حضرت است؛ چنان که دوست و دشمن بدان معترفند. حضرت علی(ع) در دستور العمل های سیاسی خود به فرمانروایان، همواره بر رعایت انصاف و عدالت در بین مردم تأکید می کردند؛ همان گونه که فرازهایی از عهدنامۀ مالک اشتر به این موضوع اختصاص یافته است: مالکا، انصاف و عدالت را بین خدا و مردم از یک سو و خود و نزدیکانت و هرکه هوای او را در سرداری از سوی دیگر، مراعات کن. (نهج البلاغه: نامۀ 53)

 

4 ـ امانت داری

هرکس در هر پست و مقامی که باشد، امانت دار مردم است و باید در حفظ امانت بکوشد؛ زیرا اموال، ناموس، حیثیت، شرف و بسیاری از مسائل حیاتی مردم نزد کارگزار دولت قرار داده شده و او مسئول نگه داری آنها است، حتی مقام و منصبی که به او واگذار شده، امانت است و از این روی، باید در ادای وظیفه اش تلاش کند.

حضرت علی(ع) گذشته از اینکه خود نمونۀ کامل امانت داری در زمینه های گوناگون بودند، دیگران را نیز به رعایت امانت سفارش می کردند و می فرمودند: امانت را ادا کنید، هرچند صاحبش قاتلان فرزندان انبیا باشد. (محمدی ری شهری، 1375: ج 214/1، مادۀ «الامانة») امیر المؤمنین(ع) در این باره فرمودند: برترین ایمان امانت داری است. (نهج البلاغه: نامۀ 53) و هرکه امانتدار نیست، ایمان ندارد.(نهج البلاغه: نامۀ 26)

بنابراین، در تربیت سیاسی کارگزارن باید خصیصۀ امانت داری را در آنها ایجاد و تقویت کرد. آنچه امروزه موجب بروز مشکلات گوناگون در جوامع اسلامی شده، این است که رهبران و کارگزاران حکومتی افرادی صالح و امانتدار نیستند.

 

5 ـ فقرزدایی

امام علی(ع)، هم خود یار و مددکار فقرا و محرومان بودند و هم افردی را با این ویژگی پرورش دادند؛ چنان که خطاب به مالک می فرمایند: ای مالک، دربارۀ پایین مردم که چاره ای ندارند و در فقر و تنگدستی زندگی می کنند، خدا را فراموش نکن! آنان عبارتند از: بینوایان، نیازمندان، گرفتاران و زمین‌گیرشدگان. آنچه را که خداوند از حق خود دربارۀ ایشان دستور داده، رعایت کن و برای آنان قسمتی از بیت المال و سهمی از غنایم خالص اسلامی هر شهر را در نظر بگیر! (نهج البلاغه: نامۀ 53)

از این توصیه های علی(ع) به مالک دربارۀ فقرزدایی از جامعه بر می آید که حمایت از فقرا و نیازمندان به عنوان یک اصل در حکومت اسلامی مطرح است و برای تحقق آن باید تلاش کرد؛ زیرا فقر و کمبود اقتصادی، عامل بروز بسیاری از مشکلات، از جمله فسد اخلاقی و ناامنی در جامعه است. (ناظم بکایی، 1382: 21 )

 

ویژگی‌های منفی کارگزارن

برخی ویژگی های منفی که ممکن است دامن‌گیر کارگزاران سیاسی شود و در نتیجه آنها نتوانند وظایف خود را به شایستگی انجم دهند، عبارتند از: غرور و خودبینی، هواپرستی، انصارطلبی و پیمان شکنی.

 

1 ـ غرور و خودبینی

تکبّر و خودپسندی، بزرگ ترین آفت سیاسی است. چه بسا دیده شده است زمامدارانی که پس از استقرار در مسند قدرت، همۀ ارزش ها را زیر پا گذاشته و به تعهدات خود در برابر مردم عمل نکرده اند. از اینجا است که حضرت علی(ع) همواره کارگزاران نظام اسلامی را به دوری از تکبّر و خودبینی توصیه می کنند.

آن حضرت به مالک می فرمایند: بپرهیز از خودپسندی و تکیه به چیزی که تو را به خودخواهی وا دارد و بپرهیز از اینکه دوست بداری مردم تو را بستایند؛ زیرا حالت غرور و خودبینی مناسب ترین فرصت برای شیطان است تا نیکی نیکوکاران را از بین ببرد. (نهج البلاغه: نامۀ 53) آن حضرت همچنین دربارۀ عجب و خودخواهی فرمودند: هرکه به آرا و نظرهای خود به چشم خودپسندی نگاه کند، دشمنان بر او مسلط خواهند شد. (کلینی، 1388 ق: /1حکمت 8)

 

2 ـ هواپرستی

در اندیشۀ سیاسی حضرت علی(ع)، هواپرستی و پیروی از خواسته های نفسانی، مانع اصلی تحقق عدالت است. از این رو، آن حضرت(ع) همیشه دوری گزیدن از هوای نفس را به فرمانروایان توصیه می کردند، چراکه هرگاه زمامدار براساس خواستۀ خد عمل کند و هرچه را میل دارد، انجام دهد، از اجرای عدالت و دادگری بازمی ماند. (نهج البلاغه: نامۀ 59) علی(ع) در جایی دیگر می فرمایند: دین اسیر دست اشرار و بدکردارنی است که آن را وسیلۀ رسیدن به هوای نفس و دنیای خود قرار داده اند. (نهج البلاغه: نامۀ 53)

 

3 ـ انحصارطلبی

در کلام امیر المؤمنین علی(ع)، از این خصوصیت به«استئثار »تعبیر شده است و آن حضرت (ع) فرمانروایان را به شدّت از آن برحذر داشته اند، چنان که به مالک می فرمایند: از امتیازخواهی بپرهیز و از اینکه چیزی را که همۀ مردم در برابر آن یکسانند به خود اختصاص دهی، دوری کن!

هرچند زمامدار نزدیکان و خویشاوندانی دارد که توقّع برتری، امتیازگیری و دخالت در قراردادها بدون رعایت انصاف را دارند، ولی تو تدبیری بیندیش که با از بین بردن عوامل آنها، ریشۀ انتظارات‌شان را برکنی و به هیچ یک از اطرافیان و وابستگان چیزی از زمین و امثال آن وامگذار و مبادا در تو طمع کنند، درحالی که این کار مایۀ ضرر سایر مردم می شود. (کلینی، 1388 ق، /1حکمت 8)

 

4 ـ پیمان شکنی

پای بندی زمامداران به وعده هایی که به مردم می دهند و احیانا برای تحقق آن سوگند یاد می کنند، سبب نفوذ آنان در دل ها، اطمینان و استواری نظام می گردد. امیر مؤمنان علی(ع) در این زمینه به مالک دستور می دهند: از اینکه به مردم وعده دهی و به انجام کاری متعهد شوی و سپس تخلّف کنی، بپرهیز؛ چون خلف وعده و پیمان شکنی موجب خشم خدا و خلق است. (کلینی، 1388 ق: /1حکمت 8)

 

ملاک‌های گزینش کارگزاران

امام علی(ع) دربارۀ ملاک های کلی گزینش مدیران و کارگزاران حکومت، صفاتی را بر می شمارند که شایسته است در نظام اسلامی ما به طور دقیق و سنجیده به کار گرفته شوند. اهم این اوصف و معیارها به قرار ذیل ست:

 

1 ـ ایمان و تقوا

در گزینش افراد برحسب نوع مسئولیت، باید تقوا و ایمان آنان ملاک قرار گیرد؛ زیرا ایمان به خدا و تسلیم در برابر اوامر او، آنچنان تعهد و الزامی در انسان ایجاد می کند که از این عمل خلاف احتراز می کند و مسئولیت در مقابل خدا، در نزد او، بر هرگونه قانون و مقام مافوق رجحان دارد، و او تنها خدا را حاضر و ناظر اعمال خود می بیند. (موسوی زاده، 1382: 89)

امام علی(ع)، شیوۀ برخورد و اصول مدیریت را در نامۀ خود به مالک اشتر، از تقوا و خداگرایی آغاز می کند و او را به ترس از خدا فرمان می دهد و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدّم دارد و از آنچه در کتاب خدا دربارۀ واجبات و سنّت ها آمده است، پیروی کند؛ دستوراتی که جز با پیروی آنها رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضایع کردن آنها جنایتکار نخواهد شد. (نهج البلاغه: نامۀ 53)

 

2 ـ صلاحیت اخلاقی

برحسب نوع مسئولیتی که به افراد سپرده می شود، به صفت اخلاقی مربوط به آن نیز باید توجّه شود؛ برای مثال، اگر به کسی مسئولیتی داده می شود که بیشتر با مردم سروکار دارد، باید حسن خلق و مردم داری او بر سایر صفات وی بچربد، و اگر عهده دار بیت المال است، باید در صداقت و امانت داری مشهور باشد. پس جایگاه مسئولیت اشخاص را صرف نظر از سایر شروط، اخلاق آنان تعیین می کند. اینها نکات ظریفی هستند که در هستۀ گزینش باید به آنها توجه شود تا بر حرکت و فعل و انفعالات یک نظام، هماهنگی کامل حکمفرما شود. (واثقی، 1380: 54-55) امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، می فرمایند: کارگزاران دولتی را از میان مردمی انتخاب کن که اخلاق آنان گرامی تر، و آبروی‌شان محفوظ‌تر، و طمع ورزی شان کمتر است. (نهج البلاغه: نامۀ 53)

 

3 ـ جهادگری

نیروی مطلوب، نیروی جهادی است. «جهاد» واژه ای مقدس، مهم و تأثیرگذار است که از «جهد» یا «جهد» گرفته شده و به معنی «کوشش پیگیر» است. چند نکته در واژۀ «جهاد » وجود دارد:

الف) تلاش مستمر: جهاد یعنی تلاش شبانه روزی. جهادگر واقعی، ایستا نیست، بلکه چون دلسوز است، پویا و متحرک است؛ همیشه برنامه دارد، و در پی تحقق اهدافی است.

ب) اخلاص: جهاد البته مقید و مشروط است به قید «فی سبیل اللّه»؛ یعنی برای خدا است و جانب قدرت شخصی را نمی گیرد. «من» نباید محور باشد، بلکه اسلام محور و پیروز نهایی است.

ج) فداکاری: یعنی نیروی جهادی حاضر است مجروح، مفقود، و شهید شود، حتی حیثیتش بر باد رود، امام اسلام سربلند شود. در فرهنگ و سنت ما، به چنین فردی «مجاهد» اطلاق می شود.

 

4 ـ اصالت خانوادگی

اگر صفات اخلاقی و پسندیده در نفس انسان ملکه نشود، هرگز مصدر افعال خوب واقع نمی شود. چنانچه افراد گزینش شده از خاندان شریف و بافضیلت باشند، می توان تصور کرد که صفات اخلاقی در آنها از سنین کودکی شکل گرفته است و بادوام و ریشه دار در فرد وجود دارد. علاوه بر آن، صفات خوب و بد از طریق ارث به فرزند منتقل می شوند؛ و اخلاق خوب و پسندیده یازشت و نکوهیده، معرّف پاکی وراثت یا بدی آن هستند.

 

5 ـ حسن شهرت

اعتبار یک حکومت با حضور چهره هایی که امین مردم هستند، بالا می رود و بهترین پشتوانه و دلگرمی برای یک مسئول، اعتماد مردم به او است. بنابراین، افرادی که اهل تجربه هستند و در کشاکش کارها ساخته و پرداخته شده اند و حسن سابقۀ آنها در اسلام پیش از دیگران باشد، مدیر و دوراندیش اند و در کارها و مسائل، عمیق و ژرف نگرند و شایستگی بیشتری در تصدّی امور دارند.

 

6 ـ آزمایش لیاقت‌ها

افراد باید بر اساس تعهد و نوع تخصص و توان اجرایی، انتخاب و به کار مورد علاقه گمارده شوند. روابط نباید هیچ گاه جای ضوابط را بگیرد و لیاقت ها و شایستگی ها قربانی دوستی ها و مسائل خویشاوندی شود. از این رو است که حضرت علی(ع) به مالک اشتر می فرمایند: سپس در امور کارمندانت بیندیش و پس از آزمایش، به کارشان بگمار، و با میل شخصی و بدون مشورت با دیگران، آنان را به کارهای گوناگون وادار نکن، زیرا این نوعی ستمگری و خیانت است. (نهج البلاغه: نامۀ 53)

 

7 ـ اصلاح گری

نیروی مطلوب اسلامی، نیرویی مصلح است، به گونه ای که هرجا نقطه ضعف و یا نقصی وجود داشته باشد، در مقابل نقص ها می ایستد، فکر می کند و به دنبال برنامه ای است تا این نقص ها را به نقاط مثبت مبدل کند.

 

8 ـ تحول گرایی

نیروی انسانی مطلوب باید به گونه ای باشد که اگر مسئولیت ادارۀ جایی به او سپرده شد، براساس آرمان ها و نقاط مطلوب اسلام بتواند در آن محیط کوچک یا بزرگ، تحول مثبت ایجاد کند؛ بدین معنا که آن محیط را از حالت ایستا به حالت پویا تغییر دهد.

 

9 ـ اهل امر به معروف و نهی از منکر بودن

نیروی مطلوب اسلامی، نیرویی است که خواستار تحقق نیکی ها و زایل شدن بدی ها در جامعه است و برای آن برنامه ریزی می کند. معروف و منکر، دایرۀ وسیعی دارد؛ و یکی از اهداف نهضت ابا عبد اللّه الحسین(ع)، همین امر به معرف و نهی از منکر بوده است.

 

10 ـ مشتاق و داوطلب بودن

کارگزار مطلوب اسلامی، مشتاقانه، آگاهانه، داوطلبانه، با انگیزیۀ مقدس و بر اساس برنامه ای مشخص، کارها را پیش می برد. نیروی مطلوب انسانی و اسلامی، نیروی بخشنامه ای و یا نیروی حقوق بگیر و مزدبگیر رایج و متعارف نیست. نه اینکه حقوق نگیرد و یا به بخشنامه عمل نکند، بلکه به مسئولیتش به عنوان کار و کاسبی نگاه نمی کند؛ زیرا معتقد است که زندگی خواهد گذشت، اما آنچه اهمیت دارد، ادای تکلیف است.

 

11 ـ تکلیف گرایی (وظیفه گرا بودن)

نیروی مطلوب اسلامی نمی گوید«چقدر به من حقوق می دهند، یا موقعیت اجتماعی ام چگونه می شود»، بلکه بر آن است که تا چه میزانی می تواند تحول ایجاد کند، و آنچه برای او اهمیت دارد، این است که چقدر می تواند برای اسلام مفید باشد. دنبال کار، شغل و موقعیت نیست، بلکه به فکر اسلام عزیز است؛ و دنیاگرا نیست، بلکه آخرت گرا است.

 

در ادامه دیدگاه برخی اساتید حوزه را در این زمینه تقدیم می‌کنیم:

تقوای سیاسی پیچیده ترین و سخت ترین نوع تقوا است / عواقب نداشتن تقوای سیاسی / ویژگی های کارگزاران دولتی از دیدگاه نهج البلاغه

 

 

معنای تقوای سیاسی چیست؟

رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه تقوای سیاسی بستر سایر تقواها است، گفت: تنها با تقوای عبادی انسان به جای نمی رسد. رعایت مجموعه تقوا در همه شؤون زندگی برای دست یابی به جامعه متقی را ضروری است؛ تقوای سیاسی بستر تقواهای دیگر است؛ اگر کسی تقوای سیاسی نداشته باشد با تقوای عبادی، تقوای اخلاقی و سایر تقواها راه به جایی نمی برد.

وی تقوا را تقید و خوف نسبت به خداوند تعریف کرد و گفت: تقوا یعنی از اموری که مورد رضایت خدا نیست اجتناب کنیم؛ به دلیل گستردگی دین تقوا را می توان به تمام امور مرتبط با آن نسبت داد، بنابراین تقوا در فرهنگ، اخلاق، اجتماع، سیاست، اقتصاد و مباحث دیگر معنا پیدا می کند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم، با تأکید بر اینکه با رعایت تقوا در تمام موضوعات از سوی اشخاص می شود به یک فرد یا جامعه ای صفت متقی داد، ابرازداشت: اگر جامعه ای تنها تقوای عبادی داشته باشد ولی در بخش های دیگر تقوا را رعایت نکند، نمی توان آن را جامعه متقی دانست.

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی رعایت برخی از شؤونات تقوا را نسبت به سایر آنها سخت تر دانست و تصریح کرد: تقوای اقتصادی از جمله مواردی است که نیاز به مواظبت خاص دارد چراکه انسان باید مطامع خود را مهار کند تا حقوق مردم در اموالش داخل نشود.

 

تقوای سیاسی پیچیده ترین و سخت ترین نوع تقوا است

وی با بیان اینکه سخت ترین و پیچیده ترین نوع تقوا، تقوای سیاسی است، گفت: باید مراقب باشیم در عرصه سیاست دچار بدگمانی نشویم زیرا سیاست یک جایگاه اجتماعی است؛ اما در برخی از کشورها اصل بر سوء ظن است.

رییس پژوهشگاه مطالعات تقریبی در تعریف تقوای سیاسی گفت: تقوای سیاسی یعنی فرد در عرصه سیاست جهت گیری مفید برای خدا، اسلام و مردم داشته باشد؛ رعایت این نکته آگاهی دقیقی می خواهد و عملی کردن آن بسیار دشوار است.

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی، افزود: لازمه تقوای سیاسی این است که نگاه و وظایف سیاسی بر اساس دین تعریف و شناخته شود تا انسان به بیراهه کشیده نشود. تقوای سیاسی یعنی داشتن ورع در مسائل اجتماعی و سیاسی به عبارت دیگر یعنی سیاستی که برخاسته از خوف خداوند است؛ کسی که خوف از خدا ندارد و تنها به فکر جاه و مقام است تقوای سیاسی ندارد.

رییس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس اجتناب از لغزش گاه ها و گناهان سیاسی را لازمه تقوای سیاسی دانست و اظهارکرد: باید از کارهای پرخطری که ممکن است ما را به گناه بیاندازد پرهیز کنیم و در حیطه چنین مسائلی وارد نشویم.

مدیر مرکز تحقیقات مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، آگاهی سیاسی را از ملزومات تقوای سیاسی برشمرد و گفت: برای مراقبت از لغزش و گناه شناخت فضاهای سیاسی ضروری است.

حجت الاسلام والمسلمین مبلغی، یکی از لوازم مهم تقوای سیاسی را پرهیز از حزب گرایی کورکورانه عنوان کرد و ابرازداشت: در رفتار سیاسی نباید حزب گرایی اصل باشد و نباید تقید و تعصب بی جا داشت؛ اگر می بینید حزب شما راه اشتباهی می رود مسیر خود را از آن جدا کنید.

وی رعایت حداکثری مصلحت دین و رعایت حال مردم را از اصول مهم در تقوای سیاسی برشمرد و گفت: اگر این اصول را به کار نگیریم ندانسته و ناخواسته دچار بی تقوایی می شویم. از عواقب عدم رعایت تقوای سیاسی باید ترسید.

 

اولین دغدغه یک مسئول در مسائل سیاسی دین است 

حجت الاسلام عینی با اشاره به فرازهایی از نهج البلاغه درباره ویژگی های کارگزاران شایسته، گفت: حضرت امیر(ع) در نامه ۴۶ نهج البلاغه، می فرماید «تو از کسانی هستی که در یاری دین از آنها کمک می گیرم و انتظار دارم در حفاظت از مرزهای اسلامی استوار باشی».طبق این سخن، اولین دغدغه یک مسئول باید دغدغه دینی و انجام مسئولیت باشد نه حقوق نجومی و چهره رسانه ای و دومین ویژگی هم شجاعت است.

این استاد حوزه و دانشگاه «اخلاق محوری» را ویژگی سوم مسئولان در حکومت اسلامی خواند و گفت: حضرت(ع) در این نامه می فرمایند «درشت خویی را با اندک نرمی بیامیز، در جایی که مدارا کردن خوب است با مردم مدارا کن و جایی که باید، درشت خو باش و پر و بالت را برای رعیت بگستران و در نگاه کردن و اشاره چشم در سلام کردن با همگان یکسان باش.» نتیجه این رفتار عادلانه حتی در عرصه های کوچک نیز خود را نشان خواهد داد.

حجت الاسلام عینی در ادامه تاکید کرد: یک مدیر باید از تمام ویژگی های عقلانی، که کشورهای دنیا به آن رسیده و در عین حال دین ما نیز آن را تایید کرده، اعم از قدرت مدیریت بحران، قدرت تصمیم گیری به جا و قابل دفاع و آینده نگری برخوردار باشد.

حجت الاسلام زمانی در مورد قبول مسئولیت سیاسی گفت: یکی از مباحث تربیتی برای فرزندان، آموزش «نه گفتن» است کما اینکه در آموزه های اسلامی نیز به این امر سفارش شده ایم.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این مطلب گفت: طبق آموزهای اسلامی، اگر فردی توان انجام مسئولیتی را نداشته باشد و آن را بپذیرد، خیانت کار است و حتی در روایت دیگر داریم که «اگر سمتی را بپذیری و بدانی فرد مسلط تری هم وجود دارد حق نداری آن مسئولیت را قبول کنی». کما اینکه قرآن کریم نیز حضرت موسی(ع) را فردی قوی و امین معرفی کرده و به بحث تعهد و تخصص اشاره دارد.

وی با ارائه توضیحی از دنیا و دنیاپرستی بیان کرد: دنیا داشتن در روایات و آیات شریف قرآن کریم امر مذمومی نیست بلکه دنیادوستی و وابستگی به دنیا نکوهش شده است.

حجت الاسلام زمانی یادآور شد: قرآن کریم در هر جا که از آخرت و دنیا سخن می گوید از واژه «بچشید» استفاده می کند. این نشان می دهد که دنیای مومن در برابر آخرت او هیچ است، همان‌طور که دنیای کافر در برابر آخرت او هیچ است./402/422/ح

 

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۴:۴۹
طلوع افتاب
۰۶:۴۹:۵۰
اذان ظهر
۱۳:۰۱:۵۹
غروب آفتاب
۱۹:۱۲:۲۲
اذان مغرب
۱۹:۲۹:۱۷