vasael.ir

کد خبر: ۱۳۳۵۹
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۰ - 30 May 2019
یادداشت تحلیلی درباره ابعاد فرهنگی ورزش؛

فوتبال؛ بازی یا بازتولید فرهنگ توسعه لیبرال

وسائل ـ به قدری غلظت عاطفی و هیجانی پروژه‌های ورزشی و هنری و... را بالا می‌برند که فکر و اقتصاد و فرهنگ آن جامعه را به یک غفلت تاریخی وادار می‌کنند و این خیلی اتفاق بزرگی است که چطور می‌توان جیب یک ملت را خالی کرد و فکرو هویت و تاریخ و مقاومت و ایستادگی اش را به قدری کم رنگ نمود که در لحظه‌های حساس از آن‌ها بهره برداری نمود.

به گزارش خبرنگار وسائل، هرجامعه ای در طی نسل های مختلف، با انتقال فرهنگ خود به بازتولید خویش می پردازد.این مساله بزرگترین و مهم ترین تکلیفی است که بر دوش نهادهای مختلف یک جامعه گذارده شده است.

هرگونه کوتاهی در انجام این وظیفه به تدریج باعث تغییر و دگرگونی و تحولات اساسی و حتی هرج و مرج و مرج و در نهایت انقلاب در یک جهان اجتماعی خواهد شد. نهاد فرهنگ بطور مشخص این امر مهم را به عنونا یک ماموریت ویژه دنبال می کند و در همین راستا نهادهای کوچکتری مثل هنر و دانش و ورزش را فعال می نماید. خیلی بایستی هوشمندانه به این نکته توجه شود که آن چه باعث ماندگاری یک فرهنگ و در نتیجه بازتولید آرمان های یک جامعه می شود، برخورد فعال نهادهای فرهنگی آن جامعه با مسائل و پدیده های نوظهور اجتماعی و بین المللی می باشد.

 

هنر و ورزش و دانش، مثلث بازتولید فرهنگ

در دنیایی که کشورهای مدعی توسعه یافتگی، جهت عمق بخشیدن و امتداد یافتگی تسلط و اشراف خود به جامعه جهانی می باشند و در موقعیت های مختلف با طرح ها و مصوبه های جهانی که همه دنیا را ملزم به امضا و شرکت در آن ها می نمایند و از طریق رسانه ها نیز بطور طبیعی پوشش جهانی و پخش جهانی می شود، در چنین دنیایی بایستی بسیار فعال بود و پروژه بومی سازی و حفظ و حراست از مرزهای فرهنگی را برای الان و آینده جامعه جدی تر تلقی کرد و به چشم یک پرونده استراتژِیک نگریست.

آنچه که در جهان توسعه رخ می دهد، بدون توجه به هویت فرهنگی خاص کشورهای دیگر بوده و هرگونه قید و خصوصیت فرهنگی را در می نوردد تا بتواند از کانال هنر و ورزش و دانش نظام توسعه و فرهنگ توسعه غربی را بازتولید نماید.این سه مقوله، به دلیل ارتباط مستقیم با تفکر، احساس، هیجان و منش و عادات رفتاری مثلث ساخت فرهنگ یک جامعه به شمار می روند.

در همین مسیر نیز حمایت مالی انجام صورت می گیرد و هزینه های کلانی جابجا می شود.تورنمت های مختلفی با هزینه های نجومی برگزار می شود و جوایز بسیار هنگفتی برای مراحل مختلف شرکت در این تورنمنت پیش بینی شده و حتی تنیه های مالی از طرف سازمان های جهانی مختص آن رشته یا هنر یا مهارت برای کشورهای خاطی در نظر گرفته می شود.

اگر بخواهیم از یک نگاه  و در یک جمله تمام اتفاقات ورزشی و مسابقات علمی و المپیکی که چندمیلیارد انسان را با رسانه های پیشرفته توانسته است متوجه و درگیر خود نماید، تحلیل نماییم باید گفت که تمام این ها بازی باتولید فرهنگ توسعه و در خدمت غرب است. به اصطلاح می توان گفت که بازی در زمین حریف است و چه گل بزنی و چه گل خوری، برنده اوست و در این میان جهت گرم کردن این بازی و حفظ هیجان مسابقه، ثمن ناچیزی هم گیر شرکت کنندگان خواهد آمد و تماشاگران چندصد میلیونی هم مسحور این معامله حرفه ای شده و فقط لذت می برند و براحتی و بدون درد، هزینه این لذت را هم می پردازند و دست سازندگان برنامه ها را هم می بوسند.

 

فوتبال، بازی یا یک ابزار سلطه

هژمونی یعنی این که غرب توانسته در بستر فوتبال و جام جهانی و المپیک و تورنمنت های مختلف سالانه، سلطه ای رضایتمندانه و از جیب خود مردم دنیا بر آن ها ایجاد نماید که حتی قدرت تفکر و تامل در این باره را از آن ها سلب نماید.بهترین روشی که برای سرکوب یک جامعه و فرهنگ به کار برده می شود، سرکوب فکری و عاطفی است.

به قدری غلظت عاطفی و هیجانی پروژه های ورزشی و هنری و... را بالا می برند که فکر و اقتصاد و فرهنگ آن جامعه را به یک غفلت تاریخی وادار می کنند و این خیلی اتفاق بزرگی است که چطور می توان جیب یک ملت را خالی کرد و فکر و هویت و تاریخ و مقاومت و ایستادگی اش را به قدری کم رنگ نمود که در لحظه های حساس از آن ها بهره برداری نمود.

دیالکتیک بین عامل و ساختار در ورزش خیلی سریع و عمیق رخ می دهد و مقاومت از ناحیه هیچکدام از طرفین رخ نمی دهد ولی در نهایت این ساختار است که برنده این رفت و برگشت بوده و بنوعی مقاوم تر از قبل می شود.

آری فقط با بازی و مسابقه می توان جدیت را از یک جامعه گرفت. فقط از طریق بازی می توان برخی گفتمان ها را جهانی کرد و برخی ساختارها را جهانی نمود. چون دیگر مقاومتی را در پی نخواهد داشت و همه خواهند گفت که بازی است و زیاد جدی نگیرید و سیاست را به بازی راه ندهید و خلط مبحث ننماید.

شاید اتفاقاتی که در ورزش ما می افتد برای خیلی ها عجیب و برای خیلی ها طبیعی و برای برخی نیز بی تفاوتی را به همراه داشته باشد اما اگر موشکافانه و از جنبه ای فرهنگی تاریخی و تمدنی به قضیه نگاه کنیم، این اتفاقات را بعنوان پدیده هایی نوظهور خواهیم یافت که از برهه ای خاص بطور خیلی سیستماتیک وارد فرهنگ ما شده اند و بنوعی در تعارض با فرهنگ ما هم قرار گرفته و آن را به چالش کشیده اند اما چون فقط بازی و مسابقه بوده، هیچ مقاومتی صورت نگرفته و به راحتی سنگرها را درنوردیده و شهدایی را هم از ما گرفته و بسیاری را هم آلوده نموده است.

 

بیماری و فساد، میوه مدیریت منفعل

اختلاس و شرط بندی و کتک و کاری و توهین از طرفی، بیزینسمن شدن عده ای هم که بیت المال را تاراج می کنن تا مربی یا بازیکنی را که در مملکت خودش هم دست چندم محسوب می شود با کلی ناز و افاده و ناهنجاری که در پی دارد از طرفی و در انتها نیز لژیونرهایی که تا پا را از مملکت خود فراتر می گذارند حس از قفس پریدگی وبری و از جاکندگی گیدنزی را به جامعه منتقل می کنند و سبک و استایل رفتاری شان زمین تا زیرزمین متحول می شود، همه و همه نشان از بیماری در ساختارهای ورزشی ما دارد.

این که ورودی های فرهنگی جامعه را هوشمندانه ارزیابی نکردیم و پروژه بومی سازی زبان و ورزش و مسابقات و ساختارهای خرد و کلان فرهنگی را براحتی و باتغییر هرمدیری رها کردیم و هیچ پردازشی بر ورودی های جامعه مان نداشتیم، یاد جمله معروفی می افتم که چون باد بکاریم لاجرم طوفان درو می کنیم.

ورزش و دانش و هنر ما جولانگاه ساختارها و نهادهای لیبرالی شده که مدیرانش نیز کمترین اطلاع یا دغدغه نسبت به موقعیت فرهنگی خودی داشته و هم و غم خود را معطوف واردات بی پردازش عناصر و ساختارها و عادات غیرخودی می نمایند تا فقط از قافله غرب زدگان و مدیران دگراندیش عقب نمانند و کاری با پیامدها و لوازم دوران بعد از مدیریت خود ندارند و این می شود که ما شاهد فرهنگی منفعل و بیمار درعرصه های مختلف آموزشی و تربیتی و در استادیوم های ورزشی و پشت صحنه های رانتی ـ مدیریتی آلوده تر می شویم و فقط می نالیم که چرا هنوز درگیر فساداقتصادی و بیماری اخلاقی در صحنه فرهنگ جامعه هستیم.

فارغ از اینکه این بیماری و فساد میوه مدیریت منفعل در برابر مدیریت فعال عرصه جهانی است که بدون آسیب شناسی و بی کم و کاستی در کشور کپی شده و در حال اجرا است و بجای صیانت و اعتلای فرهنگی، برخلاف جهت در حال بازتولید فرهنگ بیگانه می باشد و چالش ها و تعارض های جدی را به جامعه تحمیل می کند.

باید صراحتا گفت که ما بشدت موافق ورزش و هنر و دانش هستیم و مسیر بازتولید فرهنگی را در گرو این سه زمینه در بستر رسانه می دانیم اما دانش و هنر و ورزشی که تولید یا فرآوری فرهنگ خودمان باشد و هویت جوان ایرانی مسلمان را بازتاب دهد و تختی و پوریای ولی و حیدریان بسازد نه نیمار و مسی و دخه آ ...!/702/241/ح

 

علیرضا محمدلو

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۳۱ / ۰۶ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۵:۲۹:۴۸
طلوع افتاب
۰۶:۵۴:۰۸
اذان ظهر
۱۲:۵۹:۵۱
غروب آفتاب
۱۹:۰۳:۴۸
اذان مغرب
۱۹:۲۰:۳۹