vasael.ir

کد خبر: ۱۲۶۹۷
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۷:۰۳ - 03 February 2019
در میزگرد علمی «چیستی و قلمرو مرجعیت قرآن کریم» تبیین شد؛

گزارش | معیار سنجش تأثیرگذاری قرآن بر علوم مختلف

وسائل ـ حجت الاسلام بهروزی لک گفت: مطالعات علم دینی اشکال گوناگون دارد و ما تا دستگاه نظری نداشته باشیم که به ما بگوید پزشکی اسلامی و جامعه شناسی اسلامی چیست و در عین حال نتوانیم انتخاب کنیم، نخواهیم توانست تأثیر قرآن را بر علوم بسنجیم چراکه مدل‌ها و الگوهی مختلف وجود دارد.
به گزارش خبرنگار وسائل، نشست علمی «چیستی و قلمرو معیار سنجش تأثیرگذاری قرآن بر علوم مختلفمرجعیت قرآن کریم» چهارشنبه 10 بهمن با حضور حجت الاسلام غلامرضا بهروزی لک، دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیأت‌علمی و دانشیار علوم مطالعات سیاسی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و حجت الاسلام مجتبی الهی خراسانی، مدرس خارج فقه و حوزه علمیه مشهد به همت میز توسعه و ترویج فرهنگ قرآنی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و گروه آموزشی علوم قرآن و معارف حدیث مرکز تخصصی آخوند خراسانی در محل سالن جلسات دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.

حجت الاسلام الهی خراسانی در این نشست با اشاره به این مطلب که درباره مرجعیت قرآن کریم باید از ساده انگاری و ظاهر گرایی پرهیز کرد، گفت: در تصور ما این تمایل به مرجعیت قرآن کریم وجود داشته در عین حال این ساده انگاری نسبت به محافل علمی وجود دارد که مرجعیت علمی قرآن کریم فقط در گزاره های علوم مختلف که به صورت مستقیم از قرآن استخراج شود، خلاصه می شود.
 
قرآن این کتاب الهی جایگزین منابع پایش در علوم شود و آنچه که بنا بوده علم تجربی از منابع تجربی و علوم انسانی از زیست جامعه انسانی و علوم فلسفی از ادراکات و کلیات به دست آورد، قرآن جایگزین همه اینها شود؛ این دیدگاهی است که ما فکر می کنیم ناقص است البته کاملا نادرست نیست اما با این اطلاق قابل تصدیق نیست.

آنچه که در ادامه گفته می شود شامل یک رویکرد سلبی به این نظر بسیط است که معنای مرجعیت علمی قرآن، محصور در استنتاج گزاره های علوم از قرآن به عنوان منبع جایگزین معرفتی نیست و این ادعای نخست است.
 
جنبه دوم که تلاش شده است مطرح شود این بوده است که اگر مرجعیت علمی قرآن محصور در این موارد نیست آیا همین رخداد ممکن است یا نه؟ و دیگر اینکه آیا مرجعیت علمی قرآن ابعاد دیگری هم دارد یا نه؟
 

مرجعیت علمی قرآن به معنای تأثیرگذاری قرآن بر علوم است
 
پاسخ اول و دوم به شکل یک مدخل برای مرجعیت علمی قرآن قابل توضیح است که هندسه کلی مرجعیت علمی قرآن در جلساتی طرح شده است و پیش نویس سند میز مرجعیت آماده شده است؛ از نگاه بنده مرجعیت علمی قرآن به معنای تأثیرگذاری قرآن بر علوم است و منظور از تأثیرگذاری چه نوع اثرگذاری است؟
 
منظور تأثیرگذاری استنادی است که مسند به قرآن و قابل پیگیری علمی باشد و در عین حال قابل ثبت باشد که عمده ترین کار ما در این مسیر رصد تاریخی و اجتماعی این موضوع است و البته تجویز روش های شناختی در این حوزه از دیگر راهکارها است.


تأثیرگذاری ناخواسته و نادانسته و بدون استناد به قرآن مرجعیت نیست

بنابراین تأثیرگذاری که ناخواسته و نادانسته و بدون استناد به قرآن باشد از نگاه ما مرجعیت نیست البته اثرگذاری قلمداد می شود. دوم اینکه ما دامنه علوم را فراخ می دانیم و این علوم فقط علوم انسانی و اسلامی نیست و همه علوم می تواند باشد و از این جهت تمایزی قائل نیستیم.
 
طبیعی است که حجم و دامنه مرجعیت علمی قرآن در دانش هایی که قرآن را جزو ارکان معرفتی و شناختی خود مثل فقه می دانند واضح و روشن است؛ البته به این معنا نیست که سایر علوم از این مرجعیت بی بهره اند.

در اینجا تعریف علم اینطور می شود که علم همان چیزی است که عقلانیت متفاهم هر دوره علم می داند و علم به معنای «disciplin» استفاده می شود. البته در فلسفه علم اختلافاتی درباره تعریف آن وجود دارد.
 
علم از نگاه بنده اینگونه تعریف می شود که به عنوان مثال اقتصاد علم است اما اقتصاد اسلامی هنوز علم تعریف نمی شود و ما علمی به نام اقتصاد اسلامی هنوز نداریم که اگر اقتصاد اسلامی حداکثر با سیر رشدی مواجه باشد شاید دو دهه دیگر بتواند به یک مکتب اسلامی در علم اقتصاد منتهی شود اما در عین حال هنوز تبدیل به علم با هویت مستقل نشده است.
 

قلمروهای چندگانه اثرگذاری قرآن

اگر چیزی علم نباشد ما دنبال آن نیستیم که بررسی کنیم علم است یا خیر؛ هر آنچه که عقلانیت متفاهم علم می داند، همان علم تعریف می شود و اینجا این پرسش مطرح می شود که قلمروی تأثیرگذاری در هر کدام از علوم چیست؟
 
پس ما قلمروی تأثیرگذاری را بر اساس شاخص های علم جدا نکرده ایم؛ به عنوان نمونه قرآن تأثیرگذاری بر فقه دارد و بر پزشکی تأثیرگذاری ندارد و بر اخلاق و الهیات تأثیرگذاری دارد و در جامعه شناسی تأثیرگذاری ندارد البته ما به این روش جدا نکرده ایم.
 
قرآن در هر علمی که بخواهد اثر بگذارد قلمروی اثرگذاری آن دارای چند بخش است که به چهار بخش تقسیم می شود؛ شامل حوزه بیرونی که در واقع مطالعات درجه دوم است که قرآن می تواند در اهداف علوم و جهت گیری اثرگذار باشد چراکه دانشی که هدف آن تأمین آسایش مادی است جهت گیری دانش به خلق مسائل خاصی منتهی می شود.
 
اگر دانشی گفته شود که باید امنیت معنوی ایجاد کند در نتیجه قلمروی مسائل آن متفاوت است؛ قرآن می تواند عالمان را قانع کند و در حوزه برون‌ علمی، اهداف جدید و متفاوتی را برای علم منظور کنند کما اینکه اهداف مسلمین با اهداف غیر مسلمین فرق داشته است.
 
بنابراین خروجی دانشی که هدف آن تجهیز عقلانیت الهی اسلامی در تمدن اسلامی است با دانشی که فهم خود بنیان از هستی است دو خروجی متفاوت داده است. هنر تأثیرگذاری قرآن این بوده است که فلسفه الحادی و چند خدایی را از یونان تحویل گرفت و سپس ثبت و ترجمه کرد و در فارابی ابن سینا آن را موحد کرد و سپس آن را شیعه و اهل ولایت کرد.
 
 
معیار سنجش تأثیرگذاری قرآن بر علوم مختلف
 
 
سنت‌های اجتماعی یکی از مباحث عمیق در قرآن است
 
حال این پرسش‌ها مطرح می شود که مبانی معرفت شناختی علوم، منبع معرفت هست یا نه و قرآن می تواند علوم را از علم قانع کند؟ وحی هم می تواند یک منبع باشد و روش های کسب معرفت و تحقیق در علوم که آیا استناد حسی یک روش معرفتی است یا نه؟
 
در حوزه پیشا علم دانشمندان قبل از ورود تصمیم می گیرد که روش های او چگونه باشد. قرآن ممکن است در این حوزه اثر بگذارد و یا در تطورات که تفسیر معینی از قرآن دریافت شود چراکه سنت های اجتماعی یکی از مباحث عمیق در قرآن است.
 
ممکن است برخی از این سنت های اجتماعی در تطور علم هم دنبال شود که اینها همه حوزه برون علمی است و اینکه فکر کنیم، مرجعیت علمی قرآن به معنای این است که گزاره اقتصادی استخراج شود ما چهار دسته تأثیر را گذراندیم اما به استخراج گزاره اقتصادی نرسیدیم.
 

بایسته‌های قلمرو مرجعیت و تأثیرگذاری قرآن بر علوم در حوزه درونی

حوزه درونی هر علم در واقع همان حوزه ای است که معمولا درباره گزاره ها بحث می شود و اینجا این پرسش مطرح می شود که آیا محتوای علم فقط گزاره ها است و آیا نمی توانیم بگوییم مفاهیم، مفروضات و اصول پایه هر علم که اگر این تعریف درست باشد پارادیم علمی است که پارادیم درون علمی است نه بیرون علمی.

در بحث حوزه درونی هر علم مفاهیم و مفروضات هر علم که اصول پایه و اصل تدریج هستند که نظریه ها و گزاره ها بر آن بنا می شوند و مسائل که صورت مسأله است که به عنوان مثال ما باید برای تعالی روح یک نوجوان چه کنیم؟ فرضیه ها و پاسخ های محتمل ممکن است در این عرصه به ما کمک کند.
 
یکی از حوزه هائی که ما از آن غافل هستیم این است که قرآن ایده های تازه می تواند ایجاد کند که در حد فرضیه باشد و لازم نیست که اقتصاددان متعبد باشد بلکه این امر یک احتمال است و وقتی احتمال از متون قدیمی استخراج می شوند در این وضعیت آیا نمی توان از وسائل الشیعه و یا قرآن استخراج کرد؟
 

اثرگذاری قرآن در نظام های پشتیبان علوم

چرا به اثرگذاری قرآن در نظام های پشتیبان اشاره نمی شود که درباره روش تعلیم دانش به صورت عام و خاص است و نظام پژوهش و نظام اخلاقی و فرهنگی و حق طلبی و سوم نظام مدیریتی و اقتصاد علم و نظام اقتصادی دانش است.
 
چراکه در نظام اقتصادی دانش، دانشی که منتهی به تولید ثروت و دانش مبدأ تولید ثروت و دانشی که در چرخه اقتصاد جامعه اثرگذار باشد می توان درباره آنها فکر کرد و برخی از مناسبات را از قرآن الهام گرفت که هیچ کدام از اینها معرفت درون علمی و برون علمی نیستند در عین حال هرکدام می توانند موضوع دانش دیگری باشند.

حوزه چهارم منابع انسانی است چراکه علم از طریق اثرگذاری عالمان می توانند در محققان و مدرسان و مبدلان که دانش را به فناوری و فرهنگ تبدیل کرده و تغییر ایجاد کنند؛ در عین حال دانش را به نرم های اجتماعی تبدیل می کنند که در ساخت شخصیت روحی و هویت اجتماعی و احساس منزلت آنها تأثیر دارد.


آیا رسالت قرآن این است که تولید گزاره‌های متنوع در علوم داشته باشد؟

شهید آوینی برای اثرگذاری قرآن بر هنر به این موضوع قائل بود که فیلم‌ساز ما چیزی را تولید می کند که با شاکله ایمانی او تناسب دارد و در همه این شاخه ها مرجعیت قرآن در طیف های مختلف می تواند رخ دهد که یک قسمت این است که قرآن تولید کننده باشد.
 
به عنوان نمونه قرآن یک گزاره طبی آورده است و یا اصل مدیریتی جدید خلق کرده است. باید توضیح داده شود که رسالت قرآن این مسأله ها است که تولید گزاره های متنوع در علوم داشته باشد؟ و یا بخشی از آن می تواند تأییدیه (امضائی) باشد؛ اگر معرفتی بر قرآن عرضه شود قرآن با آن معرفت به صورت مفروض برخورد کرده و آن را امضاء کرده است.


انواع مرجعیت علمی قرآن کریم در علوم

بخشی از اخلاقیات علم را قرآن تأیید کرده است و اینگونه تکثر دانش را قرآن همراهی کرده است و می تواند مرجعیت تأییدیه و امضائی باشد و تولیدی باشد که حتی در دانش علوم اسلامی همه مباحث تولیدی و ایجادی و تأسیسی نیستند و امضائی است؛ گفته می شود دیه را قرآن امضاء کرده است.
 
در دانش فقه هم می تواند اینگونه باشد و هماهنگ با محکمات قرآنی باشد بدین معنا که ربط طولی بتواند برقرار کند و درون هندسه کلی دین با آن امر سازگار باشد به عنوان مثال شما هر حرفی که خداوند مادی نیست بیان کنید هماهنگ با روح قرآن است ولو اینکه این گزاره را نتوانید پیدا کنید.
 

وسعت مرجعیت علمی قرآن بیشتر از تولید گزاره‌های درون علم است

اگر در جامعه شناسی دین دیده شود که مناسکی به این شکل تقویت می شود که تعظیم شعائر دینی است و از آنجا که قرآن به تعظیم شعائر دستور داده است این امر با این مسأله هماهنگ است نه اینکه قرآن عین این گزاره را ایجاد کرده است و یا لزوما امضاء کرده است.
 
با این هندسه می توان ادعا کرد که مرجعیت علمی قرآن محصور درتولید گزاره های درون علم نیست و وسعت آن بیشتر است و در عین حال نسبی است و طیفی از این مرجعیت را می توان شناسائی کرد و ما می توانیم خودمان در هریک از این علوم این مرجعیت را تعقیب کنیم.

تعقیب مرجعیت علمی قرآن کریم می تواند به نحو مطالعه درجه اول در درون علوم باشد؛ یعنی برویم تحقیق اقتصادی انجام دهیم و در عین حال فرضیه ها را از قرآن بگیرم. کار دوم مطالعه درجه اول در دانش علوم قرآنی این است که گفته می شود مطالب مدیریتی دارد اما به دانش مدیریت ارجاع داده نشود.
 
کار سوم مطالعات درجه سوم این است که کار آن علم و علوم تجربی، انسانی و مفسر در دانش قرآنی توضیح داده شود؛ در اینجا مرجعیت علمی قرآن نیست اما قطعا درباره مرجعیت علمی قرآن است.
 
در عین حال جامعه شناسی مرجعیت علمی قرآن و تاریخ مرجعیت علمی قرآن و فلسفه مرجعیت علمی قرآن در جای خود محفوظ هستند و باید مثلث قرآن شناسان و عالمان و فیلسوفان علم ما رصد کرده و در این زمینه کار کنند.
 
 
معیار سنجش تأثیرگذاری قرآن بر علوم مختلف


علم آگاهی‌های سازمان یافته است

حجت الاسلام بهروزی لک بر اساس گزارش وسائل، در ادامه به شفاف سازی تعریف علم پرداخت، اظهار داشت: مطلق آگاهی در اینجا منظور نیست و مراد از مرجعیت علمی آگاهی های سازمان یافته است که وقتی چند آگاهی کنار یکدیگر گذاشته شود بتوان رابطه آنها را تشخیص داد و با این مسائل مواجه کرد و استنتاج داشت.
 
رشته های علمی می توانند تک رشته و یا چند رشته باشند و وقتی از مرجعیت قرآن کریم در علوم صحبت می شود علم آگاهی های سازمان یافته است که بستگی به این امر دارد که در مقام تحقق این علوم چگونه وجود دارند. 
 
بنابراین قرآن در یک علم تک رشته اثر نخواهد داشت بلکه در علوم میان رشته و چند رشته هم تأثیرگذار باشد که شیعه شناسی و مهدویت شناسی چند رشته هستند.
 
نکته دیگر اینکه ما در مرجعیت علمی موقعیت درجه یک یا دو داریم؟ و این چالشی است که وجود دارد و کار ما درباره به بحث گذاشتن مرجعیت علمی چیست؟ آیا آگاهی های سازمان یافته ما درجه یک یا دو است؟
 

تعریف عملیاتی از مطالعات درجه یک و دو

درجه یک به لحاظ ارزش در اینجا مطرح نمی شود بلکه به لحاظ رتبه است و وقتی مطالعه محور باشد یک موضع ذهنی یا عینی درجه یک است؛ وقتی آمدیم مطالعه خود را موضوع برای مطالعه دوم قرار دهیم و مطالعه موضوع انجام شود درجه یک می شود.
 
اگر قرآن از خارج و بیرون علوم تصور شود مرجعیت قرآن بدین معنا است و اگر تأثیری که از خارج این علم بخواهد اثر بگذارد ما مطالعه می کنیم اثرگذاری قرآن کریم را موضوعات رشته های مختلف علوم و باید تفاوتی از درجه یک و دو وجود داشته باشد که در عین حال درجه یک مطالعات درونی و درجه دو مطالعه از بیرون است.


مرجعیت قرآن مساوی با تأثیر است
 
وقتی از مرجعیت قرآن کریم صحبت می شود لحاظ آن تأثیرگذاری است؛ ما مرجعیت را مساوی تأثیر می دانیم که تأثیر نظام آگاهی ها است که به آیات تعبیر می شوند و بر علومی که بشری است و تداوم دارد، اطلاق می شود.
 
از طرفی ما باید مشخص کنیم چارچوب منتخب ما در علم دینی چیست؟ و صحبت بر این است که علم دینی به چه معنا است؟ و علم دینی را چگونه تولید کنیم؟ چراکه مطالعات علم دینی اشکال گوناگون دارد.
 
ما تا دستگاه نظری نداشته باشیم که به ما بگوید پزشکی اسلامی و جامعه شناسی اسلامی چیست و در عین حال نتوانیم انتخاب کنیم و با توجه به اینکه مدل ها و الگودهی مختلف وجود دارد ما نخواهیم توانست تأثیر قرآن را بر علوم بسنجیم.

در نگاه حضرت آیت الله جوادی آملی دین بازوی عقل است و ما باید دستگاه و الگوئی در علم دینی داشته باشیم که بتوانیم توضیح بدهیم که قرآن کریم به عنوان نقل در همه علوم اثر می گذارد و چارچوب نظم دهنده باید انتخاب شود؛ اینجا این پرسش مطرح می شود که اثر قرآنی در کجا سنجیده می شود؟

این کار اساسا درجه دو است چراکه از بیرون بررسی می شود و تأثیر علوم سنجیده می شود. حوزه برون علمی درجه دو است و اهداف را نمی شود جدا کرد.
 
وقتی مبانی علوم گفته می شود مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناختی و غایت شناختی داخل آن وجود دارد و وقتی ما در حوزه بیرونی و معرفتی علوم که می توانیم صحبت کنیم بگوییم فلسفه علم سه بحث کلیدی دارد که مبادی تصوری و تصدیقی علوم، روش شناسی علوم و تطورات علوم که فیلسوف علم است را بیان می کند./504/241/ح


تهیه و تنظیم: فاطمه ترزفان


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۰۱ / ۰۲ /۱۳۹۸
قم
اذان صبح
۰۴:۵۷:۵۸
طلوع افتاب
۰۶:۲۷:۵۸
اذان ظهر
۱۳:۰۵:۴۷
غروب آفتاب
۱۹:۴۲:۵۸
اذان مغرب
۲۰:۰۰:۳۳