vasael.ir

کد خبر: ۱۴۱۹۹
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۷ - 29 July 2019
در نشست «سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی در اسلام» عنوان شد؛

بیمه واقعی به لحاظ فقهی بدون اشکال است

وسائل ـ رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: نظام عمومی در توزیع اموال باید یک تبعیض مثبت نسبت به نیازمندان جامعه اعمال کند که اگر درآمد نفت در اقتصاد ما با مدل قرآنی پیاده می‌شد دیگر نیازی به کمیته امداد و سازمان تأمین اجتماعی و امثال این دستگاه‌ها نبود که دولت مالیات و حق بیمه بگیرد و همان منابع خداوند کفایت می‌کرد و حتی مازاد خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار وسائل، حجت الاسلام سید رضا حسینی، بیمه واقعی به لحاظ فقهی بدون اشکال استمدیر گروه اقتصاد و رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در بیست و چهارمین نشست از سلسله نشست های اقتصادنا که با عنوان«سیاست های کلی تأمین اجتماعی در اسلام» راه برون رفت از چالش های کنونی تأمین اجتماعی، پنجشنبه سوم مرداد در سالن جلسات این مرکز برگزار شد، به بررسی سیاست های کلی تأمین اجتماعی، تأمین اجتماعی مالیات محور، سیاست گذاری اجتماعی در اسلام، رفع فقر و چالش های نظام تأمین اجتماعی پرداخت.
 
 
در ادامه مشروح سخنان ایشان از نظر می‌گذرانید:


مفهوم تأمین اجتماعی

تأمین اجتماعی تقسیم بندی سه گانه دارند که در قالب سه راهبرد تعریف می شود؛ این راهبردها شامل راهبرد بیمه ای، راهبرد حمایتی و راهبرد امدادی است در واقع کسانی مشمول حمایت نظام تأمین اجتماعی قرار می گیرند که درآمدهای کمی دارند و راهبردهای امدادی مربوط به مواقع خاص مربوط به سیل، زلزله، طوفان، خشکسالی و بحران های خاص است. برای راهبرد امدادی سازمان های هلال احمر و صلیب سرخ وظیفه امدادی را انجام می دهند و این سه برنامه در واقع نظام تأمین اجتماعی هستند.


سیستم مطلوب بیمه ای بیسمارک در آلمان

از طرفی علاوه بر این تقسیم بندی، تقسیم بندی دوگانه دیگری نیز وجود دارد؛ یک قسم آن شامل نظام هائی است که عمده آنها رویکرد بیمه ای دارند و از منابع حق بیمه ای استفاده می کنند؛ فرانسه و آلمان بیشتر سیستم تأمین اجتماعی آنها بیسمارک است. یکسری از نظام های تامین اجتماعی در دنیا بیشتر حق بیمه محور هستند که اینها به این اسم خوانده می شوند و در کنار آن یکسری نظام های دیگری وجود دارند که از حق بیمه ای استفاده نمی کنند و مالیات محورند و همان مفهوم تأمین اجتماعی را با روش مالیاتی انجام می دهند.

ما اگر این تقسیم بندی دو گانه و نظام های مالیاتی را در نظر بگیریم باز دیده می شود که نظام تأمین اجتماعی ممکن است اساسا با بحث بیمه ای مرتبط نشود و سازوکار آن متفاوت باشد؛ سیستم بیمه ای جدید در انگلستان از 1960 به بعد رایج شده است و کامل‌ترین مصادیق آن حوزه اسکاندیناوی و کشورهای سوئد، فنلاند و نروژ است. بهترین سیستم های تأمین اجتماعی دنیا متعلق به حوزه اسکاندیناوی است که کامل‌ترین پوشش را دارند.


مقایسه نظام‌های تأمین اجتماعی حق بیمه‌ای و مالیات محور 

بعضی از کشورها توانستند به شکل کامل مانند نیوزلند به سمت بیمه مالیات محور حرکت کنند و اگر صد درصد منابع تأمین اجتماعی را در این کشور در نظر بگیرید شاید 10 درصد از بیمه و مابقی از مالیات تأمین می شود و حتی این کشورهائی که نظام بیسمارکی دارند نزدیک چهار تا پنج دهه است که حرکتی و چرخشی در غرب از نظام های حق بیمه محور به سمت مالیات محور شروع شده است اما همچنان در ایران حق بیمه محوری را داریم و نشانه ای از اصلاح این رویکرد نیست.


سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی

در اصطلاحات اقتصادی وقتی گفته می شود سیاست اقتصادی منظور همان سیاست های پولی و مالی و امثال اینها است ولی وقتی گفته می شود سیاست های کلی تأمین اجتماعی در واقع در مقابل قوانین تأمین اجتماعی و برنامه های تأمین اجتماعی است و سیاست کلی همان چارچوب کلی و جهت گیری های مبنائی در عرصه تأمین اجتماعی که زیربنای قانونگذاری و برنامه ریزی را تشکیل می دهد.
 
اگر بخواهیم قانونی برای تأمین اجتماعی کشور تنظیم کنیم در گام نخست نیاز است تا سیاست های کلی تنظیم شود تا برمبنای آن برنامه های سالانه و چندساله تدوین شود بنابراین سیاست های کلی مرتبه ای بالاتر از قوانین و برنامه ها است.


عقد التأمین و ضمان اجتماعی

در زبان عربی وقتی که گفته می شود «تأمین» منظور از عقد بیمه همان بیمه های تجاری است و در زبان عربی به بیمه، «عقد التأمین» گفته می شود که شامل بیمه اتومبیل و سایر موارد می شود و برای تأمین اجتماعی مد نظر ما در این مبحث در واقع ضمان اجتماعی گفته می شوند. شهید صدر عنوان تأمین اجتماعی را به کار برد.
 
بحث تأمین اجتماعی امروزه در دنیا دارای اهمیت و اولویت است و در واقع مشکل همه جوامع است و در کشور ما هم یکی از چالش های بزرگ نظام همین بحث تأمین اجتماعی و ورشکستگی صندوق های آن است که تقریبا همه صندوق های مربوط به صندوق بازنشستگی ورشکسته هستند.
 
 
بیمه واقعی به لحاظ فقهی بدون اشکال است


چرا صندوق‌های تأمین اجتماعی با وجود ورشکستگی منحل نمی‌شوند؟

در واقع عدم انحلال این صندوق ها به دلیل اتصال به دولت است و دولت کمبود منابع این صندوق ها را جبران می کند و در حال حاضر در صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح حدود صد درصد منابع را دولت از منابع عمومی می دهد؛ صندوق بازنشستگی کشوری مربوط به کارمندان دولت است که حدود 90 درصد منابع را دولت تأمین می کند. سازمان تأمین اجتماعی ماهانه دو هزار میلیارد تومان با کسری مواجه است که در سال حدود 25 هزار میلیارد تومان است.


تأمین اجتماعی جزو ابرچالش‌های نظام است

از طرفی بدهی دولت به سازمان تأمین اجتماعی هر سال حدود 30 تا 40 درصد اضافه می شود؛ بودجه عمده دولت باید صرف حقوق و دستمزد شاغلین و مستمری بگیران شود و برای بودجه عمرانی باقی نمی ماند و در ایران بحث تأمین اجتماعی جزو ابرچالش های نظام است که باید برای آن تدبیری اندیشیده شود.
 
این درحالی است که وقتی ما منابع دینی را نگاه می کنیم می بینیم که اسلام بیشترین و گسترده ترین مفاهیم را در حوزه مباحث تأمین اجتماعی دارد که در قالب زکات، خمس، صدقات و انفاق، فقر و غنا و ایتام و مساکین و صله رحم و احسان و بسیاری از مفاهیم مستقیم و غیر مستقیم است.

در واقع رسالت اصلی دین برای اداره اجتماع همین بحث تأمین اجتماعی است؛ حوزوی ها اگر در خصوص تأمین اجتماعی حرفی برای گفتن نداشته باشند در واقع در سایر مباحث اجتماعی هم نمی توانند سخنی بگویند چراکه اینجا اسلام صریح و روشن حرف می زند و الگوهای عملیاتی آن در صدر اسلام پیاده شده است و در زمان پیامبر اکرم(ص) و در زمان حضرت علی (ع) و در دوره خلفا تا حدی مفاهیم و الگوهای عملیاتی را داریم که در این زمینه حوزه کار چندانی انجام نداده است.


جای خالی پژوهش فقهی در زمینه تأمین اجتماعی

به همین دلیل نیاز است تا صدها کتاب، مقاله و پایان نامه در این زمینه نوشته شود تا ادبیاتی تولید شود و به جائی برسد که یک وفاق جمعی ایجاد شود؛ باید سیستم های تأمین اجتماعی جدید و مسائل روز را شناخت و منطبق با نیازهای روز به سراغ منابع اسلامی رفت و راه حل های اسلامی را برای حل مشکلات روز تأمین اجتماعی استخراج و ارائه کرد چراکه ادبیات این موضوع بسیار ضعیف است. راجع به بیمه های تجاری فقها کتاب های بسیاری نوشته اند ولی راجع به تأمین اجتماعی در سطح بزرگان حوزوی کار قابل توجهی صورت نگرفته است.

وقتی می گوییم سیاست‌گذاری اجتماعی و دولت می خواهد تدابیری اتخاذ کند برای اینکه مشکلات اجتماعی حل شود نخستین نکته ای که باید روشن شود این است که غایت جامعه کجاست و ما به کجا می خواهیم برسیم؟ هدف چیست و ببینیم متناسب با آن هدف چه باید کرد؟ در واقع هر تدبیر و سیاستی که در پیش بگیریم سوال می شود این سیاست برای چیست؟ باید غایت روشن باشد.
 
نخستین تفاوتی که ما با مکاتب غربی پیدا می کنیم این است که مکاتب غربی در واقع هدف جامعه را در همین دنیا و رفاه و لذت های این دنیا که باید نصیب آنها شود بحث می کنند و در واقع هدف آنها لذت بردن است و مسیر آنها لذت و مطلوبیت است و هدف نهائی اسلام برای فرد و جامعه متفاوت است.

در عین حال غایت اسلام برای جامعه در سه محور تکامل الهی، شخصیت انسان، رشد و توسعه معنوی را ترسیم کرده است که به مقام خداگونه شدن برسند؛ هدف دوم که از آیات قرآن به روشنی بر می آید «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیز» که هدف آن عدالت اجتماعی و توسعه روابط و بهبود اجتماعی است. جامعه ای که انسان ها به صورت فردی شکوفا شده باشند و جامعه بر مبنای اخلاق، معنویت و عدالت باشد.

رشد امکانات رفاهی و فراوانی امکانات مادی هم مورد توجه اسلام است؛ در روایات آمده است که قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كَادَ اَلْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً؛ اگر جامعه ای فقیر باشد عدالت و کرامت به معنای واقعی آن در رشد انسان تجلی نخواهد داشت و در عین حال ما جامعه ای می خواهیم که این ویژگی ها را داشته باشد و سیاست‌گذاری اجتماعی ما را به این اهداف برسد که افراد به صورت فردی شخصیت آنها شکوفا شده باشد و به لحاظ اجتماعی، جامعه ای باشد که عدالت اجتماعی در آن برقرار باشد و فقر و عقب ماندگی در آن نباشد.


بازسازی مفاهیم عدالت و معنویت در رشد

در حال حاضر در نظام جمهوری اسلامی با اینکه انقلاب ما معنوی و فرهنگی بود نه انقلاب اقتصادی و انقلاب به دلیل تحول انسان ها بود اما سیاست ها و برنامه ها و شاخص هائی که داشتیم این هدف ها در آن دیده نمی شود. این درحالی است که دغدغه دولت‌مردان فقط به سوی این است که اقتصاد ما در حال رشد است یا نه و در عین حال به لحاظ اسلامی اگر بخواهیم اوضاع را رصد کنیم باید ببینیم در عرصه معنویت چه اتفاق هائی رخ داده است.

آیا در این زمینه های دیگر مانند عدالت اجتماعی و توزیع درآمد پیشرفت و رشد داشته ایم و نیاز است تا این مفاهیم برای شاخص ایجاد شود. اما متأسفانه در برنامه پنجم توسعه مهم‌ترین هدف ما به رشد تولید بر می گردد و این درست نیست و در واقع همه انرژی خود را بر روی کفه رشد می گذاریم و به این امر نمی رسیم و هزینه هائی را در زمینه عدالت و معنویت می پردازیم.

برای رسیدن به هدف های سه گانه کلیت مسیر ما بر اساس آیات قرآنی و رفاهی که قرآن از آن صحبت می کند رفاه مبتنی بر تکاثر، کفر، الحاد و فراموشی فرامین الهی نیست و در قرآن حتی تأکید شده است که اقوامی هستند که از مسیر غیر الهی به رفاه اجتماعی می رسند و این پایدار و ماندگار نیست که در آیه 44 سوره انعام آمده است. « لَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَأ».

از طرفی در سوره فجر اشاره می کند بر این موضوع که وقتی فرامین الهی را اقوامی فراموش کردند و از همه چیز به آنها دادیم که برکات از آسمان و زمین است و برکت به معنای خیر پایدار و مبتنی بر ایمان و تقوی است؛ بسیاری از عبادات وقتی در قرآن مطرح می شود که وعده می دهد که اگر شما متقی باشید که اگر اینگونه باشد خداوند گشایش را نصیب شما خواهد کرد که در هر دو حالت فتح و گشایش نتیجه تقوی و فتح و گشایش نتیجه بی ایمانی نیز وجود دارد.
 
 
بیمه واقعی به لحاظ فقهی بدون اشکال است


نظام اسلامی با ربا خواری جمع نمی‌شود

عقیده ای در نظام سرمایه داری است که اگر ما بگذاریم رشد صورت بگیرد و این کمیابی مرتفع شود، تولید فراوان شود این کیک بزرگ همه مشکلات را حل می کند و کافی است که همه تلاش شما این باشد که تولید فراوان باشد که بقیه مسائل خود به خود درست می شود و این تفاوت اساسی نظام اسلامی با نظام های الحادی و کفر است و نظام اسلامی با ربا خواری جمع نمی شود اما در حال حاضر به دلیل اهمیت رشد، ربا را تحمل می کنیم.

پس از بیان اهداف و مسیر جامعه نکته بعدی این است که اگر بخواهیم نظام اجتماعی خودمان را ترسیم کنیم باید ببینیم که اسلام چه نظامی دارد؟ آیا صرفا بر بازار یا دولت تأکید دارد و یا مدل سومی است. در نظام کمونیستی سازمان تأمین اجتماعی معنا ندارد چراکه همه نظام، نظام تأمین اجتماعی است و همه چیز دست دولت است و افراد باید برای دولت کار کنند و وظیفه آنها کارکردن برای دولت است؛ مصرف به اندازه نیاز است.
 
نظام سرمایه داری لیبرال که بازار محور است و اگر افراد دنبال منافع فردی باشند، منافع اجتماعی هم تأمین می شود اما نظام اسلام، نظام دولت محور و بازار محور نیست؛ اسلام نمی خواهد آزادی افراد را سلب کند و اسلام بازار را می پذیرد اما نه بازار آزادی که هیچ قید و بندی نداشته باشد.


نیازمند سیاست تبلیغاتی متفاوت در عرصه مصرف هستیم

در حال حاضر صدا و سیما بنگاه تبلیغات مصرف شده است و مظاهری را به نمایش می گذارد که مسابقه مصرف را دامن می زند در حالی که اسلام می خواهد اشتهای به مصرف را کنترل کند اما در شرایط فعلی قناعت دفع شده است و مصرف گرائی و حرص به جای آن آمده است؛ سیاست جوامع غربی لذت گرائی است در عین حال سیاست تبلیغی ما با توجه به اینکه هدف غائی ما متفاوت است باید مختلف باشد.


رشد گرائی مصیبت دنیای امروز است

از طرفی رشد گرائی مصیبت دنیای امروز است و اصل تکاثر که در غرب است بر روی حداکثر کردن تولید و رشد است و بیشترین ضربه ای که به معنویت و عدالت زده شده است از این ناحیه است که تمرکز بر روی افزایش تولید و حداکثر سازی رشد و تولید است که زیان رسان معنویت و عدالت می باشد و حال آنکه بخشی از روایات ما مربوط به قناعت است.


بانک تکافلی یا خیریه

در آیه 7 سوره حشر اینگونه آمده است که «مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ ۚ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» اینکه گفته می شود همه به صورت مساوی در انفال سهم دارند با دیدگاه قرآن سازگار نیست.


تبعیض مثبت نسبت به نیازمندان جامعه

مصداق این آیه در توزیع اموال بنی نضیر در سال چهارم هجری است که نصیب مسلمان ها شد و بین مهاجرین تقسیم شد که نیازمند بودند و نظام عمومی در توزیع اموال باید یک تبعیض مثبت نسبت به نیازمندان جامعه اعمال کند که اگر درآمد نفت در اقتصاد ما با مدل قرآنی پیاده می شد دیگر نیازی به کمیته امداد و سازمان تأمین اجتماعی و امثال این دستگاه‌ها نبود که دولت مالیات و حق بیمه بگیرد و همان منابع خداوند کفایت می کرد و حتی مازاد خواهد داشت.

دولت وقتی که سیاستی را اعمال می کند حتما باید پیامد آن را بر روی طبقات فقیر جامعه بررسی و جبران کند و سیاست های مالی باید در سه قسمت بازار و تکافل اجتماعی و دولت اعمال شود؛ در بخش تکافل اجتماعی پیشنهاد این است که فرهنگ انفاق و وقف افزایش یابد و نظام تبلیغاتی به گونه ای باشد که افراد به صورت اتوماتیک بخشی از درآمد خود را به این کار اختصاص دهند.
 
ساماندهی موسسات خیریه باید انجام شود که در حال حاضر 15 هزار موسسه مجوز دارد که این مجوزها از چند کانال صادر می شود و حالت بی نظمی در موسسات خیریه به وجود آمده که نظارتی بر آنها نیست.


بانک تکافلی و خیریه ای نیاز داریم / پیاده سازی الگوی شهر بدون گدا مانند تبریز

با توجه به اینکه بخش خیریه گردش مالی بسیاری دارد و ما یک بانک تکافلی و خیریه ای نیاز داریم تا گردش مالی آن در داخل اینگونه بانک ها باشد و از طرفی آمار و اطلاعات در بخش خیریه بسیار اندک است و سیستم هائی که به راحتی بتوان نیازمندان را تشخیص دهد نیاز است.
 
الگوی شهر تبریز که شهری بدون گدا است را می توان اجرا کرد؛ در آنجا موسسه ای ایجاد شده است که مردم همه کمک های خود را به این موسسه می پردازند و افراد نیازمند به این موسسه مراجعه دارند و می توان کشور بدون گدا داشت و دولت می تواند سازوکارهای این امر را فراهم کند.


تقدم استحاق گرائی بر عام گرائی در تخصیص تأمین اجتماعی

در دنیا مرسوم است که دولت ها برای اینکه از نیازمندان حمایت کنند؛ حال اینکه این روند در ایران نیست. دولت ها موسسات خیریه را از طریق تشویق ها و سیاست های مالیاتی کمک می کنند و حتی دولت های غیرمسلمان از موسسات خیریه خود حمایت می کنند و این در نظام ما وجود ندارد.
 
دولت باید از نوآوری در این زمینه حمایت کند از طرفی دولت در قوه مجریه می تواند تقدم استحقاق گرائی بر عام گرائی در تخصیص تأمین اجتماعی باید داشته باشد و در حال حاضر تأمین اجتماعی به این موارد توجه ندارد و در واقع ما منبع تأمین اجتماعی را از فقرا می گیریم به جای آنکه از ثرتمندان بگیریم و مستمری حتی به ثروتمندان هم پرداخت می شود.


اتخاذ رویکرد مالیات محوری به جای حق بیمه محوری

اتخاذ رویکرد مالیات محوری به جای حق بیمه محوری و هدفمند نمودن و خود اتکائی بیمه های تأمین اجتماعی چراکه بیمه از لحاظ فقهی مشکلی ندارد به شرط آنکه بیمه واقعی باشد و با منابع حق بیمه ای اداره شود؛ تقدم توانمند سازی و ایجاد اشتغال از طریق کمک مستقیم به کسانی که قادر به انجام کار هستند و ارتقای سطح شفافیت و سازمان تأمین اجتماعی از طریق تفکیک منابع از جمله دیگر فعالیت ها در راستای نظام تأمین اجتماعی مطلوب است.

حضرت علی(ع) در نامه مالک اشتر دستور دادند که باید نسبت به نیازمندان وقت گذاشته شود و برای عملیاتی کردن این کار در شرایط فعلی جمهوری اسلامی باید اطلاعات جامعه نیازمندان را در یک سیستم اطلاعاتی داشته باشد و آنهائی که زیر خط فقر مطلق هستند پوشش داده و کمک شوند و نظام جامع امار اطلاعات و شناسنامه ای برای آنان تدوین شود.


توانمندسازی خانواده در راستای سیاست های تأمین اجتماعی در نظام اسلام

از طرفی در حال حاضر ما شاهد تضعیف خانواده هستیم در حالی که در نظام اسلامی استحکام خانواده مدنظر است که اگر برای خانواده بودجه مصرف شود بسیاری از مصارفی که بعدها تأمین اجتماعی باید انجام دهد نخواهیم داشت که این امر نیاز به سیاست‌گذاری دارد.

استقرار نظام چند لایه تأمین اجتماعی مشتمل بر حداقل سه لایه یکی دیگر از کارهایی است که باید در این زمینه انجام شود؛ نظام تأمین اجتماعی باید سه سطح داشته باشد که لایه اول شامل افراد زیر خط فقر مطلق که شامل زنان بی سرپرست و معلولان و از کار افتاده ها می شود و دولت باید آمار و اطلاعات اینها را داشته باشد و به صورت بلاعوض کمک شوند.
 
لایه دوم کسانی هستند که با وجود شاغل بودن زیر خط فقر هستند که نمی شود حق بیمه از این افراد گرفت و بخشی از هزینه ها را دولت بر عهده بگیرد و لایه سوم که ثروتمندان هستند اگر دولت قرار است سیستم و منابعی برای آنها داشته باشد بهتر است از منابع خودشان باشد چراکه پرداخت زکات از بیت المال به غنی حرام است.

گفتنی است، این نشست به همت هیأت اندیشه ورز اقتصاد و الگوی پیشرفت اسلامی معاونت پژوهش حوزه علمیه خراسان مدرسه علمیه سلیمانیه برگزار شد./503/241/ح

 
تهیه و تنظیم: فاطمه ترزفان





ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۰۵ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۸:۳۳
طلوع افتاب
۰۶:۲۹:۳۹
اذان ظهر
۱۳:۱۰:۴۳
غروب آفتاب
۱۹:۵۰:۰۲
اذان مغرب
۲۰:۰۷:۴۰