vasael.ir

کد خبر: ۱۳۱۸۶
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۳۸ - 07 May 2019
حجت الاسلام والمسلمین ارسطا / ۷۳

فقه القضا | استدلال محقق حلی بر «عدم نفوذ قضاء ولد بر علیه والد»

وسائل ـ حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در تبیین استدلال علامه حلی بر «من لایقبل شهادته لاینفذ حکمه» اظهار داشت: به اعتقاد مرحوم محقق حلی، قضاوت ولد بر علیه والد مصداق عقوق است، زیرا اگر فرزندی بر علیه پدرش قضاوت کند، در واقع اظهارات او را دروغ می‌داند و این کار مصداق عقوق است.
به گزارش خبرنگار وسائل، حجت الاسلام والمسلمین محمدفقه القضا | استدلال محقق حلی بر «عدم نفوذ قضاء ولد بر علیه والد» جواد ارسطا در هفتاد و سومین جلسه درس خارج فقه القضا به بررسی و نقد استدلال محقق حلی بر «عدم نفوذ قضاء ولد بر علیه والد» پرداخت.

وی ابتدا استدلال مرحوم حلی را بیان کرد و اظهار داشت: به اعتقاد مرحوم محقق حلی، قضاوت ولد بر علیه والد مصداق عقوق است، زیرا اگر فرزندی بر علیه پدرش قضاوت کند، در واقع اظهارات او را دروغ می‌داند و این کار مصداق عقوق است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نقد این استدلال گفت: به نظر می‌رسد که اگر ایذاء مطابق موازین حقانی باشد، مصداق عقوق تلقی نشود؛ به عنوان مثال، اگر شخصی واجبات خود را انجام دهد و پدرش از این کار اذیت شود، انجام واجب عقوق محسوب نمی‌شود.

وی افزود: علاوه بر این، استدلال مذکور لازمه فاسدی دارد و آن این است که با پذیرش این استدلال، باید بپذیریم که قضاء ولد بر علیه مادر نیز مصداق عقوق است و ازاین‌رو، ولد بر علیه والده نیز نباید قضاوت کند و حال آن که احدی از فق‌ها چنین چیزی را نپذیرفته است.

استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه مصداق دوم «من لاتقبل الشهاده لا ینفذ حکمه» مطرح کرده و بیان داشت: به اعتقاد شهید ثانی، وجه عدم قبول شهادت خصم علی خصمه این است که در این شهادت، مشهود علیه ناراحت می‌شود و شاهد، چون خصم است، از ناراحت شدن دشمنش خوشحال می‌شود؛ و این امر، مقتضی فسق است، زیرا فرض بر این است که مشهود علیه مومن است، ولو گناه کار باشد. از عبارات شهید ثانی چنین برداشت می‌شود که این سرور، مصداق گناه صغیره است.

حجت الاسلام والمسلمین ارسطا اضافه کرد: مرحوم سید علی طباطبایی صاحب «ریاض المسائل» از این جلوتر رفته و تصریح کرده است که اگر این عداوت تحقق پیدا کند، باعث تحقق حسد خواهد شد؛ و حسد جزء گناهان کبیره است و به همین خاطر، صاحب ریاض بر شهید ثانی اشکال کرده که چرا این فسق را جزء صغائر حساب کرده است در حالی که خود ایشان، در کتاب مسالک پذیرفته که حسد، گناه کبیره است.

استاد درس خارج حوزه علمیه در نقد استدلال شهید ثانی اظهار داشت: نمی‌توان پذیرفت که عداوت بر علیه دیگری مطلقا گناه باشد؛ زیرا اینکه انسان از ناراحتی دیگری خوشحال شود و یا بر عکس، در وهله اول امری غیر اختیاری است و بر افعال غیر اختیاری نهی تعلق نمی‌گرد.
 

خلاصه درس جلسه گذشته

حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در جلسه گذشته به بررسی و نقد استدلال چهارم بر «من لایقبل شهادته لاینفذ حکمه» پرداخت.

وی در ابتدا استدلال چهارم را تبیین کرد و گفت: بر اساس این استدلال، در مواردی که شهادت یک نفر بر علیه دیگری پذیرفته نمی‌شود، اگر قضاوت او نیز پذیرفته نشود به این دلیل است که قضاوت در چنین مواردی خلاف معروف است.

استاد درس خارج حوزه علمیه این استدلال را مردود دانست و گفت: قضاء بر علیه پدر در مواردی که بر اساس موازین اسلامی و شرعی و حقانی باشد، نه تنها خلاف معروف نیست بلکه مطابق معروف است. معروف آن چیزی است که موافق با شریعت و یا حق باشد؛ و عقلاء، قضاوت فرزند بر علیه پدر را در صورتی که مطابق موازین حقانی باشد، معروف می‌دانند.

وی افزود: در واقع، فرزند با این کار پدر را از تبعاتی که عمل ناصوابش داشته است، نجات می‌دهد؛ این امر کاملا معروف است، گرچه پدر در آن لحظه ناراحت شود. ناراحتی پدر در این موارد از باب جهالت است.

حجت الاسلام والمسلمین ارسطا در پایان اشکال دوم این استدلال مطرح کرده و اذعان داشت: با قبول این استدلال نسبت به پدر، باید این استدلال را نسبت به مادر نیز پذیرفت؛ زیرا ضمیری که در آیه ۱۵ از سوره مبارکه لقمان وجود دارد، مونث است. در نتیجه باید استدلال در مورد مادر نیز وارد باشد یعنی شهادت و قضاوت بر علیه مادر نیز مقبول نباشد؛ و حال آن که، هیچ یک از فق‌ها این حرف را نپذیرفته است.
 

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح مطالب مطرح شده در این جلسه است:
 
استدلال محقق حلی بر «عدم نفوذ قضاء ولد بر علیه والد»

بحث در «من لایقبل شهادته لاینفذ حکمه» است. در خصوص «شهاده الولد علی والده»، دو استدلال را مورد بررسی قرار دادیم. دلیل سومی که مطرح شده، این است که: «قضاء الولد علی الوالد مصداق للعقوق». بنا بر این استدلال، قضاوت ولد بر علیه والد مصداق عقوق است، زیرا اگر فرزندی بر علیه پدرش قضاوت کند، در واقع اظهارات او را دروغ می‌داند و این کار مصداق عقوق است؛ و عقوق یعنی کاری که موجب نارضایتی والدین است، حرام است.

این استدلال را علامه حلی در کتاب مختلف الشیعه، جلد ۸، صفحه ۴۹۴ ذکر کرده است؛ «وقال السید المرتضى: مما انفردت به الإمامیة فی هذه الأعصار وإن روی لها وفاق قدیم القول: بجواز شهادة ذوی الأرحام والقرابات بعضهم لبعض إذا کانوا عدولا من غیر استثناء لأحد، إلا ما یذهب إلیه بعض أصحابنا معتمدا على خبر یرویه من أنه: لا یجوز شهادة الولد على الوالد وإن جازت شهادته له. وهذا الکلام یشعر بقبول شهادة الولد على الوالد لا تصریحا. ونقل ابن إدریس عنه القبول، ولم أقف لابن الجنید، ولا لابن أبی عقیل على شئ فی ذلک بالنصوصیة.

والوجه عندی الأول. لنا: قوله تعالى: (وصاحبهما فی الدنیا معروفا) ولیس من المعروف الشهادة علیه والرد لقوله وإظهار تکذیبه، فیکون ارتکاب ذلک معصیة، فلا تکون الشهادة مقبولة. ولأنه نوع عقوق. ولأن أکثر علمائنا على ذلک فیکون العمل به أرجح».
 

بررسی و نقد استدلال محقق حلی

به نظر می‌رسد که اگر ایذاء مطابق موازین حقانی باشد، مصداق عقوق تلقی نشود؛ به عنوان مثال، اگر شخصی واجبات خود را انجام دهد و پدرش از این کار اذیت شود، انجام واجب عقوق محسوب نمی‌شود.

آیه ۱۳۵ سوره مبارکه نساء بر همین امر دلالت می‌کند؛ جایی که خداوند متعال فرمودند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! کاملاً قیام به عدالت کنید! برای خدا شهادت دهید، اگر چه این گواهی به زیان خود شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما بوده باشد! چرا که اگر آن‌ها غنیّ یا فقیر باشند، خداوند سزاوارتر است که از آنان حمایت کند. بنابراین، از هوی و هوس پیروی نکنید؛ که از حق، منحرف خواهید شد! و اگر حق را تحریف کنید، و یا از اظهار آن، اعراض نمایید، خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است».

بنابراین، قضاء ولد بر علیه والد عقوق شمرده نمی‌شود. یا به این نحو که بر اساس آیه شریفه، نظیر چنین کاری مصداقا عقوق نیست؛ یعنی بر اساس آیه شریفه، خداوند متعال اذیتی را عقوق محسوب کرده که بر خلاف حق باشد؛ و یا این که قضاء ولد بر علیه والد حکما مصداقا عقوق نیست. یعنی ولو آنکه بگوییم عقوق، هم اذیت حقانی را شامل می‌شود و هم اذیت به حق را، منتهی عقوقی که محرم شمرده است، اذیت بر خلاف حق است و اذیت حقانی.

علاوه بر این، استدلال مذکور لازمه فاسدی دارد و آن این است که با پذیرش این استدلال، باید بپذیریم که قضاء ولد بر علیه مادر نیز مصداق عقوق است و ازاین‌رو، ولد بر علیه والده نیز نباید قضاوت کند و حال آن که احدی از فق‌ها چنین چیزی را نپذیرفته است.
 

قضاوت دشمن بر علیه دشمن

مصداق دومی که مرحوم امام برای «من لا یقبل شهادته لا ینفذ حکمه» بیان کرده، قضاوت دشمن بر علیه دشمن است. «مسألة ۷: قیل من لا یقبل شهادته لشخص أو علیه لا ینفذ حکمه کذلک کشهادة الولد على والده والخصم على خصمه، والأقوى نفوذه وإن قلنا بعدم قبول شهادته».

مرحوم شهید ثانی در کتاب مسالک الافهام، جلد ۱۴، صفحه ۹۳ در عدم نفوذ قضاوت دشمن بر علیه دشمن وجهی را بیان کرده که مورد قبول برخی از فق‌ها نظیر مرحوم سبزواری صاحب کتاب «کفایه الاحکام» و مرحوم محقق اردبیلی صاحب کتاب «مجمع الفائده و البرهان» از فق‌های غیر معاصر و نظیر آیت الله مقتدایی در «شرح تحریر الوسیله» قرار گرفته است.

به اعتقاد شهید ثانی، وجه عدم قبول شهادت خصم علی خصمه این است که در این شهادت، مشهود علیه ناراحت می‌شود و شاهد، چون خصم است، از ناراحت شدن دشمنش خوشحال می‌شود؛ و این امر، مقتضی فسق است، زیرا فرض بر این است که مشهود علیه مومن است، ولو گناه کار باشد.

«الثانیة: العداوة الدینیّة لا تمنع القبول، فإن المسلم تقبل شهادته على الکافر. أما الدنیویّة فإن‌ها تمنع، سواء تضمّنت فسقا أو لم تتضمّن؛ و تتحقّق العداوة، بأن یعلم من حال أحدهما السرور بمساءة الآخر، و المساءة بسروره، أو یقع بینهما تقاذف».

«و لا یخفى أن الفرح بمساءة المؤمن و الحزن بمسرّته معصیة، فإن کانت العداوة من هذه الجهة و أصرّ على ذلک فهو فسق؛ و ظهور الفسق مع التقاذف أوضح. فالجمع بین العداوة و قبول الشهادة لا یخلو من إشکال، إلا أن یفسّر الإصرار بالإکثار من الصغائر، لا بالاستمرار على واحدة مخصوصة».

مرحوم محقق اردبیلی نیز در کتاب «مجمع الفائده و البرهان»، جلد ۱۲، صفحه ۳۹۰ این نظر را پذیرفته است. همینطور، مرحوم سبزواری در کتاب «کفایه الاحکام»، صفحه ۲۸۲ نیز بدین اعتقاد است. خلاصه آنکه، وجه عدم قبول شهادت دشمن بر علیه دشمن، فسق است. اگر فردی به واسطه ناراحتی مومنی خوشحال شود، مرتکب معصیت شده و این امر، موجب فسق وی می‌شود.

حال، وقتی شهادت دشمن به دلیل فسق و فقدان عدالت پذیرفته نمی‌شود، قضاوت او نیز به دلیل فقدان عدالت پذیرفته نمی‌شود. سوال: سرور شخصی به خاطر ناراحتی مومن، مصداق گناه کبیره است یا صغیره؟ از عبارات شهید ثانی چنین برداشت می‌شود که این سرور، مصداق گناه صغیره است.

مرحوم سید علی طباطبایی صاحب «ریاض المسائل» از این جلو‌تر رفته و تصریح کرده است که اگر این عداوت تحقق پیدا کند، باعث تحقق حسد خواهد شد؛ و حسد یعنی آرزوی زائل شدن نعمت از محسود است. حسد جزء گناهان کبیره است و به همین خاطر، صاحب ریاض بر شهید ثانی اشکال کرده که چرا این فسق را جزء صغائر حساب کرده است در حالی که خود ایشان، در کتاب مسالک پذیرفته که حسد، گناه کبیره است.

«وظاهر عبارته هذه وما ذکره فی وجه الإشکال جزمه بکون عداوة المؤمن من الصغائر لا الکبائر؛ و فیه إشکال، فإن العدو کما فسره الأصحاب هنا ودل علیه العرف واللغة أیضا هو الذی یسر و یفرح بالمساءة والمکروهات الواردة على صاحبه و یساء و یغتم بالمسرة و النعم الحاصلة له و زاد جملة منهم و منهم هو فی الکتاب المتقدم أن یبلغ حدا یتمنى زوال نعمه. وهو حینئذ عین المبغض والحاسد، کما یستفاد من تعریفه لهما فی الکتاب المزبور.

حیث قال: بعد قول الماتن والحسد معصیة وکذا بغضه المؤمن، والتظاهر بذلک قادح فی العدالة ما لفظه: والمراد بالحسد کراهة النعمة على المحسود وتمنی زوال‌ها عنه، سواء وصلت إلى الحاسد، أم لا، وببغضه کراهته واستثقاله لا بسبب دینی، إلى آخر ما ذکره».
 

نقد و بررسی استدلال شهید ثانی‌

نمی‌توان پذیرفت که عداوت بر علیه دیگری مطلقا گناه باشد؛ زیرا اینکه انسان از ناراحتی دیگری خوشحال شود و یا بر عکس، در وهله اول امری غیر اختیاری است و بر افعال غیر اختیاری نهی تعلق نمی‌گرد.

آری، اگر شخصی این خوشحالی را اظهار کند، اظهار حرام است؛ بلکه بالاتر، اگر به این سرور با افعال اختیاری استمرار ببخشد، مرتکب گناه شده است. آخرین امری که در حدیث رفع بدان پرداخته می‌شود، این است: «و الحسد ما لم یظهر بلسان او ید؛ مادامی که حسد با اختیار ظاهر نشود، اشکالی ندارد».

اشکال: اگر حسدی که در حدیث رفع آمده است، غیر اختیاری باشد، رفع آن امتنانی نخواهد بود. پاسخ: باید گفت: حسد در حدیث رفع، مرحله بالاتری از ایجاد حسد را نیز شامل می‌شود؛ یعنی، گاهی حسد غیر اختیاری ایجاد می‌شود، منتهی شخص آن را اختیارا در دل نگه می‌دارد؛ در اینجا خداوند متعال بر ما منتی گذاشته و مادامی که آن را اظهار نکنیم، گناهی بر ما لحاظ نمی‌کند./904/241/ح
 
 
مقرر: مجتبی گهرگزی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۰۳ / ۰۳ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۱۷:۱۲
طلوع افتاب
۰۵:۵۸:۰۸
اذان ظهر
۱۳:۰۳:۵۰
غروب آفتاب
۲۰:۰۸:۴۲
اذان مغرب
۲۰:۲۷:۴۴