vasael.ir

کد خبر: ۱۳۲۱۷
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۶ - 11 May 2019
کارشناس سواد رسانه مطرح کرد؛

سواد رسانه‌؛ راهبرد مقابله با لشکر روانشناسان سایبری

وسائل ـ مدرس و پژوهشگر سواد رسانه‌ای گفت: وقتی برای تماشا و سرگرمی با رسانه‌ای مرتبط می‌شویم در واقع گارد و حفاظی نداریم و صرفا آمده ایم تا وقت بگذرانیم. کافی است قبل از ورود به تعامل با هر رسانه ای، هر بار از خود بپرسیم دنبال چه می‌گردم؟! اهمیت این رویکرد به جنس و ذات رسانه‌های مختلف برمی گردد که با هایپرلینک‌ها و تبلیغات و ... سعی در نگه داشتن مخاطبان خود در پای رسانه‌ها دارند و با بهره گیری از لشکر روانشناسان سایبری می‌توانند مخاطبان‌شان را معتاد خود کنند و با لایک، کامنت و ریتوئیت و ... حس خوب سرخوشی را در آن‌ها زنده کنند!

به گزارش خبرنگار وسائل، آموزش سواد رسانه به شهروندان در عصر جهانی شدن، مفهومی کلی است که به مطالعات رسانه ای، فرهنگی، اجتماعی، تاريخی، سياسی و تکنولوژيکی وابسته است و می توان آن را به آموزش شيوه های بهتر زندگی کردن در عصر اطلاعات و ارتباطات که به طور خاص در يک جامعه و به طور عام در جامعه جهانی اطلاق کرد.

 

ضرورت بحث سواد رسانه‌ای

سواد رسانه ای رويکردی آموزشی در قرن بيست و يکم محسوب می گردد. چراکه سواد رسانه ای درکی را از نقش رسانه در اجتماع شکل می دهد و کسب مهارت های ضروری تحقيق و بيان عقايد شخصی را برای شهروندان در عصر جهانی شدن ضروری می داند. در همین رابطه گفت و گویی ترتیب دادیم با حجت الاسلام حمید برزگار مدرس و پژوهشگر سواد رسانه ای که حدود ۱۰ سال در  حوزه رسانه و سبک زندگی، مشغول تحقیق، تدریس و فعالیت می باشند و سردبیری سایت هایی چون راسخون و رصد را در سال های گذشته برعهده داشته اند.

 

وسائل ـ به عنوان سوال اول، به نظر شما سواد رسانه ای واقعا یکی از نیازهای شهروندان قرن ۲۱ می باشد یا بیشتر نوعی کاری تبلیغاتی و تجاری محسوب می شود که قرار است مراکزی خاص از محل اهمیت یافتن آن درآمد زایی کنند؟

در پاسخ به سوال شما باید بگویم سواد رسانه ای یک سواد تزیینی و لاکچری نیست و با توجه به جامعه اطلاعاتی که به تعبیر آلوین تافلر در آن زیست جمعی داریم این سواد می تواند منجر به مصون سازی و همچنین پیشرفت انسان جدید در عصر داده ها شود.

برای تصور میزان بالای داده های تولید شده توسط رسانه های مختلف می توان از مثال های مختلفی بهره جست، به عنوان مثال گفته می شود که در سال 2016، هر روز،  چهل و چهار میلیارد گیگا بایت اطلاعات تولید شده است که پیش بینی می شود در سال 2025، به 463 میلیارد در هر روز برسد! همچنین آمار نشان می دهد 90 درصد اطلاعات موجود بر روی وب از سال 2016 به بعد تولید شده است!

با این وضعیت ما نیاز به مهارت های مختلفی داریم تا بتوانیم به دسته بندی و تحلیل و نیز اتخاذ رژیم مصرف رسانه ای متناسب با ارزش ها، افکار و شخصیت خود دست یابیم. سواد رسانه ای و تفکر نقاد در واقع متکفل نهادینه سازی چنین مهارت هایی هستند. تاکید فراوان در آموزه های دینی بر زیست عاقلانه و حتی حرمت هر آنچه منجر به زوال عقل گردد در واقع به زبانی دیگر تاکید بر تقویت تفکر و عقلانیت در برابر مسکرات رسانه ای می باشد.

گاه رسانه ها با اذهان مخاطبان منفعل خود کاری می کنند که شراب و مواد مخدر با مشروب خواران و معتادان نمی کنند! میزان اثرگذاری رسانه ها را در ادبیات دینی نیز می توان مشاهده کرد، آن جا که امام جواد علیه السلام می فرمایند: هر كس به سخن سخنرانى گوش دهد، او را پرستش كرده است. پس اگر او از خدا سخن بگويد خدا را پرستيده است، و اگر از زبان ابليس سخن بگويد ابليس را عبادت كرده است.(«تحف‌العقول، ص۴۵۶- بحارالأنوار،ج۲، ص۹۴؛ الحياة،ج‏۲، ص۴۶۳»)

البته بحث سود جویی در همه جا مطرح می شود و لاجرم مراکزی در سطح جهانی هستند که از این نیاز و عطش افراد برای مصون سازی خود در برابر انفجار اطلاعاتی نهایت سوء استفاده را می برند و به شیوه هایی غیر عالمانه و غیر فنی مخاطبان را سردرگم تر می کنند.

 

وسائل ـ مهمترین تغییرات زندگی روزمره مردم در سایه رسانه ای شدن چیست؟

عصر جدید عصر سرعت و تعدد گزینه ها هم هست. به لحاظی زندگی سرعت گرفته است و حس عقب ماندن از قافله، حس شلوغی و حواس پرتی، حس گاه چقدر زود، دیر می شود را می توان در اغلب افراد جامعه ردیابی کرد. انیمیشن ها و بازی ها هم همین خط را دنبال می کنند البته به اضافه خط خشونت و شهوت!

سرعت قبلا مولفه زندگی بشر نبود و نوعی آرامش همراه با تامل چاشنی زندگی ها بوده است اما امروزه حتی نوع شهرسازی ها و ساختمان سازی ها نیز القای سرعت و عجله می کنند و خلوت ها تبدیل به جلوت شده و لاجرم تامل و تفکر عمیق جایی برای جولان ندارد.

از طرفی به هر موردی که مراجعه می کنیم شاهد تعدد گزینه ها هستیم و این موضوع به عنوانی سرویس دهی جهان مدرن به شهروندانش تلقی می شود که برای هر سلیقه ای محصولی عرضه می کند. به عنوان مثال شما اگر قصد خرید گوشی و تلویزیون یا حتی کفش و لباس دارید با تعداد گزینه هایی فراوان مواجه هستید که انتخاب‌گری را به شدت سخت و زمانبر کرده است.

این آزادی انتخاب در واقع مسئولیت آزادی را بالا برده است و افراد خود را در معرض انتخاب هایی سخت می بینند و برای فرار از مسئولیت انتخاب‌گری به راهنماها مراجعه می کنند. راهنماها می توانند افراد آگاه یا فرهنگ ها و حتی عقاید دینی باشند.

به عبارت بهتر وقتی من در برابر صد نوع لباس قرار می گیرم، عقاید دینی به من کمک می کنند که حدود سی درصد آن لباس ها را از دایره انتخابم بیرون کرده و کار انتخاب‌گری خودم را سی درصد تسهیل کنم و یا فرهنگ محیطی و شخصیت یکتای هر شخص نیز می تواند چنین کمکی کند اما باز انسان جدید به دلیل از خودبیگانگی مفرط و عدم تمرکز حواس و فکر صرفا به دنبال انتخاب گزینه هایی می رود که امیال سطحی او را ارضا می کنند و اینجاست که می بینیم که این تعدد گزینه ها به همراه تغییر روحیه و تفکر انسان جدید منجر به آسیب بیشتر او می شود نه لزوما رشد و افزایش شادکامی.

جوان مسلمانی که قصد انتخاب کانالی از کانال های رسانه ای مختلف را دارد خود به خود بخش قابل توجهی از کانال های ضد دینی یا مستهجن را از لیست انتخاب خود کنار می گذارد و کارش را برای انتخاب راحت تر می کند چراکه او می داند انتخاب برخی کانال ها در واقع نوعی جنگ با خود واقعی و هویت شخصی خودش می باشد و نباید خود را درگیر آموزه های سطحی آنها کند.

 

وسائل ـ به عنوان یک سوال راهبردی، راهکارهای مقابله با آسیب های رسانه ای را در چه مواردی می دانید؟

بیش از 60 راهکار را برای مقابله با آسیب های رسانه ای قابل طرح و بحث می دانیم اما اگر بخواهم به مهمترین آنها اشاره کنم می توانم به این موارد اشاره کنم: ۱ـ کاستن از سرعت زندگی به معنای بازگرداندن آرامش و تمرکز به ساحت زندگی های روزمره و روابط خانوادگی

به عنوان مثال:

الف ـ وقتی کودک یا همسرمان با ما حرف می زند بتوانیم بدون حواس پرتی و عجله، شنونده ای فعال و خوب برای‌شان باشیم و وارد جزییات صحبت ها و واکاوی زوایای کلامی آنها شویم تا هم ارتباط موثر و روابط بین فردی موفقی داشته باشیم هم حس اعتماد به نفس و ارزشمندی را در مخاطب خود زنده کنیم!

ب ـ در سفر و رانندگی با سرعت به قصد رسیدن به مقصد نرانیم و با آرامش از خود مسیر و همسفری با خانواده یا دوستان لذت ببریم.

ج ـ تا جای ممکن چند کار را به شکل همزمان انجام ندهیم.

د ـ برای سرعت گیرهای زندگی اهمیت قائل شویم، سرعت گیرهایی مثل مطالعه کتاب های فاخر، طبیعت گردی، عبادات، خلوت سحرها که در عصر زندگی ماشینی به قول رهبر معظم انقلاب در درس خارج اخیرشان تنها فرصت خلوت با خود و خدا می باشد!

۲ـ نهادینه سازی تفکر نقاد و آموزش و تمرین تحلیل مقابله با مغالطات و تکنیک های اقناعی که محیط پیرامونی ما را پر کرده اند. یادمان باشد که تقویت تفکر نقاد با پر کردن حافظه متفاوت است و لازم است بین حافظه و هوش و عقل تمایز قائل شویم. چه بسیار افراد با حافظه یا باهوش که توان اداره زندگی و یا یافتن راه صحیح در راستای سعادت خود را ندارند!

۳ـ انجام مباشرانه اعمال نیک به جای دورکاری به عنوان یک پروژه مشترک خانوادگی.

این روزها با چند کلیک می توان در کارهای خیری مانند صدقه دادن و ساخت مدارس در مناطق محروم و کمک به سرطانی ها کمک کرد اما بنا به توصیه های دینی و نیز در جهت تاثیر بهینه این قبیل رفتارها در سلامت روانی خودمان بهتر است خود، مستقیم و بدون واسطه در کارهای خیر سهیم شویم.

امیرالمونین(ع) در جمله قصار 257  خود می فرمایند: «اى کمیل، اهل و خانواده خود را بگوى که هنگام عصر براى کسب صفات نیکو بیرون روند و هر شامگاه در برآوردن نیاز کسانى که به خواب رفته ‏اند، بکوشند».

این دستور در واقع، پیشنهاد یک پروژه مشترک خانوادگی به شکلی مستقیم برای رفع نیاز نیازمندان می باشد و قطعا تاثیر این کار یعنی حضور خانوادگی به همراه همسر و فرزندان در منزل یک مستمند و نشستن پای درد و دل های او و نیز دستگیری از او هزاران بار بیشتر از تاثیر کمک با ستاره مربع ها و با گوشی هوشمند خواهد بود.

لازم است اشاره کنم یکی از موفق ترین راهکارهای مقابله با آسیب های رسانه ای اهمیت به پروژه های مشترک خانوادگی و بازگشت به خانواده می باشد. در تعریف پروژه مشترک خانوادگی می توان گفت هر رفتار یا عمل جمعی که اعضای خانواده با میل و رغبت خود در آن شرکت کنند. نظیر سفر و تفریح رفتن، سینما رفتن؛ مهمانی رفتن، بازی های جمعی و ...هر خانواده ای که در هر هفته کمتر از هفت یا هشت پروژه مشترک داشته باشد در معرض خطر از هم پاشیدگی می تواند قرار داشته باشد!

۴ـ به دنبال حلقه های اجتماعی واقعی و راه اندازی دهکده های کوچک باشیم.

تا می توانیم گروه های دوستان، همسایگان، همسالان، همکاران و بستگان را جدی بگیریم. با عضویت در هر یک از این حلقه ها و گروه ها می توانیم دهکده های کوچکی برای خودمان در عصر کلان شهرها و رسانه ها دست و پا کنیم.

دهکده ها خصوصیات جالبی دارند که با تقویت این حلقه ها می توانیم به برخی از این مزایا نزدیک شویم، مزایایی مثل کنترل اجتماعی روی افراد به علت عدم گمنامی، به عبارت بهتر در روستا همه همدیگر را می شناسند و امکان خطاهای اجتماعی پایین تر است بر خلاف شهر و کلان شهرها که کسی کسی را نمی شناسد و افراد بدون واهمه از آبروریزی بزهکاری می کنند.

از طرفی در روستاها برای متمایز شدن لازم نیست لباس های عجیب و غریب بپوشیم یا ماشین های آنچنانی سوار شویم. کافی است در زمینه ای استعداد خودمان را شکوفا کنیم تا همه ما را با آن خصوصیت بشناسند چراکه همه همدیگر را با جزئیات می شناسند!

دیگر وقتش رسیده که توصیه پیامبر گرامی اسلام(ص) را جدی‌تر بگیریم که می فرمایند: «کلّ اربعین داراً جیران من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله؛ تا چهل خانه از رو به رو، پشت سر، طرف راست و سمت چپ، همسایه محسوب می گردند.»

۵ـ حضور  و تعامل هدفمند و  فعالانه با رسانه های مختلف

وقتی برای تماشا و سرگرمی با رسانه ای مرتبط می شویم در واقع گارد و حفاظی نداریم و صرفا آمده ایم تا وقت بگذرانیم. کافی است قبل از ورود به تعامل با هر رسانه ای، هر بار از خود بپرسیم دنبال چه می گردم؟! اهمیت این رویکرد به جنس و ذات رسانه های مختلف برمی گردد که با هایپرلینک ها و تبلیغات و ... سعی در نگه داشتن مخاطبان خود در پای رسانه ها دارند و با بهره گیری از لشکر روانشناسان سایبری می توانند مخاطبان‌شان را معتاد خود کنند و با لایک، کامنت و ریتوئیت و ... حس خوب سرخوشی را در آنها زنده کنند!

 

وسائل ـ به عنوان یک کارشناس دینی، حضور روحانیون در عرصه سواد رسانه ای را تا چه اندازه لازم می دانید؟

به گمان بنده امروزه همه خانواده های آگاه چه مذهبی و چه غیر مذهبی همانطور که خود را به خاطر رواج سیستم های تغذیه ای نامناسب و داروهای شیمیایی و امراض جدید محتاج آموزه های طب سنتی و اسلامی می دانند، به لحاظ دربرگیری و هجوم آشکار رسانه ها به حریم خانواده ها و بحث بلوغ زودرس نوجوانان و خطرات روابط آلوده نیز خود را نیازمند سواد رسانه ای می دانند.

بدین لحاظ ورود روحانیون به بحث آموزش سواد رسانه ای مسیری است مناسب برای حفظ ارتباط با خانواده و بدنه جامعه و از طرفی جنس بحث سواد رسانه ای کاملا منطبق با ادبیات دینی می باشد و می توان با الهام و کمک از تعالیم دینی به شکلی موثرتر و عمیق تر به ترویج این سواد ضروری در بین خانواه ها پرداخت.

بدیهی است اگر از سمت ما روحانیون در امر تحقیق و تدریس و ترویج این سواد نوین کوتاهی صورت گیرد، شالوده های معرفتی آن توسط افرادی که از تفقه دینی برخوردار نیستند بسته شده و لاجرم باید در زمین بازی دیگران نقش آفرینی کنیم.

به راستی اگر مقصد ما مبلغان دین، امر مبارک هدایتگری می باشد باید در مقابل پدیده «چندمرجعیتی شدن» افراد جامعه عقب ننشست و به عنوان یکی از مرجعیت ها و منابع معرفت بخش موثر و جذاب در صحنه ماند تا منابع فکری دیگر نتوانند عطش هدایت خواهی مردم را از راه هایی ناصواب یا ناقص و اشتباه برآورده سازند.

یادمان باشد که مخاطبان ما منتظر حرکت ما نخواهند ماند و آنچه نقد است را جذب و دریافت خواهند کرد. اگر اندکی آینده پژوهانه نگاه کنیم و آینده نه چندان دور را که توسط واقعیت افزوده و واقعیت های مجازی و اینترنت اشیا و پرینترهای سه بعدی و اینترنت های نسل هفت و هشت و عدم امکان محدودسازی و ... در نظر بگیریم می توانیم به میزان عقب ماندگی خود از قافله تغییرات مدرن پی برده و تا دیر نشده دست به کار شویم ...

 

تولید محتوای ویژه فضای مجازی و جای خالی مبلغان دینی

از طرفی یکی از خلاهای موجود در فضای مجازی فقر محتوای متناسب با فضای مجازی می باشد و این غیر از مطالب دایرة المعارفی و منابع غنی دینی موجود در بستر وب می باشد. به عبارت بهتر اینجا سخن از این نیست که چگونه می توان از فضای مجازی در امر تعلیم و تحقیق کمک گرفت بلکه سخن در توان تولید محتواهایی متناسب با قالب های فضای مجازی و رسانه های تصویری و صوتی و ... می باشد.

اینجا سخن از خام فروشی نیست و الا آنچه در اینترنت فراوان یافت می شود متن های تایپ شده هزاران کتاب مفید می باشد و ما خود نیز گاها مسیر را اشتباه رفته و تایپ مطالبی خوب از کتب مختلف را با تولید محتوای فضای مجازی اشتباه می گیریم.

محتوای ویژه رسانه های مختلف می بایست برای همان قالب و به همراه خصوصیاتی جذاب و با رعایت نوع مخاطبان بازنویسی شود و چهار S معروف در آن رعایت شوند یعنی: Short اختصار، Sweet جذابیت، Simple سادگی، Soon سرعت؛ و این دقیقا از عهده ما مبلغان دینی بر می آید که همیشه با مردم و جوانان در ارتباط بوده ایم و با مذاق و سلیقه آنها آشنایی خوبی داریم و آگاهی قابل قبولی به معارف دینی داریم.

 

در سواد رسانه‌ای دنبال معرفت گزاره‌ای نباشیم

وسائل ـ به لحاظ تحلیل محتوایی، جنس سواد رسانه ای را دانش نظری مانند فلسفه و کلام می دانید یا عملی مانند فقه و اخلاق؟!

در آموختن و آموزاندن سواد رسانه ای همیشه منتظر یاد گرفتن یا یاد دادن گزاره هایی معرفت بخش و قابل یادداشت برداری نباید باشیم. چراکه این سواد در واقع قرار است به نوعی مهارت و صفت درونی تبدیل شود. لذا ممکن است بعد از ساعت ها مباحثه، تدریس و تعلیم به اندازه نصف کلاس های دیگر در موضوعات غیر سواد رسانه، یادداشت نداشته باشیم! این امر نباید ما را نگران این مساله کند که گویی در حال یاد گرفتن چیزی نیستیم.

اشکال البته از اینجا ناشی می شود که در کشور ما مهارت ها آنچنان که دانش ها مورد احترام اند، مورد نگاه تحسین برانگیز نیستند لذا یک دانشجوی کارشناسی معماری غالبا جایگاهی بالاتر از یک معمار درجه یک تجربی دارد. این در حالی است که در برخی کشورها مهارت ها هم مورد ارزیابی قرار گرفته و مورد تکریم و  حتی  اعتبار علمی قرار می گیرند.

حال در جریان یادگیری سواد رسانه ای ما به غیر از اینکه نکات جدیدی را یاد می گیریم و آگاهی ما به برخی موضوعات زیادتر و عمیق تر می شود، در عین حال مهارت هایی را یاد می گیریم که به جای اینکه لزوما مجموعه ای از گزاره ها باشند، بیشتر از جنس قوه، توانایی، ملکه و عادت هستند.

 

وسائل ـ به عنوان سوال نهایی، چرا در بخشی از مردم ما نسبت به آموزش سواد رسانه ای مقاومت دیده می شود؟ آیا به دلیل سخت بودن آن می باشد یا مسائل دیگری مطرح است؟

یکی از مشکلات آموزش سواد رسانه ای گارد و مقاومت برخی مخاطبان نسبت به این موضوع است چراکه در سواد رسانه برخلاف بسیاری از علوم و مهارت های دیگر ما در مورد چیزهایی صحبت می کنیم که همه با آنها سروکار داریم و طبیعتا اطلاعات زیادی هم در موردش اندوخته ایم و حال قرار است در یک دوره آموزشی در مورد چیزهایی که دائما دم دست‌مان هستند یعنی گوشی ها و تلوزیون ها و ... نکات یا مهارت های جدیدی بیاموزیم که طبیعتا کار سخت تری است نسبت به زمانی که مثلا قرار است نکاتی راجع به ساختمان قرنیه چشم یاد بگیریم!

اگر در کنار این خصیصه، روحیه همه چیزدانی برخی ها را در کنارش ضمیمه کنیم متوجه خواهیم شد که در آموزش سواد رسانه ای چه کار سختی پیش رو داریم و به احتمال بالا شما هم مثل بنده شاهد جملاتی این شکلی خواهید بود که، «نکات خوبی فرمودین ولی خب اینارو از قبل می دونستیم و ای کاش مطالب جدیدی عرضه می شد!»

در پاسخ باید گفت کسانی که چنین اظهار نظرهایی می کنند؛ یا همه چیز دان هستند در واقع یا توهم همه چیزدانی دارند، یا دچار مغالطه اجمال و تفصیل شده اند، یا مهارت را مهم نمی دانند و دنبال گزاره های معرفتی بوده اند، یا انتظار اجرای برنامه ای هیجان انگیز و در سبک عصر جدید و «گات تلنت» داشته اند که شما حرف هایی بزنید یا فیلم هایی پخش کنید که باعث تعجب و هیجان مخاطبان شود و یا شما واقعا نتوانسته اید کلاس خوبی برگزار کنید!

ولی بیشتر مخاطبان شما به احتمال بالا دچار مغالطه اجمال و تفصیل شده اند یعنی واقعا مطالبی را که شما گفته اید می دانستند اما به گونه اجمال و ابهام نه تفصیل و واضح. مثلا همه می دانند که هالیوود در فیلم هایش خط و خطوطی را دنبال می کند و صرفا به دنبال سرگرم کردن مخاطب نیست اما در مورد اینکه دقیقا چه خط و خطوطی را دنبال می کند یا در چه فیلم هایی چنین رویکردی داشته یا جواب این خط و خطوط چیست، اطلاعات زیادی ندارند و نوعی خود عالم پنداری دارند!

به نظر می رسد روحیه متواضعانه طلاب و فضلای حوزوی در کنار  اشاره های هوشمندانه به تاکید فراوان متون دینی به امر تعلیم و یاد گرفتن می تواند هر چه بیشتر باعث شکسته تر شدن مقاومت منفی در برابر یادگیری این سواد نوین باشد.

 

وسائل ـ با تشکر از فرصتی که در اختیار پایگاه وسائل قرار دادید./402/241/ح

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۸ / ۰۵ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۸:۳۳
طلوع افتاب
۰۶:۲۹:۳۹
اذان ظهر
۱۳:۱۰:۴۳
غروب آفتاب
۱۹:۵۰:۰۲
اذان مغرب
۲۰:۰۷:۴۰