vasael.ir

کد خبر: ۱۲۸۶۱
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۷ - 06 March 2019
در نشست «عدالت فرهنگی» مطرح شد؛ / ۲

زندگی شهری؛ زمینه‌سازی برای نابرابری اجتماعی

وسائل ـ دکتر فاضلی با تأکید بر اینکه هر اندازه از جامعه عشایری به طرف جامعه روستایی، شهری و کلان شهری پیش می‌رویم، سازوکارهای تولید نابرابری هم، گسترش پیدا می‌کند، گفت: جایگاه شهر به عنوان بزرگ‌ترین سازه فرهنگ مهم است؛ وقتی از فرهنگ صحبت می‌کنیم باید شیوه زندگی را در نظر بگیریم.

به گزارش خبرنگار وسائل، کرسی آزاد اندیشی و نشست علمی ترویجیزندگی شهری؛ زمینه‌سازی برای نابرابری اجتماعی با موضوع «عدالت فرهنگی» و با حضور نظریه پردازان این عرصه، حجت الاسلام دکتر پیروزمند و دکتر نعمت الله فاضلی و روز پنجشنبه نهم اسفند 1397 با همت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد؛ احمد اولیایی دبیر علمی این نشست بود.

بخش نخست گزارش این نشست پیش‌تر منتشر شد؛ آنچه در ادامه می‌خوانید بخش دوم مطالب ارائه شده از سوی دکتر فاضلی است:

 

زبان، اصلی ترین عنصر و مولفه عدالت

از این زاویه اگر نگاه کنیم، باز متوجه می شویم که فرهنگ چگونه با مسئله عدالت و نابرابری درگیر می شود، اگر عدالت را رابطه بدانیم، که در درون گروه و جامعه به وجود می آید و چیزی جزء نوعی رابطه اجتماعی ندانیم، در آن صورت تمام سازوکارهایی که رابطه ها یا روابط اجتماعی را شکل می دهند یا در آن دخیل هستند، نقش تعیین کننده دارند.

از این زاویه زبان، اصلی ترین عنصر و مولفه عدالت است، در زبان ما هست که عدالت یا بی عدالتی، احساس یا اجحاف، شاید به همین دلیل هم هست که، واقعا جهان اجتماعی وابستگی بنیادینی داره به زبان، جهان زندگی، پیوند بنیادینی داره به زبان، به همین دلیل است که باز گروه های، عدالت خواه، گروه هایی که خواهان اشکال گوناگونی از به اصطلاح برابری ها، یا رفع نابرابری ها، هستند، مثل زنان، مثل گروه های قومیتی، گروه های جنسیتی و ... یکی از دغدغه های اصلی شان، زبان است.

چون در زبان است که نابرابری ها، مقبولیت، مشروعیت، و معنای خودشان را پیدا می کنند، و در عین حال تولید و باز تولید می شوند، تغییر و گروه های عدالت خواه، خواهان عدالت در زبان هستند، یعنی خواهان این هستند که باید، در واقع از طریق اصلاح در مفاهیم، در دستور زبان، و در گزاره های زبانی، این اتفاق بیفتد، که نابرابری ها برطرف بشود.

به عنوان مثال در جنبش زنان، گفتیم که مثلا تاریخ مذکر است، انسان شناسی، جامعه شناسی نیز مذکر است. دانش را باید از مذکر بودن درآورد، یا حساسیت نشن  می دهند به اینکه مثلا در زبان انگلیسی، چگونه ضمایر شکل هایی از نابرابری جنسیتی تولید می کنند، در زبان های دیگر هم همین جور است.

مطالعات ویلیام بیلمن یا دیگران، توضیح می دهند در جوامعی که در واقع تعارف کردن دارند، فاصله بین نابرابری ها و قدرت ها خیلی زیاد است، می خواهم بگویم اگر ما نابرابری را از منظر فرهنگ نگاه بکنیم، آنگاه می بینیم که نابرابری در جهان معاصر، چگونه سازوکارش دارد شکل می گیرد، عدالت را نوعی رابطه بدانیم، آن موقع می بینیم که چطور، زبان اینجا نقش دارد.

 

تولید نابرابری اجتماعی از طریق سازوکاری به نام شهری شدن

حال از بحث زبان خارج شویم. زبان را فقط زبان محاوره و گفت‌وگو ندانیم، فرض کنیم نظام رمزگان و همه نظام های نشانگانی، در تولید و بازتولید و تداوم نابرابری نقش دارند، در این صورت مثلا می توانیم از این صحبت کنیم که چطور شهر به بزرگترین سازوکار مولد نابرابری تبدیل می شود.

آقای عماد افروغ در این کتابش، به نام فضا و جامعه، به درستی این گزاره را دنبال می کند که شهر چیزی نیست جز شکل مصنوع نابرابری اجتماعی. طبیعتا امروزه هم جامعه کلان شهری است، و جامعه ایران هم به طرف کلان شهری شدن پیش می رود، جامعه ایران از جامعه عشایری به جامعه روستایی و از جامعه روستایی به جامعه شهری و از شهری به جامعه کلان شهری در حال تغییر است.

معنای این حرف این است که ما هر چقد، از جامعه عشایری به طرف جامعه روستایی، شهری و کلان شهری می آییم، سازوکارهای تولید نابرابری هم، گسترش پیدا می کند حالا درباره اینکه چطور شهر نابرابری را تولید می کند، اگر فرصت شد بعدا بحث خواهم کرد، ولی شهر به عنوان بزرگترین سازه فرهنگ مهم است، وقتی از فرهنگ صحبت می کنیم باید شیوه زندگی را در نظر بگیریم.

شهر مجموعه سنگ، سیمان و آهن نیست، شهر شیوه زندگی است، کلان شهر شیوه زندگی است، زندگی عشایری هم شیوه زندگی است و این معنا به معنای روانشناسانه شهر، در واقع فرهنگ تولید نابرابری ها است. اجازه بدهید من به بعضی از سازوکارهای دیگر اشاره کنم. 

 

بروکراسی، ساختار عظیم تولید نابرابری فرهنگی ـ اجتماعی

بروکراسی دومین ساختار عظیم دنیای معاصر است، در ایران هم بروکراسی شکل گرفته، همان طور که شهر ساختار بنیادی برای تولید نابرابری است، بروکراسی هم همین طور است؛ نابرابری محصول چگونگی شکل گیری و بده بستان امتیازات است، امتیازات هم فقط کالا نیست.

همان طور که اشاره کردم، امتیازات در روابط آدم ها معنای خودش را پیدا می کند، منزلت ها و به اصطلاح جایگاه های اجتماعی، در آن صورت نظام دیوان سالاری بروکراسی که در دنیای جدید شکل گرفت، به عنوان ماشین عظیمی که کل جامعه رو در خودش جای داد، به این معنا این ویژگی دنیای معاصر است.

در دنیای پیش‌معاصر ما به این معنا دیوان سالاری نداشتیم، در دنیای پیش‌معاصر بخش بسیار کوچکی از دیوان سالاری بود، مردم از طریق کشاورزی و دام پروری، به شیوه های مدنی زندگی می کردند دیوان سیاسی فاقد دستگاه عظیمی بود که بتونه مردم را تحت تاثیر خودش قرار بدهد.

بروکراسی در واقع زمان، مکان، فضا، و زیست جهان زندگی و روزمره رو کاملا تحت الشعاع خودش قرار می دهد، در کشورهایی مثل ما یعنی ایران، کشورهایی که فاقد دموکراسی های رشد یافته، مردم سالاری، و فاقد نظم و سامان توسعه یافته سیاسی هستند، بیشتر از سایر جوامع، در خدمت تولید و باز تولید و تداوم نابرابری های اجتماعی قرار می گیرند، به شکل های مختلف، حالا باز اینجا نظام آموزشی چه آموزش پرورش چه آموزش عالی، که حالا بعد از انقلاب آموزش حوزوی هم شاملش می شود.

یعنی چون ذیل حکومت قرار گرفت و از حالت مدنی بیرون آمد، در نتیجه کل نظام آموزشی حوزوی و غیر حوزوی، آموزش مدرسه ای و عمومی، همه ذیل بروکراسی دولت قرار گرفتند، نتیجه این فرآیند چه شد؟ این شد که همانطور که بروکراسی در قوه قضاییه، در صنعت، شهرداری ها، سازمان های ثبت احوال و... به تولید و باز تولید نابرابری ها انجام می دهند، در نظام آموزشی هم همین اتفاق افتاد.

تفاوتی است وقتی کارخانه در خدمت نظم بروکراسی است، با اینکه حوزه علمیه در خدمت بروکراسی نابرابریه، تفاوت این است که در سایر حوزه ها، ما تکنولوژی را فرهنگی می دانیم، ولی جزو تکنولوژی های فرهنگی نیستند.

اتومبیل هم ساحت های نمادین دارد، اما اتومبیل خودش تکنولوژی نمادین نیست، کالاست، اما وقتی ما با آموزش سروکار داریم، چه حوزه علمیه چه دانشگاه و چه مدرسه، مستقیما با تولید و بازتولید نمادها سر و کار داریم، نه اینکه دلالت های نمادین در آن وجود داشته باشه، با خود نمادها سر و کار داریم، یعنی اینجا داریم بحث می کنیم با واژه ها، با زبان سر و کارداریم، اتومبیل هم جزوی از ساحت نشانگان هست اما با واسطه و میانجی، حوزه علمیه یا دانشگاه تهران، بدون میانجی درگیر معانی و نمادهاست.

 

بازتولید نابرابری ها از طریق سازوکار فرهنگی در ایران معاصر

مسئله نابرابری در ایران معاصر، و فرهنگ را باید این طور بگوییم که اولا جامعه ایران معاصر درگیر اشکال معاصر نابرابری است، مهمترین ویژگی های این درگیری معاصر، مسئله معاصر و نابرابری، این فضا، نابرابری ها، به صورت فرهنگ معاصر دارد تولید می شود، مشروعیت، مقبولیت و ساختارهای مذاکره، به طوری که نابرابری در ارزش اجتماعی غالب شده، به این معنا که ترجیحات مردم نابرابری است.

یعنی جامعه چندان که نه، صراحتا تصدیق و تایید می کند نابرابری را، به جای اینکه بخواهد نابرابری ها را سرزنش کند، و به اصطلاح قبیح بداند، سازوکار نابرابری در دنیای معاصر دیگر فقط صورت بندی های اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه صورت بندی های اجتماعی فرهنگی است، به این معنا که در فضای جدید، جامعه از طریق توزیع اشکال گوناگون سرمایه های فرهنگی است که سرمایه های سیاسی و اقتصادی اش را به دست می آورد.

نکته بنیادین اینکه در جامعه معاصر عمده در واقع نابرابری ها از طریق سازوکارهای فرهنگی صورت می گیرد، میل به اینکه در بعد از انقلاب مثلا همه دکترا بگیرند، یک عمامه ای به سرشان داشته باشند، بیش از آنکه ناشی از ارادت وجودی به دانش یا معنویت باشد، در واقع ارادت به نابرابری بود، چون از طریق مدارک تحصیلی یا ملبس شدن، می شد سرمایه فرهنگی به دست آورد که از طریق آن سرمایه اقتصادی و سرمایه سیاسی هم به تبعش می آمد.

ما در واقع در دوره معاصر که از دوره مشروطه تا امروز است درگیر این داستان شدیم. جمهوری اسلامی در این چهل سال گذشته، فاقد نظریه فرهنگی برای عدالت و نابرابری بود، در نتیجه جمهوری اسلامی نتوانست با مسئله سازوکار فرهنگی و نابرابری ها گامی را بردارد و حاصلش این شد که این نابرابری ها تولید و باز تولید شد، و همین جور ادامه پیدا کرد. 

             

 تبیین مساله محور و مصداقی عدالت فرهنگی

بر اساس گزارش وسائل، در ادامه این نشست اولیایی اظهار داشت: آقای دکتر با توجه به آن تمحض مطالعاتی که روی ایران مدرن و وضعیت فرهنگی ایران معاصر چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و این سیر فرهنگی  دارند از سمتی وارد عدالت فرهنگی شدن که یک مقدار مسئله‌محورانه تر است.

یعنی قبل از اینکه وارد بحث های نظری عدالت فرهنگی، رابطه عدالت و فرهنگ و مانند این ها بشوند از سمت نابرابری ها وارد توضیح مفهوم عدالت فرهنگی شده اند. ایشان می فرمایند که اصلا بحث از برابری و نابرابری ناشی از فرهنگ یک جامعه است که منجر به تولید و تفسیر نابرابری ها و برابری ها می شود یعنی اتفاقا شاید در بحث عدالت فرهنگی، بسیاری نقطه ثقل قضیه را در فرهنگ بدانند.

یعنی حتی جایی که ما داریم از عدالت اقتصادی هم صحبت می کنیم بحث ما مبنای فرهنگی دارد و تمام نابرابری هایی که بخواهیم بشماریم در ایران معاصر ماهیتش فرهنگی است؛ لذا صحبت از عدالت به مثابه صحبت از فرهنگ است یعنی آن قدر این بحث عدالت فرهنگی از دید ایشان قوی است که نمی توانیم بدون مطالعه فرهنگی از عدالت صحبت کنیم.

فارغ از بحث های نظری و تعاریفی که پیرامون عدالت وجود دارد معتقدند که عدالت تعریفش همان چیزی است که به معنای واقع دارد اتفاق می افتد یعنی مکانیسم روابط موجود در فرهنگ جامعه است که ما از آن می توانیم به عدالت تعبیر کنیم و طبیعتا این نگاه ممکن است که به ظاهر با تعاریف نظری عدالت مطابقت نداشته باشد که ما آن را در قالب یک فضیلت یا یک سازوکار تعریف کنیم. 

 

چیستی عدالت معیار و عدالت محقق

حجت الاسلام دکتر پیروزمند طبق گزارش وسائل در بخش دیگر این جلسه، گفت: نگاه بنده در مواردی با فرمایشات آقای فاضلی مشترک است و بعضی دیگر طبیعتا متفاوت. همان طور که آقای اولیایی فرمود آقای فاضلی سعی کردند بحث را از مصادیق شروع کنند منتها من برای اینکه محل اختلاف یا محلی که دیدگاه ها را متفاوت می کند، معلوم بشود برعکس ایشان عمل می کنم و از بیان مبانی و مفاهیم شروع می کنم؛ ان شاءالله که به مصادیق هم بپردازیم.

از چند کلید واژه اینجا استفاده می کنیم که عبارت اند از عدالت، فرهنگ، عدالت فرهنگی و عدالت اجتماعی. کمی باز انضمامی تر صحبت کنم، ما یک عدالت معیار داریم و یک عدالت محقق، یک فرهنگ معیار داریم و یک فرهنگ محقق، به نظرم در فرمایشات ایشن اینها از هم تفکیک نمی شود، البته این بحث ریشه مبنایی دارد یعنی خودآگاهه، ناخودآگاه نیست، یعنی متاثر از جامعه شناسی موجود است.

در مردم شناسی موجود همان طور که در فرمایشات ایشان بود، خاستگاه مشروعیت خود مردم اند، به همین خاطر عدالت هم فرهنگی می شود؛ فرهنگ هم می شود آنچه که مردم می خواهند. ولیکن ابتدای آن این است که بین فرهنگ محقق و فرهنگ معیار، عدالت محقق و عدالت معیار تفکیک نمی کنیم، ولی واقعش این است که داریم ریشه عدالت را به معیار درون جامعه و سبکی که مردم خودشان می پسندند باز می گردانیم.

به نظر بنده این یک لغزش‌گاه است؛ باید تکلیف را معلوم کنیم که در دیدگاه اسلامی می توانیم این را بپذیریم یا نه. ولی با این توجهی که دادم عرض می کنم، واقعیت عدالت یک پدیده اجتماعی است؛ مفهوم عدالت فقط یک مفهوم اجتماعی نیست یعنی عدالت در تکوین هم داریم. بنابراین عدالت یک مفهوم وسیعی دارد.

البته قبول دارم آن مفهومی که ما بیشتر روی آن مانور می دهیم و می خواهیم مدیریتش کنیم، بحث عدالت اجتماعی است؛ عدالتی که در ظرف جامعه و در ارتباط انسان ها باهم دارد شکل می گیرد. عدالت یعنی چی؟ ایشان مفهوم نابرابری را زیاد به کار می برند؛ ملاک نابرابری چیست؟ اجحاف، ملاک اجحاف چیست؟

تقاضا دارم که ما از این مباحث سریع عبور نکنیم. در منابع دینی دو تعبیر از عدالت داریم و می خواهم این تعابیر را به بضاعت خودم شرح بدهم یکی اینکه «اعطاء کل ذی حق حقه»؛ دوم اینکه «وضع کل شیء فی موضعه» اولی ناظر بر انسان است، به نظرم می آید که این تعبیر دوم تعبیر اول را هم دربر دارد.

در اینجا یک سؤال مطرح می شود؛ چه چیزی معین می کند که یک امری در موضع خودش قرار گرفته یا نگرفته؟ چه چیزی معین می کند که حق بنده است که این لیوان را بگیرم و بریزم این وسط، بزنم بشکنم یا نیست؟ به نظرم آن مفهوم مرکزی که برای تفاهم به ما کمک می کند، پاسخ به همین سوال است، و آن این است که تناسب و عدم تناسب هر مجموعه ای یا هر نظام حقوقی تابع نتیجه مورد انتظارش است.

ابتدا باید مشخص کنید که می خواهید به چه نتیجه ای برسید تا بعد بگوییم که این عادلانه است یا عادلانه نیست؟ شما می خواهید تراکتور درست کنید، اگر یک تایر کوچک براش بگذارید، این عادلانه نیست، چون با آن نمی توان زمین ناهموار را شخم زد؛ این بی عدالتی است، یعنی عدم تناسب.

از سوی دیگر عدالت یعنی تناسب. باید مشخص کنیم که این تناسب و عدم تناسب در مقایسه با چیست؟ در غیر این صورت نمی توانیم بگوییم که نابرابری شد یا خیر، اجحاف شد یا نشد؟ حال باید بررسی کرد که این معیار تناسب را چه کسی می تواند تعیین کند./201/241/ح

 

ادامه دارد ...

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۰۱ / ۰۳ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۱۸:۵۸
طلوع افتاب
۰۵:۵۹:۱۵
اذان ظهر
۱۳:۰۳:۴۰
غروب آفتاب
۲۰:۰۷:۱۶
اذان مغرب
۲۰:۲۶:۱۳