vasael.ir

کد خبر: ۱۲۵۲۱
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۴ - 08 January 2019
از سوی حجت الاسلام شریفی بررسی شد؛

گزارش| امکان‌سنجی استفاده از روش داده بنیاد در نظریه‌پردازی علوم اسلامی

وسائل ـ عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) گفت: روش نظریه پردازی داده بنیان از رایج ترین روش‌هایی است که در چهار دهه اخیر مورد استقبال گسترده محققان علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. استفاده از این روش نه مخصوص پیروان رویکرد کنش متقابل در جامعه شناسی است و نه مخصوص پراگماتیسم در فلسفه است و نه اساسا اختصاصی به جامعه شناسی دارد.بلکه در همه علوم انسانی و تحقیقات کیفی و بر اساس همه رویکردهای موجود در علوم انسانی و علوم اجتماعی و فلسفه قابل استفاده است.

به گزارش خبرنگار وسائل، نشست «بررسی کاربست روش نظریه پردازیگزارش| امکان سنجی روش داده بنیاد در نظریه پردازی علوم اسلامی داده بنیاد در علوم انسانی اسلامی» 11 دی ماه با ارائه حجت الاسلام دکتر احمد حسین شریفی عضو هیأت علمی موسسه امام خمینی(ره) و با حضور دکتر سید حسین شرف الدین و حجت الاسلام دکتر محمد مهدی نادری، به عنوان ناقد، در موسسه امام خمینی(ره) برگزار شد.

حجت الاسلام احمد شریفی ابتدا توضیحاتی درباره روش داده بنیاد ارائه داد و گفت: روش نظریه پردازی داده بنیاد، از رایج ترین روش هایی است که در چهار دهه اخیر مورد استقبال گسترده محققان علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است.

استفاده از این روش نه مخصوص پیروان رویکرد کنش متقابل در جامعه شناسی است و نه مخصوص پراگماتیسم در فلسفه است و نه اساسا اختصاصی به جامعه شناسی دارد؛ بلکه در همه علوم انسانی و تحقیقات کیفی و بر اساس همه رویکردهای موجود در علوم انسانی، علوم اجتماعی و فلسفه قابل استفاده است.

 

تقریر روش داده بنیاد

تقریرهای مختلفی از روش داده بنیان ارائه شده است؛ سه تقریر گلیسر، استراسی، چارمزی است که ده‌ها کتاب و مقاله در تشریح آن به زبان انگلیسی و فارسی نوشته اند و افراد فراوانی آن روش را روشی معتبر و کارآمد دانسته اند.

ویژگی های داده بنیاد به تصریح مدافعانش از این قرار است: 1ـ به دنبال ساختن نظریه است و نه اثبات یا تایید یا آزمایش نظریه. 2ـ  فرآیند، اصول و مراحل مشخصی را برای ساختن نظریه ارائه می‌دهد. 3ـ تا حدود زیادی از تاثیر پیش داوری ها، تعصبات، سلایق، و علایق شخصی می‌کاهد. 4ـ نظریه ای که در پایان ارائه می دهد پیوند تنگاتنگی با واقعیت دارد.

 

واژه شناسی روش داده بنیاد

روش داده بنیان در فارسی به گونه های مختلفی ترجمه شده است که عبارت اند از: نظریه بنیانی، نظریه داده بنیاد، نظریه مبنایی، نظریه بنیادین، نظریه زمینه ای، تئوری برخاسته از زمینه، تئوری مفهوم سازی بنیادی، گراندد تئوری و متدلوژی رویش نظریه ها. در سال‌های اخیر به روش داده بنیاد مشهور شده است.

 

مراحل اجرای روش داده بنیاد

در تقریر گلیسر، روش داده بنیاد به صورت زنجیروار، تعاقبی، همزمان، با خوش اقبالی و زمان مند رخ می دهد. یعنی فرآیندی رفت و برگشتی است؛ یک کل به هم پیوسته است. اهمیت و نقش مقایسه مداوم و تطبیق مستمر در این روش تا جایی است که نخستین نامی که گلیسر و استراوس برای روش ابداعی خود نهاده بودند، روش تطبیق مستمر بود.

مدل توسعه یافته فرآیند اجرایی نظریه داده بنیاد: 1ـ تعیین موضوع و نمونه گیری نظری 2ـ جمع آوری داده ها «اشباع» 3ـ مفاهیم 4ـ مولفه ها 5ـ ابعاد 6ـ مدل مفهوم یا نظریه

نکته قابل توجه اینکه در میان مرحله جمع آوری داده ها و مفاهیم «کد گذاری باز» و مابین مرحله مفاهیم و مولفه ها «کد گذاری محوری» و همچنین میان مرحله مولفه ها و ابعاد «کد گذاری انتخابی» و بین مرحله ابعاد و مدل مفهوم یا نظریه «قدرت خلاقیت و نوآوری محقق» جای می گیرد.

تقریر سوم شامل دو مرحله مطالعات مقدماتی و مطالعات اصلی می شود. در مرحله مطالعات مقدماتی به وسیله دغدغه یابی و مساله یابی و مصاحبه های مقدماتی، پدیده یا فرآیند مورد مطالعه را انتخاب می کنیم و به تهیه طرح پژوهش می رسیم.

در مرحله مطالعات اصلی با گردآوری داده ها، تحلیل داده ها(کد گذاری) و اشباع؛ نظریه نهایی شکل گیری می شود که در نهایت به جمع بندی و ارائه و ممیزی پژوهش و ارائه پیشنهاد می رسیم.

 

تقریر استراوس و کوربین

در کتاب اصول روش تحقیق کیفی، نظریه مبنایی، رویه ها و شیوه ها تقریر استراوس و کوربین این گونه مطرح شده است: 1ـ سوال تحقیق: نخستین مرحله در هر نوع روشی، انتخاب مسئله و سوال تحقیق است.

منشا و خاستگاه سوال تحقیق مهم نیست؛ شیوه طرح سوال اهمیت علمی دارد؛ زیرا حتی زمانی که مساله تحقیق، واقعا کیفی است، سوال را می توان به گونه ای طرح کرد که با مطالعات کمی سنخیت داشته باشد.

2ـ گرد آوری داده ها: داده ها ممکن است از راه های مختلفی به دست آیند، از راه مشاهده، مصاحبه، اسناد کتابخانه ای، اسناد دولتی و حتی تاملات شخصی.

خود نظریه پرداز است که تصمیم می گیرد چه داده هایی را از چه منابعی و از چه مکان ها و ناظر به چه زمان هایی گرد آوری کند. نمونه برداری در این روش، به شکل ارادی، انتخابی و غیر تصادفی صورت می گیرد.

3ـ کد گذاری داده ها: در این روش کد گذاری داده ها برای نظریه پردازی نقش کلیدی دارد. کد گذاری فعالیتی است که طی آن ابتدا با تجزیه داده ها، آنها را نشانه گذاری کرده و سپس مفهوم سازی می کنیم؛ و در ادامه با ترکیب مفاهیم، روابط میان آنها را به دست آورده و از فرآیند به تولید نظریه می رسیم.

 الف) کد گذاری باز: وجه تسمیه آن؛ محدود نبودن محقق در این مرحله است. ویژگی های آن عبارت است از:

ـ مفهوم سازی از داده ها، برچسب مفهومی زدن به آنها

-هم میزان و کمیت مفهوم سازی و هم کیفیت آن در اختیار پژوهشگر است.

-مقوله بندی و طبقه بندی مفاهیم

-انتخاب عنوانی گویا برای هر طبقه؛ به گونه ای که به محض شنیدن آن،همه مفاهیم موجود در آن طبقه تداعی شوند.

-مقوله ها عام تر و انتزاعی تر از مفاهیمی است که در آن طبقه گنجانده شده اند.

-هیچ روش یا رویه خاصی برای یافتن مقوله یا مفاهیم انتزاعی و کلی وجود ندارد؛ وابسته به استعداد و قدرت خلاقیت و نبوغ پژوهشگر در مقوله یابی است.

-تعیین ویژگی ها و ابعاد مقوله؛ خصیصه های هر مقوله و جایگاه هر یک از آن خصیصه ها در طول یک طیف باید مشخص شود.

ب) کد گذاری محوری: وجه تسمیه اش این است که کد گذاری حول یک محور یا مقوله انجام می گیرد. هدف از آن قرار دادن مفاهیم، شاخصه ها و ابعادی که از مرحله قبل به دست آمد، در جای خود است و به دست آوردن دانشی گسترده تر درباره روابط میان مفاهیم و پدیده ها. از جمله ویژگی های آن عبارت است از:

-تلاش در جهت مرتبط ساختن مفاهیم جزئی و فرعی با یک مقوله یا مفهوم اصلی .

-انتخاب یک مقوله مفهوم کلی به عنوان مقوله یا پدیده مرکزی

-تلاش در جهت ربط دادن سایر مفاهیم به آن مفهوم کلی.

مفاهیم دیگر به یکی از صورت های زیر با آن مفهوم اصلی مرتبط می شوند: 1ـ شرایط علی یا موری که موجب وقوع یا گسترش پدیده مورد نظر می شوند. 2ـ راهبردها یا اقداماتی که برای پاسخ به پدیده مرکزی انجام می گیرند. 3ـ شرایط زمینه ای و مداخله گر، عوامل محیطی و ساختاری که متعلق به پدیده مورد نظر هستند و در تسهیل یا تحدید و تقیید  راهبردها نقش آفرینند. 4ـ پیامد ها و نتایج حاصل از به کارگیری راهبردها.

تذکر دو نکته لازم است. یکی اینکه کد گذاری حالتی رفت و برگشتی دارد؛ نظریه داده بنیاد، یک فرآیند مقایسه ای مستمر یا نوعی روش تطبیق مداوم است. پژوهشگر باید تعامل مستمر با داده های گرد آوری شده داشته باشد.

دوم اینکه یادداشت برداری، ثبت اندیشه ها و تفسیرهای خود از داده ها امری ضروری است؛ از ابتدای گرد آوری داده ها تا کد گذاری انتخابی، لازم است پژوهشگر به هنگام گرد آوری داده ها و کد گذاری آنها، اندیشه ها، ایده ها و تفاسیری را که درباره  داده ها به ذهنش می رسد، یادداشت کند.

 ج)کد گذاری انتخابی: اقدام به یکپارچه سازی، اصلاح و استحکام مفاهیم و مقولات و اقدام به پرکردن جاهای خالی است. استفاده از تکنیک نگارش خط داستان یعنی مفهوم پردازی و ارائه روایتی توصیفی درباره پدیده و موضوع اصلی تحقیق یا همان مقوله محوری(برای اتصال مفاهیم به همدیگر) است.

هدف از این مرحله دستیابی به نظریه است؛ تفاوت کد گذاری انتخابی با کد گذاری محوری، به تعبیر استراس و کوربین، صرفا در این است که کدگذاری انتخابی در سطحی بالاتر و انتزاعی تر صورت می گیرد.

 

گزارش| امکان سنجی روش داده بنیاد در نظریه پردازی علوم اسلامی

 

اعتبارسنجی نظریه

اعتبار سنجی نظریه داده بنیاد فاکتورهایی دارد که عبارت است از: 1 ـ انطباق(fit): سنجش میزان سازگاری مفاهیم با داده ها و پدیده های جهان واقعی. 2ـ قابل فهم بودن نظریه(understanding) که با بررسی ارتباط منظم مفاهیم و مقولات به دست می آید.

3ـ قابلیت تعمیم(generality) بودن: اولا شرایط آن به قدری محدود و جزئی نشده باشد که منحصر در فرد و مصداقی خاص شود؛ و ثانیا فقط فقط بر علل و عوامل قریب و مستقیم پدیده متمرکز نشده باشد، بلکه با لحاظ شرایط و علل بعید نیز بتواند نگاهی کلان به پدیده داشته باشد. 4ـ کنترل: مراحل مختلف نظریه باید به گونه ای تعیین شود که امکان کنترل و تغییر یا اصلاح آن وجود داشته باشد.

 

بررسی ابعاد نظریه

ویژگی های این نظریه عبارت است از: 1ـ تناسب با واقعیت های عینی؛ چنین روشی نسبت به روش هایی که با نظریه یا فرضیه شروع می شوند،قابلیت بیشتری برای واقع نگری دارد.

2ـ نادیده گرفتن فرضیه؛ این روش به جای فرضیه از سوال شروع می کند و برای تحقیقات علوم انسانی بسیار مناسب است. در این روش، هدف آزمایش یا اعتبارسنجی فرضیه ای خاص نیست؛ بلکه ایجاد یا ساختن یک فرضیه یا نظریه جدید است. همین ویژگی موجب شده برخی آن را روشی موفق و مفید برای تحقیقات اسلامی بدانند.

3 ـ توجه به نقش نظریه پرداز؛ توانمندی های ادراکی او، حساسیت نظری او و صلاحیت های اخلاقی او در این روش مد نظر است. منظور از حساسیت نظری بصیرت داشتن، مهارت داشتن در معنی دار نمودن داده ها و قدرت جداسازی عناصر مربوط از عناصر نامربوط است. توجه افراطی به نظریه پرداز و نقش او در فرآیند تولید علم موجب شده این نقطه قوت به ضعف تبدیل گردد.

آنان حتی در مقام گردآوری میزان و کیفیت گردآوری داده ها و حتی منابع مورد ارجاع همگی، بستگی به میل و خواست نظریه پرداز دارد! نمونه برداری انتخابی و غیر تصادفی، با واقع گرایانه بودن این روش منافات دارد.

4ـ بی توجهی به پیشینه تحقیق؛ در این روش نه تنها دانسته های پیشین بی فایده است؛ بلکه ممکن است زیان بار هم باشد و موجب انحراف ذهنی تلقی شود. به اعتقاد ما این کار هم غیرعلمی و هم غیر اخلاقی است.

غیر اخلاقی است زیرا؛ اولا بی اطلاعی عامدانه از پیشینه تحقیق، اگر هم ممکن باشد به احتمال زیاد موجب تکراری بودن دست کم بخش هایی از تحقیق خواهد شد و کار تکراری نوعی رذیله اخلاقی است. ثانیا قدردانی عملی از محققان پیشین به این معناست که نظرات آنان مورد توجه و مطالعه قرار گیرد.

ثالثا آگاهی پیشینه تحقیق فوایدی دارد که بر ضرر یا ضررهای احتمالی آن می چربد؛ یکی اینکه ما را با دلایل ناکامی پیشینیان و ناکارآمدی نظریه های گذشتگان آشنا می کند و دیگر اینکه حتی اگر همه سخنان پیشینیان نادرست باشد، باید دانست که خطاها همیشه آموزنده اند.

5ـ نادیده گرفتن رابطه میان نظریه و مبانی نظری؛ نظریه پردازی در علوم انسانی و اجتماعی، امری بریده از بنیان های فکری نیست؛ در همه موارد نظریه پردازی می توان تاثیر مبانی نظری را نشان داد.

6ـ روشی برای کدگذاری و نه تحلیل؛ این نظریه شامل قالبی مشخص برای تجزیه و تحلیل داده ها نبوده و صرفا به تبیین و توجیه کد گذاری می پردازد.

 

گزارش| امکان سنجی روش داده بنیاد در نظریه پردازی علوم اسلامی

 

نقد و بررسی نظریه یا روش داده بنیاد ارائه شده

بر اساس گزارش وسائل، حجت الاسلام دکتر نادری در بخش بعدی این نشست در ارائه نقد خود، اظهار داشت: پیش از هر چیز باید به این پرسش ها پاسخ داد که آیا «داده بنیاد» روش نظریه پردازی است و یا روش تحقیق است؟ آیا روش گردآوری است؟ و یا روش داوری اطلاعات است؟ و یا روش تجزیه و تحلیل است؟

به نظر بنده در این مسئله باید دقت کافی وجود داشته باشد که اگر این روش نظریه پردازی است در مقابل کدام روش نظریه پردازی است؟ روش های دیگر نظریه پردازی وجود دارند؟ تفاوت ها و اختلافات این روش با آنها در چیست؟

در متونی که بنده مطالعه کردم آقایان استراوس و گلیسر این روش را به عنوان روش تحقیق کیفی مطرح کردند؛ روش های تحقیق را به طور کلی به دو بخش می توان تقسیم بندی کرد روش های تحقیق کمی و روش های تحقیق کیفی؛ بنابراین داده بنیان را ذیل روش های کیفی مطرح می کنند و این سخن را می توانیم بگوئیم که اجماعی است.

بنابراین می توان گفت داده بنیان روش تحقیق است روش نظریه پردازی نیست. بنابراین باید دقت لازم در مفاهیم شود حتی بعضی از افراد، از تعبیر استراتژی تحقیق نیز استفاده کردند در متن های گلیسر و استراوس نیز این تعبیر وجود دارد که گفته اند استراتژی های تحقیق وجود دارد؛ باید تبیین شود که منظور از استراتژی تحقیق چیست؟

حجت الاسلام شریفی در متنی که نوشته بودند فرمودند که روش داده بنیان در علوم انسانی و فلسفه قابل استفاده است تعبیر شما از واژه فلسفه در اینجا چیست؟ علمی است که موضوعش همان وجود بما هو الموجود است؟ اگر منظور شما این علم است باید گفت تنها روش فلسفه، روش عقلی و استفاده از قیاس است مباحث فلسفی مانند واجب الوجود با داده بنیان حل نمی شود .

اگر بخواهیم وارد بحث های محتوایی بشویم موضوع جلسه کاربست نظریه داده بنیان در علوم انسانی اسلامی است؛ دکتر شریفی هیچ اشاره ای به این مسئله نکردند؛ اگر ما بخواهیم علوم انسانی اسلامی را با روش داده بنیان به کار گیریم چه ملاحظاتی و تاملاتی در آن مطرح است؟ به این موارد اشاره نشد .

اگر بخواهم در این زمینه ادامه بدهم؛ در واژه علوم انسانی اسلامی به چه معناست؟ تلقی و تعریف شما از علم دینی چیست؟ شما می خواهید نسبت داده بنیان را کدام یک از آن تعریف ها مشخص کنید؟

بنده به دو نمونه از تعریفات علم دینی اشاره می کنم به نظر آیت الله علامه مصباح یزدی «علم دینی، علمی است که تاثیرات مبانی فلسفی اسلام و همچنین تاثیرات ارزش های اسلامی بررسی شوند اگر این شروط محقق شد ما به علم دینی دست یافتیم».

با این تعریف وقتی تاثیرات ارزش های اسلامی را در مدیریت و روانشناسی و جامعه شناسی بررسی می کنیم؛ از روش داده بنیان استفاده کنیم یا از روش های تحلیلی استفاده کنیم؟ مثلا در حوزه انسان شناسی اینکه انسان موجود تک بعدی نیست بلکه ترکیب تجرد و ماده است؛ اگر این نگاه را در روانشناسی حاکم کنیم ‌چه تاثیراتی واقع می شود؟ این تاثیرات فقط با تحلیل به دست می آیند. روش گرند تئوری داده بنیان توانایی پاسخ گویی به این پرسش ها را ندارد.

شاید شما تلقی های دیگری که از علم دینی ارائه می شود را بپذیرید؛ مثلا برخی می گوید علم دینی، علمی است که از کتاب و سنت استخراج می شود با این تعریف نسبت دیگری بین روش داده بنیان و علم دینی به وجود می آید با این تعریف به نظرم به یک مقدار بیشتر می توانیم به روش داده بنیان مجوز تحقیق در علوم انسانی را داد.

اجرا کردن داده بنیان در تحقیقات اسلامی به دو روش می تواند انجام شود اول اینکه اگر غالب تحقیقاتی که با روش داده بنیان انجام گرفته ملاحظه کنید از کلید واژه ها استفاده کردند؛ مثلا در بحث مدیریت کسی که می خواهد مدل توانمند سازی از دیدگاه اسلام را بررسی کند در ادبیات و مفاهیم اسلامی کلید واژه ای به نام توانمندسازی وجود ندارد؛ تنها مفاهیمی که با مفهوم توانمند سازی قرابتی دارند را پیدا می کنند مثل مفهوم رشد و ...  .

مدلی که ما می توانیم در انتخاب کلید واژه ها داشته باشیم دو گونه است یا فقط مفاهیمی که در قرابت مفهوم کلید واژه است را ملاحظه کنیم و یا در مواجهه با متون اسلامی کل متون را مورد مطالعه قرار دهیم قطعا در نتیجه این دو روش انتخاب کلید واژه ها تفاوت های زیادی وجود دارد، نتیجه ها یکسان نیستند به نظرم روش کلید واژه در تحقیقات اسلامی روش ابتری است .

آیا کاربست روش داده بنیان در علوم انسانی اسلامی در مرحله اجرای این فرآیند هر برداشتی از متن معتبر است؟ یعنی چه به روش کلید واژه کدگزاری و چه به روش ملاحظه کل متن باشد؟ هر کس در مواجهه با قرآن و احادیث مفهومی را از این منابع برداشت کند معتبر هست؟ آیا این برداشت ارزش علمی دارد یا خیر؟ جایگاه خبرگان در نظریه داده بنیان چیست؟ و اگر در بین خبرگان اگر اجماعی وجود نداشته باشد چه باید کرد؟

 

گزارش| امکان سنجی روش داده بنیاد در نظریه پردازی علوم اسلامی

 

به گزارش خبرنگار وسائل، در ادامه این جلسه دکتر شرف الدین به نقد و بررسی نظریه ارائه شده پرداخت و بیان داشت: مناسب بود حجت الاسلام دکتر شریفی نحوه تعاملشان را با این روش و رویکرد توضیح می دادند و با توجه به موضوع جلسه، ایشان بیشتر نظریه داده بنیان را مرور کردند و توضیح دادند .

روش و یا رویکرد داده بنیان، چند روش و در واقع مولتی متد است؛ که در جاهای مختلف به کار گرفته شده است. در پنجاه سال عمر داده بنیان این روش بسیار خوش درخشیده است و مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است و در عمل تست شده است و بازخورد داشته است و تقریبا پنج قرائت غالب از این نظریه وجود دارد.

موضع جناب دکتر شریفی کاربست بود اگر موضوع جلسه را نقد نظریه کاربست عنوان گذاری کنند، می توانستند بگویند قابلیت ها و محدودیت های این نظریه داده بنیان برای کاربری غیر حوزه های علوم اجتماعی مولد یا موطن این نظریه  بوده است .

یک بازخوانی از این روش ارائه می دهم برای اینکه بتوانم دفاعی از آقای گلیسر انجام بدهم؛ چون بعضی از نظریاتش توضیحات زیادی را می طلبد. برای شناخت ظرفیت ها و محدودیت های این روش، برای مطالعات دین پژوهی و یا علوم انسانی اسلامی باید به این نکته توجه داشت که این روش برای مطالعه علوم اجتماعی است یعنی تلقی معنا کاو دارد.

اگر بخواهیم از این روش برای مطالعات دینی استفاده کنیم اینها متن های زبانی هستند؛ یعنی متضمن نمادها و نشانه های معنا هستند با دلالت های خاص. اساسا آیا می شود از روشی که اصالتا برای متن های اجتماعی طراحی شده است برای متن های زبانی به کار گرفت؟

دوستانی که با مباحث علوم اجتماعی آشنا هستند می دانند از زمانی که دیدگاه های تفهیمی، تفسیر و هرمنوتیکی در مقابل دیدگاه‌های پزوتوئیستی مطرح شد توسط وبر، وینچ، هربرت میت، شوتس، شلایر ماخر، ویکتن اشتاین، گادامر این مباحث در علوم اجتماعی بازتاب داشت.

این همانی بودن متن های زبانی با اجتماعی مؤونه هایی دارد. آنجا این سوال مطرح بود که چرا شلایر ماخر روش هایی را که در متن های زبانی به کار گرفت در متن های اجتماعی به کار گرفته می شوند؟

البته الآن موضع ما معکوس است؛ آنجا این مسئله مطرح بود که روش هایی که شلایر ماخر در متن های زبانی دارد چه تناسبی با متون اجتماعی دارد؟ در اینجا باید بگوئیم که روش داده بنیان چه تناسبی با متون دینی و زبانی دارد؟

فقط به طور اجمال اشاره می کنم، برای متن های اجتماعی مثال هایی را می زنم؛ متن اجتماعی می تواند یک نهاد اجتماعی باشد فرضا دانشگاه، متن اجتماعی می تواند یک فرقه مذهبی باشد، و یا یک نوع از سبک زندگی و یا می تواند یک شغل باشد، می تواند یک نوع رابطه باشد مثل رابطه زن و شوهری، می تواند یک نوع موضوع خاص باشد مثل ازدواج سفید، می تواند یک فرآیند اجتماعی باشد مثل تخریب محیط زیست و... به اینها متن اجتماعی می گویند .

نظریه داده بنیاد تلقی اش این است که از متن اجتماعی می توان خوانش زبانی ارائه داد؛ چون اینها را به مثابه واقعیت های معنادار می بیند؛ چون عالم انسانی است و عالم انسانی گرانبار از معناست. اساسا هیچ پدیده انسانی نیست که معنا نداشته باشد لذا این روش کارش معنا کاوی است.

بنابراین از تکنیک های پس کاوی و استفهامی استفاده می کند؛ بنده معذورم که این تکنیک ها را توضیح دهم اگر دوستان به کتاب روش شناسی بلیکی مراجعه فرمایند آنجا توضیح داده که این روش از قیاس و استقراء استفاده نمی کند بلکه بیشتر لایه کاوی معنایی می کند؛ لایه کاوی معنایی در یک سطح اسمش پس کاوی است و در یک سطح دیگر استفهامی است که فرآیند اجرای آنها را توضیح داده است.

بر این اساس باید ببینیم بین متن های اجتماعی و زبانی چه نسبتی برقرار است؟ متن های اجتماعی متن های چند مولفه است ما در متن های اجتماعی گفتار، رفتار، نوشتار، ساختار و موقعیت و نشانه های تجسمی و صوتی و... داریم اما متون زبانی و از جمله متون دینی اینها فقط متضمن نمادهای مکتوب و نوشتاری هستند با یک معانی و دلالت های خاص.

از یک حیث دیگر متن اجتماعی خیلی چند لایه و معانی مندمج زیادی وجود دارند و اگر در متن اجتماعی ارتباطات بینابینی نیز برقرار شوند مثلا دانشگاه را لینک کنید به حوزه اقتصاد، سیاست، دین و... مولفه های جانبی زیادی پیدا می کند؛ لذا پیدا کردن مفهوم هسته ای فوق العاده پیچیده است.

متون اجتماعی اینجا و اکنونی است بر خلاف مورخ که متن های گذشته را می خواند متن اجتماعی قید زمانی و مکانی دارد ولی متن زبانی تاریخ مند است و باید رمز گشایی شوند حتما باید به تاریخ صدور، نزول و پوشش اجتماعی مردمی و به جغرافیا تاریخ توجه شود.

متن اجتماعی متغیر است المان های متن اجتماعی را اگر در دانشگاه‌ها بررسی کنید خواهید دید که در گذر زمان تغییر پیدا می کند اما متن زبانی اگر مصون از تحریف بماند ثابت است.

متن اجتماعی انضمامی است مقید به قیود متعدد است ولی متن زبانی و مفهومی انتزاعی است، متن اجتماعی به لحاظ ارتباط با محیط و تاثیر و تاثرات متقابل گشوده تر ازمتن زبانی است؛ متن زبانی محدودیت هایی را دارد.

در متن های اجتماعی عوامل زیادی دخیل هستند، روش مطالعه در متون اجتماعی یک طرفش همیشه تجربه هست؛ هیچ مطالعه تفهی و کیفی پیدا نمی شود مگر اینکه یک نسبتی با تجربه داشته باشد همیشه در ارجاع به تجربه در متن اجتماعی اهمیت دارد اما متن زبانی بیشتر روشش زبان شناسی، تاریخی و‌... است .

تکنیک های مطالعه در متن اجتماعی مشاهده، مصاحبه و... است اما تکنیک های مطالعه در متون زبانی بررسی سند و تحلیل روایت، تحلیل مضمون، تحلیل محتوایی کیفی و... است.

ما در متون اجتماعی بنابر توصیه روش داده بنیان نباید به سنت های نظری پیشین مراجعه کنیم؛ به گفتمان های غالب یا پارادیم های غالب نباید مراجعه بکنیم؛ داده ها را گرفتار سوءتفسیر می کند. شما اگر با گفتمان پوزوتوئیستی وارد نظریه پردازی بشودید عملا خودتان را مقید کردید.

محقق با مفروضات خاص وارد تحقیق می شود البته با ذهن باز نه با ذهن خالی؛ ذهنی که آکنده از حساسیت های تئوریک هست منتها سعی می کند اینها را دخالت ندهد البته آقایان باربر و کرایو معتقد هستند این توقع بی جایی است؛ شما از هیچ محققی نخواهید که ذهنیت هایش را دخالت ندهد چون خود مشاهدات شخصی گرانبار از هر نظر است.

خبرنگاری که از خیابان گزارش می دهد براساس درک تئوریک خوش توضیح می دهد اما در متون زبانی رجوع به سنت ها و رجوع به قواعد گرامری یکی از اصول است.

حضرت آیت الله جوادی آملی می فرماید ما وقتی که می خواهیم طبق یک روایت فتوا بدهیم باید با یک چمدان پر از اصل روبرو شویم اصل اینکه تقطیع نشده و اصل اینکه از معصوم صادر شده و... توجه به سنت در متون تاریخی اصل هست ولی روش داده بنیان ما را از این اصل محروم می کند.

در متون اجتماعی روش داده بنیاد به پیشینه مراجعه نمی کنیم؛ داده بنیاد در جایی است که پیشینه وجود نداشته باشد اصلا پیشینه ای نیست که به آن رجوع کنیم کفاف تئوریک وجود ندارد؛ این اشکال که ما بگوئیم رجوع نکردن به پیشینه خلاف اخلاق علمی است؛ نظریه پردازان خلاق نظریه های جدید خودشان را به چه کسی استناد دادند؟ مانند نظریه خودکشی و تقسیم کار دورکهیم و نظریه قفس آهنین و اخلاق پروتستان ماکس وبر برای اولین بار مطرح کردند.

نظریه داده بنیاد در جایی است که فقر نظریه وجود داشته باشد وقتی که انبار و سیلوی نظریه آکنده از نظریه است دیگر به نظریه داده بنیاد نیاز نیست.

روش داده بنیان روش حرفه ای هاست کار انسان عادی نیست روشی است که باید انواع خلاقیت ها را اعمال کنیم اینکه گفته شد همراه با خوش اقبالی و شانس یعنی هیچ تضمینی  وجود ندارد که به نظریه برسیم.

در این نظریه ما باید به سطحی از اشباع برسیم که اشباع در مورد انسان ها متفاوت است و یک امر نسبی است گاهی ممکن است فردی با چند گزاره به اشباع برسد و گاهی فردی با چندین سال مطالعه به اشباع نرسد در واقع یک نوع نسبت گرایی در نظریه وجود دارد.

نکته دیگر این نظریه بیشتر بر بی طرفی تاکید دارد اندیشمند نباید تا حد امکان ذهنیت هایی که باعث کلیشه و انحراف می شود را دخالت بدهد البته مفروضات جهان شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی را دارد که بی تاثیر نیستند./502/241/ح

 

تهیه و تنظیم: علیرضا محمدلو

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدیدها
پر بحث ها
آخرین اخبار
پرطرفدارها
اوقات شرعی
۲۷ / ۱۰ /۱۳۹۷
قم
اذان صبح
۰۵:۴۴:۲۲
طلوع افتاب
۰۷:۱۲:۴۸
اذان ظهر
۱۲:۱۷:۰۰
غروب آفتاب
۱۷:۲۰:۱۵
اذان مغرب
۱۷:۳۸:۴۰